محمد هادی تسخیری
در اخبار روز شنبه هفته جاری (20 / 4/ 88) آمده بود که نیروهای مخالف دولت، حکومت بشیر را تهدید کردند که در اعتراض به آمار اخیر دولت در رابطه تعداد جمعیت این کشورکه بعد از سر شماری عمومی اعلام کرده است، از مجلس ملی سودان خارج خواهند شد و مردم را به خیابانها خواهند کشید تا براین حکومت فشار آورند و یک حکومت ملی در این کشور انتخابات ریاست جمهوری را برگزار کند.
در رابطه با خبر بالا لازم است مطالب ذیل خدمت خوانندگان محترم ارائه گردد تا مشخص گردد که این گروههای مخالف دولت با چه اهداف و به پشتیبانی چه پیشینه ای قصد فشار آوردن بر دولت کنونی و بر سر کار آوردن دولت ملی دارند.
حکومت و مردم از استقلال تا دولت انقاذ:
قبل از اینکه حکومت مسقل سودان در سال 1956 م تشکیل شود در سال 1953م اولین انتخابات برای تاسیس مجلس ملی سودان در زمان حکومت خود مختار این کشور برگزار گردید و رقابت اصلی بین دو حزب مهم این کشور یعنی حزب اتحادی و حزب اُمت بود. حزب اول با پشتیبانی جماعت ختمیه سودان که بزرگترین گروه صوفیه این کشور است، و طرفداران مهدی سودان از حزب دوم حمایت می کنند.
البته احزاب دیگری مانند احزاب (جمهوری سوسیالیست، جنوبی) و جبهه مخالف استعمار نیز در این انتخابات شرکت کردند و هر یک سهمی از کرسیهای مجلس را به دست گرفتند.
حزب اتحادی با به دست آوردن اکثریت نسبی 46 کرسی از مجموع 92 کرسی، آقای اسماعیل ازهری را مامور کرد تا اولین حکومت ملی سودانی را در آغاز سال 1954 م، تشکیل دهد.
حزب اُمت با 23 کرسی به عنوان حزب مخالف وارد اولین مجلس ملی سودان شد. و احزاب دیگر با کرسیهای کمتری نقش متحد هریک از دو حزب اصلی را به عهده گرفتند.
و با توجه به اینکه آقای ازهری خود از اتباع جماعت ختمیه نبود و فقط از فارغ التحصیلان هوادار این جماعت بود. و در مدت حکومت کوتاه خود رضایت رهبران ختمیه را جلب نکرد. لذا این جماعت به مخالفت با وی برخاست و در ماه پنجم سال 1956م حزب جدیدی به نام حزب دمکراتیک مردم را تشکیل دادند و با حزب اُمت متحد شدند و در ماه هفتم همان سال یعنی هفت ماه پس از استقلال، حکومت ازهری را ساقط و آقای عبد الله خلیل را به نخست وزیری انتخاب کردند.
در سال 1958 م انتخابات دوره دوم مجلس ملی سودان برگزار شد. واین بار حزب اُمت از اختلافات درون حزبی، حزب دمکراتیک مردم استفاده کرد و با 63 کرسی در برابر 44 کرسی حزب رقیب (حزب وطنی اتحادی) از مجموع 173 به پیروزی رسید و حزب جنوبی متحد حزب اُمت که در دوره اول فقط 9 کرسی به دست آورده بود، در این دوره 40 نماینده خود را به مجلس دوم فرستاد، در حالیکه تازه تاسیس یافتهء حزب دمکراتیک مردم همپیمان حزب اتحادی که در دوره اول انتخابات، حضور نداشت فقط 26 کرسی نمایندگی مجلس ملی این کشور را به دست آورد. که این آمار نشان دهنده اثار منفی انشقاق بر حزب مورد حمایت جماعت ختمیه می باشد.
اما با توجه به اینکه این دمکراسی نونهال و ضعیف بود، لذا عبد الله خلیل که خود از اتباع حزب اُمت بود، نیز با اولین غرش تانکهای نظامیان و بدون خونریزی و در یک انقلاب به اصطلاح سفید و به قول برخی از سیاستمداران سودانی با تبانی که خود و حزب اُمت قبلاً با نظامیان سودانی انجام داده بودند، حکومت را به ژنرال ابراهیم عبود سپرد و بعد از این کودتا که اولین دخالت نظامیان در امور سیاسی سودان بعد از استقلال به شمار می آید، تا سال 1964 م حکومت نظامی در این کشور تازه استقلال یافته برقرار بود.
در اکتبر 1964م انقلاب و قیام مردم سودان آغاز شد و تا فوریه 1965م ادامه یافت تا اینکه در این زمان دوره سوم انتخابات مجلس ملی سودان برگزارشد و این بار احزاب سنتی و جبهه های جدید التاسیس حضور فعال و مؤثر در این انتخابات داشتند مثلاً کمونیستها 11 نماینده و گروه مستقل 14 نماینده خود را به مجلس فرستادند گروه کنفرانس بجا که از به نمایندگی ازشرق سودان در این انتخابات شرکت کردند، 10 کاندیدای آنها به مجلس راه یافتند و حزب اُمت به رهبری صادق المهدی نخست وزیر سابق سودان 76 کرسی و حزب وطنی اتحادی 54 کرسی پارلمانی را از مجموع 173 کرسی مجلس ملی سودان را به دست آوردند.
در این انتخابات دو موضوع اثر منفی بر نتایج دومین تجربه دمکراتیک در این کشور فقیر داشت:
- تحریم انتخابات از جانب جماعت ختمیه (جناح طرفدار حزب دمکراتیک مردم).
- عدم اجرای انتخابات در مناطق جنوبی سودان.
بعد از انتخابات مجدداً احزاب مشکلات مردم را فراموش کردند و به مبارزه با همدیگر و ایجاد انشقاق های مختلف در درون خود مشغول شدند. واین اختلافات از احزاب آغاز و به قوای سه گانه رسید. به گونه ای که یکی از قوا دستوری می داد و قوه دیگر آن را نقض می کرد. مثلاً قوه مقننه دستور انحلال حزب کمونیست را صادر و نمایندگان آن حزب را از مجلس اخراج کر اما قوه قضائیه این دستور را غیر شرعی نامید و آن را رد کرد ....و این وضعیت از سال 1965 م تا سال 1969م ادامه یافت. و عامه مردم از این اوضاع و فقر شدید و مشکلات اقتصادی، ناراحت بودند، که گروهی از کمونیستها به رهبری جعفر نمیری کوتای نظامی کردند و قدر ت را به دست گرفتند.
و این با دوم بود که دولت منتخب به دست نظامیان سقوط می کند و مردم مخالفت چندانی از خود نشان نمی دهند. بلکه بسیاری از آنها شاد هم می شوند. زیرا که تجربه نشان داده بود که هر گاه نظامیان بر سر کار بیایند وضعیت معیشتی مردم بهتر می شود و هر گاه احزاب از طریق انتخابات، قدرت را بهه دست گیرند، آزادیها بیشتر می شود و مطبوعات رواج بهتری پیدا می کند، اما نان کمتر بر سر سفره مردم عادی یافت می شود. لذا یکی از نویسندگان معاصر سودانی، این تبادل قدرت بین احزاب و نظامیان را به تعبیر انتخاب یکی از دو مورد ( نان و آزادی ) توسط سودانیها، از آن یاد می کند.
دوران حکومت نمیری رویدادهای فراوانی اتفاق افتاد که گاهی این حوادث با همدیگر کاملاً متضاد بودند مانند آغاز حرکت با عقیده کمونیستی و سپس در ویط راه از بین بردن مغازه های شراب فروشی و اعلام قانون شریعت اسلامی و ... و لی یکی از مهمترین این رویدادها نزدیک شدن احزاب سنتی به نمیری و پذیرش سلطهء حزب حاکم (حزب سوسیالیست) در سال 1977 م که نمیری هم به تعدادی از رهبران آنها پست و مقامهای دولتی داد.
به هرحال در آوریل سال 1985 م بار دیگر مردم سودان قیام کردند و نمیری را در حالیکه در یک سفر خارج از کشور بود توسط رئیس ستاد مشترک ارتش سودان ساقط کردند و بنر دیگر نظامیان قدرت را به دست گرفتند و ژنرال سوار الذهب که فردی صوفی مسلک و هیچ علاقه ای به ماندن بر سر سلطه نداشت، به ریاست شورای نظامی حاکم برگزیدند .
ایشان نیز به وعده ای که مردم داده بود عمل کرد و سر یک سال انتخابات مردمی برگزار نمود و حزاب سنتی به رقابت پرداختند و آقای محمد میر غنی رهبر جماعت ختمیه به ریاست جمهوری و صادق المهدی رهبر انصار المهدی (حزب اُمت) به نخست وزیری رسید.وی ابتدا در ماه ژوئن سال 1986دولت ائتلافی اول را با همکاری حزب اتحادی دمکراتیک تشکیل داد.و در آغاز کار نخست وزیر با تکیه بر قدرت مطلقه این ائتلاف در مجلس ملی سودان اعلام کرد که تمام آثار حکومت سابق (حکومت جعفر نمیری) را پاک و یا به تعبیر خودش جارو خواهد کرد. وقول داد با یک برنامه سه ماده ای، این کار را به اجرا می گذارد:
- از بین بردن فتنه دینی که نمیری آن را در جامعه سودان کاشت.
- از بین بردن فتنه قومی که از خارج از کشور خط می گیرد.
- ایجاد تحول اقتصادی در کشور.
اما مشکلات حزبی و اختلافات موجود توان این دولت ائتلافی را به پایان رساند و یک سال بعد این دولت کاملاًفلج شد. لذا صادق المهدی دولت ائتلافی دوم را در ماه اوت سال 1987م تشکیل داد، اما این دولت نیز یک سال بیشتر دوام نداشت.
تا اینکه حکومت وفاق ملی را در ماه مارس سال 1988 م توسط صادق المهدی بوجود آمد، واین دولت نیز به دلیل اختلافات گذشته که لا ینحل مانده بود متلاشی شد و در ماه دسامبر سال 1988م بعد ائتلاف بین حرب اُمت باجبهه ملی اسلامی به رهبری ترابی حکومت ائتلافی سوم تشکیل شد ولی این حکومت نیز چند ماه بیشتر دوام نداشت تا اینکه در ماه مارس 1989م صادق المهدی دولت وحدت مردمی را بر بنیان نهاد اما متاسفانه این بار نیز رهبران احزاب به جنگ با همدیگر پرداختند و وضعیت معیشتی مردم روز به روز بدتر و بدتر می شد و نخست وزیر وقت با همه مشکلات و تغییرات بوجود آمده حاضر به استعفا نشد و فقط گناه این اختلافات را به گردن دیگران می انداخت تا اینکه در سال 1989 م ارتش سودان بعد یک اخطار شدید الحن به دولت و بعد یک کودتای نافرجام که توسط سرتیپ الزبیر محمد صالح، طی یک کودتای دیگر توسط ژنرال عمر البشیر و همفکرانش در گروه افسران مرتبط یا هوادار جبهه ملی اسلامی به رهبری ترابی، بار دیگر نظامیان سودان به قدرت رسیدند اما برخلاف بار قبل که با نام حزب سوسیالیست و با اندیشه کمونیستی به صحنه آمده بودند، این بار با شعار های اسلامی و برای اجرای شریعت اسلامی در این کشور و رفع ظلم، تبعیض، طائفه گری و قبیله گرایی بر سر کار آمدند و بعد از گذشت بیست سال همچنان بر سر کار هستند.
هرچند شکل و شمایل بسیاری تغییر کرد و تعدادی از نزدیکترین افراد به حکومت در ابتدای کار، امروزه مطرود و منزوی شدند و برخی از افراد طرد شده در سالهای اغازین این حکومت یعنی حکومت انقاذ وطنی (نجات ملی) به کشور باز گشتند و با استقبال پرشوری در فرودگاه خارطوم مواجه شدند و بعد چند سال در داخل کشور از دنیا رفتند (جعفر نمیری) و .... .
اکنون پس از این توضیحات تأمل برانگیز و عبرت آموز که هر انسان عاقل و خردمند را به تفکر و اندیشیدن وا می دارد نتیجه می گیریم که مخالفین با توجه به این پیشینه قصد دارند سناریوی کهنه و نخ نما شده (به خیابان آمدن و دولت را ساقط کردن و دولت وفاق ملی بر سر کار آوردن) را اجرا کنند. اما به نظر می رسد آنها به دلایل ذیل اشتباه می کنند:
- عمر البشیر، جعفر نمیری نیست، یعنی شناختی که عمر البشیر از جامعه سودان دارد بسیار گسترده و عمیق است و از سوی دیگر شناخت و محبتی که مردم سودان در این سالها از عمر البشیر و اطرافیان او پیدا کردند بسیار صمیمانه است. و دلیل این امر سفرهای متعدد ایشان به مناطق مختلف سودان و سخن گفتن با مردم به زبان محلی با آنها و انجام رسم و رسومات آنها و پوشیدن لباسهای انها در کنار انجام بسیاری از کارهای عمرانی و آبادانی و رفاهی که البته همه این امور فقط به دلیل مدیریت و تدبیر حکومت موجود به دست نیامده است بلکه استخراج نفت و ساختن پالایشگاه و تولید مشتقات نفت در سودان و صادر کردن آنها به خارج و افزایش در آمد نقتی این کشور در حالیکه سابقاً یکی بزرگترین خرجهای دولتهای پیشین و آغاز زمامداری این حکومت تهیه نفت و بنزین و گازئویل از خارج از کشور بود در حالیکه اکنون سودان سه برابر نیاز داخلی خود بنزین تولید می کند. این مسئله اقتصادی، به دولت کنونی ،کمک فراوانی کرد تا بتواند بسیاری از نیازمندیهای مردم را رفع کند. البته موارد دیگری نیز وجود دارد که از حوصله این مقاله خارج است.
- شرایط و وضعیت کنونی سودان در پیمانهای اسلامی، عربی و بسین المللی بسیار با سابق تفاوت می کند.
- بسیاری از مشکلات لاینحل گذشته مانند مشکل جنوب تا حدودی حل شده و این دولت توفیقاتی در روند ایجاد صلح پیدا کرده است. اگرچه، نیروهای استکباری اخیراً مشکلات جدیدی مانند مشکل دار فور برای این کشور بوجود آورده اند.
در پایان ضمن تاکیید براینکه نگارنده این سطور هرگز قصد ندارد که مشکلات متعدد کشور سودان را لاپوشی کند. و از این کشور تصویر مدینه فاضله ترسیم کند. خیر، اما منظور این است که تجربه های تلخ و شیرین کشورهای دیگر را برای خوانندگان فهیم و حلیم و موشکاف نقل شود و آنها از این تجارب بهره و عبرت کافی ببرند.