تاریخ انتشار : ۰۵ شهريور ۱۳۸۸ - ۰۹:۱۱  ، 
کد خبر : ۱۰۲۴۵۹
مجله فارن پالیسی روایت می‌کند

آمریکا و پروژه آشوب در ایران


نویسنده: جرمی هاموند
ترجمه: محمداسماعیل نوذری
در آوریل سال 2006، سیمور هرش روزنامه نگار و پژوهشگر برجسته، مقالاتی پیرامون عملیات مخفیانه ایالات متحده در ایران، در مجله نیویورکر به چاپ رساند. به گفته وی، با وجود آن که حکومت بوش به ظاهر از ابزار دیپلماسی به منظور بازداشتن ایران از تعقیب برنامه‌های هسته‌ای‌اش حمایت می‌کند، حجم فعالیت‌های مخفیانه را نیز در داخل ایران افزایش داده است و طراحی یک حمله هوایی تا حد ممکن بزرگ و گسترده را در دستور کار قرار داده است.
یک منبع نزدیک به پنتاگون به هرش گفته بود که واحدهای امریکایی مشغول انجام عملیات در خاک ایران و در حال کار بر روی گروه‌های اقلیت قومی هستند. این اقوام عبارتند از: آذری‌ها در شمال، بلوچ‌ها در جنوب شرقی و کردها در شمال شرقی کشور. بنا به ادعای هرش، هدف اصلی ایالات متحده تنش آفرینی و ایجاد درگیری‌های قومی و در نهایت تضعیف جمهوری اسلامی می‌باشد.
اندکی پس از آن، آسیا تایمز هم در گزارشی کوتاه به نکاتی دیگر در این باره اشاره نمود. بر اساس این گزارش، یکی از سفرای سابق ایران و وابسته جمهوری اسلامی، گزارش‌هایی پیرامون عملیات پنهانی ایالات متحده تهیه کرده بود.
بر طبق اظهارات این منبع، مقامات ایران به خوبی از رخنه و نفوذ چنین نیروهایی آگاهی دارند. اظهارات ریچارد سیل،گزارشگر یونایتدپرس اینترنشنال، مهر تأییدی بود بر اتهام‌هایی که هرش علیه مقامات امریکایی مطرح کرده بود. به گفته سیل در این مورد همه اتهام‌های ایرانی‌ها درست است، اما به نظر می‌رسد، اجرای عملیات در چنین مقیاس کوچکی ابداً از ارزش استراتژیک برخوردار نباشد.
مقاله آسیا تایمز در ادامه، ناآرامی‌های اخیر(2006) در میان اقلیت‌های قومی ایران همچون کردها، عرب‌ها و مردم بلوچ را یادآور می‌شود.در اواخر ژانویه، یک گروه موسوم به جندالله که تا آن زمان ناشناخته بود، 9سرباز ایرانی را در بیابان‌های دورافتاده استان سیستان و بلوچستان که با افغانستان و پاکستان مرز مشترک دارد، به اسارت درآورد.
سیمور هرش در مصاحبه‌ای با NPR بار دیگر تکرار کرد که گروه‌های تروریستی مخالف با نظام ایران از جمله مجاهدین خلق، جندالله و پژاک از سوی ایالات متحده پشتیبانی می‌شوند. هرش گفت: هدف استراتژیک ایالات متحده در پس این عملیات پنهانی، به راه‌انداختن موج آشوب و هرج و مرج است تا حکومت ایران سرانجام مرتکب اشتباه شده و دست به اقدام تهاجمی بزند، که به سبب آن کشور دستخوش آشوب و ناآرامی شده و بهانه‌ای برای آغاز جنگ در اختیار کاخ سفید قرار دهد.
اسکات ریتر در مقاله‌ای به تاریخ 29 جولای نوشت: دلارهای مالیات دهندگان امریکایی با مجوز کنگره، برای سرمایه‌گذاری بر روی فعالیت‌هایی به کار گرفته می‌شود که به کشته و مجروح شدن ایرانی‌ها و نابودی اموال شان منجر می‌شود.امروز CIA امکانات مادی لازم را برای عملیات مجاهدین خلق در داخل ایران فراهم می‌کند. به نظر می‌رسد موج تازه انفجار‌ها و بمب گذاری‌ها در ایران با عملیات مجاهدین خلق ارتباط داشته باشد.
هرش در مقاله‌ای دیگر در مجله نیویورکر در ماه نوامبر، به این نکته اشاره می‌کند که اینک پنتاگون بیش از گذشته، سکان هدایت عملیات پنهانی را که به طور سنتی در حیطه اختیار CIA قرار داشت، به دست گرفته است و جزئیات بیشتری درباره فعالیت هایش درز می‌دهد. در 6 ماه گذشته، اسرائیل و ایالات متحده با همکاری یکدیگر، اقدام به پشتیبانی از یک گروه به اصطلاح مقاومت کُرد موسوم به پژاک کرده‌اند، که به اجرای عملیاتی در داخل ایران مبادرت کرده است. وی مجدداً تکرار کرد که پنتاگون روابطی پنهانی با برخی از رؤسای طوایف کرد، آذری و بلوچ برقرار کرده است و آنها را به تلاش برای بی‌ثبات کردن حاکمیت جمهوری اسلامی بر شمال و جنوب شرقی ایران تشویق می‌کند.
امی گودمن در سایت دموکراسی نو به همراه سیمور هرش به گفت‌و‌گو با اسکات ریتر پیرامون کتاب تازه ریتر تحت عنوان هدف قراردادن ایران: حقیقتی درباره طرح‌های کاخ سفیدبرای تغییر رژیم، می‌پردازند.نویسنده در این کتاب ادعا می‌کند که ایالات متحده عملیاتی را از طریق مجاهدین خلق اجرا و رهبری می‌کند.
ریتر همین طور گفته که عوامل اطلاعاتی موساد، پایگاهی را در آذربایجان برای تحریک آذری‌های ایران دایر کرده‌اند و در حال همکاری نزدیک با مجاهدین خلق می‌باشند.
در 27 فوریه تلگراف چاپ لندن گزارش داد: امریکا در تلاش برای اعمال فشار بر ایران و وادار کردن جمهوری اسلامی به دست کشیدن از برنامه‌های هسته‌ای‌اش در خفا بر روی گروه‌های تجزیه طلب و ستیزه جوی قومی در ایران در حال سرمایه گذاری می‌باشد. مقامات CIA در اقدامی که نشاندهنده نگرانی فزاینده واشنگتن از شکست ابتکارهای دیپلماتیک است در می‌یابند که باید امکاناتی در اختیار اپوزیسیون و شبه نظامیان مختلف قومی که در نواحی مرزی ایران متمرکز می‌باشند، قراردهند. این عملیات بحث برانگیز است زیرا عملیات مذکور مستلزم مراوده و همکاری با جنبش‌هایی است که در تعقیب اهدافشان علیه حکومت ایران به روش‌های تروریستی متوسل می‌شوند.
در سال گذشته موجی از ناآرامی در نواحی مرزی ایران همراه با اقداماتی نظیر قتل و بمب‌گذاری علیه سربازان و مقامات دولتی به راه افتاد. یک مقام عالیرتبه سابق سیا به تلگراف گفت سرمایه گذاری سیا بر روی گروه‌های اپوزیسیون و تجزیه طلب راز بزرگی نیست.
همچنین فرد بورتن، مأمور سابق مبارزه با تروریسم وزارت خارجه و نویسنده کتاب روح سرگردان: اعترافات یک مأمور مبارزه با تروریسم (این کتاب در سال 2008 منتشر شد) به تلگراف گفت آخرین حمله‌ها در داخل ایران، در راستای تلاش‌های ایالات متحده برای حمایت مالی و آموزش اقلیت‌های قومی به منظور بی‌ثبات‌سازی جمهوری اسلامی صورت گرفت.
جان پایک از هسته مشاوران امنیت جهانی در واشنگتن گفت: فعالیت سازمان‌های قومی مخالف در دو سال گذشته تشدید شده است و مایه بی‌آبرویی و رسوایی خواهد بود اگر حداقل بخشی از آن نتیجه فعالیت CIA نباشد. پایک گفت جناحی در وزارت دفاع ( پنتاگون ) قصد دارد به مجاهدین خلق آزادی عمل بدهد. آنها نمی‌توانند نظام فعلی ایران را سرنگون سازند اما شاید آسیب فراوان به آن وارد کنند.
ریز الریچ، روزنامه نگار و نویسنده کتاب برنامه ایران: داستان واقعی سیاست ایالات متحده و بحران خاورمیانه (این کتاب در سال 2007 منتشر شد) در ماه مارس سال 2007، در مقاله‌ای در دموکراسی نو به امی گودمن می‌گوید: ایالات متحده گروه‌های معارض کرد را علیه ایران به خدمت می‌گیرد. وی فاش ساخت که ایالات متحده در کنار اسرائیل، از یک گروه کرد موسوم به حزب کارگران کردستان (PKK) برای انجام حمله‌های چریکی در داخل ایران حمایت مالی می‌کند و این بخشی از طرح گسترده‌تر ایالات متحده برای برافروختن آتش نارضایتی در مناطق قومی و سرانجام تحریک اقوام به انجام فعالیت‌های تروریستی در مناطق مختلف ایران می‌باشد. هنگامی که من در شمال عراق به سر می‌بردم، توانستم نوع عملیاتی را که آنها قصد دارند از ناحیه کردنشین خاک عراق علیه ایران به اجرا درآورند، تعیین کنم.
الریچ همین طور توضیح داد که چگونه پژاک به عنوان یک گروه انشعابی از PKK تشکیل شد و افزود که امریکایی‌ها به اجرای طرح‌های مجاهدین خلق و برخی گروه‌ها در بلوچستان کمک می‌کنند. مثلاً یک گروه بلوچ یک اتوبوس سپاه پاسداران انقلاب اسلامی را در نزدیکی مرز ایران و پاکستان منفجر کرد. وی در ادامه افزود که اسرائیل هم از گروه‌های مختلف کرد حمایت می‌کند.
در آوریل حتی حمایت بیشتری صورت گرفت، در آن ماه، گزارش شد که بر اساس منابع اطلاعاتی پاکستان و ایالات متحده، جندالله که در خارج از استان بلوچستان پاکستان به عملیات دست می‌زند، با راهنمایی و تشویق ایالات متحده به انجام عملیاتی مرگبار در درون ایران مبادرت کرده است. پولی که در اختیار جندالله قرار می‌گیرد مستقیماً پرداخت نمی‌شود بلکه منابع قبیله‌ای به ABC NEWS می‌گویند که این پول‌ها از طریق تبعیدیان ایرانی که ارتباطاتی با اروپا و برخی کشورهای حاشیه خلیج فارس دارند، به جیب عبدالمالک ریگی سرازیر می‌شود.
ABC NEWS با اشاره به حمله به اتوبوسی که الریچ در مصاحبه با امی گودمن از آن سخن گفت یادآور می‌شود که جندالله آوازه خود را از انجام چند حمله تروریستی و آدم‌ربایی بدست آورده است. از جمله حمله‌ای در ماه فوریه در شهر زاهدان که حداقل یازده نفر از اعضای سپاه پاسداران در این حادثه جان سپردند.
ABC NEWS یک بار دیگر، بر اساس اظهارات مقامات اطلاعاتی سابق وفعلی در ماه مه گزارش داد که CIA موافقت محرمانه ریاست جمهوری را برای ترتیب دادن یک عملیات پنهانی « سیاه» برای بی‌ثبات ساختن ایران جلب کرده است.بر اساس گزارش‌ها، طرح ریاست جمهوری شامل یک عملیات هماهنگ تبلیغاتی، انتشار اطلاعات گمراه کننده و کنترل ارز و معاملات مالی بین‌المللی ایران می‌باشد.
بروس ریدل از مقام‌های ارشد بازنشسته CIA می‌گوید که وی نمی‌تواند وجود چنین برنامه‌ای را رد یا انکار کند، اما افزود که عملیات مذکور با رویکرد و سمت‌وسوی کلی امریکا که در تلاش است تا راه‌هایی برای اعمال فشار بر ایران پیدا کند، سازگار است.
ولی نصر عضو ارشد امور مطالعات خاورمیانه در شورای روابط خارجی به ABC NEWS می‌گوید: من فکر می‌کنم دیگر همه در منطقه می‌دانند که در حال حاضر، ایالات متحده با پشتیبانی از عناصر ضدایرانی در منطقه و گروه‌های اپوزیسیون در داخل کشور، هر دو، به پراکسی وار (PROXY WAR) یا جنگ از طریق ایادی مبادرت کرده است.
همان روز تلگراف هم به موازات انتشار گزارش ABC NEWS گزارش داد: منابع اطلاعاتی افشا کرده‌اند که پرزیدنت جرج دبلیو بوش موافقت خود را با CIA برای انجام یک رشته عملیات پنهانی سیاه با هدف تغییر رژیم در ایران اعلام کرده است. سند رسمی بر طرح‌های CIA مبنی بر تبلیغات، انتشار اطلاعات گمراه کننده و اقداماتی با هدف بی‌ثبات‌سازی و سرانجام براندازی صحه گذارده است. طرح مذکور شامل اقداماتی نظیر کارشکنی در اقتصاد ایران به مدد کنترل ارز و معاملات مالی بین‌المللی ایران می‌باشد.
در جولای 2008، رئیس ارتش پاکستان، ژنرال اسلم بیک فاش ساخت که ایالات متحده از اقدامات جندالله حمایت می‌کند.
جندالله، مسئولیت بمبگذاری انتحاری در مسجد المهینی شهر زاهدان در تاریخ 14 مه ‌2009 را بر عهده گرفت و اعلام کرد که هدف این حمله‌ها سپاه پاسداران انقلاب اسلامی بوده است.در پی این عملیات تروریستی، ایران ایالات متحده را به دست داشتن در بمب‌گذاری‌ها متهم کرد.
جلال سیاح، یکی از مقامات فرمانداری در استان سیستان و بلوچستان در این خصوص به رادیو دولتی ایران گفت: تروریست‌هایی که در یکی از کشورهای همسایه توسط امریکا مسلح شده‌اند، در تلاش برای ایجاد ارعاب و نزاع مذهبی و با هدف تحت تأثیر قرار دادن انتخابات ریاست جمهوری دست به این اقدام جنایتکارانه زدند. آقای صادق محصولی وزیر کشور هم در سخنان مشابهی اظهار داشت: دشمنان می‌کوشند با حربه ترور بر انتخابات ریاست جمهوری اثر بگذارند مثل اقداماتی که یکشنبه در زاهدان مرتکب شدند.... عوامل تروریست نه شیعه بودند نه سنی بلکه امریکایی و اسرائیلی و در پی ایجاد تفرقه میان شیعه و سنی بودند.
طبعاً ایالات متحده این اتهامات را رد کرد. یان‌کلی سخنگوی وزارت خارجه در رد این اتهام گفت: ما این حمله‌های تروریستی را به شدیدترین وجه ممکن محکوم می‌کنیم. ما از هیچ یک از اشکال تروریسم در ایران پشتیبانی نمی‌کنیم. رابرت گیبس سخنگوی کاخ سفید هم با انتشار بیانیه‌ای ادعا کرد ایالات متحده حمله‌های تروریستی در ایران را قویاً محکوم می‌کند....مردم امریکا عمیق‌ترین همدردی خود را نثار قربانیان و خانواده‌های آن‌ها می‌کند. هیچ انگیزه‌ای نمی‌تواند تروریسم را توجیه کند و ایالات متحده آن را در هر شکلی، در هر کشوری و علیه هر ملتی محکوم می‌کند. یک روز پس از این اظهارات، افراد مسلح به ستاد رئیس جمهور احمدی‌نژاد در زاهدان حمله ور شدند. آژانس خبری جمهوری اسلامی ایران، ایرنا گزارش داد که سه نفر از جمله یک کودک در این حمله مجروح شده‌اند. به گزارش العربیه - یک شبکه تلویزیونی در دوبی که از پشتیبانی مالی عربستان سعودی برخوردار است - جندالله مسئولیت انجام این حملات را بر عهده گرفت.
در 9 ژوئن 2009، چند روز پیش از برگزاری انتخابات ریاست جمهوری، پرس تی وی، آژانس خبری حکومت ایران گزارش داد که عبدالحمید ریگی برادر عبدالمالک ریگی، سرکرده جندالله در مصاحبه‌ای تأیید کرده است که مقامات ایالات متحده از سال 2005 با این گروهک دیدار کرده‌اند. بنابر این گزارش، وی گفت که خودش هم با امریکایی‌ها در اسلام آباد پاکستان دیدار کرده است.
یک انقلاب مخملی
2 ماه پیش از برگزاری انتخابات، ایران اعلام کرد که نیروهای پاسداران انقلاب اسلامی از طرحی برای براندازی پرده برداشتند. ایران، هلند را متهم کرد که با همدستی بریتانیا و ایالات متحده از گروه‌های اپوزیسیون حمایت مالی می‌کند و وب سایت‌هایی را برای انجام فعالیت‌های ضد حکومتی در راستای براندازی نرم در اختیار آن‌ها قرار می‌دهد.
در پی برگزاری انتخابات دهم که به پیروزی رئیس جمهور احمدی‌نژاد با نتایج چشمگیر و قابل ملاحظه منجر شد، راهپیمایی‌هایی در خیابان‌های تهران به راه افتاد. معترضان خواستار ابطال نتایج انتخابات شدند. اما سمت وسوی اعتراض‌ها، در برخی موارد، منحرف شد و به اغتشاشاتی نظیر نابودی اموال عمومی و آتش سوزی انجامید. نیرو‌های امنیتی به برخی اغتشاشات پاسخ گفتند.
در گرماگرم آشوب‌ها و مداخلات خارجی، ایران ناگزیر از مسدود کردن برخی وب سایت‌ها و ایجاد محدودیت‌هایی برای برخی گزارشگران خارجی شد. اما در این میان، وب سایت توئیتر، به ابزار مهم سازماندهی مبدل شد. یک کاربر توئیتر، توئیت‌هایی را از طریق یک جست‌و‌جوگر وب یا یک پیام متنی تلفنی ارسال می‌کند. سایر کاربران هم می‌توانند توئیت‌های آن کاربر را به منظور بهره مندی از به‌روزرسانی فوری بپذیرند.به این ترتیب با وجود تلاش‌های صورت گرفته برای مسدود کردن وب سایت‌های مخل نظم، ایران نتوانست جلوی فعالیت توئیتر را بدون قطع همه ارتباطات SMS بگیرد.
اما شاید حقیقت این به اصطلاح انقلاب توئیتری – نامی که رسانه‌های غربی به آن دادند- چیزی جز آن چه این رسانه‌ها ادعا می‌کنند باشد. وبلاگ‌ها در ایالات متحده با گزارش‌های تأیید نشده‌ای که عمدتاً مبتنی بر توئیت‌های ارسالی ناشناس است و به ظاهر از ایران ارسال شده است بمباران می‌شوند. اما همان طور که واشنگتن پست به درستی اشاره می‌کند دشوار است بگوئیم که چه تعداد از این توئیت‌ها واقعاً از داخل ایران ارسال می‌شوند؟
در میان پیام‌هایی که توئیت شد، پخش اطلاعات مشکوک و غیر قابل اعتماد هم کم نبوده است. نیویورک تایمز خاطرنشان می‌سازد: در عین حال که توئیتر به گردآوری اطلاعات دست اول از تهران به ما کمک کرده است، سبب پخش اخبار و اطلاعات غیردقیق و بعضاً گمراه کننده هم شده است. در میان اطلاعات کذبی که از طریق توئیتر پخش شد و وبلاگ نویسان غربی هم به بازگویی آن پرداختند به پیام‌هایی برمی خوریم مثلاً: هفته گذشته 3 میلیون نفر در تهران دست به اعتراض زدند (توجه کنید! در روز مورد اشاره جمعیت فقط بیشتر از صد هزار نفر به نظر می‌رسید!) یا این خبر که میر حسین موسوی کاندیدای رقیب در بازداشت خانگی به سر می‌برد !(وی آن روزها در خیابان دیده شده بود!) ویا این خبر که رئیس کمیته نظارت بر انتخابات اعلام کرده که انتخابات شنبه گذشته، بی‌اعتبار بوده است. (در صورتی که قضیه چنین نبود).
اما آن اتهام آخری درباره سلامت و اعتبار انتخابات، تا حد زیادی به خاطر ارسال یک پیام به وبلاگ محبوب اندرو سولیوان به نام دیلی دیش در آتلانتیک به سرعت انتشار یافت و سولیوان این خبر را چنین گزارش داد: بله، رئیس کمیته نظارت بر انتخابات ایران نتایج انتخابات را بی‌اعتبار اعلام کرده است و خواستار برگزاری مجدد انتخابات شده است، این خبر بزرگ و مهمی است. وقتی خود یکی از مقامات نظارت بر انتخابات از نتیجه اعلام برائت می‌کند، جمهوری اسلامی دیگر چه شانسی دارد که مردم ایران یا جهان را متقاعد سازد که انتخابات از مشروعیت مردمی برخوردار بوده است؟
سالیوان یک وب سایت فارسی زبان را به عنوان منبع خود ذکر می‌کرد،اما قطعاً وی سواد خواندن فارسی نداشت. بنابراین صرفاً اطلاعاتی را بازگو می‌کرد که فاقد سند بود و احتمالاً جایی در توئیتر دیده بود. سالیوان ادعایی را مطرح کرده بود که هر چند فاقد مبنا و مأخذ درستی بود، اما به دنبال ارسال آن به دیلی دیش، بی‌درنگ در وبلاگ‌های اینترنتی بازگو و تکرار شد.
اما هنگامی که پیام ارسالی و لینک داده شده به فارسی مشخص شد،کوروش زیباری یک روزنامه نگار ایرانی و خبرنگار فارین پالیسی ژورنال به آن پاسخ داد: واقعاً تا آنجا که من می‌دانم اندرو سالیوان مرتکب اشتباه شده است. کسی که نتایج انتخابات را بی‌اعتبار خواند آقای علی اکبر محتشمی، مدیر کمیته صیانت از آرا در ستاد میر حسین موسوی بود، بنابراین دشوار بتوان این خبر را همان خبر بزرگ و مهمی دانست که سالیوان مدعی است.
نیویورک تایمز هم در این رابطه متذکر شد: نه تنها اطمینان از دقیق بودن مطالب منتشر شده بر روی سایت توئیتر دشوار است، بلکه بعضی از کاربران توئیتر هم ممکن است سعی کنند شما را فریب دهند.
یک نمونه از اخبار و پیام‌های جعلی پیام‌هایی بود که به ظاهر از سوی جیم سیوتو گزارشگر ABC NEWS ارسال شده بود.
سیوتو در این مورد مدعی بود که حکومت ایران تلاش می‌کند تکنولوژی را علیه معترضان به کار گیرد. مقامات تعدادی صفحه‌های جعلی را به نام مخالفان روی توئیتر قرار می‌دهند و تبلیغات و اطلاعات گمراه کننده را توئیت می‌کنند.
البته سیوتو هیچ مدرکی ارائه نکرد که نشان دهد حکومت ایران اخبار گمراه کننده‌ای را توئیت کرده باشد.
تاکنون، به رغم ادعاهای کذب و واهی که هواداران ظاهری اپوزیسیون مطرح کرده‌اند، جریان غالب رسانه‌ها و وبلاگ‌نویسان غربی، تمایل چندانی نشان نمی‌دهند که این اخبار جعلی و کذب را در شمار پروپاگاندا یا شعارهای تو خالی قلمداد کنند و کمتر به این حقیقت اشاره می‌کنند که در این اغتشاشات، تلاش هماهنگی از سوی گروه‌های مخالف با جمهوری اسلامی و یا سرویس‌های اطلاعاتی بیگانه به منظور پخش اطلاعات گمراه کننده یا دامن زدن به نا آرامی‌ها صورت گرفته است.
اوگنی موروزوف،وبلاگ نویس در مسائل سیاست خارجی و عضو انستیتو OPEN SOCIETY. در سرمقاله بوستون گلوپ، ماهیت این به اصطلاح انقلاب توئیتری و کارکرد توئیتر به عنوان یک رسانه جمعی را زیر سؤال می‌برد. وی می‌گوید درست است که وقتی قرار باشد رسانه‌های جمعی مردم را از تقلب دولت یا مکان یک راهپیمایی آگاه سازند، دست به کارهای عجیبی می‌زنند، اما سازماندهی اعتراض‌ها کاملاً متفاوت از علنی کردن آنهاست. اولی نیازمند رازداری مطلق است اما آن دیگری، تلاشی است در جهت معکوس و مخالف.با این حال موروزوف افزود اگر ناگزیر، اعتراض‌های انتخاباتی در ایران را به قدرت توئیتر و فیس بوک و سایر رسانه‌های جمعی نسبت دهیم باید در نتیجه‌گیری‌هایمان فوق‌العاده مراقب باشیم. بخصوص اگر در نظر بگیریم شواهدی که با آن سرو کار داریم چقدر کم و پراکنده است.
موروزوف به واشنگتن پست گفت: اصلاً معلوم نیست که توئیتر به سازماندهی اعتراض‌ها در ایران کمکی کرده باشد و موفقیت آن هم به خاطر شمار زیاد تبعیدی‌های ایرانی یا پیام‌های کسانی است که از دکتر احمدی‌نژاد کینه به دل داشتند. وی در خلال یک بحث جالب با خوانندگان می‌گوید: بسیاری از کاربران توئیتر و ارسال کنندگان پیام‌ها محل زندگی خود را تهران قید کرده‌اند و دیگر آن که تبعیدیان ایرانی در خارج از کشور در به کار‌گیری و استفاده از رسانه‌های جمعی بسیار فعالند. وی متذکر شد که با در نظر گرفتن این دو نکته، معلوم نیست فردی که با اسم مستعار مطالب فارسی پیرامون وقایع تهران ارسال می‌کند، واقعاً در تهران حضور دارد یا در لس‌آنجلس!
بد نیست به این نکته هم اشاره کنیم که وقتی توئیتر اعلام کرد طبق برنامه پیش‌بینی شده قرار است مدتی به تعمیر و به روزرسانی وب سایت بپردازد، ایالات متحده از شرکت خواست تا زمان مقرر به‌روزرسانی و تعمیرات را آنقدر به تأخیر بیندازد تا سرویس دهی به کاربران متوقف نشود و بتوان از توئیتر برای کشاندن مردم به خیابان‌ها بهره برداری کرد.
یکی از مقامات ارشد وزارت خارجه به گزارشگران گفت: یکی از جاهایی که مردم می‌توانند در آن سخن بگویند توئیتر است. مدیران توئیتر اعلام کردند که تصمیم دارند سرویس دهی سیستم شان را برای مدتی متوقف کنند و ما از آنها خواستیم دست نگه دارند. ایران اندکی پس از این اظهارات مداخله جویانه، سفیر سوئیس، حافظ منافع امریکا در ایران را فراخواند و مراتب اعتراض خود را در خصوص مداخله امریکا در امور داخلی ایران به وی ابلاغ کرد. با این همه، تا این لحظه، شواهد روشنی وجود ندارد که نشان دهد اوباما استراتژی بوش را کنار گذارده باشد. محتمل‌ترین سناریو این است که اوباما فعلاً گزینه نظامی را که حکومت بوش از آن جانبداری می‌کرد، به نفع سایر ابزارها برای تغییر رژیم، به کنار نهاده باشد. به هر حال مسئله هر چه که باشد، با توجه به سابقه دخالت ایالات متحده در مسائل داخلی ایران و سیاست روشن تغییر رژیم، می توان مطمئن بود که ایالات متحده در تلاش خود برای به زانو درآوردن جمهوری اسلامی ایران، در برپایی اغتشاشات اخیر نقش‌آفرینی کرده باشد.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات