تاریخ انتشار : ۰۵ شهريور ۱۳۸۸ - ۰۷:۵۹  ، 
کد خبر : ۱۰۲۲۲۲

اصل تعامل در سیاست خارجی


سیدتقی کمالی
از آغاز شکل گیری انقلاب اسلامی و ورود به فضای فکری جدید در تاریخ این مرزو بوم که مبتنی بر ایدئولوژی منبعث از آموزه های اسلامی و با لحاظ کردن مقتضیات بومی و فرهنگی می باشد، نوعی تقابل میان قدرت های عمده جهانی و جمهوری اسلامی صورت گرفت. برخی مقاومت ها برای جلوگیری از شکل گیری و استحکام انقلاب اسلامی از سوی قدرت های جهانی منجر به واکنش متقابل شد و همواره در این کشاکش، روابط در هاله ای از کدورت ها و تیرگی ها بوده است.
پیوسته حکومتی چون آمریکا رابطه خود با انقلاب اسلامی را به دلایل ایدئولوژیک سخت و غامض دانسته و از سوی دیگر همین طرز تلقی در خصوص جمهوری اسلامی وجود داشته است.
با روی کار آمدن دولت جدید در آمریکا، توجه به شعارها و سیاست های آن برای اداره این کشور و نحوه برخورد با مناسبات بین المللی حکایت از این دارد که انتظارات جامعه جهانی به سوی مطالبه آرامش و اصل تعامل و ارتباطات حرکت کرده و نیاز به رفع تنش ها و ایجاد روابط مبتنی بر رعایت منافع طرفین به وضوح به چشم می آید.
با چنین توصیفی از فضای جهانی شاهد هستیم که به موازات احتمال تغییر در مناسبات آمریکا و اتخاذ موضع ملایم و دوستانه در قبال ایران، دولتمردان ایرانی نیز در سخنان و مصاحبه های مکرر خود از این رویکرد استقبال کرده و اذعان داشته اند که چنانچه تغییر در سیاست های واشنگتن محسوس باشد و سران آن قایل به منافع ملی ما باشند، قطعا این رویه مورد توجه و استقبال تهران قرار خواهد گرفت. بنابر اصل 152 قانون اساسی، سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران بر اساس نفی هر گونه سلطه جویی و سلطه پذیری ، حفظ استقلال همه جانبه و تمامیت ارضی کشور، دفاع از حقوق همه مسلمانان و عدم تعهد در برابر قدرت های سلطه گر و روابط صلح آمیز متقابل با دول غیر محارب استوار است . دول آمریکا در طی سالیان متمادی همواره به ایران به عنوان یک کشور دارای موقعیت ممتاز از منظر یک فرصت ویژه نگریسته و تلاش داشته اند برای حفظ و گسترش منافع، خود را به آن نزدیک کنند. تجربه تاریخی ایران از آمریکا تلخ بوده است و همین سابقه ذهنی منجر به مشکلات عدیده در روابط متقابل دو کشور شده است بنابراین دولت کنونی آمریکا برای اصلاح وجهه خود در میان ایرانیان نیازمند پیشگام شدن در اعتماد سازی است.
دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری در ایران با فاصله ای اندک از تغییر و تحول در آمریکا و روی کار آمدن دولت اوباما برگزار شد. بسیاری از تحلیلگران نتیجه برآمده از این انتخابات را در روند روابط تهران و واشنگتن موثر دانسته اند. پیش از این نیز سران آمریکا عنوان کرده بودند که در صورت روی کار آمدن هر دولتی در ایران قابلیت همکاری میان دو کشور وجود دارد و تلاش آنان برای مذاکره دو کشور به نتیجه انتخابات ارتباطی ندارد.
امکان وفق دادن سیاست خارجی کشور همگام با تحولات جهانی، درک سریع و آنالیز شرایط برای بهره گیری از فرصت های پیش رو نکته ای است که باید در کانون توجه تصمیم گیری های دیپلماتیک ما قرار گیرد. ما می توانیم به جای آنکه از موضع رویارویی به نظام بین الملل بنگریم اصل تعامل مبتنی بر درایت و تصمیم گیری بهنگام را به عنوان محور ارتباطات سیاسی خود با سایر کشورها تعریف کنیم به گونه ای که مصداق فرمایش رهبر معظم انقلاب بر مبنای تحقق عزت، حکمت و مصلحت نظام باشد. انعطاف پذیری در تصمیم گیری ها و اصل قرار دادن موضوع تعامل جهانی و تعریف آن در راهبردهای بلند مدت نظام موجبات رفع تنش، ایجاد شرایط مطلوب اجتماعی و حرکت در مسیر توسعه را تسهیل می سازد و برعکس فعالیت در سایه بی ثباتی و نگرانی از وقایع جهانی، رشد و حرکت در مسیر توسعه را با خلل مواجه می کند. در نظر قرار دادن این نکات در برنامه ها و تصمیم گیری های خرد و کلان در سرنوشت و میزان موفقیت کشور تاثیرگذار است. در خصوص اصلاح نگاه به پیرامون و توجه به اصل تعامل در سیاست خارجی لازم است همواره سخنان و موضع گیری ها سنجیده باشد. تقابل ما با غرب و قدرت های بزرگ همیشگی نیست و ارتباط و مناسبات بین المللی از واژه به واژه ای که مسئولان نظام به کار می گیرند، متاثر می شود. ما می توانیم با مدیریت شرایط و بهره مندی شایسته از نفوذ و موقعیت خود در سطوح جهانی از فرصت های فراهم شده به نفع کشور و توسعه و پیشرفت همه جانبه آن بهره بگیریم.
ما اگر می خواهیم جهان را مدیریت کنیم ابتدا باید خودمان و سیاست های خودمان را مدیریت کنیم. متاسفانه ما بعضا نتوانسته ایم ارتباطات خود را با سایر دول به خوبی مدیریت کنیم و همواره کوشیده ایم از منظر موافق و مخالف به جامعه جهانی بنگریم. با اینکه اذعان داریم با برخی دول اختلافات نسبی یا فاحش داریم نخواسته ایم به گونه ای عمل کنیم که در سایه این اختلافات و ناسازگاری ها بتوانیم نوعی حیات مسالمت آمیز و ارتباط سازنده را به نفع منافع خود قبض کنیم. پس اساس مدیریت ما در جهان باید مدیریت سیاست های ما در ارتباطات جهانی باشد.
با عنایت به اینکه استراتژی جمهوری اسلامی ریشه مکتبی دارد و مبتنی بر قانون اساسی، فرمایشات بنیانگذار انقلاب و منویات مقام معظم رهبری است و مبارزه با معاندان، استکبار ستیزی و نفی ظلم و استبداد،و پرورش انسان بر مبنای ارزش های والا و اسلامی از وجوه اساسی آن به شمار می رود، در تعارض با گسترش روابط دیپلماتیک با سایر دول نبوده بلکه ضمن نفی خشونت و مظاهر باطل در مناسبت بین المللی بر حراست منافع خود مصر است و می توان این موضوع را مورد تاکید قرار داد که در این خط سیر اصل بر این نیست که سازش با حکومت ها محور باشد زیرا در عین اختلاف بر سر مسایل مختلف، تعامل موضوعیت دارد. تعامل با جامعه جهانی به معنای این نیست که حفاظت از کشور را نادیده انگاریم و به سایر قدرت ها فرصت جولان در حریم خود را بدهیم. ما ضمن اینکه با هوشیاری مسایل مختلف جهانی را رصد می کنیم قطعا از منافع و چارچوب کشور خود دفاع می کنیم و تعامل در تعارض با هوشیاری و صیانت از منافع ملی نبوده بلکه در مسیرتحقق و نیل به آن نیز محسوب می شود و متاسفانه این اشتباه در برداشت، سالیان سال است که موجب ابهام در برنامه ها و سیاستگزاری ها شده است. قطعا بر کسی پوشیده نیست که هر کشوری به دنبال تحقق اهداف و آرمان های خود است چه آنکه این آرمان مبتنی بر هژمونی و استیلای جهانی باشد و چه اینکه بر شکل گیری جامعه جهانی بر محوریت اسلام. متعاقب این ممکن است بسیاری از رفتارها در صحنه های بین المللی از سوی دول مختلف به طبع ما سازگار نباشد اما این مسایل نباید به این منجر شود که کشور را به انزوا برده و محدوده روابط دیپلماتیک خود را کوچک سازیم. برای آنکه بتوانیم از فرصت های به دست آمده در عرصه جهانی بهره برداری لازم را داشته باشیم، باید به بهبود مناسبات خود با جامعه جهانی، ترمیم چهره بین المللی، صیانت از منافع ملی و تمامیت ارضی و در نهایت تحقق اهداف و آرمان های خود اهتمام داشته باشیم.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات