اما مردم عراق و بخصوص نیروهای عملیاتی پلیس درشهرها وضع دیگری دارند.
هر کس که به شما نزدیک میشود، میتواند بطور بالقوه یک بمب محسوب شود.
هیچکس نمیداند بمبها کی و کجا منفجر میشوند و عوامل انتحاری چگونه با حضور هزاران آمریکایی با پیشرفتهترین تجهیزات قادرند در هر نقطه که اراده کنند، بمبی را منفجر کنند؟ به همین دلیل زندگی روزمره با شانس و بدشانسی گره خورده است. تهدیدهای تروریستی هنوز وجود دارد.
عوامل القاعده در دی ماه و بهمن ماه سال گذشته، در استان دیاله، چند خانواده را به جرم همکاری با نیروهای آمریکایی و عراقی مجازات و عزادار کردند و در مقابل آمریکاییها نیز هر روز تعدادی از مردان و زنان جوان را به دلیل مظنون بودن به همکاری با القاعده دستگیر و زندانی میکنند.
با این همه در آستانه ورود به پنجمین سال اشغال عراق، آمارها نشان میدهد که در آستانه پنجمین سال سقوط صدام حسین و اشغال عراق، وضعیت امنیتی بهبود یافته است.
شاخصهای اندازهگیری امنیت در عراق، تعداد عملیات تروریستی، تعداد حملات نیروهای آمریکایی، تعداد برخوردهای مسلحانه با نظامیان و پلیس عراق، آمار کشتهشدگان با سلاح گرم، آمار اجساد بیهویتی که روزانه در حاشیه بغداد پیدا میشود و میزان انفجارها و عملیات انتحاری است.
براساس آمارها، البته تا پایان سال 2007 تمامی شاخصهای یاد شده با سیر نزولی شدید روبهرو بودهاند، از جمله خشونتها بین 70 تا 75 درصد نسبت به نیمه اول سال 2007 کاهش یافته است.
ناظران و کارشناسان مستقل نیز اذعان دارند که وضعیت امنیتی نسبت به سالهای 2005 تا 2007 بهبود فوقالعادهای یافته است، بطوری که این روزها نشاط و سرزندگی به بازارهای بغداد بازگشته است. اکنون بعضی خیابانهای بغداد حتی تا ساعت 8 یا 9 شب برای خرید باز است و حرکت خودروها را تا حدود ساعت10 شب در خیابانهای پایتخت عراق میتوان مشاهده کرد، اما چرا در آغاز 2008 باردیگر موج تازه خشونتها با شدت و قوت تردید برانگیزی کلید خورد.
رایس در آخرین دیدارش از بغداد و در ملاقات با سران عراق، از نارضایتی جرج بوش از روند سیاسی و نیز وضع امنیتی عراق خبر داد، اگر چه به طور تلویحی و سربسته به آن اشاره کرد.
مقامهای آمریکایی نیز در ماههای اخیر در مقابل هر حرکت و اقدام دولت نوری المالکی با هدف اثبات بهبود وضع امنیتی و نمایش اقتدار نظامیان و پلیس عراق درمدیریت امنیت کشور، آن را با تناقض گویی ردکردند.
اولین کسی که آشکارا چنین چالشی را آغاز کرد، <رایانکروکر> سفیر آمریکا در عراق بود که از نوری المالکی انتقادکرد.
نخست وزیر عراق، با تدابیر ویژهای که بعمل آورد، مراسم ایام دهه محرم و اربعین حسینی را با موفقیت پشت سرگذاشت تا توانمندی نیروهای عراقی را به طرف آمریکایی اثبات کند.
او حتی برای اثبات باورش در خصوص امنیت بغداد، برای خرید به <بازار منصور> در غرب پایتخت رفت و از آنجا بهدیوارهای بلند بتنی اعتراض کرد و گفت که دیگر ضرورتی برای وجود این دیوارها نیست.
با این حال، دیدگاههای مقامات آمریکایی همچنان حول این موضوع قرار دارد که اگر چه از نظر عددی اوضاع بهبود یافته، اما عراق همچنان ناآرام و بیثبات است.
القاعده همچنان خطرناک
این دیدگاه را درگزارش پنتاگون بوضوح میتوان مشاهده کرد که عنوان میکند: <درگیریها در عراق به سطح سال2005 بازگشته، تعداد حملات به میزان 60 درصد، قتلهای قومی تا 90 درصد و شمار کشتهشدگان غیرنظامی نیز 70 درصد کاهش یافته است>، با این حال پنتاگون این پیشرفت کمی و عددی را نشانگر ثبات حقیقی ندانسته و پیش بینی میکند که اوضاع تغییر خواهد کرد،چرا که خطر القاعده وجود دارد.
حالا در پنجمین سال اشغال عراق، القاعده تنها در دواستان تمرکز بیشتری دارد، یکی دیاله در شرق و دیگری نینوا در شمال که عملیات پاکسازی دیاله از هفتهها پیش ازسال نو مسیحی در این منطقه آغاز شده و همچنان ادامه دارد و در نینوا به مرکزیت موصل نیز نیروهای فوقالعادهای از ارتش آمریکا و نظامیان عراقی به این منطقه گسیل شده و منتظر فرمان آغاز نبردی هستند که نخست وزیر عراق از آن به عنوان <نبرد نهایی> یاد کرده است.
اکنون بیش از یک ماه و نیم است که این نیروها انتظار میکشند، در حالی که اصل موضوع مسکوت ماندهاست.
برخی گمانه زنیها حاکی از آن است که در خصوص این عملیات میان مقامهای عراقی و آمریکایی اختلافنظرهایی وجود دارد. هنوز مطلبی درباره آن منتشر نشده است. اما در عین حال فرماندهان آمریکایی مستقر در عراق، پس از اعلام نبرد نهایی از سوی نوری المالکی، بارها این نظر وی را رد کرده و از قدرت القاعده حرف به میان آوردهاند.
<جان کلی> فرمانده تفنگدار نیروی دریایی آمریکا درغرب عراق چندی پیش گفت که شواهدی وجود دارد مبنی بر اینکه القاعده در حال برنامهریزی برای اجرای عملیات بزرگی است که رسانههاآن را مورد توجه بسیاری قرار خواهند داد.
اینکه القاعده قرار است در کدام منطقه عملیات بزرگش را انجام دهد، کسی چیزی نمیداند و کلی نیز همین رامیگوید اما او پیشبینی میکند که این بار خطر متوجه استان الانبار، منطقه محل استقرار نیروهای وی باشد، استانی که اولین تجربه ایجاد تشکیلات <شوراهای بیداری>آمریکاییها است.
فرمانده نیروهای آمریکایی در موصل نیز به قدرت القاعده برای سازماندهی سریع در دیگر نقاط اشاره و گفته نوری المالکی را در خصوص نبرد نهایی رد میکند.
از دیگر تلاشهای دولت مالکی برای اثباث وجود امنیت و بهبود قابل توجه آن، رایزنیهای گسترده با کشورهای منطقه برای بازگشایی سفارتخانهها و سفرمقامات این کشورها به بغداد است، اما گویا به غیر از برگزاری اجلاس نمایندگان مجالس کشورهای عربی درمنطقه نسبتاً امن کردستان عراق و سفر رییس جمهوری ایران به بغداد در هفتههای گذشته، موفقیت چندانی کسب نکرده است، چرا که نگاه کشورهای منطقه بویژه دوستان آمریکا، درخصوص امنیت در عراق، به واشنگتن معطوف است.
سفر احمدینژاد نقطه عطف
البته به عقیده بسیاری از آگاهان، سفر احمدی نژاد به عراق، برای دولت مالکی به مثابه آغاز دور جدیدی از تعاملات منطقهای و بینالمللی عراق محسوب میشود و پیشبینی میشود که برخی مقامات منطقهای و بینالمللی طی ماههای آینده از عراق دیدن کنند.
با این همه، آمریکاییها هنوز با بدبینی به اوضاع امنیتی عراق نگاه میکنند. سفر دو هفته پیش رابرت گیتس وزیر دفاع آمریکا و سفر اخیر <جان مک کین> نامزد جمهوری خواهان در انتخابات پیش روی ریاست جمهوری آمریکا، به بغداد بازهم سرزده و اعلام نشده و در حجم وسیعی از تدابیر امنیتی صورت گرفت. اختلافات موجود در برآوردهای امنیتی، گویا تنها به اختلاف میان آمریکاییها و عراقیها، خلاصه نشده و انگلیسیها همپیمان آمریکا در اشغال عراق نیز با آمریکاییها اختلاف نظر دارند، چرا که لندن هفته گذشته یک مهلت سه ماهه برای مهاجران و پناهندگان عراقی که موفق به دریافت پناهندگی نشدهاند تعیین کرد تا خاک این کشور را ترک کنند.
مقامهای انگلیسی دلیل این تصمیم خود را وجود امنیت کامل در بغداد و سایر شهرهای عراق از جمله بصره اعلام کردهاند.
موضوع اختلاف بر سر برآوردهای امنیتی در عراق، در پنجمین سال اشغال این کشور توسط آمریکاییها و همپیمانانش، در حالی علنی شده که بغداد و واشنگتن برای امضای یک قرارداد بلند مدت همکاریهای سیاسی، امنیتی و اقتصادی آماده میشوند.
در بحبوحه نشستهای مقدماتی برای آمادهسازی این قرارداد، اخیراً در بغداد فاش شد که شورای سیاسی امنیت ملی عراق برای امضای این توافقنامه سه شرط قائل شده است.
اجتناب از ایجاد پایگاههای ثابت نظامی از سوی آمریکا در عراق، عدم مصونیت قضایی به نظامیان آمریکایی و خودداری نظامیان آمریکایی از دستگیری شهروندان عراقی بدون مجوز و هماهنگی قبلی با دولت عراق، سه شرطی است که به نظر میرسد شوک قابل ملاحظهای بهطرف آمریکایی وارد کرده باشد.
یک روز پس از انتشار خبر شروط عراقیها برای قرارداد بلند مدت، خبر دیگری فاش شد مبنی بر اینکه دولت مالکی قصد دارد کنفرانسی با عنوان <امنیت، بازسازی، حق حاکمیت کامل> با حضور تمامی گروهها و جریانهای سیاسی عراق برگزار کند که به نظر میرسد موضوع حق حاکمیت کامل، پیام دولت عراق به آمریکاییها است.
جالب اینکه قرار است این کنفرانس، دو روزمانده به پنجمین سالگرد حمله نظامی آمریکا به عراق درسال 2003 برگزار شود.
مرور رویدادها و تحولات دو، سهماهه گذشته عراق نشان میدهد که آمریکاییها تاکنون موفق شدهاند برخی خواستههای خود را به دولت عراق تحمیل کنند، از جمله تصویب قانون جدید ریشه کنی حزب بعث که قانون قبلی را بطور قابل توجهی تعدیل کرده و زمینه بازگشت اعضای حزب بعث عراق را به بدنه نظام و مدیریت کشور فراهم کرده است.
براساس برخی تحلیلها، واشنگتن برای امضای قرارداد بلند مدت همکاریها و آغاز برنامههای بازسازی انحصاری در عراق، نیازمند برخی قوانین از جمله تصویب قانون نفت و گاز در پارلمان عراق است و از امضای این قرارداد، اهدافی چون ایجاد پایگاههای دائمی در عراق و بهدست گرفتن انحصار هرگونه سرمایهگذاری در این کشور را به عنوان دستمزد جنگ و اشغال عراق دنبال میکند.
این درحالی است که به نظر میرسد دولت و ملت عراق، از قرارداد بلند مدت همکاری با آمریکا انتظار دارند تا با آغاز سرمایهگذاریها و بهبود اوضاع اقتصادی کشور، زمینه خروج از بند هفتم منشور ملل متحد و خروج عراق از قیمومت سازمان ملل و نیز زمان بندی برای پایان اشغال، فراهم شود.
درچنین شرایطی این سؤال مطرح میشود که در آغاز پنجمین سال اشغال عراق، تشدید فعالیتهای القاعده که نظرات امنیتی دولت مالکی و رهبران عراقی را زیرسؤال برده، میتواند رضایت مقامهای واشنگتن را جلب کرده باشد؟
آیا موج جدید ناامنیها را میتوان به عنوان موضع دست بالای آمریکاییها در مذاکرات مربوط به قرارداد بلند مدت همکاریها با عراق تلقی کرد؟