تاریخ انتشار : ۲۱ آبان ۱۳۸۸ - ۰۸:۳۹  ، 
کد خبر : ۱۰۲۷۶۴

چهره خارجی ایران (بخش دوم و پایانی)


دکتر شهیدی مودب 
معمولا وقتی سخن از چهره‌سازی ایران در خارج می‌رود چنین به ذهن متبادر می‌شود که ما باید با یک موضع‌گیری تدافعی درستی کارایی خود را اثبات کنیم و مثلا ثابت کنیم که فلان رفتار یا کردار ما طبق موازین بوده یا مثلا نشان داده شود که دیگران در بازتاب واقعیت‌های جامعه ما قلب واقعیت کرده‌اند. این البته درست است اما تمامی اقدامات چهره‌سازی خارجی به همین جا ختم نمی‌گردد. ما وقتی با اصحاب رسانه یا نخبگان غربی مواجه می‌شویم بدون استثناء آنها از بلوغ و نبوغ و سابقه تمدنی و درخشندگی فرهنگ ایرانی تعریف می‌کنند و ضمن اظهار شگفتی از قلب واقعیت‌هایی که صورت می‌گیرد ما را به گونه‌ای سرزنش می‌کنند که چرا آنچه هستیم و آنچه داریم و آنچه در کشورمان انجام شده است به جهان خارج منتقل نمی‌گردد.
مثلا در حوزه فرهنگی کارهای زیادی در ایران شده است که جهان خارج از آنها مطلع نمی‌باشد. اگر سینمای ایران را کنار بگذاریم که شهرت جهانی پیدا کرده در بقیه قسمت‌ها کارآمدی فرهنگی و دست‌آوردهای فرهنگی نظام آنچنان که باید به جهان خارج منتقل نشده. مثلا سال‌های متوالی ما در دهه فجر هیات‌های تبلیغاتی به کشورهای دیگر گسیل کرده‌ایم لیکن ترکیب این هیات‌ها به گونه‌ای نبوده است که مخاطبان ما جز شنیدن سخنرانی از طرف هیات‌های ایرانی، آن هم یک طرفه، از ماوقع ایران در عرصه‌های فرهنگی مطلع شوند. کار عظیم در حوزه موسیقی، خط، کتاب، شعر و ادبیات تقریبا در حصار زبان فارسی و مرزهای جغرافیایی ما محبوس مانده است.
یا مثلا در خصوص کارهای علمی نظیر پزشکی، فن‌آوری زیستی کاردرسلول های بنیادی اطلاع جهان خارج جز در حوزه‌های تخصصی از آنچه در ایران رخ داده بسیار اندک است و باز در عرصه ورزش قهرمانان جهانی ما فقط در روی سکوی قهرمانی که پرچم ایران بالا می‌رود و مدال می‌گیرند نمود خارجی دارند و موارد بسیار اندکی بوده است که قهرمانان ملی ما اعم از کشتی‌گیر و وزنه‌بردار و غیره به عنوان سفیران ورزش ما به جهان خارج روانه شوند. اگر این بی‌تحرکی خود را با آنچه برای مثال انگلیسی‌ها در مورد دیوید بکام فوتبالیست در دنیا انجام داده‌اند مقایسه کنیم آن وقت می‌فهمیم که مثلا حضور جهان پهلوان رضازاده به عنوان یک سرمایه ورزش ملی در خارج می‌تواند در بهبود چهره ایران بسیار کارآمد باشد.
از حوزه‌های فوق که بگذریم این واقعیت در جهان غرب وجود دارد که می‌گویند در خاورمیانه زن‌ها در پشت پرده زندگی می‌کنند ولی وقتی همین غربی‌ها به ایران می‌آیند و حضور فعال و شاداب بانوان و دختران جوان را در رسانه‌ها و سیاست و آموزش و پرورش و دانشگاه و تجارت می‌بینند ضمن اینکه از خودشان تعجب می‌کنند که چرا تاکنون ایران را نمی‌شناخته‌اند از ما هم سوال می‌کنند که چرا فعالیت خانم‌ها را که تا این اندازه در عرصه‌های گوناگون فعالند به جهان خارج نشان نداد‌ه‌ایم. در حوزه‌های عمران و سازندگی یکی از دیپلمات‌های اروپایی که قبلا در ایران مامور بوده است اظهار می‌داشت که از ترکیه به ایران آمده و اطلاع داشت که بخش خصوصی ترکیه در آسیای میانه پروژه‌های زیادی را اجرا می‌کند. نامبرده پس از مشاهده تهران که آن را پس از چندین سال دوری از ایران می‌دید و حجم عظیم ساخت و ساز از ساختمان‌ تا جاده‌ها وی را متعجب کرده بود. می‌گفت شما ایرانی‌ها با این قدرت بالای سازندگی چرا توانتان را به جهان خارج نشان نمی‌دهید. این گونه مثال‌ها برای کشور کهنی که در نظم جدید جهانی یک کشور جوان محسوب می‌شود دست‌آورد تلقی می‌شود و دلیل بر کارآمدی نظام تلقی می‌شود.
وقتی برای خارجی‌ها گفته می‌شود که مذاکرات مجلس ما به صورت زنده از رادیو پخش می‌شود آنها در ابتدا باور نمی‌کنند و باز وقتی خبرنگاران یا جهانگردان خارجی ساعت‌ها در شب در خیابان‌های پایتخت تردد می‌کنند و به ندرت نیرو‌های انتظامی یا امنیتی رادر خیابان‌ها می‌بینند باورشان نمی‌شود که آنها در تهران قدم می‌زنند یا مثلا پاکیزگی خیابان‌های پایتخت ما و وفور پارک‌های بدون درب و نرده آنها را شگفت‌زده می‌کند. زیرا تبلیغات مغرضانه به آنها القاء کرده که ایران کشوری بیابانی و خطرناک است.
جالب‌تر از همه تعداد زیادی از خارجی‌ها وقتی به تهران می‌آیند و برف روی کوه‌ها می‌بینند تعجب می‌کنند که ایران نفت‌خیز چرا برف دارد زیرا فکر می‌کنند که ایران همانند عربستان است. وقتی این واقعیت‌ها را لحاظ می‌کنیم می‌بینیم دیگران از آنچه ندارند چهره‌سازی می‌کنند و ما آنچه را هم که داریم نتوانسته‌ایم بر جهان خارج منتقل کنیم.
چند وقت پیش که خبرنگار یک شبکه تلویزیونی ماهواره‌ای از یکی از آزمایشگاه‌های مطالعات زیستی ما دیدن کرده و گزارش مصور او از شبکه مزبور پخش می‌شد نامبرده اظهار کرد <ایرانی که گفته می‌شود با وقوع انقلاب عقب نگه‌داشته شده امروز در پیشرفته‌ترین شاخه‌های علمی فعالیت می‌کند.> این یک جمله خبرنگار غربی وقتی به سمع و نظر جهان خارج می‌رسد خنثی‌کننده بسیاری از دروغ‌پردازی‌ها خواهد بود. حالا این پرسش وجود دارد که بالاخره مسئول تبلیغ و نشان دادن عملکردها و بازتاب‌دهنده دست‌آوردهای نظام در کشور ما چه نهاد یا وزارت خانه‌ایست. خوشبختانه با علاقمندی که در مسئولان رده‌بالای نظام در خدمت به کشور و انقلاب وجود دارد حتی اگر قانون یک نهاد خاص را مسئول معرفی کرده باشد دیگرانی نیز هستند که داعیه انجام کار دارند. مثلا با اینکه وظایف سفیران و رایزنان فرهنگی در وزارت امورخارجه و سازمان ارتباطات ما تعریف شده نوعا همین شخص سفیر و رایزن فرهنگی در سفارت‌خانه‌های ما رقابت در انجام کار فرهنگی وجود دارد که البته این یک سبقت در کار خیر است.
لیکن آنچه مهم‌تر است تقسیم وظایف و احاله مسئولیت به دستگاه‌ها در خور توان و وظیفه سازمانی آنهاست. و باز شاید مهم‌تر از تقسیم مسئولیت ایجاد هماهنگی در انجام کارهاست. به گونه‌ای که عملکردها یکدیگر را خنثی نکنند. در این خصوص هماهنگی در وزارتخانه‌های خارجه و ارشاد اسلامی از یک سو و سازمان فرهنگ و ارتباطات و این دو وزارتخانه‌ از سوی دیگر یک ضرورت است و البته صدا و سیما به خصوص در برنامه‌های برون مرزی آن می‌تواند یار شاطر دیگر وزارت‌خانه‌ها و نهادها باشد. به هرحال اگر در مورد حکومت‌های دیگر چهره‌سازی یک ضرورت است در مورد کشور عزیز خودمان نشان دادن عملکردها که اثبات کارایی نظام را بکند یک وظیفه ملی است.
ذکر این نکته ضرورت دارد که نگارش این مطالب مبنای نادیده گرفتن زحمات سفرای نمایندگی‌های فرهنگی و دیگر نهادهای دست‌اندرکار نمی‌باشد و آنچه منظور نگارنده‌ است این است که آنچه در جهان خارج نشان داده شده در برابر حجم عظیم سازندگی در عرصه‌های گوناگون اگر ناچیز نباشد قابل ملاحظه نمی‌باشد.
والسلام ‌

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات