تاریخ انتشار : ۱۲ شهريور ۱۳۸۸ - ۰۹:۱۶  ، 
کد خبر : ۱۰۲۵۴۹
گفت‌وگو با دکتر علیرضا رجایی

جنبش سبز؛ مدرن، ضدخشونت و مستمر

کیوان مهرگان K_mehregan83@yahoo.com مقدمه: گروه سیاسی: از نیمه شب جمعه 22 خرداد 88 که وزارت کشور میزان آرای نامزدها را به شکل فله یی و نه صندوق به صندوق اعلام کرد، نه تنها فعالان ستادهای انتخاباتی موسوی، کروبی و رضایی بلکه مردمی که با شور و شعف بسیار پای صندوق های رای حاضر شدند نیز مبهوت و متحیر ماندند. از فردای آن روز کشور و پایتخت سیاسی، فرهنگی و اقتصادی ایران وارد حیات تازه یی شد. در نخستین گام مهندس میرحسین موسوی با ارائه درخواست به وزارت کشور، خواستار برگزاری یک راهپیمایی مسالمت آمیز شد و به رغم مخالفت وزارت کشور با صدور مجوز، نزدیک به سه میلیون نفر از میدان امام حسین(ع) تا میدان آزادی دست به راهپیمایی زدند. از آن روز به بعد موج گسترده یی از دستگیری فعالان سیاسی نیز آغاز شد و بسیاری از چهره های سرشناس حامی موسوی و کروبی بازداشت شدند که از سرشناس ترین آنها می توان از دکتر سعید حجاریان، مهندس بهزاد نبوی، دکتر عبدالله رمضان زاده، دکتر سیدمصطفی تاج زاده، سیدمحمدعلی ابطحی، دکتر محسن امین زاده، مهندس محمد توسلی و مهندس محمد عطریانفر نام برد. تداوم بازداشت ها به سایر فعالان اجتماعی نظیر روزنامه نگاران، هنرمندان و فعالان حقوق زنان هم سرایت کرد. همگام با تداوم بازداشت ها اعتراض شهروندان تهرانی به نتایج انتخابات به اشکال مختلف تداوم یافت که در آخرین نمونه های آن می توان به حضور میلیونی در نماز جمعه تهران به امامت آیت الله هاشمی رفسنجانی و تجمع پراکنده سه شنبه 30 تیر تهران اشاره کرد. در این مدت بنا بر اعلام رسمی مقامات، نزدیک به 20 تن از شهروندان کشته شده اند و بیش از یک هزار نفر هم دستگیر و روانه زندان شده اند. این شرح مختصری است بر آنچه از 23 خرداد تا کنون در تهران اتفاق افتاده است. گروهی که تریبون های دولتی و حکومتی را در اختیار دارند اعتراضات را اغتشاش و معترضان را اغتشاشگران می خوانند. جامعه شناسان و صاحب نظران سیاسی از حرکت اعتراض آمیز مردم تهران به عنوان جنبش و میرحسین موسوی در 9 بیانیه و چندین سخنرانی خود از عنوان «جنبش سبز» یاد کرده است. دکتر علیرضا رجایی از فعالان سیاسی و صاحب نظر علوم سیاسی در گفت وگو با «اعتماد» که بخش هایی از آن امکان چاپ نیافت به نقاط مشترک و تمایز «جنبش سبز» با جنبش های اجتماعی کلاسیک اشاره می کند. رجایی در این گفت وگو جنبش سبز را جنبشی مدرن، ضد خشونت و مستمر می داند که به رغم فقدان رهبری ارگانیک همچنان استمرار می یابد. گفت وگوی دکتر علیرضا رجایی با «اعتماد» را با طرح پرسشی بر اساس همین مقدمه شروع کردم.

* آنچه پس از 22 خرداد در کشور اتفاق افتاد اتفاق نادری نبود. اما دو نوع نگاه به آن وجود داشت. یک نگاه که برخی از صاحب منصبان حکومت آن را دنبال می کردند حرکت اعتراض آمیز به انتخابات را «شورش» و «اغتشاش» می خواند و کسانی را که در این اعتراضات شرکت می کردند اغتشاشگر معرفی می کرد. اما در مقابل بودند کسانی که از حرکت مردم به عنوان یک جنبش خودجوش اجتماعی یاد می کردند که رهبر ندارد و حتی کسانی را که باید نقش لیدر داشته باشند متاثر از رفتار خود می کند. مثال هم می آورند که در راهپیمایی های 25 خرداد (از امام حسین تا آزادی) و راهپیمایی میدان بهارستان آقای موسوی و کروبی به دعوت مردم ناگزیر به حضور شدند. از نگاه شما این اتفاقات چرا جنبش است؟
** اگرچه آقای موسوی و کروبی تدارکی برای راهپیمایی ها ندیده بودند اما این به معنی عدم تمایل ایشان برای شرکت در این اجتماعات نبود که ناگزیر به شرکت شوند.
* مراد از ناگزیر همین نکته بود که آقای موسوی به دعوت مردم حاضر شد یا دست کم او مردم را برای شرکت در راهپیمایی دعوت نکرد.
** نکته دیگر اینکه در 30 سال گذشته، جریان های سیاسی شناسنامه دار و واجد میزانی از تشکل، ضربه پذیر هستند و هر موقع که به یک منطقه بحرانی وارد می شوند، سران یا چهره های شاخص آنها در معرض تهدید قرار می گیرند که آخرین نمونه آن بازداشت گسترده فعالان و سران احزاب مشارکت و مجاهدین انقلاب اسلامی ایران است که به همراه این افراد مهندس توسلی از نهضت آزادی ایران، احمد زیدآبادی و عبدالله مومنی از ادوار تحکیم دستگیر شدند. بنابراین بعد از انتخابات بیست و دوم خرداد نوع برخوردی که با جریانات سیاسی شد براساس یک روال کلاسیک 30 سال اخیر بوده است. یعنی تصور می شد که یک وضعیت بحرانی وجود دارد و دستگاه های امنیتی هم اوضاع را بحرانی تشخیص داده اند و این مساله را هم مستقیماً به آقای موسوی اظهار کردند. می خواهم بگویم براساس آن رویکرد کلاسیک تصور می شد با دستگیری چند چهره شاخص سیاسی و محدود کردن مطبوعات (آن گونه که در روزهای پس از بحران شاهد بودیم) مساله حل خواهد شد. در حالی که دو جریان اصلی مورد هدف یعنی مشارکت و مجاهدین به فعالیت خود در قالب بیانیه ادامه می دهند. حالاباید از این منظر به جنبش نگاه کرد که آیا این حرکات اعتراض آمیز از پیش سازماندهی شده است؟ پاسخ منفی است. به خاطر اینکه نوعی رهبری منتشر شده و گسترده در بین نیروهای این جنبش اجتماعی وجود داشته است که با توزیع رهبری بین خودشان ویژگی خودجوش بودن را برای حرکتشان رقم زدند. این نکته بیانگر این است که جنبش های اجتماعی خود به خود اتفاق می افتد و همین جاست که نظر برخی نیروها مبنی بر از پیش ساماندهی شدن این حرکات نقض می شود و یقیناً تحلیل نیروهای امنیتی درباره این مساله غلط است. تمامی جنبش ها از 30 تیر تا جنبش 1968 در اروپا که از جمله بزرگ ترین جنبش ها هستند به صورت خودجوش و در واکنش به یک رویکرد سیاسی روشن اتفاق افتاده است: این جنبش هم همین طور.
* این جنبش چه ویژگی های مشترکی با جنبش های تاریخی دارد؟
** نخست اینکه خودجوش است، دوم اینکه دارای رهبری منتشر شده و گسترده است که فاقد ویژگی حزبی و هرمی بوده است.
* نقطه تمایزش چیست؟
** در حرکت بعد از 22 خرداد به رغم تشابهاتش به جنبش های مدنی نقطه تمایزی دارد و آن اینکه تمام جنبش ها به خاطر فقدان سازمانی زودگذر هستند اما در اینجا به رغم این تشابه و به خاطر رهبری منتشر شده به صورت ارگانیک ادامه پیدا می کند و مردم از هر فرصتی برای بیان اعتراضات شان استفاده می کنند و این نکته در تجربه جمهوری اسلامی وجود ندارد و در تجربه جهانی هم نکته بدیعی است.
* آیا ممکن است این جنبش رادیکالیزه شود؟
** پیش بینی در مورد آینده جنبش واقعاً سخت است.
* چرا؟
** چون رهبری آن افقی و منتشر است و به طور مشخص از ابزاری به نام اینترنت برای رهبری منتشر استفاده می کند.
* اما می توان حدود و مختصات رفتاری آن را تخمین زد؟
** با توجه به اتفاقاتی که افتاده است می توان حدود آن را این گونه مشخص کرد: اولاً این جنبش ضدخشونت است و اگر دقت کنید در برابر اعمال خشونت آمیز سکوت می کند. رفتار مردم اعتراض توام با سکوت بوده است و در زمانی این سکوت شکسته شده است که اعمال خشونت طرف مقابل منجر به کشته شدن فردی از افراد شده است. اما روح جنبش خشونت ستیز است. این همان ابزاری است که گاندی هم آن را انتخاب کرد.
* خب، وقتی این ابزار مسالمت آمیز را انتخاب کرده چرا در برخی مواقع به خشونت کشیده می شود؟
** چون این ابزار تاثیر زیادی در جامعه دارد. نیروهای ویژه گمان می کنند این جنبش ها رهبری واحد دارند. بنابراین به جهت گستردگی اجتماعی، به کارگیری ابزار مناسب و استمرار نوع جنبش مدنی اعتراضی که مسالمت آمیز هم هست از پیشرفته ترین انواع جنبش اجتماعی مدنی به شمار می رود.
* علاوه بر خشونت ستیزی چه ویژگی های دیگری را می توان برای این جنبش برشمرد و آیا همین روح ضد خشونت باعث می شود به سمت حرکت رادیکال نرود؟
** هیچ جریان اجتماعی ابعاد از پیش تعیین شده و ویژگی های ذاتی ندارد و ویژگی ها از طریق حوادث شکل می گیرند و حوادث تعیین کننده ویژگی ها هستند.
* تمرکز حرکت در تهران و سکوت در شهرستان ها از کجا سرچشمه می گیرد؟
** در شهرستان ها پیشینه مهار حرکت های اجتماعی وجود دارد مثل تبریز، مشهد، شهرکرد و ... ولی با محدودیت هایی که در شهرستان ها وجود دارد حرکت ها به صورت طبیعی با تاخیر انجام می شود. دلیل دیگر این است که این جنبش نوعی جنبش مدرن و طبیعی است که بیشتر در بعضی مناطق تهران هم صورت می گیرد. البته اگر از نظر کمی هم در شهرستان ها قشر پیشرفته از لحاظ طبقاتی وجود داشت باز مهار نیروها به اندازه یی قوی بود که جلوی آنها را بگیرد ولی باز به این دلیل که تهران پایتخت سیاسی و فرهنگی محسوب می شود و پیشرفته ترین بخش جامعه مدنی در آن قرار دارد این حرکت ها در تهران بیشتر است و همچنین برخورداری سیاسی ابزار دیجیتال در شهرستان ها به نسبت تهران کمتر است. در حقیقت پتانسیل اعتراض وجود دارد اما نبود ابزار دیجیتال و وجود مهار نیروها باعث می شود به شکل خیابانی آنچه در تهران شاهدیم رخ ندهد. در شهرستان ها بیشتر اشکال کلاسیک تر به چشم می خورد یعنی رهبری خاص و معین.
* آیا با توجه به تمام مواردی که به آنها اشاره کردیم انقلاب مخملی در شرایط جامعه ما امکان پذیر است؟
** اگر قرار بود گونه یی از انقلاب مخملی صورت گیرد طبیعتاً نمی توانست این میزان از مشروعیت جنبش سبز را کسب کند. نکته قابل توجه اینکه روحانیون طراز اول که پیوند عمیقی با جمهوری اسلامی داشته اند رفته رفته از وضع موجود فاصله می گیرند و حتی حاضر نیستند یک پیام تبریک به آقای احمدی نژاد بدهند که این حاکی از این است آن تعبیری که نیروی مهارکننده از انقلاب مخملی دارد وجود خارجی ندارد چرا که اگر این گونه بود حرکت هایی که بعد از دو خرداد رخ داد به صورت اجماعی با مخالفت روحانیون و افرادی که به جمهوری اسلامی نزدیک هستند روبه رو می شد ولی این طور نیست. در واقع اگر این طور به نظر می رسید که از طرف روحانیون مصلحت اندیشی هایی وجود نداشت حتماً شاهد مواضع صریح تری نسبت به وقایع اخیر می شدیم.
شعار اصلی این جنبش این بود که «رای من کجاست؟،»

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات