اویغورهای بسیاری اکنون در چین به عنوان افرادی بیگانه و خارجی محسوب میشوند و حزب کمونیست چین خواستههای این اقلیتهای مسلمان مبنی بر آزادی بیشتر را جرم و جنایتی سنگین میداند".
به گزارش خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، پایگاه اینترنتی مجله آلمانی اشپیگل در تحلیلی تحت عنوان "پیامدهای سیاست ملی چین"، با اشاره به حوادث اخیر چین و سرکوب اقلیت مسلمان این کشور توسط دولت آورده است: حوادث اخیر که بین ارتش چین و اقلیت مسلمان این کشور روی میدهد، شکاف بین دولت و این اقلیتها را افزایش میدهد و دولت چین نیز عاملان این حوادث را در خارج از کشور جستجو میکند.
اشپیگل در بخش ابتدایی تحلیل خود آورده است: طبق آمار رسمی که اخیرا منتشر شده است، تاکنون بیش از 180 تن در ناآرامیهای قومی در غرب چین کشته شدهاند. در این درگیریها بیش از هزاران تن نیز زخمی شدهاند. ارومچی -مرکز استان شینجیانگ- اکنون بار دیگر شاهد بازگشت آرامش نسبی میباشد. با این حال در مرکز شهر همچنان خودروهای سنگین با نیروهای پلیس مسلح به چشم میخورد. سربازان با به دست داشتن اسلحه و ضربهگیر در خیابانها، محوطه مساجد و ساختمانهای مهم حضور دارند. نیروهای پلیس در حالی که یونیفرمهای سیاه به تن دارند، با بلندگو شعارهای دولتی سر میدهند. آنها شعارهای انسجام ملی سر میدهند و مردم را به مقابله با شکاف در بین چینیها دعوت میکنند.
طبق تحلیل اشپیگل، حزب کمونیست چین اکنون با پیامدهای ناشی از سیاست ملی خود روبروست. اکنون این سوال مطرح میشود که چه چیزی اشتباه پیش رفته است که برای ناآرامیهای اخیر زمینه سازی کرده است؟ اعضای حزب کمونیست ریشههای تراژدی ارومچی را در خارج از کشور جستجو کرده و این طرز مواجهه با اقلیتها را کاملا موجه و درست میدانند؛ به گونهای که یکی از سیاستمداران این کشور اظهار داشت "امکان اجرای سیاست بهتری در قبال این اقلیتها وجود ندارد". این بار عامل این ناآرامی دالایی لاما، رهبر معنوی تبت نیست؛ بلکه یکی از اویغورهای تبعید شده این کشور با نام "ربیا کادیر" مسوول اغتشاشات و ناآرامیهای اخیر اعلام شده است.
اشپیگل میافزاید: به عقیده دولت چین، اویغورها برای تشکیل یک ترکستان شرقی مستقل میجنگند و مساله چیزی جز ایجاد شکاف در بین جمهوری خلق چین نیست. البته همچون تبت، علت ناآرامیهای شینجیانگ بسیار عمیقتر و ریشهییتر از اظهاراتی چون ادعاهای دولت است. حزب کمونیست چین طی سال گذشته به حدود هشت میلیون اویغور با اقدامات خود این احساس را القا کرد که به طور کامل به چین تعلق ندارند. برای مثال یکی از شهروندان ارومچی، داشتن مشکل در گرفتن پاسپورت و سختی برای سفرهای خارجی رابه عنوان یکی از این علل بر شمرده است. اویغورها این گونه اقدامات را هتک حرمت و بیاحترامی به خود میدانند؛ چرا که در چنین مواردی "هان چینیها" مشکلی ندارند.
در بخش دیگری از این گزارش تحلیلی میخوانیم: مطمئنا شینجیانگ بار دیگر شاهد ناآرامی خواهد بود به گونهای که سال گذشته نیز قبل از بازیهای المپیک در اثر انفجاری که در این منطقه روی داد، 16 سرباز مرزی کشته شدند. رسانههای چین قبل از شروع بازیهای المپیک سال گذشته اذعان کردند که هنوز نامشخص است که چه تعداد گروه "تروریستی" وجود دارد و دامنه عملکرد آنها در سطح ملی و بینالمللی تا چه حد است. در آن زمان 83 تن هم دستگیر شدند.
اشپیگل میافزاید: حوادثی که در شینجیانگ روی میدهد، مشابه چیزی است که در تبت روی داد و این در حالی است که دولت تشنجات سالهای اخیر را با تروریسم و حرکات استقلال طلبی یکی دانسته است. به عقیده فعالان حقوق بشر، حزب کمونیست چین به تعقیب شخصیتهای منتقد میپردازد و درخواست این افراد را برای آزادیهای بیشتر مذهبی و استقلال نیز به عنوان "جرم و جنایت سنگین" تلقی میکند. برای مثال در سال 2005 یکی از نویسندگان چینی که به تغییر وضعیت استان شینجیانگ پرداخته بود، به حبس محکوم شد.
این مجله در ادامه آورده است: به طور کلی مبارزه با سه جریان با قدرت هر چه تمام در چین در حال افزایش است؛ تروریسم، جدایی طلبی و افراطگرایی که دولت چین این سه جریان را خطر بزرگی علیه خود احساس میکند.
اشپیگل در ادامه با اشاره به محدودیتهای اعمال شده در ارومچی نوشته است: از شروع دهه 90 تاکنون کودکان دیگر اجازه ندارند که در مدارس و یا مساجد دروس و آموزههای قرآنی را فرا گیرند و موذنان اجازه ندارند با کمک بلندگو مردم را به نماز و عبادت فرا بخوانند و امامان جمعه هرگز نباید با "جدایی طلبان قومی" هم سو شوند. در ارومچی افرادی که دارای ریش بلند هستند شغلشان را از دست میدهند و زنانی که از نقاب استفاده میکنند نیز دارای محدودیتهای بیشماری هستند.
در بخش دیگری از این تحلیل آمده است: به نظر میرسد که "هان چینیها" و اویغورها بعد از ناآرامیها درگیریهای بیشتری با یکدیگر داشته باشند. حتی بسیاری از مسلمانان موافق دولت نیز از عملکرد رسانههای چین انتقاد میکنند و اظهار میدانند که دولت تنها به قربانیان چینی ناآرامیها میپردازد و فراموش کرده که در میان این قربانیها 46 اویغور هم وجود داشتهاند. به گونهای که یکی از اویغورها با ناعادلانه خواندن این موضعگیری اظهار میدارد "بسیار ناعادلانه است. همهی ما شهروندان چین هستیم". بسیاری از منتقدان در چین جریان فوق را "فلسطینی کردن" چین مینامند.
هفته نامه اشپیگل در ادامه آورده است: گرچه ارومچی از لحاظ مسافتی از پکن دور است و آفتاب در آنجا خیلی دورتر از پکن طلوع میکند، اما اکنون به دلیل اهمیت فوقالعادهای که پیدا کرده تمام توجها را به خود جلب کرده است. بسیاری از چینیهای هان نیز اویغورها را افرادی "ناشکر" میدانند چرا که معتقدند چین هر ساله میلیاردها پول روانهی این استان میکند، شهرهای آن را مدرن کرد و اقدام به ساخت خیابان، مدرسه و بیمارستان مینماید. به عقیدهی این چینیها، خانوادههای اویغوری نسبت به بقیه چینیها میتوانند فرزندان بیشتری به دنیا بیاورند. این چینیها در توجیه اقدام دولت در مقابله با مخالفان اظهار میدارند که چین بخشی از ائتلاف بینالمللی برای مبارزه با تروریسم است و باید با این شورشیان مقابله کند.
اشپیگل در بخش پایانی تحلیل خود آورده است: آیا دولت چین میتواند با اقدامات شدیدتر از ادامهی ناآرامیها جلوگیری کند. بسیاری از اویغورها اکنون احساس میکنند که در کشور خود خارجی هستند. "هان چینیها" اکثر جایگاههای شغلی را به خود اختصاص دادهاند چرا که اویغورها به اندازهی کافی آموزش ندیدهاند و تنها میتوانند زبان چینی را آن هم به گونهای بد صحبت کنند.