به گزارش فارس، در اواخر هفته گذشته رسانهها و خبرگزاریهای بزرگ جهان خبر از بروز تحولی بزرگ در خصوص بحران در هندوراس دادند و جوانب آن را امیدوارانه به بحث گذاشتند و از جمله اینکه "اسکار آریاس "، رئیس جمهور کاستاریکا، همان گونه که بیست سال قبل موفق شد گروههای متخاصم در آمریکای مرکزی را در مقابل یکدیگر بنشاند و آنها را از وضعیت مواجهه نظامی در آورده و به رقابت سیاسی بکشاند، این بار نیز خواهد توانست دو گروه متخاصم را در هندوراس به مذاکره با یکدیگر بکشاند.
پس از طرح مباحث مکرر در خصوص ویژگیها و زوایای مذاکرات، از جمله نحوه ورود "روبرتو میچلتی " به "سنخوزه "، پایتخت کاستاریکا، و پس از اینکه وی سنخوزه را با بر جای نهادن یک کمیسیون کاری ترک کرد، اخبار شروع به گردش کردند که مذاکرات بدون نتیجه پایان یافت. اکنون دیگر نه تنها میچلتی که معاون وزیر امور خارجه او نیز جایگاهی رسانهای یافتهاند.
نگاهی به نحوه طرح موضوعات خبری و نحوه گردش اخبار، تصویر روشنتری را از آنچه که به واقع اتفاق افتاده است به نمایش می گذارد. برخی اتفاقات و اظهارات نقشآفرینان این رویداد اخیر را مرور می کنیم.
روز سهشنبه گذشته در واشنگتن، هیلاری کلینتون پس از دیداری نیمساعته با "مانوئل سلایا "، رئیس جمهور قانونی و خلع شده هندوراس، طی یک کنفرانس مطبوعاتی اعلام کرد آمریکا میانجیگری اسکار آریاس را برای حل و فصل بحران هندوراس می پذیرد. وی در این هنگام هنوز با آریاس در مورد اینکه آیا وی انجام چنین مأموریتی را می پذیرد یا خیر، گفتگو نکرده بود. کلینتون در مقطعی دیگر نیز گفت، وی خرسند است از اینکه سلایا پذیرفته است به جای اینکه قهرا به هندوراس بازگردد، بر سر میز مذاکره بنشیند زیرا این مسیر بسیار بهتر است. "یان کلی "، سخنگوی وزارت امور خارجه آمریکا نیز گفته بود آنچه در این مقطع اهمیت بیشتری دارد بازگردانیدن نظام قانونی به هندوراس است.
آنها دقت بسیاری داشتند در مورد بازگشت سلایا به قدرت صراحتا چیزی نگویند و متعاقب اظهارات "باراک اوباما " در مسکو که گفته بود آمریکا رئیسجمهوری را در هندوراس میپذیرد که به طریق قانونی انتخاب شده باشد، خانم "ایلیانا روس لهرر "، نماینده جمهوریخواه و کوباییتبار کنگره آمریکا، گفت البته این موضع آمریکا از موضع 24 ساعت قبل از آن بسیار بهتر است. این اظهارات نشان می دهد مدیریت جریان توسط دولت آمریکا مورد تأیید جمهوریخواهان نیز قرار گرفته است.
اکنون چند عامل دیگر را نیز در نظر بگیریم:
- کودتا در هندوراس را هم سازمان کشورهای آمریکایی(OAS)، هم سازمان ملل متحد از طریق مجمع عمومی آن، و هم تمامی گروههای منطقهای در آمریکای لاتین رد کردند.
- کودتا در هندوراس توسط تمامی کشورهای جهان خارج از این قاره نیز مردود شناخته شد.
- آمریکا در جریان اجلاس سران کشورهای آمریکایی در ترینیداد و توباگو و نیز در اجلاس "سنپدرو سولا "، تلاش بسیاری را به عمل آورد تا چهره بهتری را از خود به نمایش بگذارد و به دیگران بقبولاند دولت اوباما با دولت جرج بوش فرق می کند.
بنابر این، به طور طبیعی قادر نبود صراحتا از آنچه که مسلم بود توسط سازمان "سیا " و "پنتاگون " سازماندهی شده است حمایت به عمل آورد، اما از سوی دیگر نیز نمی توانست مصالح خود را در قید برخی اظهارات که ناگزیر بیان شده بودند، نگه دارد.
بنابراین آنچه که اتفاق افتاد معماری وضعیتی بود که حکومت کودتا عملا مورد قبول واقع شود و حضور در مذاکرات برای تعیین سرنوشت ریاست جمهوری در هندوراس، بهترین راه برای حصول آن بود که خانم کلینتون اجرای این مأموریت را بر عهده اسکار آریاس گذاشت.
مانوئل سلایا پیشاپیش تأکید کرده بود که وی برای مذاکره با کودتاگران به کاستاریکا نمیرود، بلکه میانجیگری اسکار آریاس را برای یافتن راه خروجی برای کودتاگران از وضعیتی که خود به وجود آوردهاند می پذیرد و از ابتدا هم قرار بود چنین مذاکراتی بین اسکار آریاس و کودتاگران، و در عین حال سلایا و اسکار آریاس، بطور جداگانه پیش برده شود. بنا بر این، مذاکرات مستقیمی بین دو طرف مطرح نبود که اکنون شکست آن به بحث گذاشته می شود.
مانوئل سلایا در شرایطی که همسر و فرزندانش در رأس مقاومتهای مردمی، اما بدون پوشش رسانهای در مقابل کودتاگران به تظاهرات همه روزه خیابانی روی آوردهاند، مکررا گفته است مسند ریاست جمهوری امانتی است که مردم به وی سپردهاند و متعلق به شخص او نیست که درباره آن مذاکره کند.
به لطف طرح موضوع مذاکرات، اکنون در عرصه رسانهای دولت کودتا عرصه بیشتری برای ابراز وجود پیدا کرده است و مهمترین موضوعی که مطرح میشود، ایراد اتهام به "هوگو چاوز " مبنی بر دخالت در امور داخلی کشورهای دیگر و بلاخص هندوراس است. در مقابل، تأکیدات مکرر سلایا که دوستی وی با چاوز، دلیل توسل به قوه قهریه و گسستن روند قانونی ریاست جمهوری این کشور نمیشود. لذا به نظر می رسد چاوز به درستی در مورد میانجیگری اسکار آریاس در موضوع هندوراس قضاوت کرده باشد.
اما در این کودتا نیز نظیر تمامی جنگهایی که اخیرا اتفاق افتادهاند، رسانهها نقش ابزاری مهمی را ایفا کردهاند و اکنون هم همین نقش را با جدیت کامل بر عهده گرفتهاند. به طور مثال، خبرگزاری فرانسه در اخبار و گزارشات خود، بسیار بر این نکته تأکید دارد که به رغم انکار مداخله ونزوئلا در امور داخلی هندوراس از سوی سلایا، اما امروز رفتوآمدهای او با هواپیمایی انجام میشود که به دولت ونزوئلا متعلق است.
حوادث در هندوراس، اصطکاک در نقشآفرینی در آمریکای لاتین را که بین ونزوئلا و آمریکا به وجود آمده، در معرض عموم گذاشته است و در این مسیر، تلاش آمریکا فعلا متمرکز است بر قبولاندن دولت کودتاگر روبرتو میچلتی به جهانی که آن را نپذیرفته است. در این راستا، این نگران به وجود آمده است که مجددا دنیا به دست آمریکا به سال های جنگ سرد با مداخلات فراوان و کودتاهای نظامی و خونین بسیار، باز می گردد؛ مگر اینکه هم اینک این روند در هندوراس متوقف شود.