چه کسی در پشت کودتای هندوراس قرار دارد؟ کدام نیروها و چه کشورهای خارجی تلاش میکنند این کشور کوچک به حاکمیت ملی خود دست نیابد؟ آیا امکانپذیر است در دل قرن بیستویکم، هندوراس و آمریکای لاتین هنوز شاهد و قربانی تجربیات ضد دموکراتیک بر علیه مردم خود باشند؟ آیا مردم هندوراس خواهند توانست از شر این کودتاگران که شاگردان "آگوستو پینوشه " هستند، خود را برهانند؟
صبح روز یکشنبه، 28 ژوئن (7 تیرماه 1388)، زنگ وصول پیامکی به تلفن همراه من به صدا در آمد که چنین میگفت: "هوشیار باشید، سلایا ربوده شده است. کودتایی در هندوراس در جریان است. خبر را پخش کنید. "
برای صبح یک روز یکشنبه بیدارباش سختی بود، به خصوص برای میلیونها نفر از مردم هندوراس که برای اولین بار برای استفاده از حق مقدس انتخاب و رفتن به پای صندوقهای رأی آماده میشدند تا در همهپرسی برای تشکیل مجلس مؤسسان و اصلاح قانون اساسی نظر بدهند. ظاهرا مناقشه بر سر همهپرسی بود که آن روز قرار بود برگزار شود. همهپرسی مذکور البته الزامآور نبود و فقط در پی آن بود که مشخص شود آیا اکثریت مردم تمایل دارد فرایند اصلاح قانون اساسی آغاز شود یا خیر.
چنین ابتکار عملی در این کشور آمریکای مرکزی قبلا هرگز مشاهده نشده بود و قانون اساسی آن، آنقدر محدودیت دارد که تنها حداقل مشارکت را در سرنوشت سیاسی مردم هندوراس مقدور می سازد. این قانون اساسی در سال 1982 و در شرایطی تدوین شده است که دولت "رونالد ریگان " جنگ کثیفی را بر آمریکای مرکزی تحمیل کرده بود و طوری طراحی شده بود که فقط کسانی که از قدرت اقتصادی و سیاسی برخوردار بودند، قادر بودند قدرت خود را بدون کوچکترین دخالت مردم هندوراس حفظ کنند.
سلایا در نوامبر سال 2005 از طریق حزب آزادیخواه هندوراس به ریاستجمهوری انتخاب شد و پیشنهاد کرده بود طی یک نظرخواهی عمومی مشخص شود آیا اکثریت مردم موافق بودند قانون اساسی اصلاح شود یا خیر. پیشنهاد وی مورد حمایت اکثریت سندیکاها و جنبشهای اجتماعی قرار داشت. اگر این اتفاق حادث میشد، بسته به نتیجه آن، در زمان برگزاری انتخابات ریاست جمهوری در نوامبر آینده نیز انتخابات مجلس مؤسسان انجام میگرفت و لذا همهپرسی مذکور بر طبق قانون، شرایط الزامآوری را به وجود نمیآورد. اما در عمل، چند روز قبل از تحقق این همهپرسی، دادگاه عالی هندوراس در پاسخ به درخواستی از جانب کنگره، آن را غیر قانونی خواند. باید خاطر نشان گردد که هم کنگره و هم دادگاه عالی از اکثریتی از حزب ملی هندوراس (PNH)، حزب محافظهکار و افراطی، از جناح مخالف حزب سلایا تشکیل شده است.
غیر قانونی اعلام شدن پیشنهاد مذکور موجب بروز تظاهرات مردمی گستردهای به طرفداری از سلایا شد. روز 24 ژوئن، رئیس جمهور سلایا، ژنرال "رومئو واسکز "، فرمانده ستاد کل ارتش را که از پذیرش مأموریت توزیع اوراق همهپرسی توسط نیروهای تحت امر خود سر باز زده بود، برکنار کرد. ژنرال واسکز اوراق مذکور را تحت حفاظت شدید نیروهایش قرار داد و از توزیع آن حتی در جمع هواداران رئیس جمهور نیز خودداری به عمل آورد. بهانه وی این بود که دادگاه عالی هندوراس انجام همهپرسی را غیر قانونی خوانده است و لذا وی نمیتوانست از این دستور اطاعت کند. همانند آنچه که در آمریکا روال است، در هندوراس نیز رئیسجمهور فرمانده عالی ارتش محسوب می شود و بالاترین اختیارات فرماندهی در دست اوست و به همین دلیل سلایا فرمان برکناری وی را صادر کرد. "آنخل ادموندو اوره جانو "، وزیر دفاع، نیز به سبب وضعیت پیش آمده که هر چه میگذشت پیچیدهتر می شد، استعفا کرد.
روز بعد دادگاه عالی هندوراس برکناری ژنرال واسکز را مغایر قانون اساسی خواند و او را در سمتش ابقا کرد. هزاران تن از شهروندان هندوراسی در حمایت از رئیسجمهور خود به خیابانهای "تگوسیگالپا "، پایتخت این کشور، ریختند و انجام همهپرسی غیر الزامآور را خواستار شدند. روز جمعه، رئیسجمهور و صدها نفر از هواداران وی به سوی پایگاه نظامی رفتند تا اوراق مربوط به همهپرسی را که در آن جا به صورت ضبط شده نگاهداری میشد، بدست آورند. همان شب، سلایا به اتفاق سیاستمدارانی از احزاب و گروههای مختلف، یک کنفرانس مطبوعاتی برگزار کرد و در آن همه را به صلح و وحدت در کشور فراخواند.
شنبه در هندوراس ظاهرا همه چیز آرام بود، ولی صبح یکشنبه گروهی متشکل از 60 سرباز مسلح اقامتگاه سلایا را مورد حمله قرار داده و وی را به گروگان گرفتند. پس از ساعاتی سردرگمی، اطلاعاتی به بیرون درز کرد حاکی از اینکه رئیسجمهور به یک پایگاه هوایی و از آنجا به کاستاریکا منتقل شده است. تا آن لحظه هیچ تصویری از رئیسجمهور سلایا انتشار نیافته بود و معلوم نبود جان وی تا چه حد در خطر است.
در ساعت 10 صبح، "سیومارا کاسترو دِ سلایا "، همسر رئیسجمهور، به طور مستقیم از طریق شبکه "تلهسور " اطلاع داد که در نخستین ساعات بامداد سربازان به اقامتگاه آنان حمله کردند و ضمن تیراندازی و ضرب و شتم رئیسجمهور، او را با خود بردند. بانوی اول کشور، این اقدام را که در ساعاتی صورت گرفت که هیچ کس نمیتوانست عکسالعمل نشان دهد، بزدلانه خواند. خانم "کاسترو دِ سلایا "، همچنین از ربایندگان همسرش خواست زندگی او را که نمیدانست کجاست، به خطر نیاندازند. وی افزود زندگی همه آن ها در خطر است و از جامعه بینالمللی خواست کودتا را محکوم کند و برای بازگردانیدن نظام قانونی به کشور که متضمن نجات و بازگشت سلایا، رئیسجمهور قانونی هندوراس باشد، با سرعت واکنش نشان دهد.
"اوو مورالس " و "هوگو چاوز "، رؤسایجمهور بولیوی و ونزوئلا، صبح یکشنبه رسما اعلام موضع کردند و کودتا در هندوراس را محکوم نمودند و جامعه بینالمللی را نیز به واکنش دعوت کردند تا دموکراسی مجددا در این کشور برقرار شود و رئیسجمهور قانونی به جای خود بازگردد. چهارشنبه 24 ژوئن نیز اجلاس فوقالعاده کشورهای عضو آلبا که هندوراس نیز در شمار آنهاست در ونزوئلا برگزار شد تا در مورد پیوستن اکوادور، آنتیگوا، باربادوس، سنویسنته و گرانادیناس به این گروه، به آنها خوشامد گفته شود. خانم "پاتریسیا روداس "، وزیر امور خارجه هندوراس به نمایندگی از این کشور در اجلاس حضور داشت و در طی آن بیانیهای در حمایت از سلایا قرائت شد که همزمان نیز هرگونه تلاشی را برای قطع روند دموکراتیک و اختلال در ریاست جمهوری سلایا محکوم گردید.
اطلاعاتی که از هندوراس رسید حاکی از آن بود که کانال 8 تلویزیون هندوراس توسط نیروهای کودتاچی تصرف شده است. چند لحظه بعد، تلهسور خبر داد کودتاچیان در حال قطع برق در کشور میباشند. طبق آنچه که خانم روداس، وزیر امور خارجه، به تلهسور گفته بود تمامی خطوط برق و تلفن قطع شده بود.
شبکههای تلویزیونی سریال و کارتون پخش میکردند و در مورد آنچه که اتفاق میافتاد به مردم هندوراس اطلاعاتی نمیدادند. وضعیت بسیار شبیه است به آنچه که در جریان کودتای 11 آوریل 2002 در ونزوئلا اتفاق افتاد که در آن رسانهها نقش اصلی را ایفا نمودند. در وهله اول، چنان خبرسازی کردند که گویی کودتا مورد حمایت است و متعاقبا نیز هر گونه اطلاعی را که در مورد خیزشهای مردمی واصل میشد، حذف میکردند. همین خیزشها بود که نهایتا منجر به ساقط کردن کودتاگران و نجات چاوز از دست ربایندگان او و استقرار دموکراسی شد.
هندوراس کشور کوچکی است که طی قرن گذشته قربانی رژیمهای دیکتاتوری و دخالتها و چند مورد تهاجم نظامی آمریکا بوده است. آخرین مورد دخالت نظامی آمریکا در دهه 1980 اتفاق افتاد که در آن دولت "رونالد ریگان " جوخههای مرگ و نیروهای شبهنظامی را تأمین مالی میکرد تا به دست آنان هر گونه تهدید کمونیستی را در آمریکای مرکزی از بین ببرد. در آن زمان، "جان نگروپونته "، سفیر ایالات متحده آمریکا در هندوراس بود و در زمینه تأمین مالی و آموزش جوخههای مرگ که هزاران تن از شهروندان منطقه را کشتند و یا ناپدیدشان کردند، مسوولیت مستقیم داشت.
روز جمعه گذشته، سازمان کشورهای آمریکایی(OAS) جلسهای فوقالعاده را برگزار کرد تا در آن وضعیت هندوراس مورد بحث قرار گیرد. بعدا، این سازمان بیانیهای صادر کرد که در آن هر گونه تهدیدی بر علیه دموکراسی محکوم شده بود و به گروهی از نمایندگان دیگر کشورها نزد سازمان کشورهای آمریکایی اجازه داده میشد تا به تگوسیگالپا سفر نمایند.
در همین حال، "فیلیپ کراولی "، مشاور وزیر امور خارجه آمریکا، روز جمعه از تبیین موضع دولت آمریکا در قبال کودتای احتمالی در هندوراس خودداری کرد و در مقابل بیانیهای را صادر نمود که در آن به نحو مبهمی سعی شده بود از همسوئی با مخالفان سلایا فاصله بگیرد؛ در حالی که تقریبا تمامی دولتهای آمریکای لاتین بدون هیچ گونه تردیدی، هر گونه طرحی برای کودتا در هندوراس را قاطعانه محکوم کرد و حمایت خدشهناپذیر خود را از مانوئل سلایا، رئیس جمهور قانونی هندوراس اعلام کرد. سخنگوی ایالات متحده آمریکا تأکید داشت: "از هم گسستن گفتمان سیاسی بین سیاستمداران هندوراس در خصوص همهپرسی مشورتی 28 ژوئن برای اصلاح قانون اساسی، ما را نگران می کند. از هر دو طرف می خواهیم که برای بنبست سیاسی کنونی، راهحلی را که مورد قبول همگان باشد و با تمامی قوانین هندوراس و منشور سازمان کشورهای آمریکایی همخوانی داشته باشد، بیابند. "
اقتصاد هندوراس، این کشور آمریکای مرکزی، بیش از هر چیز به آمریکا وابسته است، چرا که بخش اعظم درآمد خود را از آن ناحیه تأمین می کند، به ویژه از ناحیه پولی که هندوراسیهای شاغل در آمریکا، تحت برنامه مشهور به "وضعیت موقتا مورد حمایت " که در دوران جنگ کثیف واشنگتن در طی سالهای دهه 1980 برای مواجهه با موج عظیم فرار مردم از خاک جنگزده خود به سوی آمریکا وضع شده بود، برای خانوادههای خود ارسال می کنند.
بخش دیگری از منابع درآمدی هندوراس، کمکی است که آمریکا تحت برنامه USAID به مبلغ 50 میلیون دلار در سال برای ترویج دموکراسی در اختیار این کشور قرار می دهد و معمولا موجب میشود احزاب سیاسی و سازمانهای مردمنهادِ حامی منافع آمریکا، مورد حمایت واشنگتن قرار گیرند. در مورد ونزوئلا، بولیوی و سایر کشورهای منطقه نیز همین اتفاق افتاده است. پنتاگون همچنین یک پایگاه نظامی در "سوتو کانو "، در نزدیکی پایتخت هندوراس را با حدود 500 سرباز و تعداد قابل توجهی هواپیما و هلیکوپترهای جنگی، در اختیار دارد.
خانم پاتریسیا روداس وزیر امور خارجه گفته است که چندین بار تلاش کرد با "هوگو لورنز "، سفیر آمریکا در هندوراس، تماس بگیرد ولی وی به هیچ یک از تماسهای وی پاسخ نداد.
روش انجام کودتا به خوبی روشن میکند که آمریکا در آن نقش داشته است. نه ارتش هندوراس که اکثریت آن را افراد آموزش دیده توسط نیروهای آمریکایی تشکیل می دهند، و نه نخبگان سیاسی و اقتصادی کشور، بدون دریافت کمک و حمایت از سوی واشنگتن دست به چنین کودتایی نمی زنند.
نیروهای محافظهکار هندوراس، رئیس جمهور سلایا را به سبب روابط در حال گسترش با کشورهای عضو گروه "آلبا " و به ویژه ونزوئلا و رئیسجمهور آن، "چاوز "، تحت شدیدترین حملات قرار دادهاند. کم نیستند کسانی که به این اعتقاد رسیدهاند که این کودتا در واقع به قصد جلوگیری از نزدیکتر شدن هندوراس به سوسیالیستترین و چپگراترین کشورهای آمریکای لاتین انجام شده است.