تاریخ انتشار : ۱۲ شهريور ۱۳۸۸ - ۰۸:۳۱  ، 
کد خبر : ۱۰۲۸۷۹

بازیگران سیاست خاورمیانه‌ای اوباما


هر جناحی که قدرت را در کاخ سفید در دست گرفته، سیاست خاورمیانه‌ای خویش را بر اساس قواعد مشخصی تنظیم کرده است. دست کم در دو دهه پس از جنگ سرد که ایالات متحده، خاورمیانه را نقطه ثقل سیاست خویش برگزید این نکته روشن شده است که دکترین‌ خاورمیانه‌ای هر یک از دولت‌های امریکا محتوا و مبانی خاص داشته است که این محتوا و مبانی تحت تأثیر دو عامل مهم ، شرایط و وضعیت سیاسی خاورمیانه بویژه از حیث میزان قدرت جبهه دوستان و حریفان امریکا و دوم ، چالش‌ها و فرصت‌های اقتصادی و سیاسی امریکا در این منطقه شکل گرفته است.
بنابراین هر 4 یا 8 سال یک بار که دولت‌ها در کاخ سفید جابه جا شده ، توجه ناظران خاورمیانه به سه محور معطوف شده است، اول، دکترین حاکمان جدید امریکا چه سرفصل و اجزایی دارد، طراحان این دکترین چه کسانی‌ هستند و سوم ابزارها و اهرم‌هایی که رئیس جمهور جدید در اجرای این سیاست بر آنها تکیه خواهد کرد کدامند؟
باراک اوباما طی 5 ماهی که از دوره ریاست جمهوریش می‌گذرد،‌ بیشترین اشتغال و توجه را به مسائل خاورمیانه داشته‌است. بعد از اروپا سفرهای خاورمیانه‌ای او و همکارانش رقم بالایی را تشکیل می د‌هد. اوباما تا به امروز سخن از چیزی به نام دکترین یا تئوری تازه برای خاورمیانه به میان نیاورده است. اما به باور ناظران او و تیم دیپلماسی اش در مسیر یک استراتژی جدید گام برمی دارند.به لحاظ محتوا و مبانی ، تصمیم‌های خاورمیانه‌ای اوباما نوعی حالت ترکیبی داشته است که طی آن برخی از رفتارهای دولت‌های گذشته کنار نهاده شده و برخی دیگر از تصمیم‌های اسلاف اش همچنان دنبال می شود.این نوع برخورد گزینشی تیم اوباما با میراث دیپلماسی دولت‌های پیشین نیز از این واقعیت ناشی می شود که بخشی از معضلات خاورمیانه همچنان به قوت خود باقی است و دولت اوباما نیز همانند دولت های بوش یا کلینتون ناگزیر است در 4 سال آینده با این معضلات دست و پنجه نرم کند.آنچه شاید در اتمسفر سیاست خاورمیانه تغییر کرده موقعیت بازیگران این منطقه و نیز نگرش افکارعمومی کشورهای عربی است.
جریان‌های قدرتی که اوباما در فلسطین اشغالی ، بیروت و... با آنها روبه رو است کاملاً متفاوت از سه سال پیش و دوران بوش است. در تل آویو جناحی جدید قدرت گرفته است که با ادبیاتی متفاوت و نگرشی افراطی تر با اعراب و امریکا و حتی اروپا روبه‌رو می‌شود. تیم نتانیاهو- لیبرمن در هیچ یک از ملاحظات و تعلقاتی که دوشاگرد آریل شارون یعنی ایهود اولمرت و تزیپی لیونی نسبت به فرایند سازش و مذاکره با ابومازن و سران عرب داشتند، ندارند.
جابجایی و تغییر دیگری در جبهه عربی خاورمیانه بروز و ظهور پیدا کرده است. به اذعان اغلب تحلیلگران امریکا ، موقعیت جناح محافظه کار عرب که محمود عباس نماد آنها بود به شدت تضعیف شده است.به هر میزانی که از نفوذ و مشروعیت سران مدافع سازش در جهان عرب کاسته شده ،قدرت و اعتبار جبهه انقلابیون فزونی یافته است. این جابه جایی و تغییر در سایه دو جنگ تاریخی تابستان 2006 لبنان و پائیز 2008 غزه ، صورت گرفته است که باراک اوباما و تیم سیاست خارجی او ناگزیر از توجه به نتایج این دو جنگ هستند.
تیم مجریان و طراحان
مبانی سیاست خاورمیانه‌ای اوباما در حال شکل گیری است. در اتاق طراحی استراتژی منطقه‌ای اوباما جمعی از کهنه کاران سیاسی ،‌نظامی و اطلاعاتی و اقتصادی نشسته‌اند . تاکنون اسامی زیادی به عنوان مشاوران و گروه سیاستگذاران همراه اوباما و هیلاری کلینتون مطرح شده است. اولین نام‌های مطرح در این باره دنیس راس دیپلمات کهنه کار دوران کلینتون بود که اکنون حکم رسمی از اوباما برای ایفای نقش در این حوزه دارد. نفر دوم جورج میشل سیاستمدار لبنانی تبار است که در دوره‌ای هدایت مذاکرات مربوط به امور فلسطین و در مقطعی دیگر مدیریت مذاکرات صلح ایرلند را در دست داشت. بعد از این دو دیپلمات نقش یک چهره نظامی به نام جیم جونز مطرح است که کرسی مهم شورای امنیت اوباما را در دست دارد این ژنرال بازنشسته که مدت زیادی در ناتو نیز فعالیت کرده، از منتقدان سیاست خاورمیانه ای بوش بود و در برهه‌ای دیگر نیز به عنوان گزارشگر بین‌المللی به فلسطین اشغالی آمد و گفته می شود نتیجه تحقیقات او تل آویو را به شدت خشمگین ساخت. فرد کلیدی دیگر در این تیم که به عنوان حافظ منافع اسرائیل مطرح است رام امانوئل، مشاور یهودی تبار اوباما است که پست مهم ریاست کارکنان کاخ سفید را برعهده دارد و حضور او به دلیل سابقه همکاری مستقیم که پدرش با گروه‌های تروریستی اسرائیل و نیز ارتباط خودش با یگان‌های نظامی اسرائیل داشته، اعراب را نگران کرده است. اما این روزها به نظر می‌آید که مدیریت سیاست خاورمیانه‌ای اوباما بر دوش دو چهره امنیتی و اقتصادی نهاده شده است. رابرت گیتس رئیس پنتاگون و تیموتی گیتنر مغز متفکر امور تجاری و اقتصادی اوباما.
مثلث عربی همراه اوباما
بسیاری از قرائن دلالت بر این دارند که دولت اوباما در سیاست خاورمیانه‌ای خویش بر مثلثی از شرکای امریکا تکیه کرده‌است. عربستان ، مصر و امارات ، سه کشوری هستند که این روزها در همه تصمیم‌گیری‌های کاخ سفید بر نقش آنها تکیه می شود.
در روزهای اخیر چندین هیأت نظامی و اقتصادی از امریکا به منطقه خاورمیانه آمده که مقصد همه آنها اغلب سه کشور عربستان ،‌امارات و مصر بوده‌است.بعد از سفر جنجالی اوباما به قاهره در ماه گذشته‌،بزرگترین هیأت تجاری و اقتصادی امریکا با رهبری تیموتی گیتنر وزیر خزانه داری امریکا راهی جده و ابوظبی شد. و اکنون نیز کاخ سفید خبرداده که رابرت گیتس بزودی برای امضای مجموعه‌ای از قراردادهای مهم تسلیحاتی با شرکای خاورمیانه‌ای امریکا به منطقه خواهد آمد. همزمان با اعزام این هیأت‌ها،گزارش‌های مهمی به قلم تحلیلگران سرشناس امریکا و اروپا در باره اهداف این سفرها درج شد.در یکی از گزارش های رویتر از اتخاذ راهبرد جدید دولت اوباما برای ورود به بازار خاورمیانه سخن به میان آمده است. این گزارش به وضوح بیان می کند که امریکا ابوظبی ،‌ریاض و قاهره را سه سکوی جدید برای سرمایه گذاری اقتصادی و تسلیحاتی در خاورمیانه انتخاب کرده‌است .
اما زوایای دیگر این رویداد در نگاه رسانه‌های خود امریکا تشریح شده است. در گزارش‌های وال استریت ژورنال بر این نکته تأکید شده که بازارهای سرمایه آسیا و خاورمیانه یکی از دغدغه‌های کاخ سفید است و اوباما برای برون رفت از بحران سهمگینی که دامنگیر اقتصاد امریکا است ناگزیر است دریچه‌های تازه برای ورود به این بازارها بگشاید. از همین روست که اکنون چندین قرارداد مهم سرمایه‌گذاری در دو حوزه تسلیحاتی و تکنولوژیک میان امریکا با مثلث دوستان خاورمیانه‌ای امریکا یعنی امارات ،‌مصر و عربستان آماده امضا است.
عربستان هنوز شریک تجاری اصلی امریکا است و حجم تجارت دوجانبه بین دو کشور در پنج سال گذشته به میزان 161 درصد افزایش یافته و به پنجاه و یک میلیارد و سیصد میلیون دلار رسیده است. دولت اوباما باامضای بزرگترین قرار داد هسته‌ای با امارات رکورد تمام پیمان‌های اقتصادی و تسلیحاتی را شکست. نشریات اقتصادی امریکا از این پیمان به عنوان روز تاریخی در روابط اعراب و امریکا یاد کردند ، چرا که امضای قرارداد 41 میلیارد دلاری سود نصیب شرکت‌های رو به ورشکستگی این کشور کرد. پنتاگون اواخر ماه مه یعنی همان روزها که اوباما برای سخنرانی جنجالی خویش در دانشگاه الازهر آماده می شد یک قرارداد مهم نظامی برای فروش بالگردها و جنگنده‌های مدرن با مصر امضا کردکه ارزش آن نزدیک یک میلیارد دلار برآورد شده است.
قراردادهای مذکور علاوه بر قرار داد های فروش تجهیزات جدید نظامی است که از سال گذشته واشنگتن با عربستان سعودی،مصر و امارات ، به ارزش 30 میلیارد دلار و به مدت 10سال امضا کرده است.
دولت اوباما که پیمان‌های تسلیحاتی دوره بوش با شرکای امریکا را با قوت پیگیری می کند، برای همراه کردن اعراب ثروتمند و نفت خیز با چنین طرحی ،‌از یک مشوق تأثیر گذار استفاده کرد و آن وارد کردن این سه کشور عربی در جرگه 20 قدرت اقتصادی بود ، گویی رهبر دموکرات‌های امریکا دریافته بود که برای پادشاهان و امرای عرب در وضع فعلی « کسب پرستیژ» یک نیاز حیاتی است و هیچ چیز به اندازه اختصاص یک کرسی در ردیف بازیگران بزرگ و قدرت‌های توسعه یافته نمی‌تواند برای آنها غرور انگیز باشد.
روش تازه برای نفوذ در بازارهای خاورمیانه
به نظر می‌آید گیتنر و گیتس به عنوان طراحان سیاست نفوذ در بازار اقتصاد و تسلیحات خاورمیانه ،‌ از روش‌هایی استفاده می کنند که در قیاس با روش‌های دوره بوش کاملاً تازه و بدیع هستند. به طور مثال هر دو مقام مذکور دیدارهای مستقل و مفصلی با صاحبان سرمایه و دلالان سلاح و تکنولوژی در امارات یا عربستان برگزار می کنند یا در قاهره همانند اوباما جلساتی با افراد و نخبگان پرنفوذ در مراکز دانشگاهی تشکیل می دهند. گیتنر که روزهای 12 تا 16 جولای اولین بار به منطقه آمد در شهر جده عربستان سخنرانی ویژه برای فعالان اقتصادی و دست اندرکاران پروژه‌های صنعتی و تسلیحاتی داشت. او وضعیت اقتصادی امریکا را برای شرکای تجاری این کشور تشریح کرد و خبر از پروژه‌های مهم دولت اوباما در خاورمیانه داد. بر اساس گزارش رسانه‌های امریکا از اتفاقات جالب در سفر گیتنر دیدار او با بانکداران بزرگ کشورهای خاور میانه بود که وی در آن در خصوص نقش و قدرت دلار و کارایی آن در مبادلات نفتی و اقتصادی منطقه سخن راند. پایان این بخش از رایزنی‌های « مرد اقتصادی اوباما» به اینجا منجر شد که نمایندگان شرکت‌ها و دولت‌های عربی حاضر در دیدارهای او بر نقش و جایگاه دلار امریکا در ذخایر ارزی جهان و مبادلات تجاری بین‌المللی تأکید ورزیدند. نکته شنیدنی این است که یکی از مجلل ترین میهمانی‌ها برای هیأت اقتصادی امریکا از سوی مقامهای صندوق سرمایه‌گذاری دوبی ترتیب داده شد که خود گیتنر می‌گوید پس از این دیدار بیشترین حس موفقیت را داشته است. در این دیدار سلطان بن ناصر السویدی رئیس بانک مرکزی امارات گفت: هیچ ارزی بهتر از دلار امریکا وجود ندارد تا کشورهای عربی پول ملی خود را بر مبنای آن ارزشیابی کنند و دلار امریکا در بلند مدت نیز مهمترین نقش را در عرصه تجارت و اقتصاد جهان خواهد داشت.
به این صورت می توان گفت که تیم سیاستگذاران اوباما، سیاستی را طراحی کرده‌اند که در آن، ‌اعراب نقش یکی از ‌‌‌‌‌‌‌‌«پل‌های عبور امریکا از بحران اقتصادی» را بازی می‌کنند. با قول و قرارهایی که شاهزادگان و تاجران عرب با مقام های اقتصادی امریکا رد و بدل کرده‌اند می‌توان گفت که واشنگتن با تکیه براین بخش از شرکای نفتی خویش اولاً بخشی از نگرانی خویش در مورد سقوط هژمونی دلار را تسکین می‌بخشد و هم این که با فروش انبوه سلاح‌ها و محصولات کمپانی‌های خویش، سونامی ورشکستگی و بیکاری در این شرکت‌ها را به تأخیر می‌اندازد. با تأمل در زوایای این مناسبات پیچیده واشنگتن با اعراب می توان پاسخ این سؤال مهم را نیز حدس زد که چرا اوباما به دهها گزارشی که طی ماه‌های اخیر از سرکوب مخالفان سیاسی در مصر یا نقض سیستماتیک حقوق شیعیان در عربستان یا داستان شکنجه تاجر افغان توسط شاهزاده امارات منتشر شد، اعتنایی نشان نداد.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات