تاریخ انتشار : ۱۲ شهريور ۱۳۸۸ - ۰۷:۵۳  ، 
کد خبر : ۱۰۲۳۲۱

بحران جمهوریخواهی در آمریکا


گابوراشتاین گارت / ترجمه: محمدعلی فیروزآبادی
«مایکل استیل» از پدر و مادری سیاهپوست و در یک پایگاه نیروی هوایی در مریلند متولد شد و بلافاصله به عنوان فرزندخوانده به خانواده یی دیگر نقل مکان کرد. مادر جدیدش یک رختشوی و پدر جدیدش مردی دائم الخمر بود که در 36سالگی به دلیل بیماری کبدی از دنیا رفت.
مایکل کوچک در همان سنین نوجوانی به حزب جمهوریخواه پیوست اما خیلی زود فهمید محافظه کاران چندان روی خوشی به یک آفروآمریکن نشان نمی دهند. در گردهمایی های حزبی کسی حتی با وی دست نمی داد و دوستانش او را هل می دادند و می گفتند: «از اینجا برو بیرون.»
اما او ماند و استقامت و مبارزه کرد. حال مایکل هر شب از نقطه یی به نقطه دیگر امریکا می رود و برای مخاطبانش از داستان خود می گوید. مایکل استیل در پایان ژانویه امسال دبیرکل حزب جمهوریخواه امریکا شد و اگرچه قدرت زیادی ندارد اما در فقدان یک نامزد مناسب برای ریاست جمهوری می توان روی او حساب کرد. سخنرانی های مایکل به مثابه یک روان درمانی عمومی است. او در یکی از آخرین سخنرانی هایش در چند هفته پیش و در ایندیاناپولیس گفت حزب متبوعش باید دست از گریه و شکوه و شکایت بردارد و فکری به حال خود کند: «این کارها را بس کنید.» او از دوستان حزبی اش خواست به آنچه وی در تمام زندگی اش آموخته، عمل کنند: «غرور خود را حفظ کنید. به پا خیزید و مبارزه کنید.»
جمهوریخواهان امریکا این روزها بیشتر به شخصیت های کمدی تراژیک می مانند و این حزب بیشتر از آنکه حزب باشد یک بیمار است. اپوزیسیون جمهوریخواه هنوز هم از شکستی که باراک اوباما برای آنها رقم زد، گیج و متحیر است. محافظه کاران امریکا به نوعی تنفر از خود به خاطر این شکست دچار شده اند و چنان خشمگین هستند که گویی کشورشان به دست بلشویک ها افتاده است.
به عنوان مثال «نیوت گینگریچ» که زمانی امید محافظه کاران به حساب می آمد و بعدها به یک تینک تنک به اصطلاح پناه برد، از رئیس جمهور فعلی امریکا به عنوان یک سوسیالیست یاد می کند و به وی دشنام می دهد. یا «دیک چنی» معاون رئیس جمهور سابق در همه حضورهای تلویزیونی اش از به خطر افتادن امنیت ملی امریکا اظهار نگرانی می کند و تا به آنجا پیش می رود که از مزیت های گوانتانامو می گوید و آن شکنجه خفگی مصنوعی را از جمله حقوق اساسی امریکاییان می نامد. حتی در مجلس سنا هم که معمولاً میانه روها دست بالارا دارند، جو عدم آشتی و مصالحه ناپذیری حاکم است. نمایندگان جمهوریخواه در این مجلس هم صحبت از انتقام می کنند و عقیده دارند امریکا باید برای تبدیل شدن به آن ابرقدرت سابق آمادگی از دست دادن خیلی چیزها را داشته باشد. «جیم دومینت» سناتور جمهوریخواه ایالت کارولینای جنوبی در حالی که دشنام می دهد، می گوید: «ما این فیلم را می شناسیم زیرا یک بار در آغاز قرن بیستم این فیلم را در اتحاد جماهیر شوروی و چین دیده ایم.»
جمهوریخواهانی مانند گینگریچ و«کارل رو» رئیس استراتژیست های جرج دبلیو بوش همواره تکرار می کنند هم حزبی های آنها نه تنها نباید به هیچ عنوان با رئیس جمهور دموکرات امریکا همکاری کنند بلکه حتی از روبه رو شدن با وی نیز باید خودداری کنند. به عقیده آنها این وضعیت نامطلوب باید وضعیت نامطلوب اوباما باشد و هرگاه که وی شکست خورد آنگاه است که امید به اردوگاه جمهوریخواهان باز خواهد گشت. در این میان این «جب بوش» فرماندار سابق فلوریدا و برادر رئیس جمهور پیشین است که برخلاف دیگران از یک «اپوزیسیون کارآمد و سازنده» می گوید و البته به همین خاطر از سوی دوستان حزبی اش به «خیانت» متهم می شود.
از سوی دیگر «کریس مانیوس» مجری محبوب برنامه های تلویزیونی و نویسنده نطق های پرزیدنت کارتر عقیده دارد: «در حال حاضر جمهوریخواهان توانایی اداره هیچ دولتی را ندارند. از دست رفتن قدرت آنها باعث شد گروهی جنجال ساز رهبری آنها را برعهده بگیرند.»
در این میان «سارا پیلن» فرماندار آلاسکا که همراه با «جان مک کین» شکست را تجربه کرد سر و صدای بیشتری دارد. دولت و رسانه های پایتخت هم از وی به عنوان یک انقلابی دوآتشه یاد می کنند. پیلن به جد عقیده دارد ایالات متحده امریکا در حال تبدیل شدن به یک کشور اقتدارطلب سوسیالیستی است. به عقیده وی اوباما به این دلیل در مورد مشکلات زیست محیطی اظهار نگرانی می کند زیرا در نظر دارد به این صورت اقتصاد و به خصوص بانک ها و صنایع بهداشتی و اتومبیل سازی را دولتی کرده و در پایان همه ایالت ها را دچار مشکلات مالی کند. پیلن چندی پیش و طی یک ضیافت ناهار که به افتخار «مایکل ریگان» پسر رئیس جمهور اسبق امریکا برگزار شد، گفت: «هدف اصلی این دولت کنترل کردن مردم است.» پیلن که از سوی دیگران گاه به مسخره و گاه خیلی جدی «سارای مقدس» نامیده می شود، با همین حرف ها تا به اینجای کار طرفداران زیادی برای خود دست و پا کرده است.
پیلن با زیرکی تمام در روز چهارم جولای یعنی درست در همان روز استقلال امریکا به صورت نمادین از فرمانداری آلاسکا کناره گیری کرد و گفت: «می خواهم فارغ از وظایف دولتی و تشریفاتی شخصیت ملی خود را حفظ کنم و از عقیده مردم در مورد کاندیداتوری برای ریاست جمهوری به صورت امتحانی باخبر شوم.»
اگرچه استراتژیست های سیاسی هر دو جناح از کناره گیری پیلن تعجب کردند اما کاملاً معلوم است رای دهندگان محافظه کار همچنان به وی وفادار هستند. 67درصد از این عده بر این عقیده اند که این زن باید نقشی تعیین کننده در کشور بر عهده بگیرد.
پیلن به عنوان مثال از حمایت کسانی مانند آن مجری بسیار محافظه کار رادیویی یعنی «راش لیمباو» برخوردار است. برنامه های این مجری از 600 ایستگاه رادیویی هرروزه پخش می شود و به این ترتیب از مخاطبی 20میلیونی برخوردار است. لیمباو هفته گذشته برای اعلام حمایت خود از پیلن با وی ملاقات کرد و این دو نفر با هم به زمین گلف رفتند.
این روزها در محافل حزب جمهوریخواه از لیمباو به عنوان مردی پرنفوذ یاد می شود. او که همیشه سیگار برگی میان لب های خود دارد، صاحب یک فروند جت شخصی است و در برنامه های رادیویی اش علیه سیاهان، فمینیست ها و دموکرات ها می گوید.
در سطوح پایینی و بدنه حزب جمهوریخواه هم صداهای ناخوشایندی به گوش می رسد و از قرار معلوم طبقه متوسط امریکا از این حزب روی برگردانده اند. بر پایه گزارش های موسسه معتبر نظرسنجی گالوپ با وجود آنکه محافظه کاران بزرگ ترین گروه ایدئولوژیک این کشور را تشکیل می دهند اما تنها 28 درصد از امریکایی ها هنوز از جمهوریخواهان حمایت می کنند. و این رقم پایین ترین درصدی است که در دهه گذشته سابقه داشته است. این حزب در حال حاضر هفت درصد کمتر از دموکرات ها رای دارد. بی اخلاقی و فساد در میان اعضای رده بالای حزب جمهوریخواه نیز از جمله علت های رویگردانی مردم از این حزب به شمار می آید. به عنوان مثال «مارک سانفورد» فرماندار کالیفرنیای جنوبی که زمانی چهره یی بسیار اخلاق گرا و باثبات از خود نشان می داد و می توانست کاندیدایی بالقوه برای ریاست جمهوری باشد اما همین شخص در حال حاضر تقریباً از هیچ حمایتی در میان مردم برخوردار نیست.
سانفورد که پدر چهار فرزند است، چندی پیش با معشوقه اش مخفیانه به آرژانتین رفت و این در حالی بود که قبل از این سفر به افراد خانواده و همکارانش گفته بود برای تمدد اعصاب چند روزی را به کوهستان های اطراف می رود. جالب آنکه قبل از رسیدن جناب فرماندار به آرژانتین، ای میل عاشقانه وی به معشوقه اش منتشر شد و مردم از جریان آگاه شدند.
جوانان حزب جمهوریخواه که به صورت سنتی نسبت به ارزش های مذهبی بسیار تعصب دارند، نسبت به این رسوایی به شدت واکنش نشان دادند. به همین علت بود که در کنگره حزب در ایندیاناپولیس از شکاف میان حرف و عمل جمهوریخواهان صحبت به میان آمد. در آن جلسه یکی از نمایندگان جوان حزب از بی انگیزگی خود گفت. او و سه تن از رهبران حزب این پرسش را مطرح کردند که به چه دلیل مردم و به خصوص جوانان باید از این افراد فاسد حمایت کنند. و جالب آنکه پاسخ رهبری حزب این بود: «زیرا این مساله با آینده شما ارتباط دارد.» این روزها واژه آینده، واژه کلیدی حزب جمهوریخواه به شمار می آید.»اما آن مرد جوان در پاسخ گفت: «اشتباه است، واژه کلیدی من درستی و صداقت است که افرادی چون فرماندار سانفورد فاقد آن هستند. باراک اوباما به این دلیل برنده شد چون انسان پاک و درستی بود.» پس از این سخنان حضار به شدت کف زده و گوینده را تشویق کردند.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات