* بازگشت نیروهاى بعثى به ساختار سیاسى عراق را چگونه ارزیابى مى کنید، آیا این مساله با قانون اساسى عراق مغایرت ندارد؟
** آل ماجد: در حال حاضر که مردم دل خوشى از جریان بعث و جنایات آنها ندارند. امروز هم رهبران معلوم الحال آنان که دستشان به خون مردم و زائرین خارجى عراقى آغشته شده بود، یا اعدام شده اند یا در زندان به سر مى برند و یا به مناطق دور افتاده تبعید شده اند. اما آنان که براى نظام بعث کار مى کردند و دخالتى در سیاست ها و جنایات آنها نداشتند، حق زندگى دارند و هم اکنون نیز بسیارى از آنان در بخش هاى مختلف دولتى مشغول به کارند. قانون نیز نظام بعث را محکوم کرده اما حرفى از عدم بازگشت نیروهاى بعثى نزده است. اما آنچه امروز مشاهده مى شود و همه به آن اذعان دارند، حمایت صریح آمریکا و اسراییل از قدرت یافتن مجدد گروه هاى بعثى در راس نظام و باز تولید تفکر پان عربیسم و ضد ایرانى است.
العطوانى: باید با دقت به این مساله نگاه کرد. مشکل عراق مردمى نیست که روزى براى بعث کار مى کردند. به هر حال تعداد آنها کم نیست و از جنس خود مردم هم هستند. امروزه هم در بسیارى از فعالیت هاى اجتماعى و سیاسى و اقتصادى فعالند و مشکل قانونى هم ندارند. مشکل اصلى عراق در سالیان اخیر، دخالت آمریکا و اسراییل است. نباید اینگونه فکر کرد که پیمانى میان آمریکا و بعث وجود دارد. آمریکا با نظام بعث صدام هم مشکل داشت و جنگ کویت و عدم کفایت صدام را مطرح مى کرد. مساله مهم در این دخالت همیشگى آمریکا آن است که همواره نمى خواهد دولتى اسلام گرا و مستقل در این کشور شکل بگیرد. حال براى این هدف حاضر مى شوند هر کارى بکنند. روزى براى شکست انتفاضه شعبان ۱۹۹۱ مردم شیعه عراق با صدام همکارى مى کنند و در سال ۲۰۰۲ که زمزمه هاى اسلام گرایى بعث هم مطرح شده بود تا مشروعیت خود را بازگردانند، آمریکا به فکر سقوط نظام بعث مى افتد. امروز هم همان داستان ادامه دارد. دولتى با حمایت قاطع مردم شکل گرفته است که از قانونى اسلامى و ملى تبعیت مى کند، قانونى که با اهداف سلطه طلبانه آمریکایى مغایرت دارد. بنابراین آنهایى که خود نظام بعث را ساقط کردند، باز به دنبال بازگرداندن آن نظام هستند. با گسترش ناامنى سیاسى و نظامى مى خواهند عدم کفایت دولت اسلامى فعلى را ثابت کنند تا بتوانند دست به تغییر قانون براساس خواسته خود بزنند.
* نقش کشورهاى منطقه به خصوص عربستان و مصر در بازگشت بعثى ها به ساختار سیاسى چه میزان است؟ وآنها به دنبال چه هدفى هستند؟
** آل ماجد: عربستان در ظاهر سخن از همکارى سیاسى واقتصادى گسترده با دولت عراق مى زند، اما نگاه اوبه عراق براساس همان نگاه سنتى دولت طایفه اى و قومیتى است. فکر مى کند که عراق باید همچون دیگر نظام هاى سنتى و طایفه اى عرب اداره شود. به همین دلیل با ایجاد رابطه با طایفه ها وگروه هاى مردمى مختلف عراق نه تنها هیچ کمکى به عراق نمى کند، بلکه باعث ایجاد فتنه وآشوب در میان مردم عراق مى شود. نگاه طایفه اى در ساختار سیاسى چیزى جز آشوب و اختلاف به دنبال ندارد. حمایت از بعثى ها به عنوان یک طایفه سیاسى نیز بر همین اساس است. بحث دیگرى که عربستان به دنبال قدرت یافتن آن در عراق است، محور عربى- اسراییلى است. محورى که هدفى جز مقابله با ایران ندارد. قدرت یافتن این محور نیز با تقویت همان نیروهاى گماشته بعثى شکل مى گیرد تا از دل مردم بجوشند و قدرت یابند. البته مردم عراق تاکنون نشان داده اند که تمایلى به مشارکت با اهداف امپریالیستى ندارند و از جنگ و آشوب در منطقه نیز بیزارند.
العطوانى: کشورهاى عربى نیز همچون آمریکا تنها براساس منافع خود عمل مى کنند، آنها نیز روزى در جنگ عراق و کویت به مقابله با بعث ایستادند و امروز از آن حمایت مى کنند. موضوع باز همان خطر قدرت یافتن یک دولت اسلام گراى مستقل و مردمى است، حمایت عربستان و مصر از انتخاب گروه ۱۴ مارس در لبنان نیز بر همین اساس بود. هم اکنون نیز هیچ کس کمک هاى عربستان به القاعده در عراق را انکار نمى کند. آنها شکل گیرى یک نظام با مبانى دموکراسى را خطر بزرگى براى آینده سیاسى خود مى دانند. در جهان عرب سابقه نداشته است که دولتى با تایید نخبگان و رهبران دینى و گروه هاى مختلف مردمى شکل بگیرد. حمایت از القاعده براى گسترش ناامنى و گرایش به بعثى ها براساس همین احساس خطر است. باید دوباره نظامى ملوک الطوایفى و موروثى بر سر کار بیاید تا آنها راضى شوند. البته بسیار جالب است که آمریکا و اروپا با تمام ادعاى دموکراسى خواهى نیز تمایل به شکل گیرى نظام هاى مردمى مستقل در منطقه خاورمیانه و جهان عرب ندارند، چرا که منافع خود را اینگونه تامین شده مى یابند. بحث مهم دیگرى که باید اینجا مطرح کرد، مقابله دولت هاى عربى با نظام هاى سیاسى شیعى است. در لبنان نگذاشتند شیعیان روى کار بیایند و در عراق نیز مى خواهند همین طرح را پیش بگیرند اما به شکلى دیگر. عراق مانند لبنان نیست که بخواهد مقابل شیعیان بایستند. لبنان ۴۰ درصد شیعه دارد و عراق ۵۵ درصد، بنابراین به دنبال اختلاف بین شیعیان و تولید یک جریان بعث شیعى هستند.
* آیا پخش اعترافات صدام حسین در هفته گذشته که توسط FBI گرفته شده بود نیز ارتباطى به بازگشت بعثى ها در عراق دارد؟
** العطوانى: دقیقاً همین هدف را دنبال مى کنند. مهم ترین نتیجه پخش این اعترافات ایجاد زمینه اختلاف بین شیعیان است. صدام مى گوید که بدنه نظام بعث را شیعیان تشکیل مى دادند. خب این حرف محبوبیت او را میان شیعیان ایجاد مى کند. صدام ایران را مسؤول بمباران شیمیایى مى داند و جنایات خود را توجیه مى کند. مى خواهند بعثى ها را محبوب کنند تا امکان قدرت یافتن مجدد آنها در عرصه سیاسى عراق فراهم شود. چند طرح را با هم شروع کرده اند. اول ایجاد محبوبیت صدام و بعث و فراموشى جنایات او با توجیه آنها و مقصر جلوه دادن ایران. دوم که بسیار حائز اهمیت است، ایجاد یک گروه شیعى بومى عراقى از دل مردم است تا گرایش بعثى داشته باشد. ایاد علاوى این روزها بین لندن و دولت هاى خلیج رفت و آمد بسیارى دارد. جلسه سال ۲۰۰۷ برخى اعضاى حزب فضیلت با آل سعود نیز در راستاى همین موضوع است. البته این طرح را در انتخابات پارلمانى سال ۲۰۰۵ نیز داشتند که به شکست منجر شد.