تاریخ انتشار : ۱۲ شهريور ۱۳۸۸ - ۰۸:۱۲  ، 
کد خبر : ۱۰۲۰۹۳

تسلیم پر هیاهو طالبان به آمریکا


به گزارش خبرگزاری فارس، عملیات بی سابقه آمریکایی‌ها و نیروهای خارجی در ولایت "هلمند " در جنوب افغانستان با ارسال سیگنال‌هایی از سوی دو طرف مناقشه اگرچه با شعارهای تاکتیکی- نظامی شکست و سکوت پرابهامی روبروست، اما توجه صاحب نظران سیاسی را به خود جلب کرده است.
در این بازی پرمخاطره شطرنج آمریکایی که مهره کیش و مات آن به طالبان افغان واگذار شده است، برآیند احیای مجدد امارت اسلامی دور از انتظار نیست.
همزمانی ارسال پیام طالبان به اوباما با عملیات "خنجر " به عنوان آخرین تحرک نظامی آمریکا در افغانستان نشان دهنده تحولات عمیقی است که مردم افغانستان در ورای سکوت خبری آمریکایی ها و هیاهوی طالبان تجربه می‌کنند.
سکوت معنی دار درباره جنگ هلمند و نقشی که این ولایت در کنترل تنگه خیبر، نقطه مرزی افغانستان با پاکستان و گذرگاه استراتژیک ترانزیت امکانات دفاعی و لجستیکی ناتو به افغانستان دارد، قابل توجه و ارزیابی است.
تشدید جنگ ظاهری همراه با بایکوت خبری تحولات اوضاع در جنوب افغانستان به طوری که بتواند سیاست ماکیاولی واشنگتن درباره آینده سیاسی افغانستان را رقم بزند، برنامه از قبل تعیین شده واشنگتن است.
در این زمینه چند دیدگاه از نظر صاحب نظران مطرح است:
1- از منظر نظامی: گشودن جبهه جدیدی علیه طالبان پاکستانی در دره سوات که مرکز عمده مناطق قبایلی هم مرز افغانستان است، در واقع اعمال فشار از سوی پنتاگون برای کاهش حمایت همه جانبه آنان از طالبان افغان تلقی می شود.
2- آمریکا و ناتو با نگرانی مسدود شدن گذرگاه خیبر، نقطه عبور ابزار جنگی برای سربازان آمریکایی در افغانستان را نظاره گر بوده و درصدد چاره اندیشی برای حل این معضل بودند. جنگ ارتش پاکستان با طالبان در دره سوات در همین راستا ارزیابی می شود. اگر چه امیدی به گشوده شدن کامل گذرگاه استراتژیکی مزبور به چشم نمی‌خورد.
3- از منظر سیاسی: طراحان و برنامه ریزان CIA به کمک آی.اس.آی (سازمان اطلاعات و امنیت پاکستان) از گسترش جنگ افغانستان به پاکستان و سپس به کشمیر و هند نیات پشت پرده‌ای را برای بی‌ثبات کردن اوضاع در آسیای جنوبی ظاهراً با هدف همراهی کشورهای منطقه و جهان جهت مبارزه با آنچه که تروریسم بین‌المللی عنوان می‌شود، دارند.
4- تئوری تشدید بحران در مناطق استراتژیک جهانی و اجرای آن از سوی آمریکا در جنوب آسیا و به ویژه پاکستان و افغانستان در حالی اجرا شده که نخستین آزمون و خطایش را در غرب چین و منطقه مسلمان نشین سین کیانگ تجربه می کند.
باتوجه به پارادوکس واشنگتن در نگاه به مناطق استراتژیک و ژئواستراتژیک جهانی، هندوستان از گسترش اوضاع به خاک این کشور بنابر ملاحظات رفتارگرایانه سیاسی دهلی نو در ارتباط با آمریکا در شرائط کنونی مصون مانده است.
5- با توجه به همین دیدگاه دوگانه و مراودات استراتژیک سیاسی- امنیتی واشنگتن - مسکو و رفتارگرایی مسالمت‌جویانه رهبران روسیه در برابر آمریکا، آسیای مرکزی به عنوان سرفصل مرزهای جنوبی این کشور از گسترش دامنه تنش های نژادی و قومی غرب چین به دور مانده است. اگرچه رهبران کشورهای این منطقه حساس از تاثیر بحران چین بر کشورهایشان به شدت نگرانند.
به هرحال مذاکرات آمریکا و طالبان برای حضور سیاسی در آینده افغانستان و مشارکت در روند آنچه دموکراسی خوانده می شود، اگر چه به ظاهر از سوی طالبان افغان رده شده است، اما جناح هایی در درون طالبان با پایان جنگ و سهم گیری در قدرت سیاسی افغانستان به چند شرط موافقند:
اول- احیای مجدد حکومت طالبان در افغانستان به رسمیت شناخته شود. انتخاب شخصیت ها و احزاب نزدیک به طالبان از سوی رهبران این گروه برگزیده خواهند شد که به نظر می رسد با امتیاز دهی طرفین راه میانه‌ای از ترکیب طالبان و مجاهدین افغان مد نظر باشد.
دوم: طالبان افغان در احیای مجدد حکومتشان در کابل به تغییر رویکرد از افراط گرایی به مشی اسلام آمریکایی که ظاهراً نافی اسلام سلفی و تکفیری است و نه اسلام سنتی مردم افغانستان دست خواهند زد که گرایش به سلفیت جدید از سوی طالبان اجتناب ناپذیر خواهد بود.
نکته مهم در اجرای راهبرد آمریکا برای افغانستان و در واقع جنوب آسیا، آسیای مرکزی و شبه قاره جلب حمایت روسیه در این زمینه است.
راهبرد مذکور در عین حال که چین و هند را به عنوان دو کشور مهم منطقه که داعیه جهان چند قطبی را دارند، مهار خواهد کرد، در عین حال دشواری‌هایی را برای جمهوری اسلامی ایران به عنوان الگوی مردم سالاری دینی با تفکر غالب شیعی به وجود می آورد.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات