تاریخ انتشار : ۲۹ مرداد ۱۳۸۸ - ۰۹:۲۷  ، 
کد خبر : ۱۰۲۱۷۸

خدمت و خیانت روشنفکران

محمد خراسانی مقدمه: سالها دل طلب جام جم از ما می کرد آنچه خود داشت ز بیگانه تمنا می کرد گوهری کز صدف کون و مکان بیرون بود طلب از گمشدگان لب دریا می کرد عملکرد جریان روشنفکری بیمار در ایران پیشینه ای تاریخی و عبرت آموز دارد که در جای خود باید به واکاوی آن در بستر زمان پرداخت و در آن صورت بسیاری از حقایق پندآموز آشکار و عریان خواهد گردید و موجب آگاهی بیشتر نسل های بعدی جامعه ایران خواهد شد.اما اکنون با نگاه به وقایع امروز جامعه ایران و ارزیابی نقش و عملکرد روشنفکران برآنیم تا دیبا چه ای از ورود به این مهم را بررسی کنیم، شاید بتواند نقشه راه محققان بعدی گردد و روی سخن نیز غالبا محققان جوان و دانشجویان و دانش پژوهان هوادار کسب دانش اند. چند سرفصل و شاخص مهم برای تبیین نظری نقش روشنفکران را می توان مورد توجه قرار داد که دراین مقال به بررسی تطبیقی آن چند شاخص، در مقایسه با روند رویدادهای جاری در صحنه تحولات اجتماعی ایران خواهیم پرداخت.

1- بررسی پدیده ای تحت عنوان مدرنیته و سنت گرائی و تقابل های این دو جریان با یکدیگر از منظر تحول اجتماعی، در عرصه های مختلف ملی و جهانی.
2- نقش گرایشات سیاسی داخلی و بین المللی در طرح شعارهای مردم پسندانه ای به منظور تعمیق شکاف و برخورد بین هواداران تغییرات ساختاری به نمایندگی جریانات شبه روشنفکری ملهم از غرب و رفرمیسم کنترلی کارکردگرا به نمایندگی جریانات اصول گرای داخلی.
3- نقش و حساسیت عوامل و عناصر ژئوپلوتیکی و ژئواستراتژیکی ایران در روند شکل گیری نظم نوین جهانی از منظر تعارض اصولی منافع و امنیت ملی ایران با معارضین منطقه ای و جهانی و سعی معارضین در کاهش قدرت سخت و نرم ژئوپلوتیکال ایران در تاثیرگذاری های فعلی و آتی بر مناسبات نظم نوین جهانی.
4- نقش جریانات فشار داخلی و بین المللی در عرصه جذب و سازماندهی و کنترل و فرماندهی اقدامات شورشگرانه و تعمیق آن در کشانیدن جامعه ایران و گرایشات مختلف سیاسی به عرصه منازعات داخلی، به منظور ایجاد فرصتی برای سد کردن روند تاثیرگذاری پرشتاب ایران بر مناسبات منطقه ای و بین المللی.
5- تاثیر جریانات شبه روشنفکری داخلی وابسته و یا متعلق به اردوگاه فشار منطقه ای و بین المللی در ایفاء نقش های متنوع در راستای عملیاتی نمودن سناریوهائی در تحقق اهداف جریانات مقابله جو با منافع ملی ایران.
6- اثبات سطحی نگری و بی تحلیلی منبعث از عدم شناخت جریانات شبه روشنفکری داخلی، نسبت به راه های تحقق اهداف راهبردی در تامین منافع ملی، که عدم شناخت تخصصی فوق الذکر منجر به بروز فاجعه عوام زدگی و تبدیل شدن آنها به عوامل بی چهره و مواهب بیگانه که در مواردی بطور ناخواسته گردیده و همواره دشمن با سوء استفاده از اینگونه افراد سعی بر شبه افکنی و محق جلوه دادن خود برای ایجاد برتری در جنگ روانی در ضدیت بامنافع ملی ایران داشته است که برخی از راه بردهای آن رسیدن به نتایج مفروض ذیل الذکر است:
الف: ایجاد منافع در بهبود شرایط و محیط اجتماعی ایران به منظور عدم دستیابی به توسعه پایدار در ابعاد اقتصادی، سیاسی، فرهنگی، اجتماعی
ب: ایجاد شبهه در توانائی نظام نسبت به ایجاد رفاه اجتماعی و ارتقاء سطح آن و بهبود بخشیدن به شاخصهای رشد در راستای دکترین تحقق منافع ملی ایران
ج: زیرسؤال بردن توانائی مدیران اجرائی در هدایت و کنترل امور و در مواردی متهم سازی کل بدنه اجرائی به فساد و ناکارآمدی به منظور مخدوش نمودن چهره مدیران لایق و تخصصی ای که همه پیشرفتهای معجزه آسای ایران را به ویژه پس از اتمام جنگ تحمیلی رقم زده اند.
د: وارد کردن اتهام ناچسب استبداد به مدیران سیاسی ارشد نظام با هدف تضعیف و زیرسؤال بردن چهره تابناک مردم سالاری دینی ای که ماهیت و هویت ایدئولوژیک جبهه متحد استکبار را به چالش کشیده است و دهها مورد دیگر که به فراخور وضعیت و نیاز جبهه استکبار می تواند در دستور کار این حضرات در ضدیت با ملت خویش قرار گیرد!!
7- نادیده گرفتن نقش و خدمات آن دسته از روشنفکران متعهد به آرمانهای ملی- اسلامی و اصول انقلاب اسلامی و نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران که با مسلح شدن به دانش روز و عنصر آگاهی به شرایط زمان و مکان، مترصد انجام خدمات بی شمار به جامعه است و تاکنون نیز بی هیچ ادعا و مطالبه ای به نقش تاریخی خویش در مدیریت بحرانها و کسب فرصتها برای تعالی جامعه ایران ادامه داده اند و می رود که الگو و کلاس جدیدی را در اداره جهان تبیین و ارائه کند. روشنفکرانی که کارهائی بس بزرگ در ارتقاء سطح برخورداری و شکوفائی ایران آتی را دستورکار خود قرار داده اند از جمله بسیار آن به موارد ذیل می توان اشاره نمود:
الف: تطبیق عناصر قدرت و منابع ملی با یکدیگر در بعد، ذخایر نیروی انسانی، شرایط و بسترهای اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی، شرائط ژئوپلاتیکال، ایجاد و بهره وری از فرصتها در پوشش خلأ ها و تبیین جهت و سرعت حرکت در تحقق اهداف و آرمانها
ب: تئوریزه کردن راه های هماهنگی و هم محوری متوازن تحقق منافع ملی در سطوح اقتصادی، سیاسی، فرهنگی، اجتماعی، امنیتی، نظامی
ج: تبیین شیوه های برون رفت از بحرانها
د: تبیین دکترین اصلاح الگوهای اداری، مدیریتی در افزایش و ارتقاء سهم مشارکت عمومی در اداره کشور.
هـ: آنالیز و تحلیل سازوکارهای بالقوه و بالفعل ملی در روند رفرم و بازسازی دائمی مناسبات در نزدیک شدن به اهداف راهبردی و ارزشها و اصول و آرمان های مطروحه در شعارهای صدر انقلاب اسلامی ایران.
و: ایفا دهها نقش و رسالت بنیادین و دشوار و پیچیده و علمی و فنی دیگری که این طیف از پتانسیل نخبگان جامعه ایران که خود سرمایه های ملی تلقی می شوند در اداء دین به ملت سرفراز ایران نقش آفرینی می کنند.
بنابراین نویسندگان باید طی مقالاتی به بررسی هریک از فصلها و موضوعات فوق الذکر به شکل تطبیقی متناسب با مناسبات صحنه و نیازهای اجتماعی، دراین باره بپردازد و درعین حال هر فصل و موضوعات آن به شکل انتزاعی نیز می بایست مورد توجه قرار گیرد. ولی ارتباط ارگانیک آنها با یکدیگر ما را به درک رفتار هوشمندانه ملت ایران نزدیکتر می کند، زیرا کمتر کسی است که به این حقیقت معترف نباشد که وجدان عمومی ملت سرفراز ایران به خود آگاهی رسیده و همواره در سخت ترین شرایط بهترین انتخابها را نموده و موانع را از سر راه خود به کناری زده است، این حقیقت ملموس است که جریان روشنفکران جامعه ایران به مراتب کندتر و عقب تر از جامعه ایران حرکت کرده اند و اکنون باید با سعی زیاد، خود را به صفوف ملت برسانند و با آشکارسازی علائمی که ملت ایران را به سوی اهداف والای خود به درستی رهنمون گردیده کسب فیض و بهره مند نمایند. به امید آنکه غفلت زدگی های پیشین خود را جبران کرده و در دامان پرمهر ملت به آسودگی کمر خدمت بندند.
پدیده خودآگاهی ملت نستوه ایران تحسین دوستان، و رشک و حسد دشمنان را برانگیخته و می رود تا نوید رستگاری را به بشریت عرضه دارد و راه دشوار استقلال طلبی را به همگان بیاموزد. مستدام باد برکات الهی براین امت متحد و پیوسته و صبور و مؤمن.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات