تاریخ انتشار : ۰۷ مرداد ۱۳۸۸ - ۰۸:۵۳  ، 
کد خبر : ۱۰۲۰۷۹

آمریکا به دنبال جایگزین برای ترکیه


ترجمه: ناصر پورحسن
روابط ترکیه و آمریکا در سراسر دوره جنگ سرد مستحکم باقی ماند. ترکیه عضو سازمان پیمان آتلانتیک شمالی (ناتو) و از دولت‌های خط مقدم جبهه مقابل اتحاد جماهیر شوروی بود. واشنگتن، آنکارا را یک شریک استراتژیک می‌دانست، اما با پایان دوره جنگ سرد از موقعیت حیاتی ترکیه کاسته شد. در این مقطع اگرچه روسای جمهور آمریکا به اهمیت روابط با ترکیه تاکید می‌کردند، اما زیاد در مورد آن سرمایه‌گذاری نکردند. تا قبل از آنکه مخالفت پارلمان ترکیه با در اختیار گذاشتن پایگاه‌های این کشور به نیروهای آمریکایی برای حمله به عراق در یکم مارس 2003، مقامات واشنگتن را شگفت زده کند، برخی از مقامات کاخ سفید همچنان به ارزش همکاری با ترکیه فکر می‌کردند. از دست رفتن آنکارا به عنوان یک متحد قابل اعتماد، سیاستگذاران آمریکا را مجبور کرده است تا در مورد استراتژی منطقه‌ای خود، تجدیدنظر کنند. اگر ترکیه یک دولت حیاتی محسوب نمی‌شود، اما حوزه دریای سیاه و خزر یک منطقه مهم برای تامین امنیت انرژی و مقابله با اسلام‌گرایی برای آمریکا به حساب می‌آید. به همین دلیل است که آمریکا برای جبران روابط خود با آنکارا و جهت حفظ ثبات و امنیت منطقه نیازمند همکاری بیشتر با جمهوری آذربایجان، ارمنستان، گرجستان و رومانی است.
اعتماد متزلزل
مجمع ملی ترکیه با دادن رای علیه مشارکت در عملیات آزادسازی عراق، سیاستگذاران آمریکایی را مبهوت کرد. این رای منفی نقطه ضعف روابط آنکارا ـ واشنگتن را نشان داد، ضمن آنکه با گرایش رجب طیب اردوغان نخست‌وزیر ترکیه به سوی ایران و سوریه و نیز تمایلات ضد آمریکایی برخی از اعضای حزب عدالت و توسعه، اوضاع برای آمریکا بدتر شد.
موضع‌گیری مبهم آمریکا در مورد حزب کارگران کرد ترکیه (پ.ک.ک) و گرایشات فکری اردوغان اعتماد دو جانبه میان دو کشور را هر چه بیشتر از بین برده است. یک نظرسنجی که در جولای 2005 برگزار شد، حاکی از سرد شدن روابط ترکیه و آمریکا بود. 50 درصد از پاسخ‌دهندگان در این نظرسنجی، اعلام کردند که نگرش آنها به آمریکا «کاملا منفی» است. این نگرش در میان برخی از سیاستگذاران آمریکایی به ویژه کسانی که جزء دستگاه دیپلماسی نیستند نیز حاکم است.
گسترش اسلام‌گرایی در ترکیه، اعتماد بلندمدت در روابط آمریکا و این کشور را از بین می‌برد. اردوغان پیش از آنکه نخست‌وزیر ترکیه شود، با سرودن قطعه شعری، تفکر کمالیستی (آتاتورک) دولت این کشور را به چالش طلبید. حزب عدالت و توسعه با یک دستور کار اسلامی کار خود را آغاز کرد. این حزب به دنبال تقویت تحصیل در مدارس مذهبی بوده و برای ورود میلیاردها دلار از منابع اسلامی و کشورهای حوزه خلیج‌فارس تلاش کرده است. بازداشت بدون محاکمه یک پروفسور دانشگاه وان و بازداشت غیر منتظره چند استاد سکولار دانشگاه در ترکیه، سوال‌هایی را ایجاد کرده است.
به علاوه دولت اردوغان، جنگ غرب علیه تروریسم را نیز زیر سوال برده است. وی اسرائیل را یک دولت تروریستی خوانده است. این در حالی است که دولت متبوع وی همین شیوه را در مقابل پ‌ک‌ک به کار می‌گیرد. برخی از نمایندگان حزب اعتدال و توسعه در پارلمان ترکیه نیز از شورش‌های عراق حمایت کرده‌اند که این مساله با نگرش تاریخی دولت ترکیه مغایرت دارد.
نگرانی‌های منطقه‌ای
در حالی که دولت آمریکا می‌تواند حمایت خود را از رادوغان و دولت ترکیه پس بگیرد، اما به علت منافع منطقه‌ای نمی‌خواهد این کار را انجام دهد. علاوه بر تلاش‌های ایران برای صدور انقلاب و نیز برخی نگرانی‌های دیگر واشنگتن منافع زیادی برای حفظ امنیت انرژی قفقاز جنوبی و به ویژه حفاظت از خط لوله انتقال نفت 1090 کیلومتری باکو ـ تفلیس ـ جیهان (BTC) دارد. این خط لوله نفت خزر را به بندر جیهان ترکیه در مدیترانه منتقل می‌کند. ابتکار ایجاد این خط لوله در دوره ریاست جمهوری بیل کلینتون رئیس‌جمهور سابق آمریکا مطرح شد و در 25 می 2005 به عنوان بخشی از استراتژی آمریکا برای کاهش وابستگی به منابع انرژی حوزه خلیج فارس به بهره‌برداری رسید.
تامین امنیت این خط لوله از حملات تروریستی بسیار سخت است، زیرا بخش‌های زیادی از منطقه قفقاز جنوبی، ناگورونو دولت‌های مرکزی این منطقه خارج است. این مساله ‌آمریکا را مجبور می‌کند تا به دنبال یک راه‌حل واقعی در مورد بحران‌های آبخاز، اوستیای جنوبی و ناگورونو ـ قره‌باغ باشد، حل این بحران‌ها مستلزم ایجاد اجماع منطقه‌ای و بین‌المللی و همکاری با بازیگران منطقه‌ای است. مردم این مناطق بحرانی، سال‌هاست که تشکیلاتی برای اداره خود ایجاد کرده‌اند. آموزش واحدهای نظامی محلی، یکی از گام‌های مثبت آمریکا برای تامین امنیت خط لوله BTC است.
برخی از کشورها از گروه‌های تروریستی منطقه که می‌توانند امنیت آن را به خطر بیندازند، حمایت می‌کنند. برای مثال از سازمان حزب‌الله ترکیه حمایت می‌شود. این گروه که احتمالا با بمب‌گذاری 23 نوامبر دو کنیسه در استانبول در ارتباط است، به دنبال تجزیه بخشی از ترکیه است. تجزیه‌طلبان که برخی از کشورهای عربی نیز از آنها حمایت می‌کنند، در بخش شمال‌شرقی قفقاز بسیار فعال هستند. اگر چه جنگ اول چچن علیه مسکو (1996 - 1994) یک تلاش ناسیونالیستی متاثر از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی بود، اما بعدها موجب شد مجاهدین عرب، آن را به صحنه‌ای برای نبرد با غرب تبدیل کنند. این گروه‌ها به برخی موفقیت‌ها نیز دست یافتند. با توجه به گسترش وهابی‌گری در چچن، آمریکا باید این منطقه را بخشی از خاورمیانه بزرگتر خود تلقی کند و آن را صرفاً یک مساله محلی قلمداد ننماید، زیرا برخی از افرادی که در حادثه 11 سپتامبر دست داشتند، با نیروهای چچنی در ارتباط بوده‌اند.
جنگجویان چچنی در برخی عملیات‌های خود به بمب‌گذاری انتحاری روی آوردند. آنها طی سالهای 1996 تا 1999 نه تنها به یک استقلال غیر رسمی از مسکو دست یافتند، بلکه باعث شدند تحرکاتی علیه دولت مرکزی روسیه در برخی جمهوری‌های خود مختار نیز به وجود آید. برای مثال این تحرکات در داغستان بسیار زیاد شد. روسیه که طی دو قرن گذشته تلاش کرده بود عقاید بسیاری از مسلمانان خود را تغییر دهد، هم‌اکنون در مناطقی که اکثریت آنها را مسلمانان تشکیل می‌دهند، با مشکل مواجه شده است. در سال 2004 موسسه آسیای مرکزی قفقاز در دانشگاه جان هاپکینز ایجاد شد. این موسسه به دلیل جابه‌جایی نگرانی‌های استراتژیک آمریکا از «اروپا ـ آتلانتیک» به منطقه قفقاز جنوبی، عراق، افغانستان و آسیای مرکزی تشکیل شد. آمریکا اگرچه نمی‌تواند به آنکارا اعتماد کند، اما با این وصف باید منافع استراتژیک خود را حفظ کند. از این رو با سردی روابط واشنگتن ـ آنکارا، آمریکا باید به دنبال متحدین جدید در منطقه باشد.
آذربایجان غیرمطمئن
جمهوری آذربایجان می‌تواند در صدر لیست دولت آمریکا باشد. آذربایجان که یک دولت طرفدار آمریکا و سکولار است، از یک طرف روابط خوبی با ایران و از طرف دیگر با اسرائیل و ترکیه دارد و می‌تواند یک سرمایه استراتژیک برای واشنگتن محسوب شود. آذربایجان با در اختیار قرار دادن فضای هوایی خود به آمریکا در جنگ علیه تروریسم شرکت کرده است.
به علاوه باکو نظامیان خود را نیز به عراق فرستاده است. از نظر آمریکا، جمهوری آذربایجان به علت واقع شدن در مرزهای شمالی ایران دارای یک موقعیت استراتژیک است و می‌تواند مانع نفوذ تهران در قفقاز شود. مسائل قومی در ایران و آذربایجان نیز این موقعیت باکو را تقویت می‌کند.
اگر چه آمریکا کمک‌های خود به جمهوری آذربایجان را ادامه می‌دهد، اما نگرانی‌هایی در مورد اینکه باکو بتواند در آینده یک شریک قابل اعتماد برای واشنگتن باشد، وجود دارد. فقدان دموکراسی در آذربایجان به یکی از موارد اختلاف‌برانگیز میان دو کشور تبدیل شده است. ناظران غربی در مورد سلامت انتخابات 6 نوامبر 2005 که در آن نیروهای طرفدار الهام علی‌اف توانستند اکثریت کرسی‌های پارلمان را تصاحب کنند، انتقاد کرده‌اند.
وزارت خارجه آمریکا اعلام کرد، در این انتخابات استانداردهای بین‌المللی رعایت نشده است. همچنین این امکان وجود دارد که انتقاد آمریکا از وضعیت حقوق بشر در جمهوری آذربایجان، موجب شود الهام علی‌اف مانند اسلام کریم‌اف رئیس‌جمهور ازبکستان ـ که به آمریکایی‌ها اجازه نداد از تاسیسات نظامی این کشور استفاده کند ـ در تصمیمات خود تجدیدنظر کند.
ایران بارها به جمهوری آذرباجان هشدار داده که نباید خیلی به آمریکا اعتماد کند، زیرا حضور آن منطقه موقتی است، اما ایران به عنوان یک قدرت بزرگ منطقه‌ای، همیشه حضور دارد، به همین دلیل است که جمهوری آذربایجان سیاست حسن همجواری با ایران را تقویت کرده، به گونه‌ای که کنسولگری خود را در تبریز افتتاح کرده است.
ایران تلاش کرده که موقعیت خود را در جمهوری آذربایجان تقویت کند. یکی از مبانی این اقدام ایران، اندیشه‌های [امام] خمینی در مورد حکومت مذهبی است.
حتی قبل از استقلال آذربایجان در سال 1991، مبلغان مذهبی ایران به برخی مناطق از جمله مناطق حاشیه باکو، نخجوان و لنکران رفته بودند. در سال‌های اخیر نیز ایران تلاش کرده با ساخت مساجد در جمهوری آذربایجان و آموزش طلاب این کشور، تاثیر مستقیم‌تری در جمهوری آذربایجان داشته باشد، ایران همچنین تاثیر زیادی در میان آذربایجانی‌هایی که در اردوگاه‌های نزدیک مرز ایران مستقر هستند، به جای گذاشته است. ایران از حزب اسلامی آذربایجان که دارای گرایشات ضد ترکیه و ضد سکولار است و در طول سه سال گذشته فعالیت آن ممنوع شده، حمایت کرده است.
عوامل دیگری ممکن است، ثبات جمهوری آذربایجان را به خطر بیندازد. یکی از این عوامل حمایت خارجی‌ها از اقلیت طالشی است. برخی کشورهای خارجی از حق پایمال شده این گروه توسط دولت آذربایجان دفاع می‌کنند به علاوه اقلیت سنی آذربایجان نیز تمایلات رادیکالیزه شدن دارد. برخی از نیروهای اسلامگرای مصری، مدتی در این منطقه زندگی می‌کردند. اعضای القاعده از آذربایجان به عنوان مکانی برای طراحی عملیات‌ها علیه غرب استفاده می‌کرد. البته آنها منافع آمریکا در آذربایجان را نیز مورد هدف قرار می‌دادند. برای مثال در سال 1988 به سفارت آمریکا در باکو حمله شد. در جمهوری آذربایجان اقلیت دیگری به نام «لزگین» وجود دارد که نگرانی‌هایی در مورد رادیکالیزه شدن آن وجود دارد. این اقلیت دارای گرایشات وهابی است. لازم به ذکر است که باید به اختلاف نظر ایران و آذربایجان بر سر منابع انرژی دریای‌خزر نیز اشاره کرد.
در حالی که دولت آمریکا از نحوه برگزاری انتخابات آذربایجان در نوامبر 2005 که به موجب تسلط حزب حاکم «ینی آذربایجان» بر پارلمان شده ناراحت است، اما چاره دیگری ندارد و به همین دلیل همچنان روابط خود با باکو را حفظ کرده است. جمهوری آذربایجان یک عرضه‌کننده مهم انرژی خواهد بود و از منظر واشنگتن می‌تواند نقش بازدارنده‌ای در مقابل تلاش‌های ایران در حوزه قفقاز داشته باشد. اگرچه برخی نگرانی‌های آمریکا در مورد دموکراسی باعث شد که واشنگتن در طول دهه 90، روابط خود با باکو را چندان نزدیک نکند، اما این کشور می‌تواند به یک شریک استراتژیک برای آمریکا در آینده تبدیل شود.
گرمی روابط آمریکا با ارمنستان
یکی دیگر از کشورهای منطقه که آمریکا می‌تواند روابط خود را با آن توسعه دهد، ارمنستان است. در میان کشورهای منطقه قفقاز روابط آمریکا با ایروان از بقیه سردتر بوده است. ارمنستان سیاست خصمانه‌ای علیه واشنگتن و آنکارا اتخاذ کرده است. ادامه این سیاست خصمانه که بیشتر به علت منطقه اختلاف‌برانگیز ناگورونو ـ قره‌باغ با جمهوری آذربایجان بوده است، موجب شد آمریکا و ترکیه، ارمنستان را از خط انتقال نفت محروم کنند و این لوله از باکو به تفلیس و سپس جیهان رفت. به رغم این شرایط، دولت ارمنستان جاذبه‌هایی برای آمریکا در زمینه مبارزه با تروریسم دارد. ارمنستان تنها کشور منطقه قفقاز است که گروه‌های رادیکال در آن وجود ندارد. آمریکا می‌تواند این کشور کوچک را به یکی از طرفداران غرب در منطقه تبدیل کند. دولت ارمنستان نیز تمایل دارد که همکاری استراتژیک با آمریکا داشته باشد. در اواخر اکتبر 2005 سرژ سرگیسیان وزیر دفاع ارمنستان به پنتاگون رفت تا در مورد گسترش روابط نظامی کشورش با آمریکا مذاکره کند.
به رغم عدم حمایت افکار عمومی ایروان نیروهای غیر رزمی شامل راننده و پزشک به عراق اعزام کرد. افزایش گفت‌وگوها بین واشنگتن و ایروان موجب شد زمینه برای عضویت ارمنستان در ناتو فراهم شود. حتی ولادیمیر ساکر، منتقد اصلی سیاست خارجی ارمنستان که روابط نزدیکی با روسیه دارد نیز گفته است، اگر مشکلات ارمنستان با جمهوری آذربایجان حل شود، فرصتی برای پیوستن این کشور به ناتو فراهم می‌شود.
تا زمانی که روابط ایروان با تهران و مسکو گرم است، زمینه گسترش روابط دو جانبه آمریکا با ارمنستان بیش از آنچه که هم اکنون است، فراهم نمی‌شود. ایران و روسیه در ارمنستان فعال هستند. ایران به دنبال ایجاد یک خط لوله در استان سیونیک است. آمریکا به شدت نگران گسترش روابط روسیه با ارمنستان است. فدراسیون روسیه بزرگترین سرمایه‌گذار در اقتصاد ارمنستان محسوب می‌شود. به علاوه دو کشور دارای روابط نظامی بسیار گسترده‌ای نیز هستند.
ارمنستان یکی از اعضای «سازمان پیمان امنیت جمعی» است. این سازمان یک اتحاد منطقه‌ای است که در آن روسیه، بلاروس، قزاقستان، قرقیزستان و تاجیکستان عضویت دارند.
طبیعی است که مسکو از حضور وزیر دفاع ارمنستان در پنتاگون ناراحت شد. هر چقدر که روابط ارمنستان با ایران یا روسیه گرم‌تر شود به همان اندازه منافع استراتژیک آمریکا صدمه می‌بیند.
از تفلیس تا بخارست
گرجستان با مشارکت در «برنامه آموزش نظامی بین‌المللی» به یکی از بازیگران کلیدی در نبرد آمریکا علیه تروریسم تبدیل شد. انجام عملیات علیه افراط‌گرایان در دره پانکیسی واقع در شمال‌شرقی گرجستان و همکاری با آمریکایی‌ها در افغانستان و عراق، موجب شد که روابط آمریکا و گرجستان تقویت شود.
با وقوع انقلاب رنگی در نوامبر 2003 و به قدرت رسیدن میخائیل ساکاشویلی ـ طرفدار غرب ـ در انتخابات ژانویه 2004 روابط این دو کشور باز هم گرمتر شد. در نوامبر 2004 گرجستان، نیروهای خود در عراق را پنج برابر کرد و تعداد آنها را به 850 نفر رساند.
جرج‌بوش در خلال سفر دو روزه خود به تفلیس در می 2005، حمایت خود را از دولت جدید این کشور اعلام کرد و گفت واشنگتن آمادگی حمایت از تفلیس برای حل مساله جدایی‌طلبان آبخازیا و اوستیای جنوبی را دارد. برخی از نهادهای وابسته به دولت آمریکا نیز برنامه‌هایی برای انجام اصلاحات اقتصادی در گرجستان آغاز کردند.
یک تحلیل‌گر گرجی گفت: ساکاشویلی در 12 دسامبر 2005، قراردادی را امضا کرد که از نظر اقتصادی، بزرگترین پروژه در این کشور پس از استقلال آن در سال 1991 است.
قرار گرفتن گرجستان در شرق دریای سیاه و مسیحی بودن جمعیت آن همراه با تمایلات غربی آنها از یک طرف و نزدیکی آن به ایران و سوریه از طرف دیگر، باعث شده که این کشور از نظر استراتژیکی برای آمریکا بسیار مهم باشد. یاپ دی هوپ شفر، دبیرکل ناتو اخیرا گفته است که برای عضویت گرجستان در ناتو «درها باز است.»
رومانی برخلاف گرجستان، اخیرا به عضویت ناتو درآمده و برخلاف یونانی‌ها، گرایش ضدآمریکایی در آن قوی نیست. نظام سیاسی دموکراتیک و نیروهای نظامی آموزش دیده موجب می‌شود که رومانی در آینده نزدیک به یک کشور با ثبات و قوی در منطقه دریای سیاه تبدیل شود. بخارست نقش مهمی در آزادسازی عراق ایفا کرد و برخلاف ترکیه که اجازه نداد نظامیان آمریکایی از خاک آن استفاده کنند، رومانی به نظامیان آمریکا اجازه داد تا از پایگاه هوایی «کوگالنسیو» در جنوب‌شرقی این کشور استفاده کنند. با مخالفت ترکیه برای در اختیار گذاشتن پایگاه اینجرلیک، دونالد رامسفلد وزیر دفاع آمریکا «طرح B» را مطرح کرد که براساس آن نیروهای آمریکایی از پایگاه‌های رومانی استفاده کردند.
نظامیان رومانی و آمریکا در جولای 2005 در منطقه «باباداگ» یک رزمایش مشترک نظامی برگزار کردند. رومانی نیروهای خود را در افغانستان و عراق همچنان حفظ کرده است.
دولت رومانی تمایل دارد پایگاه‌های بیشتری را در اختیار نظامیان آمریکایی بگذارد. در این شرایط، سیاستگذاران آمریکا باید نقش استراتژیکی جدید رومانی را به رسمیت بشناسند. هر چه قدر که روابط آمریکا و ترکیه سردتر شود، اهمیت روابط با رومانی برای آمریکا بیشتر می‌شود.
نتیجه‌گیری
قفقاز و دریای سیاه به یک منطقه استراتژیک برای آمریکا به ویژه در استراتژی بلندمدت آن برای خاورمیانه بزرگتر تبدیل شده است. سفر مقامات بلندپایه آمریکا به این منطقه، یکی از شاخص‌های قابل توجه برای نشان دادن اهمیت آن به شمار می‌رود. برای نمونه در سال 2004، کالین پاول وزیر امور خارجه وقت آمریکا به گرجستان رفت. تفلیس یکی از معدود پایتخت‌های منطقه بود که رئیس‌جمهور آمریکا در سال 2005 به آنجا سفر کرد.
در حالی که مادلین آلبرایت وزیر امور خارجه اسبق آمریکا دوبار به ترکیه سفر کرد، پاول تنها یک بار آن هم قبل از جنگ عراق به آنکارا رفت.
آدرین ناستیس نخست‌وزیر رومانی در سال 2004 دوبار به واشنگتن رفت، در حالی که جرج بوش در ژوئن 2005 به سردی از رجب طیب اردوغان در کاخ سفید استقبال کرد. آیا معنی این تحولات آن است که باید آمریکا، آنکارا را به عنوان متحد خود نادیده بگیرد؟ خیر، ترکیه یکی از شرکای آمریکا در افغانستان و سومین دریافت‌کننده عمده تسلیحات آمریکاست.
برای واشنگتن اقدام معقولانه آن است که روابط نظامی خود با ترکیه را حفظ کند. این مساله به معنی آن نیست که سیاستگذاران آمریکایی چشم خود را به روی زندگی سیاسی ترکیه به ویژه تمایلات ضد آمریکایی آنها ببندند. تقویت روابط نظامی آمریکا با گرجستان و رومانی نباید موجب صدمه زدن به روابط با ترکیه شود و این کشور را تضعیف کند، زیرا بدترین سناریو آن است که روسیه به منطقه قفقاز شمالی کنترل یابد و ترکیه به عنوان یک شریک استراتژیک از دست برود.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات