حمیدرضا تهرانی
چندی پیش که مطبوعات دانمارکی اقدام به چاپ کاریکاتورهایی از پیامبر گرامی اسلام(ص) کردند، رشتهای از اعتراضات مسلمانان مبنی بر زیرپا نهادن اعتقادات شاخص مذهبی آنان علیه مطبوعات دانمارکی شکل گرفت و چند ماه بعد با انتشار مجدد این کاریکاتورها در دیگر رسانهها و مطبوعات دیگر کشورها نظیر نروژ و سوئد، بر این موضوع دامن زده شد و خشم هر چه بیشتر مسلمانان را در سراسر جهان برانگیخت.
مسلمانان این کار را به منزله اسلام ستیزی مطبوعات و روزنامههای غربی و تبلیغ عملی بر ضد اسلام دانستند و با تظاهراتی پیوسته و مداوم که هر روز دامنه آن گسترش مییافت به محکوم کردن این اقدام پرداختند چرا که به عقیده مسلمانان اهانت به شخص پیامبر گرامی نابخشودنی به شمار میآید و در پی این تظاهرات خواستار توقیف و برخورد قانونی با مطبوعات و روزنامههایی شدند که به این اقدام اهانتآمیز مبادرت ورزیده بودند. اما زمانی که مقامات اروپایی به خواسته آنان جواب قانع کنندهای ندادند، آتش خشم مسلمانان بیش از پیش شعلهور شد. در این میان عدهای از مطبوعات اروپایی بدون توجه به این اعتراضات و عواقب آن به تکرار چاپ کاریکاتورهای پیامبر اسلام(ص) دست بردند. این عمل در اصل میتواند به عنوان ایجاد تنش و افت و خیز بین روابط اسلام و مسیحیت باشد چرا که اغلب کشورهای اروپایی دارای جمعیتی مسیحی هستند.
از این رو اعترضات خشمگینانه مسلمانان به اعتراض علیه مسیحیت نیز منجر شد. به آتش کشیدن پرچم کشورهایی نظیر دانمارک و نروژ که دارای علامتی به مانند صلیب میباشند از موارد این اعتراض است.
پس از آن عدهای از مسلمانان به مقابله به مثل دست زدند و به انکار واقعه هولوکاست پرداختند و از آنها تنها به عنوان یک افسانه یاد کردند. مسیحیان و صهیونیستها بر این باورند که در واقعه هولوکاست هزاران نفر صهیونیست در کورههای آتشی که هیتلر برپا کرده بود سوزانیده شدند. این واقعه از جانب صهیونیستها به عنوان جنایتی هولناک به شمار میرود و به عبارتی واقعه هولوکاست یکی از باورهای عمیق آنان میباشد تا آنجا که انکار آن در بسیاری از کشورها جرم محسوب میشود.
پس با عنوان کردن این ماجرا، پای یهود نیز به این کشمکشهای مذهبی که بین اسلام و مسیحیت درگرفته بود باز شد. این عامل میتواند خطرات جدیای را برای صلح جهانی به بار آورد چرا که بیش از نیمی از جمعیت جهان را مسلمانان و مسیحیان تشکیل میدهند که با ایجاد اختلاف بین آنان تنها، یک یا دو کشور متوجه خطرات و زیانهای احتمالی این تنش نمیشوند ـ چه برسد به اینکه یهودیان نیز به این میدان کشمکش و اختلاف وارد شوند ـ از این رو ایجاد تنش در میان مذاهب میتواند دنیایی را به آشوب بکشاند.
در حالی که این تنازع و تحجرها از سوی گروههای مذهبی مختلف در جهان دنبال میشد، واقعهای دردناک و تاثرآمیز در عراق اتفاق افتاد و آن انفجار حرم دو امام همام در شهر سامرا بود. ضمن اینکه این حادثه بهت همگان را برانگیخت باعث ایجاد اختلاف و دو دستگی در میان مسلمانان شد. عدهای از شیعیان و اهل تسنن که تا آن روز در صلح و صفا و آرامش در کنار یکدیگر میزیستهاند ناگهان به ستیز علیه یکدیگر پرداختند. در حالی که به هیچ وجه عوامل این بمبگذاری شناسایی نشدند.
در چنین شرایطی که هنوز تنازع و تنش در بین مسلمانان و برخی از کشورهای اروپایی، مبنی بر اهانت به عقاید مسلمانان و همچنین اختلاف نظرهای به وجود آمده در دیگر موارد، پایان نیافته، اختلاف در میان مسلمانان و ایجاد دو دستگی در میان شیعه و سنی کاملا به ضرر آنها خواهد بود، چرا که در تمامی موارد این اختلافات مسلمانان یک طرف قضیه را تشکیل میدهند و در طرف دیگر یا مسیحیت است یا یهودیت سیاسی.
اختلاف در میان مسلمانان و تنازع با یکدیگر میتواند به خدشهدار شدن چهره اسلام، در نظر مخالفان بیانجامد و در این حال کنار گذاشتن اختلافات امری است مهم و حیاتی. اگر مسلمانان جهان هم در میان خود اختلاف داشته باشند و هم با مذاهب دیگر در تنش باشند، همان توطئه غربیهاست که میخواهند در نظر ممالک غیرمسلمان و حتی انسانهای فرصتطلب و مخالف اسلام چنین قلمداد شود که گویا دامن زدن به اختلاف در اسلام امری بدیهی است، اما این موضوع کاملا با روح اسلام اصیل که همواره ندای صلح و دوستی را سرداده است، مغایرت دارد.
به عقیده من تکلیف مسلمانان در چنین شرایط دشوار و مهم این است که سعه صدر پیشه کنند و به گسترش دوستی و برادری در میان خود بپر+6ئدازند و با حفظ آرامش و برخورد متمدنانه و منطقی، اقدامات ناشایست را علیه اعتقادات مسلمانان محکوم سازند و این اعلام اعتراض در سایه گفتار و زبان فطرت باشد و همچنین به مقابله به مثل علیه رفتارهای اهانتآمیز دست نزنند که این رفتار، همواره منش مسلمانان واقعی در صدر اسلام بوده است.