تاریخ انتشار : ۰۵ شهريور ۱۳۹۱ - ۱۱:۴۸  ، 
کد خبر : ۱۰۲۵۶۴

گفت‌وگو با نوذر شفیعی (بخش دوم و پایانی)

محمدحسین باقی مقدمه: روز گذشته بخش اول گفت‌وگو با دکتر نوذر شفیعی در مورد سفر هیلاری کلینتون وزیر خارجه آمریکا به هند به چاپ رسید. این استاد دانشگاه در بخش پایانی این گفت‌وگو به بررسی توافق هسته‌ای هند و آمریکا می‌پردازد.

* یعنی فعالیت هسته‌ای غیر از آن 6 راکتور؟
** بله، غیر از آن 6 راکتور نظامی.
* محور دیگر، روابط اقتصادی هند و آمریکاست. روابط تجاری طرفین از سال 2004 تا 2007 از 30 میلیارد دلار به 60میلیارد دلار رسیده است. این همکاری‌ها در چه زمینه‌هایی است؟
** به اعتقاد من در حال حاضر و به خصوص پس از بحران اقتصادی که در جهان به وقوع پیوست قدرت‌های صنعتی به شدت در پی کسب بازارهای جدید هستند و آمریکایی‌‌ها خیلی زود شروع کردند. البته روابط هند با فرانسه، روسیه، آلمان، کانادا و استرالیا مستحکم و قوی است منتها توسعه مناسبات با آن کشورها بابت توسعه مناسبات با ایالات متحده فراهم شده است. به‌ویژه در زمینه هسته‌ای این آمریکایی‌ها بودند که به کشورهای عضو گروه صادرکننده تکنولوژی هسته‌ای توصیه کردند که با هندوستان وارد تعامل هسته‌ای شوند. رکود اقتصادی حاکم بر جهان، کشورها را به سمت حوزه‌های جدید نفوذ سوق داده و هندوستان با توجه به اینکه روند اصلاحات اقتصادی‌اش را شروع کرده در حوزه‌های اقتصادی به‌خصوص تکنولوژی‌های پیشرفته به‌شدت نیازمند تکنولوژی‌های غربی است بنابراین آمریکایی‌ها الان در حوزه‌های پیشرفته high- tech اعم از حوزه‌های هسته‌ای، تکنولوژی‌های جنگی و اقتصادی به‌خصوص نرم‌افزارهای کامپیوتری با هندوستان وارد تعامل شده‌اند.
* محور دیگر همکاری‌های هند و آمریکا بعد نظامی است و در دیدار اخیر خانم کلینتون ‌هم قراردادهای نظامی و تسلیحاتی امضا شد. آیا این قراردادهای نظامی و تسلیحاتی امضا شده نمی‌تواند توازن منطقه‌ای میان هند و همسایگانی مثل چین و پاکستان را برهم بزند؟
** صددرصد. اول اینکه‌این همکاری‌ها یا جنوب آسیا را از محور هندوستان و چین به توازن می‌رساند با این فرض که تا کنون این محور نامتوازن بوده یعنی به سود چین بوده یا می‌تواند به حفظ موازنه در ارتباط با چین کمک کند. اما در محور پاکستان و هندوستان قطعا موازنه را به زیان پاکستان رقم خواهد زد و بنابراین پاکستان به شدت نگران این موضوع است و این نگرانی را به آمریکایی‌ها هم منتقل کرده‌است مبنی بر اینکه آمریکایی‌ها رفتاری را در جنوب آسیا صورت در پیش گرفته‌اند که مغایر رفتار سنتی آنهاست. یعنی آمریکا در حالی با هند وارد تعامل شد که پاکستان را نادیده گرفت و این موازنه را در جنوب آسیا برهم خواهد زد. پاکستان از دو طریق سعی دارد این نقیصه را جبران کند: یکی همکاری با چین و کشورهای اروپایی از جمله فرانسه، انگلیس، آلمان و حتی کانادا و به خصوص روسیه. طریق دیگر وادار کردن ایالات متحده به رفتارهای متوازن از طریق ابزار تروریسم است یعنی پاکستان می‌تواند همکاری با آمریکا در جنگ علیه تروریسم را منوط به همکاری‌های متوازن آمریکایی‌ها با هند و پاکستان کند.
* هدف آمریکا از بر هم زدن توازن منطقه‌ای به نفع هند چیست؟
** یکی اینکه پاکستانی‌ها از سال 2001 به بعد رفتار همکاری جویانه‌ای را با آمریکا در جنگ علیه ترور نداشتند. آمریکایی‌ها معتقدند که پاکستانی‌ها سیاست یک بام و دو هوا را در پیش گرفته بودند و در حالی که پاکستانی‌ها ادعای جنگ با تروریسم را داشتند حتی با طالبان همکاری نزدیک هم می‌کردند. بنابراین نوعی بی‌اعتمادی میان آمریکا و پاکستان ایجاد شد و آمریکا ترجیح داد به سمت کشوری برود که دغدغه جنگ با تروریسم را دارد و این کشور هندوستان است. عامل دوم اینکه در زمینه تسلیحات هسته‌ای آمریکایی‌ها معتقدند که هندوستان کشوری مسوولیت‌پذیر و دارای برنامه هسته‌ای معقولانه‌ای است. به عبارت دیگر بمب‌ها را به دو دسته بمب‌های پاک و بمب‌های کثیف تقسیم کرده‌اند. بمب‌های پاکستان را بمب کثیف قلمداد کردند چون معتقد بودند که دولت پاکستان مسوولیت‌پذیر نیست بنابراین، این هم عاملی دیگر بود که آمریکایی‌ها را آزرده خاطر کرد و به هندوستان متمایل کرد. نکته سوم بی‌ثباتی‌ها و کودتاهایی بود که در پاکستان به وقوع می‌پیوست و از این منظر چهره غیر دموکراتیک از پاکستان به نمایش می‌گذاشت حال اینکه آمریکایی‌ها معتقد بودند هندوستان بزرگترین دموکراسی جهان است و از این منظر به آمریکایی‌ها نزدیک است و در نهایت معتقد بودند که در جنگ تمدن‌ها هندوئیسم در کنار مسیحیت و در مقابل اسلامیسم و کنفوسیوسیسم قرار می‌گیرد.
* شما فرمودید که پاکستان قصد گروکشی از آمریکا دارد به این معنا که چون آمریکا این توازن منطقه‌ای را به هم ریخته پاکستانی‌ها سعی دارند از ابزار تروریسم استفاده کنند تا آمریکا را به ایفای یک نقش متوازن منطقه‌ای وادارند در حالی که با این توضیحات شما و آن سه دلیلی که بر شمردید پاکستان نمی‌تواند انتظار چندانی از آمریکا داشته باشد.
** بله، درست است.
* شما به حرکت پاکستان به سوی چین اشاره کردید در حالی که در سال گذشته هنگامی که زرداری برای اخذ کمک مالی به چین رفت ظاهرا دست خالی بازگشت و چینی‌ها به دلیل همان بی‌اعتمادی به سیستم حکومتی پاکستان تمایل چندانی به این کشور دیگر ندارند. حال نحوه همکاری چین - پاکستان را چگونه ارزیابی می‌کنید؟
** جایگاه چین در استراتژی و خط مشی سیاسی و دکترین امنیتی پاکستان این است که اگر یک قدرتی وجود داشته باشد که بتواند موازنه قدرت را در جنوب آسیا به نفع پاکستان متعادل کند آن محور چین است. یعنی جایگاه چین یک جایگاه توازن‌بخش است هر گاه معادله در جنوب آسیا به زیان پاکستان تمام شده چین وارد این معادله شده و آن را برگردانده است. بنابراین چین نزد پاکستان از جایگاه بسیار بالایی برخوردار است و در این زمینه همکاری‌های تسلیحاتی در عالی‌ترین سطح به‌خصوص در حوزه‌های موشکی و اتمی میان چین و پاکستان وجود دارد و هرگاه میان هند و پاکستان درگیری مرزی رخ داده که ممکن بود هر دو کشور را به سوی یک جنگ سوق دهد چینی‌ها مداخله کرده و مانع حملات هند به پاکستان شدند. علاوه بر این پاکستانی‌ها برای چین یک جایگاه استراتژیک دارند و آن این است که نه تنها هندوستان را به عنوان رقیب قدرتمند چین در منطقه اذیت می‌کند بلکه پاکستان نقش بسیار مهمی در تعدیل فشارهایی دارد که مسلمان‌های سین‌کیانگ علیه چین اعمال می‌کنند.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات