1. تحقق آزادی، استقلال و رفاه عمومی:
امام خمینی یکی از اهداف جمهوری اسلامی را رسیدن به آزادی، استقلال و رفاه عمومی میدانست و میفرمود:
«با جمهوری اسلامی سعادت، خیر، صلاح برای همه ملّت است. اگر احکام اسلام پیاده بشود، مستضعفین به حقوق خودشان میرسند، تمام اقشار ملت به حقوق حقه خودشان میرسند، ظلم و جور و ستم ریشه کن میشود. در جمهوری اسلامی زورگویی نیست، در جمهوری اسلامی ستم نیست، در جمهوری اسلامی آزادی است، استقلال است.
همه اقشار ملت در جمهوری اسلامی باید در رفاه باشند. در جمهوری اسلامی برای فقرا فکر رفاه خواهد شد؛ مستمندان به حقوق خودشان میرسند. در جمهوری اسلامی عدل اسلامی جریان پیدا میکند، عدالت الهی بر تمام ملت سایه میافکند. آن چیزهایی که در طاغوت بود در جمهوری اسلامی نیست».(1)
امام، قائل به اصلاحات با توجه به معیارهای اسلامی بوده و هدف از این اصلاحات را قبل از هر چیز از بین بردن فقر و تأمین استقلال و رفاه عمومی مردم میدانست:
«اساس کار یک جمهوری اسلامی تأمین استقلال مملکت و آزادی ملتها و مبارزه با فساد و فحشا و تنظیم و تدوین قوانین است که در همه زمینههای اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و فرهنگی با توجه به معیارهای اسلامی، اصلاحات لازم را به عمل آورد که این اصلاحات با مشارکت کامل همه مردم خواهد بود و هدفش قبل از هر چیز، از بین بردن فقر و اصلاح شرایط زندگی برای اکثریت قاطع مردم ماست که از هر جهت مورد ظلم واقع شدهاند.»(2)
در سخنی دیگر امام راجع به رفاه و آسایش مردم میفرماید:
«اسلام آنقدر به رفاه مردم، آسایش مردم و اینطور چیزها توجه دارد و هیچ در این جهت فرقی مابین قشری با قشر دیگر نمیگذارد و نگذاشته است».(3)
2- فقدان تبعیض:
امام خمینی همواره در بیانات خود تأکید داشتند که اسلام دین برابری است و برتری انسانها تنها به تقوا و اعمال صالحه است نه چیز دیگر:
«اسلام بزرگ تمام تبعیضها را محکوم نموده و برای هیچ گروهی ویژگی خاصی قرار نداده و تقوا و تعهد اسلام تنها کرامت انسانهاست».(4)
«آن رژیمی که اصلاً در آن گروهها و زبانها، هیچ در آن مطرح نیست، اسلام است».(5)
بر همین اساس حکومت اسلامی نیز نباید هیچ تبعیضی در بین اقشار مردم قائل شود و همه باید به یک چشم دیده شوند:
«[حکومت عدل الهی...] حکومتی که در آن جمیع اقشار ملت با یک چشم دیده میشوند و نور عدالت الهی بر همه و همه به یک طور میتابد و باران رحمت قرآن و سنت بر همه به یکسان میبارد. مبارک باد شما را چنین حکومتی که در آن اختلاف نژاد و سیاه و سفید و ترک و فارس و لر و کرد و بلوچ مطرح نیست، همه برادر و برابرند. فقط و فقط کرامت در پناه تقوا و برتری به اخلاق فاضله و اعمال صالحه است ... فرقی بین زن و مرد و اقلیتهای مذهبی و دیگران در اجرای عدالت نیست».6
امام خمینی در مورد رعایت عدالت بین افراد ضعیف و افراد متمکن میفرمود:
«باید فرق باشد ما بین دولتی که میگوید من اسلام هستم و دولت اسلامی هستم با دولتهایی که طاغوتی هستند. یک فرقش هم این است که عنایت شما فرماندارها یا خدمتگزاران به خلق، به این طبقه ضعیف بیشتر باشد تا آن طبقه بالا. مبادا یک وقتی یک نفر آدمی که مثلاً متمکن است و چیز دار است با یک نفر آدم ضعیف او را با آنکه باید آن یکی جلو باشد او را جلو بیندازید. من نمیگویم آن یکی را جلو بیندازید میگویم عدالت باید باشد ... روی عدالت باشد که آدمی که ضعیف است هم بپذیرید. آن یکی هم که غیر ضعیف است او را هم بپذیرید.»(7)
همچنین در سخنی دیگر راجع به عدم تبعیض بین مقامها میگوید:
«اسلامی که اساسش بر عدل است و بزرگتر مقامش با کوچکتر مقامش در مقابل عدل علی السواء هستند و رئیس جمهورش با یک نفر بازاری در مقابل اسلام و در مقابل قوانین اسلام علیالسواء هستند، بلکه بالاترها بیشتر باید تحمیل شود تا پایینترها».(8)
ایشان در مورد برابری نژادها با هم فرموده است:
«اسلام آمده است که همه نژادها باهمند. مثل دندههای شانه میمانند. هیچ کدام بر هیچ کدام تفوق ندارند. نه عرب بر عجم و نه عجم بر عرب. و نه ترک بر هیچ یک از اینها و نه هیچ نژادی بر دیگری و نه سفید بر سیاه و نه سیاه بر سفید، هیچ کدام بر دیگری فضیلت ندارند. فضیلت با تقواست. فضیلت با تعهد است. با تعهد به اسلام است».(9)
3- خدمتگزار بودن مسؤولان حکومت:
در اندیشه امام خمینی حکومت عدل حکومتی است که مسؤولان آن حکومت خود را خدمتگزار مردم بدانند. نه اینکه مانند حکومتهای سلطنتی خود را آقا و مردم را بنده و عبد خود تصور کنند. امام این گونه فخر فروشی و فرمانروایی کردن بر مردم را بر خلاف سنت انبیا و اولیا و حتی خلاف عقل انسانی و حقوق بشر میداند.
«باید ما دنبال کنیم تا اینکه نهضت را به آخر برسانیم و یک حکومت عادل در اینجا باشد یعنی یک حکومتی باشد که نخواهد جیب خودش را پر بکند، یک حکومتی باشد که خودش را از ملت بداند و خدمتگزار بداند، نه خودش را آقای ملت بداند. این حکومتهایی که داشتیم سلاطین همیشه اینطور بودند که اینها عقیدهشان این بوده است که همه اینها عبد ما هستند، همه این ملتها عبید ما هستند، این بر خلاف سنت انبیا بوده است، بر خلاف سنت اولیا بوده است، بر خلاف عقل انسانی است، برخلاف حقوق بشر است، بر خلاف قوانین دنیاست و اینها هیچ وقت عمل نمیکردند».(10)
ایشان تخلف از خدمتگزاری را خلاف موازین اسلام میداند:
«حکومتهای اسلامی حکومت عدالت هستند و برای عدالت بر پا شدهاند. حکومت اسلامی باید خدمتگزار باشد. و اگر از خدمتگزاری تخلف کند خلاف موازین اسلام است. اینطور نبوده است که حکومتهای صدر اسلام بخواهند به مردم آقایی بفروشند و قدرتمندی کنند.
آنها برای خدمت به مردم آمده بودند و حتی جنگهایی که میکردند، خدمت به مردم بوده و تمام اقداماتشان برای این بوده که مردم را نجات دهند».(11)
امام تأکید میکند که اگر هدف حکومت خدمت باشد، مردم پشتیبان آن حکومت خواهند شد در حالی که اگر مسؤولان بر مردم فرمانروایی کنند و از موضع قدرت با آنها برخورد کنند، این امر باعث جدایی مردم از مسؤولین میشود و مفاسد بسیاری به بار میآید.
«اگر آنطوری که اسلام طرح دارد راجع به حکومت و راجع به ملت، حقوق ملت بر حکومت، حقوق حکومت بر ملت، اگر آن ملاحظه شود و مردم به آن عمل بکنند همه در رفاه هستند، نه مردم از حکومت میترسند، برای اینکه حکومت ظالم نیست که از آن بترسند، همه پشتیبانش هستند و نه حکومت فرمانروایی میخواهد بکند، حکومت هم خدمت میخواهد بکند. مسأله، مسأله خدمتگزاری دولت به ملت است نه فرمانروایی دولت به ملت. همین فرمانروایی جدا میکند شما را از ملت و ملت را از شما و منشأ مفاسد زیاد میشود. اگر جوری باشد که وقتی رئیس دولتی، نخست وزیرش، رئیس جمهورش بیاید توی مردم، با مردم باشد، فواصل نباشد، آنطور فواصل که در طاغوت هست».(12)
آن بزرگوار همواره به مسؤولان گوشزد میکرد که خود را خدمتگزار ملت بدانند و در کارهای خود آشنا و غریبه بازی نکنند. به طور مثال در سال 58 در جمع عدهای از مسؤولان ارتش اینگونه به آنها توصیه فرمود:
«توجه به ملت را حفظ کنید. خودتان را خدمتگزار بدانید به بندگان خدا، بزرگی نفروشید به این مردم، این مردم بزرگند، بنده خدا هستند، به اینها بزرگی نفروشید، علو بر اینها نکنید، خداوند دار آخرت را برای کسانی قرار داده است که به مردم نه علوّی کنند نه فساد کنند، اصلاً اراده علو نمیکنند «لا یریدون علوا ولا فسادا»(13) نه اراده میکنند که یک بزرگی کنند به مردم و بزرگی بفروشند و مستکبر باشند و نه مفسد باشند، کشوری را به فساد بکشانند چنانچه دیدید».(14)