تاریخ انتشار : ۳۰ دی ۱۳۸۹ - ۱۰:۴۰  ، 
کد خبر : ۱۰۲۲۴۴
به مناسبت سومین سالگرد جنگ33 روزه لبنان

پاورقی از کتاب «آنتونی کردزمن» (بخش دوم)

تهیه و ترجمه و ویرایش: ستاد پاسداشت شهدای نهضت جهانی اسلام

برخی از تحلیلگران اینگونه مطرح می‌کنند که نیروهای زمینی IDF پیشنهاد اقدام زمینی قاطع‌تر و حمله تا رودخانه لیتانی را ارایه داده بود و پیشنهاد کرده بود از مواضع و استحکامات ایجاد شده درآن سوی خطوط حزب‌الله به سمت جنوب پیشروی صورت گیرد. آنها در طرح‌ریزی جنگ و بعد از تشدید آن به دنبال اجرای هر دو مورد بودند. یک بار دیگر کمیسیون وینوگراد اینگونه مطرح می‌کند که این دیدگاه‌ها تا حدودی درست هستند اما سابقه دقیقی در این باره در دست نیست که کدام مقام کدام اقدام را در کدام زمان پیشنهاد داد و چه مباحثاتی میان آنها انجام شد. بیشترین حرفی که می‌توان گفت این است که کار کمیسیون وینوگراد که از سوی پارلمان اسرائیل برای بررسی نحوه اداره جنگ تشکیل شده بود سوالات جدی در این باره برانگیخت که آیا رهبری [اسرائیل] اصولاً راهبرد و اساس لازم برای جنگ را پس از حملات هوایی آغازین تدوین کرده و پی‌گرفته بودند.
آنچه به نظر معلوم می رسد این است زمانی که نیروهای IDF دست به اقدام زمینی زدند تعدادی از مقامات ارشد هشدار دادند اقدامی که علیه مواضع حزب‌الله در نزدیکی مرزهای اسرائیل و لبنان محدود باشد، اقدام علیه مواردی است که نسبتاً به سود حزب‌الله است و نیروهای IDF را در نبردی در محل استحکامات و یا درگیری با فاصله نزدیک گرفتار خواهد کرد و برای محاصره کردن نیروهای حزب‌الله و شکست دادن آنها جنگی قاطعانه به شمار نمی رود.
مباحثاتی در همین راستا درباره تقابلات میان سطوح بالای تصمیم‌سازی و کیفیت اطلاعات جاسوسی اسرائیل قبل و در هنگام جنگ درگرفت. به هر حال، تا این لحظه به نظر می‌رسد مسایلی که در زمینه اطلاعات پیش آمد در سطوح تاکتیکی بوده و توجیه کننده و تشریح کننده هیچ یک از خطاهای بزرگی نیست که در سطح سران سیاسی و یا فرماندهان عالیرتبه به وقوع پیوست.
آن خطاها را نمی‌توان بوسیله حدودی توضیح داد که اطلاعات اسرائیل از آن اطلاع داشت یا نداشت.
(الف) میزان تسلیحاتی که به دست حزب‌الله رسیده بودند،
(ب) آمادگی و قابلیت حزب‌الله ،
(ج) توان و سازمان حزب‌الله و
(د) ماهیت استحکامات حزب‌الله در منطقه مرزی.
مباحثه‌ای نیز درباره دامنه این واقعیت وجود داشت که رئیس اطلاعات نیروهای دفاعی اسرائیل که یک افسر نیروهای هوایی بود و از نحوه انجام جنگ دفاع می‌کرد و محدودیت‌های ژنرال حالوتس را تقویت می‌کرد.
اکنون این احتمال به نظر می‌رسد اطلاعات اسرائیل میزان و ماهیت انتقالات تسلیحات سوریه، تعداد و کیفیت مبارزان حزب‌الله (بخصوص جنگجویان "پاره‌وقت ") و سطح آموزش‌ و آمادگی‌ حزب‌الله را دست کم گرفته بود. به هر حال، واقعیت‌ها همچنان پنهان مانده‌اند و حساب‌های متناقض بسیاری درباره ماهیت این انتقالات تسلیحاتی و اندازه قوی حزب‌الله مطرح می‌شوند.
بار دیگر باید گفت که دسترسی کامل به سوابق دقیق از اظهارات مقامات و سوابقی که در طول جنگ ارایه شد فقط می‌تواند دقیقاً این امر را روشن سازد که چه اشتباهاتی رخ داده است. به هر حال، کمیسیون وینوگراد نشان داد که هر دو انتقاد بخاطر جنگ بجا است. همانند جنگ اکتبر 1973 و در سراسر اقدامات صورت گرفته در سال 1982 در لبنان، بزرگترین شکست‌های اسرائیل در سطوح عالی رهبری و فرماندهی سیاسی رخ دادند.
این مشکلات در عین حال به ندرت مشکلات خاص هستند. تقریبا یکی از درس‌های جهانی تاریخ جنگ‌ها این است که سران و فرماندهان در حالی وارد جنگ می‌شوند که از همه تجربیات لازم برخوردار نبوده و دستکم دارای طرح‌ها و برداشت‌های تقریباً ناقص بوده و در توانایی خود در تدوین واقعیت‌‌های جنگ به شدت اختلاف دارند. سران و فرماندهان به ندرت در زمره شکل دادن به موفقیت راهبردی قرار می‌گیرند اما عناصر حیاتی به شمار می‌روند. در این مورد بخصوص، سران سیاسی و نظامی اسرائیل فاقد عمق و تجربه مورد نیاز بخصوص در نبرد با عوامل غیردولتی در جنگی با شکل و ساختاری ناآشنا بودند.
با توجه به آنچه که درباره چالش‌های پیش روی اسرائیل و واکنش آن به این چالش‌ها معلوم است، گزارش ذیل تحلیلی است بر دستاوردها و شکست‌های اسرائیل در دستیابی به اهداف تعیین شده توسط سران اسرائیلی.
هدف 1: نابودی "فرماندهی غربی ایران " قبل از هسته‌ای شدن ایران
اسرائیل نتوانست حزب‌الله را به عنوان یک نیروی نظامی و یا سیاسی نابود کرده و یا آن را به شدت تضعیف کند. این واقعیت بخصوص در اواخر سال 2006 که حزب‌الله برای به چالش کشاندن دولت منتخب لبنان از دستاوردهای سیاسی خود بهره گرفت، بسیار روشن شد. جنگ در بهترین حالت خود ممکن است شرایطی بوجود آورده باشد که ترکیبی از نیروهای حافظ صلح و ارتش لبنان به مرور زمان حزب‌الله را خلع سلاح کنند و از ظهور مجدد تهدید راکتی و موشکی عمده‌ای جلوگیری به عمل آورند که ایران می‌تواند برای پرتاب سلاح‌های شیمیایی،‌ بیولوژیک،‌ رادیولوژیک و هسته‌ای (CBRN) خود از آن بهره گیرد. به هر حال،‌ این پیامد چندان روشن نیست. نتیجه نهایی جنگ همچنین بیشتر بر حمایت بین‌المللی از نیروهای سازمان ملل بعلاوه بر کمک‌های اعراب و آمریکا به دولت لبنان بستگی خواهد داشت تا به تاثیر حملات نیروهای دفاعی اسرائیل.
راکت‌ها و موشک‌های میان برد و دوربرد ( برد45 تا 220 کیلومتر)
اسرائیل در روزهای آغازین جنگ در سطح تاکتیکی برخی موفقیت‌های مهم بخصوص در نابودی راکت‌های میان‌برد و دوربرد و جلوگیری از شلیک سیستم‌های پایدار در طول دوره جنگ به دست آورد. بیشتر گزارش‌ها از این امر حکایت دارد که حملات نیروی هوایی اسرائیل در دو روز اول جنگ احتمالاً اغلب سکوهای پرتاب راکت‌های میان برد و دوربرد ارایه شده از سوی ایران را نابود کرد و به نظر می‌رسد نیروی هوایی اسرائیل توانسته باشد در طول هفته‌های بعد، بطور نظام‌مند دیگر سکوهای پرتاب کننده موشک‌های دوربرد و میان برد ارایه شده از سوی سوریه را نیز نابود کند.
رئیس نیروی هوایی اسرائیل در 16 اوت اعلام کرد که 90 درصد از راکت‌های دوربرد حزب‌الله نابود شده است. به هر حال، این برآورد ممکن است بیش از حد خوشبینانه باشد چرا که حزب‌الله تعدادی راکت‌انداز غیرواقعی نصب کرده بود که برای گمراه کردن اسرائیلی‌ها مجهز به اثر حرارتی بودند. یک مقام ارشد نیروی هوایی اسرائیل در ماه سپتامبر از واکنش سریع نیروی هوایی اسرائیل سخن گفت و اعلام کرد که 90 درصد از موشک‌اندازهای میان بردی که مورد استفاده قرار می‌گرفتند بلافاصله و پس از شلیک نخستین گلوله خود هدف قرار می‌گرفتند.
برداشت کارشناسان اسرائیلی این بود که در پایان جنگ شمار اندکی از موشک‌انداز میان برد و دوربرد باقی ماندند و شواهد و مدارک اندکی در مخالفت با اظهارات آنها ارایه شده است. حزب‌الله نیز در محافل عمومی ادعا نکرد شمار قابل توجهی از این موشک‌ها باقی مانده باشند. به نظر می‌رسد که IDF مرکز فرماندهی و کنترل راکت و موشک را نابود کرد. مرکزی که ایران در دایر کردن آن برای حزب‌الله کمک کرد اما این مرکز به راحتی می‌توانست با "لپ تاپ " و فناوری ارتباطاتی تجاری جایگزین شود.
با این وجود، کارشناسان اسرائیلی تصدیق می‌کنند که ابعاد ارایه راکت‌های میان‌برد 220 میلی‌متری و 302 میلی‌متری توسط سوریه برای اطلاعات اسرائیل یک شگفتی بزرگ بود. علاوه بر این، معلوم نیست که اسرائیل حساب درستی از پرتاب‌کننده‌ها یا راکت‌ها و موشک‌هایی داشته باشد که قبل از جنگ از سوی سوریه به حزب‌الله ارایه شده بودند. این تجهیزات در طول جنگ گسترش یافت. همچنین معلوم نیست که اسرائیل حساب درستی از راکت‌های باقی مانده تامین شده از سوی سوریه و یا سیستم‌های ارایه شده از سوی ایران داشته باشد.
کارشناسان اسرائیلی برآورد متفاوتی از تعداد و عملکرد دوربردترین سیستم‌های ارایه شده از سوی ایران نظیر "زلزال 1 " و "زلزال 2 " در هنگام و یا بعد از جنگ داشته‌اند. تناقض آشکاری در منابع غیرمحرمانه وجود دارد.
کارشناسان اسرائیلی همچنین اینگونه عنوان می‌کنند که دیگر سیستم‌های مدرن‌تر مانند "فتح 110 " با برد تا 220 کیلومتر ممکن است منتقل شده باشند. آنها اینگونه توصیف کرده‌اند که نسخه دوربردتر این سیستم‌ها قادر است تل‌آویو و یا هر مکان دیگری را در اسرائیل هدف قرار دهد. آنها تخمین زده‌اند که حدود 18 از 19 تا 21 پرتاب‌کننده در طول موج اول حملات نیروهای هوایی اسرائیل هدف قرار گرفته‌اند اما آنها یادآور می‌شوند حزب‌الله ممکن است سیستم‌های بیشتری داشته باشد که تحت فشار ایران و یا به منظور دور نگهداشتن آنها از حملات اسرائیلی‌ها استفاده نکرده باشد.
راکت‌های زلزال 1 و 2 به عنوان گلوله‌های توپخانه‌ای توصیف می‌شوند و زلزال 3 به عنوان یک موشک بالستیک و یا هدایت شونده با دقت قابل توجه محسوب می‌شود. حداکثر برد آن معلوم نیست و به بازده دستگاه بستگی داشته و حدود 115 الی 220 کیلومتر است. زلزال 2 نیز با برد اسمی حداکثر 210 کیلومتر می‌تواند اهدافی در جنوب "عسقلان " در سمت جنوبی لبنان را هدف قرار دهد. زلزال 3 با برد تخمینی تا 1500 کیلومتر نیز می‌تواند هر هدفی در سراسر اسرائیل را نشانه رود. نشانه‌ای دال بر این امر وجود ندارد که تاکنون این موشک در اختیار حزب‌الله قرار گرفته باشد یا این که موشکی از این دست به سمت اسرائیل شلیک شده باشد.
به هر حال یکی از سوالات مهم این است که تاثیر حملات اسرائیل تا چه مدت دوام خواهد داشت. افسران و مقامات ارشد اسرائیل اعتراف کرده‌اند که در طول جنگ ممکن است ایران توانسته باشد موشک‌های دوربردتر و یا سیستم‌های هدایت دقیقی را در تعداد اندک بدون این که دولت لبنان متوجه شده باشد به دست حزب‌الله برساند. چنین رخنه‌ای همچنین توسط نیروهای صلح‌بان بین‌المللی که از زمان پایان جنگ در منطقه مستقر شده‌اند و صرفاً در جنوب لبنان فعالیت می‌کنند، ردگیری نشد.
چنین سیستم‌هایی می‌توانند در شمال منطقه‌ عملیات عمده ارتش لبنان و نیروهای بین‌المللی مستقر شده و امکان مجهز شدن به سلاح‌های شیمیایی،‌ بیولوژیک،‌ رادیولوژیک و هسته‌ای را دارند. ایران و سوریه بطور متناوب می‌توانند در زمان بحران کنونی صبر پیشه کرده و سپس تلاش کنند چنین تسلیحاتی را در سال‌های آتی به داخل لبنان منتقل کنند. یکی از مهمترین محدودیت‌های هر جنگی این است که تنها به تهدیدهای جاری می‌پردازد و نمی‌تواند آینده را کنترل کند.
راکت‌های بردکوتاه (تا برد 45 کیلومتر)
درباره تعداد دقیق راکت‌های بردکوتاهی که حزب‌‌الله در زمان آغاز جنگ در اختیار داشت و این که چه تعداد از آنها در دست حزب‌الله باقی مانده تا پیش از این که حزب‌الله بتواند بار دیگر بعد از آتش‌بس آن را تامین و دریافت کند، اتفاق‌نظری وجود ندارد. برآورد پیش از جنگ مقامات اسرائیلی از 10 هزار الی 16 هزار راکت کاتیوشای معمولی و یا تقویت‌شده و مجموع اسمی 13 هزار راکت حکایت دارد. امکان خطای 5 هزار راکتی به راحتی وجود دارد و باید به این امر انتقالاتی اضافه گردد که دقیقاً قبل از جنگ صورت گرفت و کشف این امر که سوریه بیش از آنچه اسرائیل در ابتدا تصور می‌کرد راکت‌ در اختیار قرار داده بود.
به گفته افسران ارشد اطلاعاتی اسرائیل، نیروهای دفاعی اسرائیل تخمین زدند حزب‌الله تا روز شنبه 11 اوت 3 هزار راکت شلیک کرد. نیروی هوایی اسرائیل حدود هزار و 600 کاتیوشا را نابود کرد و 7 هزار گلوله باقی می‌ماند. منابع اطلاعاتی اسرائیل و نیروی هوایی اعتراف کردند که تقریباً تخمین چنین تعدادی و هدف قرار دادن چنین سیستم‌های کوچکی و یا برآورد دقیق از میزان خسارات غیرممکن بود.
اسرائیلی‌ها در طول جنگ ادعا کردند با وجود آن که ایرانی‌ها و سوری‌ها تلاش عمده‌ای در طول نبرد داشته‌اند اما آنها مانع از تامین مجدد چنین راکت‌ها و دیگر تسلیحات ایرانی و سوری شدند اما این مقامات یادآور می‌شوند که نمی‌توانند چندان به این امر مطمئن باشند. حزب‌الله از آن زمان مدعی شده تسلیحات خود را بار دیگر تامین کرده اما هرگز جزئیاتی ارایه نکرده است. آنچه می‌تواند نشانه گویاتری باشد این است که اسرائیلی‌ها بعد از جنگ هیچگونه ادعایی درباره کسب پیروزی در کاهش مستقیم اینگونه تهدیدات مطرح نکردند.
دیگر تسلیحات مهم حزب‌الله
هیچ یک از اسرائیلی‌ها در طول جنگ ادعا نکردند که اطلاعات اسرائیل دانش صحیحی از دیگر انواع تسلیحاتی داشت که پیش و پس از جنگ در اختیار حزب‌الله قرار گرفتند و یا حتی نوع تسلیحاتی که در دست حزب‌الله وجود داشت. این مهمات شامل خمپاره‌ها، سلاح‌های ضدتانک (از نوع AT-3T، MK II، کونکورس، کورنت، میتس-ام، آرپی‌جی 29) و موشک‌های ضدهوایی و موشک‌های کوتاه‌برد سطح به هوا (از نوع SA-7، SA-14، SA-16 و احتمالاً SA-18 و SA-8) بودند. کارشناسان اطلاعاتی نیروهای دفاعی اسرائیل اعلام کردند که تنها حدسیاتی در این مورد داشتند ولی گمان می‌کنند حزب‌الله دستکم چند صد هزار تفنگ سبک و سلاح خودکار در اختیار دارد و چندین میلیون یعنی تا 6 میلیون گلوله مهمات در اختیار دارد.
یکی از موارد نامعلوم اندازه و نوع مدل‌های موشک‌های لوله‌ای ضدتانک ساخت آمریکا با نشانه‌گیری چشمی هدایت‌شونده‌ای(TOW) بود که حزب‌الله از ایران دریافت کرده بود. برخی از گزارش‌ها نشان می‌دهند که موشک‌ها از نوع BGM-71As بودند که به ایران منتقل شده و تحت لیسانس تولید می‌شوند. دیگر افراد می‌گویند که این موشک‌ها شامل نوع پیشرفته‌تر ساخت ایران بود که به "توفان 1 " معروف هستند. نیروهای IDF صندوق‌های مهماتی را ضبط کردند که برچسب TOW روی آنها نوشته شده بود اما برخی از آنها به نظر تاریخ تولید 2001 داشتند و معنی آن این بود که از ایران آمده‌اند. به هر حال این کشف به معنی این امر نیست که چنین موشک‌هایی ساخت ایران باشند. همچنین امکان این امر وجود دارد که این موشک‌ها بخشی از 500 موشک TOW اسرائیل و هزار موشک ساخت آمریکا باشند که در توافق تسلیحاتی "ایران- کنترا " در سال 1985 به ایران منتقل شدند.          ادامه دارد ... 

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات