تاریخ انتشار : ۲۱ آبان ۱۳۸۸ - ۰۹:۱۰  ، 
کد خبر : ۱۰۳۰۸۳

جامعه‌شناسی عملکرد سه دولت (بخش سوم)


تا پایان دوره سازندگی، هم حوزه بحران از عدالت اجتماعی- اقتصادی فراتر رفت و به عرصه آزادی و مشارکت سیاسی کشید و هم نارضایتی عمومی کاملا هویدا شد و به دوم خرداد منتهی گردید و یک تکان شدید و غیرمنتظره را به کشور وارد نمود. از این نظر، سیاستهای تعدیل و استقراض از بانک جهانی که در واکنش به بحران رفاه و تولید و انزوای جهانی کشور بود، در عرصههای فرهنگی و سیاسی داخلی کم‌تر نمود یافت. کمرنگ شدن ارزشهای فرهنگی و بنیادی نظام، آسیب وارد شدن به پایگاه اولیه انقلاب، فشار شدید بر طبقات پایین و متوسط جامعه (به لحاظ اقتصادی، سیاسی و فرهنگی) و به حاشیه راندن مردم و کاهش شدید مشارکت مردمی، بحرانهای عدالت و آزادی را به دنبال آورد؛ به گونهای که در پایان این دوره، به دلیل فقر و ناتوانی مردم و عدم انگیزه در بدنه اجتماعی و نیز مشغول شدن عده‌ای از انقلابیون دیروز به ثروت اندوزی و رفاه طلبی، یکی از دغدغه‌های جدی نظام در انتخابات بود.
از این نظر، پایگاه اجتماعی دولت جمهوری اسلامی در دوره سازندگی تضعیف گردید و در اواخر این دوره، بین قوای مقننه و مجریه بر سر سیاستهای اقتصادی اختلاف بروز کرد و آثار و علایم تغییر نگرش مردم به جناح حاکم، آشکار شد که هم شکاف و انشعاب در جناح راست و هم واکنش شدید و رادیکالی دوم خرداد 1376 را به دنبال داشت و مدتها تحلیل گران خارجی و بعضا داخلی آن را «نه بزرگ» به جمهوری اسلامی و ورود به دورهای کاملا جدید در جمهوری اسلامی تحت عنوان فرایند دموکراتیک سازی (ationzDemocrati) تفسیر میکردند.
اتخاذ سیاست تک پایه استقلال (اقتصادی - صنعتی و سیاسی) ، بدون توجه جدی به دو آرمان آزادی و عدالت علاوه بر این‌که نوعی سوء کارکرد و اختلاف در کار ویژه نیل به اهداف بود، ارتباط تنگاتنگی با اختلال در سایر وظایف اساسی نظام هم داشت؛ سیاست کلان توسعه اقتصادی، به لحاظ ضرورت پیوندهای اقتصادی و سیاسی با سرمایه داخلی و خارجی برای فراهم کردن انباشت لازم برای توسعه، مؤید و تقویت کننده کارکرد حفظ و تطبیق با شرایط متحول محیطی بود و با ابتکارات و اقدامات دولت و همراهی مجالس سوم و چهارم، جمهوری اسلامی در زمان بسیار کوتاهی به آغوش خانواده نظام بین‌الملل بازگشت و جایگاه برجسته و قابل اعتماد منطقه‌ا‌‌‌ی‌ و جهانی پیدا کرد.
اما سیاست تعدیل با سیاست خارجی مبتنی بر تنش زدایی، کارکرد اجتماعی کردن را کم رنگ و مختل نمود و به تضاد و تعارض ارزشی و جدایی ارزشها- محیط دامن زد و در ادامه، انسجام و هماهنگی در سطوح اجتماعی (نارضایتی و اعتراض‌های کارگری) و سیاسی (انشعاب کارگزاران از جناح راست) را متأثر ساخت. در حالی‌که با اتخاذ سیاستهای مکمل در حوزه آزادی و عدالت، متناسب با تطبیق با شرایط جهانی و جلب نظر مساعد نظام بین‌الملل، به لحاظ کارکرد مثبت عدالت اجتماعی، هم ارزشها و الگوهای فرهنگی نظام و انقلاب تداوم مییافت و هم توده مردم احساس عدالت و تداوم ارزشهای انقلاب را داشتند و پایگاه اجتماعی دولت و نظام را گسترده میکردند. ضمن این‌که آرمان آزادی، قابلیت جذب و جلب مشارکت طبقه متوسط و رو به رشد ناشی از گسترش دانشگاهها را داشت و از انفجار مشارکتی دوم خرداد در اعتراض به فضای بسته سیاسی دوره سازندگی و در نتیجه، تبعات منفی دوره بعدی ممانعت مینمود.
3- دوره اصلاحات
در پایان دوره سازندگی، جامعه تشنه آزادی وعدالت، دو گزینه خاتمی و ناطق نوری را درمقابل خود داشت که هر یک به دنباله پاسخ به یک مطالبه اجتماعی بودند، اما افکارعمومی، تحت تأثیر فعالیت و تلاش مؤثر طبقه متوسط و محذوف دوره سازندگی، گفتمان آزادی را بر عدالت ترجیح داد. دولت اصلاحات با تمرکز شدید بر شعارها و لوازم توسعه سیاسی به گسترش احزاب و نهادهای مدنی، توسعه مطبوعات و رسانه‌های جمعی مستقل و گسترش آزادیها پرداخت. گفتمان اصلاحات و بازسازی فرهنگی - سیاسی و جنبش جامعه مدنی موجب تسلط گرایش آزایخواهانه انقلاب در داخل و ندای صلح طلبی در خارج شد و نگرش مثبت جامعه بین المللی و تقویت پایگاه اجتماعی و مردمی نظام جمهوری اسلامی را به دنبال آورد. اما تمرکز افراطی دولت بر حوزه سیاست و فرهنگ، هم موجب غفلت از حوزه اقتصادی و حتی تخطئه همه سیاستها و نمادهای دوره سازندگی گردید و هم باعث واکنش منفی و آزردگی شدید طبقات و اقشار مذهبی و متدین جامعه به عنوان پایگاه اولیه انقلاب و نظام اسلامی شد. سیاستهای افراطی این دوره، واکنش تقابلی جناح منتقد و بعضاً نهادها و ارکان رسمی نظام در قالب تعطیلی مطبوعات و دستگیری برخی از روشنفکرنمایان را به دنبال داشته، تنشهای سیاسی - اجتماعی و حتی شورشهای خیابانی را دامن زد.
از این نظر، پس از دوم خرداد، علاوه بر تغییر جهت‌گیریهای کلی کشور و تخریب دوره سازندگی و تغییر اساسی مدیران و مجریان بروکراسی کشور، سطح اجتماعی نیز دچار گسیختگی و تزلزل و بی‌ثباتی و تنش و درگیری گردید و حتی به خشونتهای سیاسی : اجتماعی در تابستان 1378 کشید و با باز شدن فضای سیاسی کشور، حتی ضدانقلاب نیز به داخل نفوذ کرد و فعال شد؛ به گونهای که یکی از پرتنش ترین دورههای جمهوری اسلامی تجربه شد (مراجعه شود به: دلاوری، 1378، صص 456-460، خواجه سروی، 1382، ص 430.) اما تداوم نسبی سیاستهای اقتصادی دوره سازندگی توسط عناصر گروه کارگزاران و گرایش سرمایه دارانه و خصوصی آن‌ها در دولت خاتمی، بی‌عدالتی و شکاف اقتصادی انباشته شده در دوره سازندگی را مضاعف کرد و اقشار محروم و پایین را بیش از پیش در فشار و تنگنا قرار داد، ضمن این‌که نگاه به غرب در سیاست خارجی و مشی کاملاً صلح جویانه در خارج و بعضاً اظهار تمایل به ادغام کامل سیاسی در نظام بین الملل، بعد استقلال طلبانه و سیاست «نه شرقی، نه غربی» انقلاب اسلامی را کم رنگ کرد و از نیمه راه آثار و علایم نارضایتی عمومی از اصلاح طلبان نمایان شد و ظهور پدیدهای به نام «سونامی احمدی نژاد» را در سال 1384 به دنبال آورد.           ادامه دارد...

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات