تاریخ انتشار : ۲۹ مرداد ۱۳۸۸ - ۰۹:۲۱  ، 
کد خبر : ۱۰۲۱۶۵

ناهنجاری‌های اخلاق سیاسی


به طور مکرر از رهبر انقلاب حضرت آیت الله خامنه ای شنیده ایم که: «امام خمینی حقیقت همیشه زنده است » و « این انقلاب بی نام امام خمینی در هیچ نقطه از جهان شناخته شده نیست» .
همچنین رهبر انقلاب بارها اعلام نموده اند که: «راه ما راه امام خمینی است» و به طور متوالی به بهره وری های همه جانبه و کاربردی از اندیشه های والای حضرت امام و تبعیت از سیره و روش های او در ابعاد و جلوه های اخلاقی تربیتی عبادی اجتماعی فرهنگی سیاسی و حکومتی توصیه کرده اند.
تردیدی وجود ندارد که حرکت در مسیر امام خمینی و تبعیت از تفکر و روش و سیره او نباید در حرف و سخن محدود شود که باید به رفتار و عمل درآید و بدیهی است که رهبر انقلاب نیز همواره بر پیروی عینی و عملی از آن پیشوای محبوب الهی تاکید و اصرار ورزیده اند نه آن که کسی یا گروهی و جناحی با حرارت تمام شعاری بدهد و از جایگاه و نقش حیاتی و تاثیر گذار تفکرات و سیره و روش های امام سخن به میان بیاورد و وقتی نوبت «عمل» رسید هیچ نشانه و اثری از فکر و سیره امام خمینی در افراد و جناح ها نیابیم و این روند همواره مکرر گردد!
این واقعیت را فراموش نکنیم که رهنمودها و تفکرات حضرت امام خمینی از متن دین برخاسته و به همین دلیل در قوانین کشور از جمله قوانین قضایی نظام اسلامی به وضوح آثار آن تجلی و تسری دارد واز همین رو می توان به این نتیجه رسید که رها کردن و یا در حرف و سخن محدود کردن تفکر و سیره امام در واقع نوعی قانون گریزی نیز به شمار می رود.
اگر بخواهیم از اندیشه و سیره عملی امام خمینی به نیکی بهره ببریم باید همزمان با رخدادهای جامعه و برای مشخص کردن «راه» از «بیراهه» به این آبشخور زلال روی آوریم و جرعه گیری نمائیم .
اکنون پس از وقوع بسیاری از حرکات و رفتارهای ضد اخلاقی در صحنه انتخابات و تاثیرات منفی و زیانبار آن در مردم جامعه که با وسعت و سرعت گیری نفوذ آنها در همه شهرهای کشور و آلوده کردن و منحرف نمودن افکار عمومی همراه بود لازم است به اندیشه ها و روش های امام خمینی مراجعه کنیم و با جستجوی راه از کلام امام گاهی در مسیر آگاه سازی جامعه برداریم و از هم اکنون سهمی از بازسازی اخلاقی و معنوی کشور را برای جلوگیری از وقوع مجدد این جریان مسموم عهده دار شویم .
ما معتقدیم که این نوع مباحث از هم اکنون باید در سطح مطبوعات و نیز در محافل و گردهم آیی ها آغاز گردد و از همین امروز باید روشنگری و راهیابی برای نسل جوان ما که متاسفانه کمتر به وظایف خویش واقف و آشناست و بیشتر در دام جریان های فکری و سیاسی گرفتار است به صورت یک ضرورت حیاتی به منصه ظهور در آید و هیچ مسامحه و غفلتی روا داشته نشود.
توجه به این نکته نیز حائز اهمیت است که اگر بخواهیم جامعه ای زنده و پویا داشته باشیم باید با در نظر گرفتن جامعیت اسلام اصل تضارب آرا و برخورد اندیشه ها را در محیطی سالم به ظهور و بروز در آوریم که حاصل نهایی این عمل نمایانده شدن افکار و دیدگاه های صحیح و راهگشا خواهد بود. در تبیین اندیشه های امام خمینی نیز همین اصل باید مورد توجه و عمل درآید. یعنی در سطح مطبوعات و سایر رسانه ها و در محافل علمی آزادانه تفکرات و سیره و روش حضرت امام خمینی مطرح شود و مصادیق آنها به رخدادهای فرهنگی اجتماعی و سیاسی تطبیق گردد و تنها از این راه است که می توان اندیشه های آن رهبر محبوب و جامع نگر و دوراندیش را به بهره وری های به موقع و شایسته رساند.
در یکی از پیام های حضرت امام خمینی خطاب به ملت ایران درباره برخی از رفتار و حرکات ضد اخلاقی در صحنه انتخابات و ضرورت مراقبت های لازم به منظور جلوگیری از تکرار آنها و نیز توجه خاص به شدت آثار تلخ و آفات و خطرات این نوع مواجهات تامل می کنیم :
«لازم است مطلبی را که گاهی شنیده می شود که برای تبلیغات انتخاباتی بعضی از کاندیداها ـ خدای نخواسته ـ بعضی دیگر را تضعیف یا توهین می کنند در رابطه با آن تذکر دهم که امروز این نحو مخالفت ها خصوصا از چنین کاندیداهایی برای اسلام و جمهوری اسلامی فاجعه آمیز است. اگر فرضا کسی در دیگری مناقشه دارد ابراز آن و اظهار در بین مردم هیچ مجوزی ندارد و حیثیت و آبروی مومن در اسلام از بالاترین و والاترین مقام برخوردار است و هتک مومن چه رسد به مومن عالم از بزرگ ترین گناهان است و موجب سلب عدالت است.» (1)
1 ـ اولین موضوع مهم در این پیام هشدار دهنده «تضعیف» و «توهین» کسانی است که بر مبنای قوانین جاری کشور دارای صلاحیت و شایستگی لازم جهت حضور در صحنه انتخابات می باشند.
نکته اول را از مبنای قانونی و حقوقی احراز صلاحیت ها آغاز می کنیم . آیا جز این است که براساس این اصل مورد تاکید شرع و عقل نمی توان چه به صورت چاپ بیانیه چه به شکل نگارش مقاله چه با روش حضور در محافل و مجالس تبلیغی و چه به شیوه انجام مناظره در رسانه ها به تضعیف و توهین کاندیداها پرداخت و این عمل چه توسط دیگران علیه کاندیداها و چه به وسیله کاندیداها غلبه یکدیگر محکوم و مطرود است و با تعالیم و ارزش های اسلامی ناسازگار می باشد؟
بدیهی است همچنان که کاندیداهای حضور یافته در محافل و مجالس و رسانه ها نمی توانند به تضعیف و توهین علیه هم بپردازند تضعیف و توهین علیه غائبان در مناظرات به مراتب بالاتر امری زشت و ضد اسلامی می باشد زیرا این چه منطق و روش نکوهیده ای است که باید افراد غائب در حالی که در دفاع از خود محروم می باشند و وجود عینی در مناظره ندارند با تازیانه جور اخلاقی مورد تهاجم قرار گیرند و با قیافه های حق به جانب کسانی که خود را در انجام این عمل ناشایست محق می دانند پیشاپیش زیر سئوال بروند و متهم شوند و شخصیتشان ترور گردد؟!
2 ـ موضوع دومی که در رهنمود امام خمینی مورد توجه واقع می شود این است که عمل ناهنجار تضعیف و توهین برای «اسلام» و «جمهوری اسلامی» یک فاجعه بزرگ می باشد چرا که جایگاه دین مبین حق و نظام حکومتی برخاسته از آن با این رفتار و کردارهای ناشایست خدشه دار می گردد و صرف نظر از پی آمدهای تلخ آن برای جهان اسلام و مسلمانانی که در کشورهای غربی و اروپایی زندگی می کنند و همچنین بدون در نظر گرفتن آثار و نتایج نامطلوب آن در کشورهای دنیای غرب در داخل کشور و برای عموم مردم به ویژه جوانان و دانشجویان تلخ و آزار دهنده می باشد.
امام خمینی بارها تذکر دادند و درخواست کردند که مبادا وقتی در مراکز حکومتی و رسانه ها زبان به سخن می گشائید سخنی مطرح کنید که هم در جهان خارج و هم در داخل کشور انعکاس ناگوار و نامطلوب داشته باشد.
3 ـ سومین موضوع مطرح در رهنمود امام درباره این واقعیت است که مناقشه و اختلاف نظر و سلیقه و حتی دیدگاه ها و نظرات مبتنی بر نادرستی افکار و عملکردهای طرف های دیگر که به طور معمول و متداول همیشه بوده و هست و خواهد بود هرگز نمی تواند مجوزی باشد برای تخریب و تضعیف دیگران در انظار مردم .
هرگز نمی توان در تعالیم و قوانین اسلام مجوزی را یافت که بر آن مبنا مناقشه و اختلاف افراد با یکدیگر دلیل مشروع و معقولی باشد برای حمله و هجمه علیه دیگران و بروز رفتار و حرکت ضد اخلاقی و خلاف شرع . معمولا افرادی به این گرایش ناصواب و عملکرد ناصحیح روی می آورند که خود برای خویش مجوز صادر می کنند! و بدون هیچ هراسی از معاد و قیامت و اسیر در زندگی چند روزه و آمیخته با لذت های کاذب مقام و ریاست به سهولت و راحتی همه چیز را فدای نفسانیتهای سیاسی و شخصیتی خویش می نمایند و شگفت انگیز این که این رفتار و حرکات را عین حقیقت و حق مسلم و شرعی و قانونی خود تلقی می کنند!
4 ـ به چهارمین موضوعی که امام خمینی در رهنمود و هشدارشان مطرح می کنند دقت کافی روا داریم :
«حیثیت و آبروی مومن در اسلام از بالاترین و والاترین مقام برخوردار است .»
این که امام خمینی آبرو و حیثیت مومن در دین مبین اسلام را «بالاترین مقام» معرفی می کنند بسیار تامل برانگیز می باشد و نشان می دهد که بازیگران صحنه های سیاسی در حالی که خود را تابع و پیرو اسلام و امام می دانند تا چه حد از حقایق و واقعیتها فاصله دارند!
برای این که مشخص شود مومن کیست و مقامش نزد خداوند چیست ابتدا از میان آیات مختلف قرآن نمونه ای ذکر می کنیم و سپس به برخی از روایات اشاره می نمائیم .
خداوند متعال در معرفی عناصر مومن و پاک چنین می فرماید:
«انما المومنون الذین اذا ذکر الله وجلت قلوبهم»
«مومنان کسانی هستند که وقتی نام خدا برده می شود دلهاشان از درک عظمت الهی به لرزش می افتد.»
«واذا تلیت علیهم آیاته زادتهم ایمانا»
«و چون آیات خداوند بر آنان خوانده شود ایمان خالص و زلالشان افزون گردد.»
«و علی ربهم یتوکلون»
«و به پروردگارشان در همه امور توکل می کنند.»
«الذین یقیمون الصلوه»
«آنان در پیشگاه حضرت معبود نماز می گزارند.»
«و ممارز قناهم ینفقون»
«و از آنچه روزیشان کردیم انفاق می کنند.»
«اولئک هم المومنون حقا»
«آنان به درستی مومنان حقیقی هستند.»
«لهم درجات عندربهم»
«و هم آنانند دارای درجات والا در نزد پروردگارشان»
«و مغفره»
«و دارای مقام مغفرت و آمرزش الهی می باشند»
«و رزق کریم»
«و از رزق و روزی کریم و نیکو برخوردارند» (2)
مشاهده می کنیم که عناصر مومن در هر مقام و موقعیت از کار و تلاش اجتماعی فرهنگی اقتصادی علمی سیاسی و حکومتی از چه حضال ارزشمند و صفات والا و شخصیت های سالم و پاک معنوی برخوردار می باشند و هم اینان هستند که باید به همان ترتیب و شیوه ای که مورد بزرگداشت الهی قرار می گیرند در حیات جمعی مورد اکرام و احترام خاص همه افراد و گروه ها واقع شوند و حرمتشان و حیثیت و آبرویشان حفظ شود.
به دو روایت از مجموعه روایاتی که در توصیف مومن آمده است و مقام و منزلتشان را بالا و والا می داند دقت روا داریم.
پیامبر اکرم (ص) می فرماید:
«المومن اکرم علی الله من ملائکته المقربین»
«مومن نزد خداوند متعال گرامی تر از فرشتگان مقرب اوست .» (3)
حضرت امام جعفر صادق (ع) می فرماید:
«المومن اعظم حرمه من الکعبه»
«حرمت مومن از کعبه بیشتر است ...» (4)
5 ـ حضرت امام خمینی پس از نمایاندن حیثیت و آبروی مومن به عنوان بالاترین و والاترین مقام در دین اسلام به عملکرد زشت و خطرناک «هتک مومن» اشاره می نمایند و به صراحت اعلام می کنند :
«هتک مومن چه رسد به مومن عالم از بزرگ ترین گناهان است و موجب سلب عدالت است.»
به راستی شگفت انگیز است که با وجود تصریحات فراوان در متون و معارف اسلامی نسبت به معصیت و گناه بودن هتک مومن چرا برخی از افراد و گروه ها بی باکانه و بدون مهابا به تاخت و تاز در حریم آبرو و حیثیت چهره های مومن و صالح که به خدمات صادقانه و خالصانه در عرصه های گوناگون کار و تلاش و حوزه های مختلف تدبیر و مدیریت اشتغال دارند می پردازند و به این رفتار و عملکردهای تباه» افتخار هم می کنند ! و حال آن که حضرت امام نه تنها در این پیام که در پیام ها و رهنمودهای مکرر همه مسئولان و دولتمردان و هر فرد از آحاد ملت را از این عمل زشت نهی کرده اند و خطرات این رفتار ناشایست و ضد اسلامی را گوشزد کرده اند.
این هشدار که : «هیچ کس حق ندارد هتک حرمت مسلمان و تعدی از ضوابط شرعیه نماید .» (5) یکی دیگراز موارد هشدارهای امام خمینی می باشد. و همچنین به سخنان ذیل که نمونه ای دیگر می باشد دقت کنیم که می فرماید:
«اگر خدای نخواسته خواستید به کسی جسارت کنید اهانت نمایید... بدانید که در محضر ربوبی هستید... و در حضور حق تعالی به بندگان او اسائه ادب می کنید و اهانت به بنده خدا اهانت به خداست . اینان بندگان خدا هستند خصوصا اگر اهل علم بوده در صراط علم و تقوا باشند .» (6)
درباره منزلت خاص مومن نزد خدا و حرام و معصیت بودن هتک او روایت ذیل از رسول گرامی اسلام (ص) بسیار بیدار کننده و راهگشاست .
روزی پیامبر اکرم (ص) به کعبه نگاه کرد و فرمود :
- مرحبا بالبیت .
آفرین بر تو ای خانه خدا.
- ما اعظمک و اعظم حرمتک علی الله .
تو چقدر نزد خداوند ارجمند و محترم هستی .
- والله للمومن اعظم حرمه منک
به خدا سوگند حرمت مومن از تو بیشتر است .
- لان الله حرم منک واحده و من المومن ثلاثه : ماله و دمه و ان یظن به ظن السو.

زیرا خداوند از تو یک چیز را حرام کرد و از مومن سه چیز را : مالش را خونش را و سو ظن و گمان بد بردن به او را . (7)
علاوه بر حرام بودن مال و خون مومن سو ظن و بد گمانی به او نیز حرام است . حرمت دو مورد اول مشخص است لکن درباره مورد دوم این توضیح لازم است که اولا نفس عمل بدبینی و سوظن و بد گمانی نسبت به عناصر مومن و وارسته حرام قطعی است . ثانیا معاصی و گناهانی که همین بدگمانی ها عامل تولید و شکل گیری آنها می باشد نیز بسیار خطرناک و حرام قطعی می باشد. زیرا باید متوجه باشیم که سوظن و بدگمانی به مومن است که خاستگاه اصلی غیبت دروغ تهمت سخن چینی فتنه انگیزی تخریب و فریبکاری علیه او می شود. همین گناهی که به ظاهر در نگاه و فکر و دل افراد سطحی نگر و ضعیف الایمان «ناچیز» و «حقیر» نمایانده می شود و متاسفانه به همین دلیل ترک نمی گردد زمینه ساز معاصی و گناهان خطرناک دیگری می شود که در نهایت موجب فریب افکار عمومی و شکل گیری جنگ روانی علیه افراد و شخصیت های مومن و متعهد و خدمتگزار به دین و ملت و کشور می گردد و به مرور جامعه را در آتش خلافکاری و گناه ورزی هایی که اگر چه توسط مردم عادی و مبتلا به جهل و تحجر صورت می گیرد لکن برنامه ریزی و سازماندهی آن توسط بازیگران پشت پرده سیاست غیر اسلامی ـ والبته با نام اسلام و دین و یاری رسانی به انقلاب و نظام ـ تحقق می یابد!
آنچه به آن پرداختیم نشان می دهد که :
- حیثیت و آبروی انسان های مومن و خدوم در هر لباس و دارای هر موقعیت از فعالیت و مدیریت از ولاترین و بالاترین «مقام» برخوردار می باشد.
- هتک حرمت انسان مومن و خدمتگزار به ویژه اهل علم و تقوا از بزرگترین گناهان محسوب می شود.
- مناقشه و اختلاف نظر و عمل با کسی هرگز مجوز شرعی برای درمیان مردم مطرح کردن این مسائل آن هم در تریبون های عمومی به ویژه رسانه های گروهی محسوب نمی شود.
- رفتار و حرکات مبتنی بر هتک حرمت عناصر صالح و خدوم به ویژه در سطح کلان و توسط کسانی که برای انتخابات کاندید شده اند برای اسلام و جمهوری اسلامی «فاجعه» است .
- حرمت مومن بنا بر تصریح پیامبر اکرم (ص) و ائمه دین (ع) از حرمت کعبه بالاتر است و از همین جا باید بفهمیم که غیبت ها تهمت ها دروغ ها فتنه ها تخریب ها فریبکاری ها شایعه سازی ها شایعه پراکنی ها و شایعه پذیری ها چقدر زشت و نکوهیده اند و معصیت و گناه بزرگ به شمار می روند و هیچ توجیه شرعی و عقلی ندارند.
- آن دسته از عناصر سیاسی و حکومتی ـ در هر مقام و ریاست ـ که با چهره های حق به جانب و در حالی که خود را در زیر پا گذاشتن قوانین قضایی و تهاجم علیه دیگران «محق» می دانند جز این که یا دچار «توهم» در نگرش های اسلامی هستند و یا اسیر در چنبره «نفسانیت سیاسی» می باشند و به همه چیز و همه کس یورش می برند و همه حریمهای انسان های مومن و فکور را پاره می کنند هیچ گمان صحیحی نمی توان به آنان برد و نباید واضحات را انکار کرد و ظلمت را روز پنداشت که این نیز در جای خود و در متن معارف اسلامی به تصریح و تاکید در آمده است.
- عمل افراد و عناصری که به سهولت به هتک مومنان خالص و فداکار می پردازند در نهایت موجب «سلب عدالت» از آنان می گردد و این واقعیتی است که در متن دین و در آخرین عبارات از رهنمودی که از امام خمینی مطرح کردیم گنجانده شده است و جای هیچ تعارف و مصانعه و مسامحه ای وجود ندارد و مفهوم و مصادیق سلب عدالت هم در فقه اسلام و درباره همه افراد و دارای مسئولیت های گوناگون در تمام عرصه ها مشخص گردیده است .

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات