* تصور نمیکردیم در چنین فضای ساده و محیط طلبگیای خدمت برسیم.
** در این فضا راحتتر هستیم. باید لباس، پول و زبان مشترک اسلامی را احیا کنیم و تا اینها احیا نشود، به معنای باقی ماندن بقایای اسارت غرب است. رساله عملیه نماز، وضو و... نوشته شد اما رساله عملیه بانک مرکزی ما کجاست؟ رساله عملیه فرهنگ، سینما، هنر و... ما کجاست؟
نظام اقتصادی ما باید امانتدارهای بهتر را برای قدرت و ثروت بیشتر رشد دهد و زمینه خلعید کسانی که صلاحیت این کار را ندارند، فراهم کند.
اینکه رهبر حکیم انقلاب، استعفای مرا پذیرفتند، بزرگترین لطفی بود که به من داشتند و من از این محبت معظمله همیشه سپاسگزارم.
سوالی را از همه علما پرسیده بودم که جواب مرحوم آیتاللهالعظمی بهجت(رض) مختصرتر و در عین حال پرمعناتر از همه بود که «اعتبار، مقوم مالیت پول است». در این عبارت معنای زیادی وجود دارد و ما باید بر همین مبنا عمل کنیم.
ویژگی بارز دولت فعلی در حوزه سیاست خارجی این است که از اینکه کشورهای دیگر ما را تحریم کنند، نگران نیست. بعضی این موضوع را که گشایش اعتباری انجام نشده مصیبت عظما میدانند و دیگر نمیبینند که ما با چه عمل بزرگی در عالم داریم این مجازات را تحمل میکنیم.
آقای رئیسجمهور در نشستهایی نظیر ژنو، حرفهای حوزه را زدهاند و مسلما این حرفها، حرفهای دانشگاه نیست. این حرفها در عالم کاربرد دارد و از این بابت ایشان مورد علاقه من هستند.
* حاجآقا! حوزه و دانشگاه در حوزه اقتصاد اسلامی کار چندانی انجام ندادهاند. دلیل آن چیست؟
** حوزه و دانشگاه تلاش میکنند اما برای اینکه به جایی برسند، باید اول به تولید علم برسند. راه دستیابی به تولید علم در دانشگاه، این است که از حالت مترجم بودن کتب و دکترای ترجمه بودن، خارج شوند و وارد حوزه تفکر،تحقیق و پژوهش شوند؛ البته نه آن پژوهشی که اعتباری برای آن تصویب شود و به انتشار یکی- دو مقاله در مجلههای خارجی منجر شود!
پژوهش به معنای «اعلم الناس من جمع علم الناس الی علمه». آنچه اروپا دارد برای خودش خوب است (علم الناس). این طرف (مشرق زمین؛ بویژه جهان اسلام) هم باید برای خودش مبنا داشته باشد که میشود «علمه» ـ علم خودش- علم بینالمللی برای ما کارساز نیست. ما باید علم بینالمللی را جذب و هضم کنیم و علم خودمان را با آن تغذیه کنیم. یعنی ما برای خودمان عالم اقتصادی داشته باشیم. عالم اقتصادی ما باید بر مبنای انسانشناسیای که به آن متعهد هستیم و اسلام به ما آموخته است، باشد زیرا رکن اساسی ادیان، معرفی انسان به انسانهاست. ما باید تجربیات دیگران را با این جهتگیری که لازمه دین و اعتقاد ماست تجزیه و تحلیل کنیم. دیگران در مسائل اقتصادی تجربه دارند که این تجربه باید تفسیر، تجزیه و تحلیل شود. تجربه به وسیله تئوری تجزیه و تحلیل میشود.
غرب در مسائل اقتصادی تجاربی دارد و ما هم انسانشناسی خاص خود را داریم. تجارب 300 ساله غرب برای ما محترم است و منشأ تغذیه ماست. اینها را با هاضمه علمی خودمان یعنی دستگاه انسانشناسی خودمان وارد میکنیم و بعد مدرنترین، جدیدترین و کاراترین طرح را به دست میآوریم.
مبنای ما در انسانشناسی این است که انسان حق استعمار انسان دیگری را ندارد. بعد ما میخواهیم با استفاده از این انسانشناسی، پول تاسیس کنیم. باید با استعمال این پول به احدی ظلم نشود پس مضطرترین انسانها کسانی هستند که مقروضند و میخواهند بدهیشان را پرداخت کنند یا کم آوردهاند و میخواهند قرض بگیرند.
اینجا انسانشناسی ما و اروپا از هم جدا میشود. غرب میگوید، وقتی انسان قرض داد، حق پیدا میکند از این پول سود دریافت کند چون یک رکن اقتصاد، سرمایه است، سرمایه در اختیار ایشان گذاشته، حالا باید متناسب با زمان و مقدار دارایی از آن سود به دست بیاورد. ما میگوییم بله، اگر میخواهد از این پول سود حاصل کند، مسؤولیت این پول را بهعهده بگیرد و در سود شریک شود یعنی به طرف بگوید پول من، دست تو؛ اگر حاصلی به دست آمد، حقالعملی به شما میدهم و مابقی متعلق به من است. معنی آن این است که اگر این پول نزد شما ضایع شد شما مسؤول نباشید. غرب اینگونه قرارداد نمیبندد. غرب میگوید، شما ضامن پول باش و این مقدار را هم بهعنوان پورسانت به من بده. اگر ضرر یا سود کردی، من کاری ندارم و سودم را میخواهم. این امر با انسانشناسی اسلام سازگار نیست. پس در غرب، اگر پول تنزل قیمت پیدا کند بر مبنای خودش که سرمایه است ولو اینکه ضمانتش بهعهده صاحبش نباشد و بهعهده مباشر باشد، حق سود دارد؛ آنها میتوانند پول متغیر را مبنای خود قرار دهند اما ما میخواهیم قدرت پول ثابت بماند تا بتوانیم قرض بدهیم. پول متغیر پاسخ مسائل اقتصادی ما را نمیدهد و با این وجود دیگر نمیتوانیم قرضالحسنه به معنای واقعی پرداخت کنیم و ارزش آنچه که گرفتیم، هنگام پس دادن تنزل پیدا کرده است.
* رفع این مشکل نیازمند تغییر در واحد پول است؟
** پول اسلام، دینار است. الان هم میتوانیم دینار را به عنوان پشتوانه پول قرار دهیم؛ سه گرم و سه ثلث گرم طلا. شما میبینید یک اونس طلا 5/28 گرم وزن دارد که هر روز قیمت آن در بازار بینالملل تعیین و اعلام میشود.
از طرفی ببینید سه گرم و سه ثلث گرم طلا چقدر است و گوسفند چقدر است، ملاحظه میکنید که به هم میآیند.
یکهزار و 430 سال تاریخ اسلام و چند هزار سال قبل از آن، دینار و گوسفند با هم تعامل داشتهاند، اما با پول رایجی که ما از غرب الگو گرفتیم در کنار چکبانکهای 500 هزار ریالی عدد 50 نوشته میشود.
500 هزار، 5 صفر دارد اما 50 یک صفر دارد یعنی شما در این زمان کوتاه تاسیس پول میخواهید 4 صفر را کم کنید و این پول به یکدههزارم ارزش خود رسیده است. وقتی پول متغیر است و تنزل پیدا میکند، قرض بدون بهره غیرممکن میشود، قرض که غیرممکن شد، ربا غیرقابل اجتناب میشود.
مرحوم آیتالله العظمی بهجت(رض) در پاسخ به استفتایی درباره مهریه زنها که مثلا به تومان نوشتهاند، پاسخ دادند: «اعتبار، مقوم مالیت پول است» یعنی اگر از اعتبار کم شود مبرء ذمه نیست.
وقتی شما قرض گرفتید، باید مقوم اعتبارتان را ملاحظه کنید. بر مبنای فتوای ایشان، امکان ندارد که ما با پول متغیر معامله حلال داشته باشیم. ایشان اگر بنا بود به فتوای خود تا آخر و کل لوازمش ملتزم شوند، اول کاری که اجرای این فتوا لازم دارد این است که اعتبار پول ثابت بماند و حکومت باید مقوم مالیتش یعنی اعتبار پول را حفظ کند که لازمه آن، این است که پول پشتوانه ثابت داشته باشد. یعنی مبنای پول رایج جهانی نظیر دلار، یورو و امثال اینها جوابگوی اقتصاد ما نیست.
نکته دیگر این است که ما مسلمانان، امت واحد هستیم. میبینید هر ملت واحدی برای خود پول واحد دارد. اروپا با وجود اینکه متشکل از ملل مختلف و زبانهای متفاوت است، پول واحد برای خود جعل و وضع کرده است، برای اینکه تکتک نروند به مقابله با دلار و شکست بخورند و همزور شوند.
بنابراین در جهان اسلام نیز باید پولهای همه کشورهای اسلامی پشتوانه یک پول شود و همه اینها لشکر شوند برای یک سردار و این سردار بیاید با دلار مقابله کند پس ما اگر دنیای اسلام را احیا کنیم، هم قرضالحسنه را احیا کردهایم و هم اقتصاد تمام ممالک اسلامی را.
* در حوزه اجتماعی هم مصداقهایی از حرکت جمعی و مشترک مسلمانان وجود دارد که در دین مبین اسلام مورد تاکید واقع شده باشد؟
** اینکه نمازهایمان را به زبان عربی میخوانیم، خدا به ما میفرماید، با زبانی که با هم گفتوگو میکنید، با من گفتوگو نکنید؛ شما که ایرانی هستید با زبان پارسی نماز نخوانید، آنهایی که اندونزیایی هستند با زبان مالایی با هم صحبت کنند اما با این زبان، با من گفتوگو نکنند. وقتی میخواهید با من صحبت کنید با یک زبان سخن بگویید پس باید یک زبان مشترک داشته باشید و ملتهای اسلامی به آن زبان با هم صحبت کنند و من به احترام زبان شما میگویم که با زبان مشترکتان با من صحبت کنید. پس ما باید زبان مشترک را احیا کنیم. ما دو رکن عمده داریم: یکی احیای زبان مشترک اسلامی و دیگری، احیای پول مشترک اسلامی.
امام راحل(ره) نیز همین مساله را درنظر داشتند. اینکه میفرمایند، من با اطمینان میگویم، اسلام سنگرهای کلیدی را یکی پس از دیگری فتح میکند یعنی زبان مشترک و پول مشترک بر هر مسلمانی واجب است. مسلمان باید برای ترویج زبان مشترک و پول مشترک، امر به معروف و نهی از منکر کند و سخنرانی و تولید علم داشته باشد و بر این مبنا وظیفه دارد تا کار کند تا این بندهایی که به دست ماست، باز شود؛ اینکه با پول دیگران با هم معامله کنیم و اگر خواستیم با اندونزیاییها صحبت کنیم، باید به زبان انگلیسی صحبت کنیم رفع شود. این دو مساله برای ما ننگ است. اول باید بفهمیم این ننگ است.
* ادامه این موضوع، بحث لباس ملی را نیز دربر میگیرد. اینطور نیست؟
** غربیها حتی به ما اجازه ندادند لباس ملی داشته باشیم و به ما لباس بینالمللی پوشاندند و تحمیل کردند. ببینید! در فیلمهای سینمایی مصر، عربستان، پاکستان، هندوستان، ژاپن و حتی کره حتی کره جنوبی، بازیگران با لباس ملی ظاهر میشوند .حالا اگر در فیلم ایرانی، بخواهند با لباس ملی ظاهر شوند، میگویند لباس ملی شما کدام است؟ پاسخ میدهند که همین لباس بینالمللی [کت و شلوار] لباس ملی ماست .
لباس ملی ما را از ما گرفتند و ما باید آن را احیا کنیم .الان جریانی است که در حال طراحی لباس ملی برای خانمها و آقایان هستند .ما باید لباس ملی، پول و زبان مشترکمان را احیا کنیم و تا اینها احیا نشود به معنای باقی ماندن بقایای اسارت است و بدترین مصیبت این است که زنجیر به پای انسان باشد و این زنجیر در پایش فرورفته و دیگر پوست روی آن آمده باشد، تا حدی که دیگر درد ندارد چون در استخوانمان فرورفته است و ما باید جراحی کنیم تا این زنجیر اسارت را جدا کنیم ولو اینکه پوستی روی آن روییده باشد .
* پس مباحثی که در راستای پول واحد اسلامی مطرح و تقویت شده است، اساسا از دل حوزه درآمده است ...
** میتوان گفت، تازه ندای آن بلند شده است .همان طور که دانشگاه باید علم دیگران را به علم خودش اضافه کند و اول برای خود علم قائل باشد که نیست، حوزه هم باید این تئوریها را به عمل درآورد و آنها را در عمل مشاهده کند .حوزه عملیاتی نبوده و اصلا به حوزه اجازه نمیدادند که بیاید و طرح خود را در آموزش و پرورش یا بانک مرکزی اجرا کند .بنابراین تکیه میکنیم به تئوری و تجربه را تفسیر میکنیم .تکیه میکنیم به تجربه و تئوری را تکمیل میکنیم .
* آیا موانعی وجود داشته که قبا حوزه به این عرصهها ورود نکرده است؟
** بله !موانع بسیاری وجود داشته است .شما میدانید که غرب 300 سال است قانون را برای خود جا انداخته و جابهجایی حکام به وسیله قانون صورت میگیرد .در کشور ما، تنها 30 سال است قانون شروع شده است .
مجلس در دوره شاه فرمایشی بود و قانون در آن زمان یعنی هر چه او (شاه) بگوید، بود . شاه هم مشاوران خارجی داشت پس قانون یعنی هر چه آنها بگویند .منتها برای اینکه در داخل کشور حساس نشوند که اجنبی برای آنها حرف می زند، یک عروسکی به نام شاهنشاه آریامهر (!) را گذاشته بودند و از پشت سر این خیمه شببازی کار میکردند و عوام خیال میکردند که خودش حرکت میکند .
ما «بسم الله» قانون را در کشور بعد از انقلاب گفتیم .زمانی که حکومت، حقوق مردم را به رسمیت شناخت و با مهر و علاقه با مردم برخورد کرد، نخستین صحنه برخورد مهربانانه مردم هم آغاز میشود. مهربانی مردم نسبت به هم بعد از مهربانی دولت به مردم است. دولت وقتی حریم قانون را رعایت کرد، مردم در قبال هم با حریم قانونی رفتار میکنند .
دولت دکتر احمدینژاد تلاش دارد مردم را دوست بدارد و حقوق آنها را رعایت کند .باید چند سال بگذرد تا رابطه دولت و مردم میوه بدهد که ثمر آن این است که مردم حریم یکدیگر را رعایت کنند .
الان در اروپا، رعایت حریم یکدیگر توسط مردم جزئی از فرهنگ آنهاست و ریشه آن به این برمیگردد که قانون بر دولت حاکم شده است .
مثلا چارلز دوم، نمایندهاش را نزد فتحعلی شاه فرستاد .فتحعلی شاه از وی سوال کرد که چند همسر دارد که پاسخ آن برای خودش که 500 همسر داشت، جالب بود .پاسخ میشنود که یک همسر. فتحعلی شاه در جواب میگوید، چرا؟ و میشنود :قانون .میگوید :بر سلطان هم قانون؟ اگر اینگونه باشد چه سلطنتی است دیگر؟ !
این وضعیت به خاطر سلطه اجانب بوده که نه تنها ما، بلکه ممالک اسلامی را عقب نگه میداشتند .در فاصله زمانیای که غرب خود را از سلطه استبداد خارج کرد، استبداد خود را به شکل زشتی بر کشورهای اسلامی تحمیل کرد و حکام مستبدی را بر آنها مسلط کرد. امام راحل وقتی آمدند، برای ما قانون آوردند و تحولی که در ما ایجاد شده، عجیب پیش رفت .
امروز وقتی رئیسجمهور ما در ژنو سخنرانی میکند یا در دانشگاه کلمبیا، مثل کسی که از بندی آزاد شده، دارد بند دیگران را باز میکند .وقتی او علیه صهیونیستها صحبت میکند، به این معناست که ما از حلقه استعمار اینها آزاد شدهایم و حالا رفتهایم دیگر ملل را از استعمار یهود آزاد کنیم و سخنرانی وی واقعا هم مخاطب دارد و اینگونه سخنرانی کردن برای ما خیلی مهم است؛ به خاطر اینکه بعد از 30 سال به شرایط و وضعیت کنونی رسیدهایم و باید بر خود ببالیم اما یادمان نرود حلقههای زنجیر باقی مانده را هم که به آن عادت کردهایم و ما مسلمانان به زبان دیگران با هم صحبت میکنیم و با پول دیگران معامله میکنیم، باید باز کنیم اما در عین حال همین فرصتی را که پیدا کردهایم، شکوفایی خوبی به همراه داشته است .
* ارزیابی شما از جریان فعلی نهضت تولید علم و جنبش نرمافزاری که 10-12 سال پیش از سوی رهبر حکیم انقلاب مطرح شد، در حوزه اقتصاد اسامی چیست؟
** این جریان، جریانی است بین دانشگاه، حوزه و حکومت .این مثلث باید با هم کار کنند .حکام و وزرا باید فرصت تجربه بدهند .دانشگاه باید از حالت ترجمه که دوره شیرخوارگی یا دوره اتصال به ناف و جنینی غرب است، خارج شود .در حال ترجمه، غرب تنفس میکند و قلب اینها میتپد و اینها در رحم غرب هستند .دانشگاه باید از رحم غرب بیرون بیاید . دانشگاههای ما جنین هستند و باید متولد شوند و خودشان شروع کنند .
رکن سوم، حوزه است که باید از اسلام، مبانی و مبادی حکومت را مشتق کند .رساله عملیه نماز، وضو و ...نوشته شد اما رساله عملیه بانک مرکزی ما کجاست؟ رساله عملیه فرهنگ و ...ما کجاست؟ اینها هم مسائل مورد ابتلاست .قبل از اینکه امام راحل قیام کنند و وارد عالم سیاست شوند، شما به رسالههای توضیحالمسائل که نگاه میکردید، میدیدید امر به معروف و نهی از منکر در آن نیست .امام آمد برای ما امر به معروف و نهی از منکر را آورد و رساله سیاست را نوشت .چرا؟ چون مورد ابتلای ماست .
امروز پول، هنر و ...مورد ابتلای ماست و این سه رکن باید کار کنند؛ دانشگاه از حالت جنینی خارج شود و برای ولادتش بسمالله بگوید و خودش در آن فضای باز تنفس کند و نه در رحم آن دستگاه غرب و خون خود را از خون آن جدا کند و حوزه هم باید بداند رساله عملیه این موارد را کم دارد و در این زمینه تجربه کند و تئوریهای خود را بیاورد و حکومت هم زمینه تجربه اینها با همدیگر را فراهم کند .اگر این سه پایه درست شود، در حال کار است و میشود جنبش نرمافزاری و نهضت تولید علم .
* حرکت در این مسیر، جزو آرمانهای انقاب اسلامی در بحث اقتصادی هم هست .
** مسلم است !وقتی ما علم خودمان را تولید کردیم،«با»ی بسمالله ماست .بر مبنای آن با علم خودمان آسیبشناسی میکنیم. وقتی با علم وارداتی آسیبشناسی میکنیم، آسیب پنهان میشود و ما برای اینکه بدانیم چه مشکلاتی داریم نیاز به چشم جدید داریم و باید با چشم علم خودمان نگاه کنیم .
* به راه درمان مشکلات مبتلا به در حوزه اقتصاد جامعه اشاره کردید .آیا در سالهای اخیر در این مسیر گامی برداشته شده است؟
** بله !آموزش و پرورش، یکی از وزارتخانههایی است که با حوزه وارد تعامل شده تا از فرهنگ، اخلاق و خصوصیات طلاب در تربیت فرزندان جامعه استفاده شود .وزارت آموزش و پرورش در را باز کرد و این سابقه نداشت .حالا چند هزار نفر میروند میبینند در جامعه چه خبر است .
دخترها و پسرها در چه عالمی هستند، ضرورتها را دریافت میکنند. آسیبها را احساس میکنند .راههای حل مشکلات را تجربه میکنند. در دیگر رشتهها احساس نیاز میشود .بویژه آقای رئیسجمهور علاقهمند است که این کارها انجام شود و دولت همکاری خوبی را در این زمینه داشته است .
* با توجه به نظریات اقتصاد اسلامی، نظر حضرتعالی درباره هدفمند کردن یارانهها چیست؟
** ما میگوییم بنزین را سهمیهبندی کنیم .این برای اشخاص یا هر ماشین، عوارضی به همراه دارد .اگر سهمیه را به احتساب ماشین بدهیم، فردی که 50 ماشین دارد، 50 سهم میبرد .اگر صاحب ماشینها از هر سهم ماهانه 100 هزار تومان سود میبرد، در ماه 5 میلیون تومان از این راه از یارانه استفاده میکند اما مثلا 50 هزار نفر ماشین ندارند و این افراد از یارانه بنزین محروم میشوند .اگر سهمیهبندی با ملاک اشخاص باشد، نگاه میکنیم میبینیم که این طبقه چقدر محروم است و به او میگوییم پول را بگیرد و برود بخرد. چه وقتی جنس را ارزان میکنیم و چه وقتی پول را به افراد بدهیم، با مشکل مواجه میشویم و هیچکس هم نمی گوید که یکی از این روشها بدون اشکال است .
وقتی یارانه به اجناسی مثل نان تعلق میگیرد، هدفمند نیست و جنس، بیجهت ارزان میشود .ما آرد را با یکصدم یا یک پنجاهم ارائه میکنیم اما نتیجهاش این میشود که نان –العیاذ بالله -حالت آشغال پیدا میکند .ریشه این مشکل در ارزانی آن است .
در حالی که نان در اروپا مثل یک عنصر قیمتی خریده و به اندازه لازم هم مصرف میشود . هدفمند شدن یعنی ما از این حالت خارج شویم .ما باید بین دو تا بد، آن را که بدی کمتری دارد انتخاب کنیم. امام صادق (ع) از کس پرسیدند :اگر تو بین بد و خوب قرار بگیری چه میکنی؟ گفت :من بد را رها میکنم، خوب را انجام میدهم .حضرت فرمودند، من این کار را نمیکنم، بسیار اتفاق میافتد که من خوب را رها میکنم و بد را انتخاب میکنم .من برای اینکه از شر خطرناکتر احتراز کنم شر کمتر را میپذیرم و برای اینکه خیر بیشتر را به دست بیاورم، خیر کمتر را ترک میکنم .انسان گاهی مستحبات خود را ترک میکند تا زمان آن را به اساس واجبات و خدمات عمده خود اختصاص دهد .پس این قضیه که ما یارانهها را هدفمند کنیم و پولی را به فقرا بدهیم بد است و شری در آن است .ما باید ببینیم که کدام «اشرّ» است، از شر کمتر استقبال کنیم تا بتوانیم از شر بیشتر برحذر بمانیم.
کسانی علیه هدفمند کردن یارانه سخن میگویند و حق هم دارند اما آنها روشن کنند که اگر این کار را انجام ندادیم، آیا به شر بیشتری گرفتار میشویم یا نه؟
اینکه هدفمند کردن یارانهها بدیهایی دارد، مطلب ناتمامی است، منتها مطالبات مردم ما نسبت به کسانی که صحبت میکنند این باشد که لازمه حرف شما اگر چیز بدتری است چگونه صحبت میکنید؟ !شنوندگان باید جلوی صحبتهای یکطرفه را بگیرند .
* پیش از این گفته بودید، میخواهید مرکز تربیت نیروی انسانی در حوزه اقتصاد اسلامی را راهاندازی کنید؛ این موضوع الان در چه مرحلهای است؟
** در مرحلهای که من صحبت میکنم و شما میشنوید .در مرحلهای است که ما میگوییم باید «پول واحد اسلامی» را تاسیس کنیم و آقای رئیسجمهور نیز این ایده را قبول دارد .در مرحلهای هستیم که همه میدانند ما باید وضع موجود را تغییر دهیم .همین که یک فهم عمومی برای زبان مشترک عالم اسلامی پیدا شده، یکی که بیان میکند با استقبال مواجه میشود یا پول مشترک اسلامی مورد استقبال قرار میگیرد، مقطع پذیرش است که به نهضت عمومی و عزم ملی منتهی میشود .وقتی به یک عزم ملی رسید، گرهگشا میشود .
* یعنی عملا دنبال تاسیس مکانی مثل دانشگاه، دانشکده یا بخش مشابهی در حوزه نیستید که این حرکت در آن دنبال شود؟
** من نیازی ندارم که حوزه یا دانشگاه دیگری تاسیس کنم، وقتی مرا دعوت میکنند که نظراتم را در حوزههای مختلف بیان کنم، همه حوزهها، حوزههای من است و همه دانشگاهها، دانشگاه من .
* شخصاً در حوزه اقتصاد اسلامی، اثر مکتوبی را مدون نکردهاید؟
** انشاءالله بزودی این کار صورت خواهد گرفت .
* مقصود همان «رساله عملیه اقتصاد» است؟
** بله !
* در این بخش از مصاحبه خاطرهای از دیدارهایتان با رهبر معظم انقلاب را بیان بفرمایید که برای خوانندگان روزنامه هم شنیدنی باشد .
** ماه پیش از ارتحال حضرت امام در سال 68، برای کنارهگیری از امامت جمعه فارس خدمت مقام معظم رهبری [رئیسجمهوری وقت] رسیدم .بعد از اینکه نامهای را که برای امام (ره) نوشته بودم به ایشان دادم، ایشان گفتند، نامه را به دفتر حضرت امام بدهید، من هم گفتم که از باب رفاقت، شما تحویل بدهید .
ایشان هم با روی گشاده پذیرفتند که نامه را به امام (ره) بدهند و این زمانی بود که هنوز هیچ مسالهای درباره بیماری امام (ره) مطرح نبود. همان سال و خردادماه بنا بود انتخابات ریاست جمهوری صورت بگیرد. ایشان گفتند، انتخابات در پیش است و ایشان آن موقع در حال گذراندن ماههای پایانی دوره دوم (ریاست جمهوری (بودند .از ایشان سوال کردم، شما بعد از تمام شدن دوره ریاست جمهوری چه میکنید؟
معظم له فرمودند، به حوزه میروم و کارهای آخوندی میکنم؛ مگر اینکه امام (ره) مرا نهی کنند .بعد از پایان ریاست جمهوری، اگر امام (ره) به من بگوید، مسؤول عقیدتی –سیاسی ژاندارمری یکی از روستاهای سیستان و بلوچستان شوم تردید نمیکنم .حالا ژاندارمری در یک روستا چه جایگاهی دارد که مسؤول عقیدتی آن سمتی داشته باشد .
بعد ایشان گفتند، روستاهای سیستان و بلوچستان -که الان هم ما آنجا مشکل داریم و البته آن موقع سختتر بود -را هم میروم .برای کسی که قبلاً رئیسجمهور بوده، طبعا این موضوع، سخت است ولی ایشان گفتند، اگر امام (ره) به من بگویند، تردیدی نخواهم داشت و نگاه نمیکنم که قبلاً رئیسجمهور بودهام .این معنا دارد؛ معنای آن، این است که حضرت آیتالله خامنهای از همه کس در اطاعت از ولایت فقیه، صریحتر و صمیمیتر است .بیشتر برای اطاعت مایه میگذارد و خود را برای منهای صد آماده میکند که میشود ذلت باطنیاش . بعلاوه صد کار میگذارند روی دوش وی و چون قبلاً منهای صد دارد تعادل برقرار میشود . تعادلی که بین ذلت باطنه و عزت ظاهره حاصل میشود برای هر مومنی در هر پستی که دارد، ضروری است. هر کس عزت ظاهرهاش از ذلت باطنهاش سنگینتر باشد، عزت ظاهری کمر وی را میشکند .
بنی صدر برای مهار کردن عزت ظاهره، کمبود ذلت باطنه داشت و نهایتاً کمرش شکست . یعنی باری که انسان میخواهد بردارد باید ستون فقراتش توانایی آن را داشته باشد؛ اگرنه مهره کمرش میشکند .مهره کمر انسان برای بارهای سنگین عزت ظاهری، ذلت باطنی است و ذلت باطنی در معرفت است و احساس بندگی خدا. هرکه احساس بندگیاش بیشتر باشد، توانایی تحمل عزت ظاهری بیشتری دارد .در اینجا به بحث اول اشاره میکنم که گفتم انسانشناسی ما به داد ما میرسد که اشتباهات غرب را تکرار نکنیم .دارایی، عزت ظاهری است؛ برای چه کسی حلال است؟ برای کسی که تحمل ستون فقرات معرفتش به اندازهای باشد که احساس فقر شدید الیالله و ذلت باطنه داشته باشد .دارایی برای همه حلال نیست اما نمیتوانیم قانونی وضع کنیم که از او بگیر و به او نده .خودش باید بداند که دارایی برای وی خطرناک است .
بعضی وقتها، مومنی که ثروت زیادی را از خدا میخواهد، خدا میبیند که او ذلت باطنه کافی را ندارد، آن موقع به وی نمیدهد .اگر خود را ساخت و ذلت باطنه را تحصیل کرد، آن موقع رزقش وسیع میشود.
ما میخواهیم بار سنگین مسؤولیت و قدرت را به افراد بدهیم؛ باید اول ذلت باطنه یعنی ریشههای معرفتشان را ببینیم و متناسب با آن ذلت باطنه به آنها پست و مقام بدهیم .ما باید زمینه کنار گذاشتن کسانی که ذلت باطنه را ندارند، فراهم کنیم و نظام اقتصادی ما باید امانتدارهای بهتری را برای قدرت و ثروت بیشتر رشد دهد و زمینه خلع ید کسانی که صلاحیت این کار را ندارند، فراهم کند .
* دلیل اصلی استعفای شما از نمایندگی ولی فقیه در استان با وجود محبوبیتی که در منطقه داشتید چه بود؟
** برای همین سوالاتی که از من میپرسید و اینکه در اینجا (قم) در خدمت شما باشم !
* یعنی سال 68 هم استعفا دادید که در حوزه اقتصاد اسلامی فعالیت کنید؟
** بله !منتها رهبر عزیز انقلاب، تدبیری کردند که من نتوانستم بعد از اینکه ایشان به رهبری رسیدند، در خدمت ایشان نباشم و بعد از اینکه استعفای من را پذیرفتند بزرگترین خدمتی بود که به من داشتند و من از این محبت همیشه سپاسگزارم .منتها 27 سال، آنجا (شیراز) بودم و این یک دوره زندگی است که آدم در جایی صرف میکند .
* آیا دیگر علمای قم هم حساسیت خاطری نظیر شما در بحث اقتصاد اسلامی دارند؟
** نظراتم را به آنها عرضه میکنم و آنها این نظرات را نقد میکنند؛ نقدی که آنها به این نظرات میکنند، به آن شکل میدهد و آن را تراش میدهد و زیبا میکند .
* کدامیک از مراجع عظام تقلید در حوزه اقتصاد اسلامی صاحبنظرند؟
** مرحوم حضرت آیتالله العظمی آقای بهجت .من سوالی از همه علما مطرح کرده بودم که جواب ایشان مختصرتر و در عین حال پرمعناتر از همه بود که «اعتبار مقوم مالیت پول است». در این عبارت معنای زیادی گنجیده است و ما باید بر همین مبنا عمل کنیم .دیگر علما هم پاسخهای خوبی دادند .آیتالله العظمی مکارم شیرازی حفظه الله تعالی هم به لحاظ توجهاتی که روی این مساله داشتند، نظرات روشنی دارند .
* چند ماه پیش با ضایعه فقدان حضرت آیتالله العظمی بهجت روبهرو شدیم .آیا خاطرهای هم از ایشان دارید که برای مخاطبان شنیدنی باشد؟
** زمانی در حال حرکت از پل آهنچی (قم) به سمت مسجد اعظم بودم .شاید چند قدم در حد سلام کردن در خدمت ایشان بودم. ایشان فرمودند، اگر حضرت علی(ع) به حکومت رسیده بود، همه عالم مسلمان شده بود .ما هر کسی را یک قدم نزدیک کنیم برای کسی که هزار سال است منتظر ما است و دارد تحمل میکند، خوب است .آیتالله بهجت شروع مساله غیبت را از دوره حضرت امیر(ع) میدیدند یعنی مظلومیتهای حضرت مهدی موعود(عج) را در چهره امام علی(ع(میدیدند؛ مظلوم تاریخ . ...
* شما دولتهای مختلفی را در دوران مسؤولیت خود تجربه کردید .ویژگی بارز دولت فعلی چیست؟
** دولت در سیاست خارجیای که در پیش گرفته، خیلی نگران از این نیست که آمریکا و اروپا ما را تحریم کردهاند و ما در گشایش اعتبار مشکلاتی پیدا میکنیم .برخی اینکه این گشایش اعتبار انجام نشد را مصیبت عظما میدانند و دیگر نمیبینند که ما با چه عمل بزرگی در عالم داریم این مجازات را تحمل میکنیم .قانون اسلام و اهل بیت(ع) به ما میفرمایند، کارتان را انجام دهید و سختیها را تحمل کنید .
حسین بن علی(ع) در عاشورا هم همین را میفرمایند و اینکه خانواده ایشان را به ناحق اسیر میکنند .اما ما چه کردیم؟ عالم را جراحی کردیم، به جهان گفتیم که از ولی امری که مطیع خدا نیست، اطاعت نکنید .من اطاعت نمی کنم، شما هم اطاعت نکنید .این جراحی بزرگ در عالم اسلام بود .حضرت اباعبدالله الحسین(ع) هم جراحیای انجام دادند و اسلام را زنده کردند .
کاری که رئیسجمهوری انجام میدهد، تبعیت از اهل بیت(ع) است؛ یعنی به عظمت کاری که ما میتوانیم انجام دهیم نگاه میکند و مجازاتی را که دیگران درنظر میگیرند، مصیبت نمیداند .
آقای محمد هاشمی اخیرا گفته: «فردی با مشکل گشایش اعتبار مواجه شده و برای حل مشکل به ترکیه رفته؛ آیا از این بدتر می شود؟» این نوع اظهارنظر، ندیدن طرف دیگر است .برخی به این مسائل (جزئی)خیره میشوند و عظمتی که کشور در حال دست یافتن به آن است را مورد غفلت قرار میدهند .
شما به خوبی میبینید که شخص رئیسجمهور در هر حوزهای از مسائل به دنبال این است که مشکل را حل کند و همه باید به دولت کمک کنند تا دولت بتواند کار کند .
* آیا در دوره ریاست جمهوری ایشان به سمت اقتصاد اسلامی حرکت کردهایم؟
** همین اندازهای که ایشان از «عدالت» سخن میگوید و برای آن تلاش میکند و نمیگوید که اگر توسعه پیدا کنیم خودش میشود عدالت حاکی از حرکت در این مسیر است .
ما باید برای این موضوع طرح داشته باشیم .اینکه این طرح، عوارض جمعی نداشته باشد توقع زیادی است .نباید ندای آن را تعطیل کنیم و باید منادی آن باشیم تا بتوانیم آن را عملی کنیم .
* شما خودتان را اصولگرا میدانید یا اصلاحطلب؟
** هر دو؛ البته اگر به معنای لغوی بخواهم پاسخ دهم .کل انبیا(ع) در معنای لغوی، اصلاحطلب هستند ولی از نظر اصولگرایی به لحاظ لغوی هم طبیعتا تمام انبیا(ع) بر اصول خودشان ثبات دارند، جان خود را روی اصول میگذارند و از اصول عدول نمیکنند .از نظر لغوی، همه انبیا، اولیا، مؤمنین و کسانی که ادیان الهی را قبول دارند، هر دوی این جریان هستند .
* از نظر سیاسی چطور؟
** اینکه از یک جناح مشکلی ببینیم، اما چون از آن متأثر باشیم و عیب، ضعف و نقص جناح خود را حسن ببینیم و حسن و درستی طرف دیگر را نقص و عیب ببینیم؛ این کار نه برای من و نه برای هیچ مؤمن دیگری، حلال نیست .
درباره شرایطی که رهبری، یک لحظه له یا علیه احدی از اینها تعصب داشته باشد، حضرت امام(ره) میفرمایند :اگر ولی فقیه یک لحظه استبداد کند، ولایت بین او و خداوند قطع میشود .البته این تنها ولی فقیه نیست که نباید عصبیت به خرج دهد .
ولایت بین خدا و انسان هم باید برقرار باشد. (الله ولی الذین آمنوا ...) این ولایت هم در صورت داشتن عصبیت قطع میشود .چرا؟ چون «لن یَدخُلِالجنة من کان فی قلبه حتی خردل من العصبیة»
یک ذره عصبیت، ارتباط انسان با خداوند را هم قطع میکند .اینگونه نیست که یک امر خطیری به دوش رهبری است و دیگران چنین بار سنگینی ندارند، چراکه دیگران هم ولی فقیه بدنشان هستند .انسان باید آگاهانه بر مجموعه اعضای بدن خودش ولایت کند؛ بولایةالله .به مجرد آن که عصبیت پیدا کرد، ارتباط با خدا قطع می شود، مشکل پدید میآید و ارتباط مؤمن با دیگر مؤمنین هم قطع میشود. «یؤمن بالله و یؤمن للمؤمنین» یعنی مومنین احساس میکنند از چشمشان افتاد .پس به این معنا هم برای هیچکس حلال نیست .
اینکه انسان رفقایی داشته باشد و برنامهای ترتیب دهد و دیگران هم رفقایی داشته باشند تا بتوانند شور و هیجانی در جامعه ایجاد کنند -مثل طرفداران آبی و قرمز -چگونه به هنگام بازی، 100 تا 120 هزار تن از هواداران به استادیوم میآیند و بعد بازی باشکوهی برگزار میشود و جوانان سرگرم میشوند، این ثواب دارد که دو جناح به این معنا در یک بازی گرم، مسابقه بدهند .دو جناح در مناظرهها شرکت کنند، ایرادهای هم را بگیرند، این مشکلی ندارد .ما هم که الان کار سیاسی نمیکنیم و کارهای برنامهای دارم و در حق هر کدام از دو جناح که دارند کار میکنند، دعا میکنم .
* در انتخابات به چه کسی رای دادید؟
** آقای رئیسجمهور در اجلاسی نظیر ژنو، حرفهای حوزه را زدند؛ از این بابت، ایشان مورد علاقه من هستند .پس رای من در انتخابات 22 خرداد از قبل از انتخابات هم مشخص بود که به دکتر احمدینژاد است .
* وقتی آقای احمدینژاد در ابتدای هر سخنرانی خود در مجامع داخلی و بینالمللی ، دعای فرج را میخواند، از نظر شما چه تأثیری میتواند داشته باشد؟
** ایشان می بیند امام زمان(عج) بیش از یکهزار سال است که در انتظار است .این انتظار هزار ساله را ما وقتی در جلسهای میرویم، بگوییم یا نگوییم؟
بعضی میگویند، مخاطب اصلا این مسائل را قبول ندارد و حوزه معرفت وی، این مسائل نیست اما آیا این مخاطب منتظر یک اصلاحی در عالم نیست؟ منتظر یک تحول نیست؟
او هم منتظر است .مسیحی هم منتظر است؛ منتظر عیسی (ع). چه عیبی دارد طرح مساله انتظار؟ مستمعان میپرسند که جمله اولی که او به زبان آورد چه معنایی دارد؟ معنای آن این است که من عضو یک حزبم؛ حزب انتظار .شعار میدهم و به آن افتخار میکنم که من یک منتظرم .
* برخی شائبه عدم ارتباط دولت و روحانیت را مطرح میکنند و میگویند، روحانیت در دولت جایگاهی ندارد .در این باره چه نظری دارید؟
** بزرگترین جایگاه روحانیت، شخص رئیسجمهور است چرا که ادبیاتی که ایشان در ژنو به کار برد، ادبیات حوزه بود و نه ادبیات دانشگاه .در کدام رشته از رشتههای دانشگاه، آنچه آقای احمدینژاد در ژنو گفت، تدریس میکنند؟ کلمه به کلمه سخنان رئیسجمهور، آموزههای حوزوی است پس حوزه در دوره ایشان به وسیله خود ایشان بیشترین جایگاه را دارد و حرفهای حوزه در ژنو و مجامع بینالمللی طرح میشود .
* حضرت آیتالله !اگر اشتباه نکنم جنابعالی نقطهنظر خاصی را درباره مجلس شورای اسلامی و شیوه انتخاب نمایندگان در مقطعی بیان کردهاید .این دیدگاه چه بود و چه کمکی به حل مسائل میکند؟
** برخی میگویند، مجلس بالاترین جایگاه را دارد منتها برای قرار گرفتن مجلس در این جایگاه، ابتکار ظریفی میتواند کارساز باشد و آن این است که هزینه تبلیغات انتخاباتی نماینده مجلس را، خودش نپردازد .این برای ما الان یک عارضه است و با این کاغذها، برخی ممکن است هفت، هشت میلیارد تومان (برای تبلیغات) هزینه کنند . اگر خود نماینده هزینه میکند، یک سوال مطرح است که این همه پول را از کجا به دست و اگر دوستانی دارد که این قدر هزینه میکنند، آنها توقعاتشان چگونه تامین میشود؟ حالا اگر بگوییم، اصناف جامعه در کل کشور هر کدام در این مجلس سهمیهای دارند .
پزشکان با کارت نظام پزشکی، مدیران ارشد خود را با سوابق تخصصی بهتر برای آن مجلس پیشنهاد دهند، چون نظام صنفی آنها میخواهد کاندیدای خود را به مجلس بفرستد، هزینه را خود نظام صنفی میپردازد .کشاورزان، مهندسان، معلمان و ...با کارت صنفی خود حضور پیدا کنند که بعد این مجلس می شود مجلس کارشناسان و آن موقع قوه مجریه در حوزه کارشناسی آنها میگنجد .
*«موسسه فاحت در فراغت »که یکی از موسسات موفق در حوزه کارآفرینی در دوره تصدی نمایندگی ولی فقیه در استان از سوی حضرتعالی بود با تشریففرمایی شما به قم همچنان تحت مدیریت حضرتعالی است؟
** وقتی اداره فلاحت در فراغت بر عهده من است فرزند خودم است و هر کسی فرزندش از نظر خودش تربیت شده است، اما ممکن است دیگران بخواهند ناخن آن را بگیرند و آن را اصلاح کنند و شاید نیاز به تربیت داشته باشد و باید دستشان باز باشد برای اینکه نگاه مجددی بر این املا داشته باشند و یک غلطگیری داشته باشند که این غلطگیری، خیلی به نفع آن میشود .برای فلاحت آنچه امروز میکنند که نواقصش را برطرف کنند، بهتر از خدمات من است .
* پس دیگر در آن مجموعه فعال نیستید؟
** انشاءالله موسسه دیگری ایجاد میکنم، کار اقتصادی برای روحانیان کمی دست و پاگیر است اما اینکه خودش کار خودش را انجام دهد و نواقصش برطرف شود، در این جریان فلاحت در فراغتهای شیراز میتواند به نوعی پدافند غیرعامل باشد یعنی میتواند جمعیت را در خود نشان دهد و بر این مبنا ممکن است از این زاویه به فلاحت نگاه شود و به عنوان یک ضرورت، الگو بگیرند و اکنون کشوری شدن این طرح از سوی دولت دکتر احمدینژاد در حال فراهم شدن است .
* آیا با اینترنت هم سر و کار دارید و شخصاً مراجعه میکنید؟
** گاهی اوقات با پسرم که در اتریش است از طریق اینترنت صحبت میکنم چون ارزانتر تمام میشود .
* پسرتان برای ادامه تحصیل به آنجا رفتهاند؟
** خیر !همسر ایشان مقیم آنجاست و آنجا زندگی میکنند .عروس بنده، دختر مسؤول بزرگترین تشکل شیعیان اتریش است .