محمد ملکزاده
در بخش پیشین گذشت که پاناما بر اثر دخالت ایالات متحده در کلمبیا و تجزیهِ آن کشور به وجود آمد و به همین دلیل واشنگتن به خود حق میداد این کشور را زیر سلطه خود درآورد!
دو سال پس از کشتهشدن، عمر توریخوس، فرمانده گارد ملی پاناما در یک سانحه هوایی در ژوئیه 1981م. ژنرال نوریگا رئیس اطلاعات گارد ملی وقت جانشین وی گردید.
ژنرال نوریگا یکی از مزدوران دیرین سازمان سیا بود که با حمایت و هماهنگی این سازمان جاسوسی به قدرت رسید و در تمام مدت به حفظ و تأمین نامشروع آمریکا در کشورش میاندیشید خدماتی که نوریگا برای آمریکا و سازمان سیا انجام داد زبانزد خاص و عام گردید با این همه در سال 1989 آمریکا تصمیم گرفت این مهره سوخته خود را تعویض نماید. این تصمیم واشنگتن در حالی اتخاذ گردید که فساد اخلاقی، آدمکشی و قاچاق مواد مخدر از سوی نوریگا برملا گردید البته نوریگا از ابتدا نیز به این فسادها مبتلا بود ولی به مدد ارتباطات نزدیکش با محافل آمریکایی و جاسوسی برای سازمان سیا توانست از پلههای قدرت بالا رود تا اینکه در 12 ژوئن 1986 نیویورک تایمز گزارش مفصلی از فعالیتهای پنهان رهبر پاناما در قاچاق مواد مخدر، پولشویی و ترور مخالفان سیاسی منتشر ساخت.
دولتمردان آمریکایی تا فوریه 1988 که دادگاهی در فلوریدا رهبر پاناما را به اتهام دست داشتن در قاچاق بینالمللی مواد مخدر، محکوم نمود به مماشات با رژیم نوریگا ادامه دادند ولی دولت ریگان که به تازگی با رسوایی ایران-کنترا(1) درگیر شده بود، دیگر توان حمایت از دستپرورده خود را نداشت. در حقیقت میتوان گفت به دلیل تلاقی رسوایی نوریگا با رسوایی واشنگتن در ماجرای ایران-کنترا، نوریگا فدای این ماجرا گردید و واشنگتن دیگر نتوانست به حمایت خود از وی ادامه دهد. بهویژه آنکه ادعانامه دادگاه فلوریدا علیه نوریگا، هزینه ادامه سیاست همکاری با این دیکتاتور را بسیار بالا برده بود. ریگان در آخرین روزهای اقامتش در کاخ سفید ابتدا تصمیم گرفت دولت نوریگا را در قبال مسکوت گذاشتن ادعانامه علیه وی بهطور مسالمتآمیز برکنار کند اما با مقاومت نوریگا ره بهجایی نبرد.
پس از روی کارآمدن جرج بوش اقدامات مخفیانه علیه رهبر پاناما (نوریگا) که زمانی دستنشانده و جاسوس سیا بود ادامه یافت تا این معضل سازمان سیا و ولد نامشروع واشنگتن از میان برداشته شود. از جمله اقدامات آمریکا علیه نوریگا طرحی بود که سازمان سیا در پاناما به اجرا درآورد. در این طرح از جانب جاسوسان سیا به بعضی از پرسنل ارتش آمریکا که در آمریکا مستقر بودند تیراندازی شد. این امر بهانه لازم را به واشنگتن داد تا به پاناما لشکرکشی نماید در خلال یک جنگ نابرابر بیش از 4000 نفر از مردم پاناما توسط تفنگداران آمریکایی کشته شدند تا بالاخره ژنرال نوریگا دستگیر و دست نشانده دیگری از سوی سازمان سیا به جای وی منصوب گردید.
آمریکا هرگز توضیح نداد اگر نوریگا فرد جنایتکاری بود -آنگونه که بعدها سازمان سیا در مورد وی تبلیغ میکرد- پس چرا در ابتدا از حمایتهای آنچنانی واشنگتن برخوردار بود و با پشتیبانی آن کشور به قدرت رسید و ثانیاً آمریکا با چه مجوزی هزاران تن از مردم پاناما را به بهانه سرنگونی یک دولت دیکتاتور و دستنشانده به قتل رسانید. این روش حاکمان نظام لیبرال دموکراسی است که هر زمان بخواهند مزدوری را بر مردم کشوری تحمیل و از او حمایت میکنند و هر زمان که تشخیص دهند آن مزدور، دیگر به دردشان نمیخورد با توسل به اقدامات خشونتبار او را سرنگون کرده و مزدور دیگری را جانشین وی میسازند. دولت بوش با تهاجم خشونت بار به پاناما -که پس از حمله به گرانادا دومین لشکرکشی عمده ایالات متحده به آمریکای مرکزی محسوب میشود- بار دیگر تلاش کرد این نکته را به رهبران کشورهای آمریکای لاتین گوشزد نماید که هیچیک از آنها بدون خواست دولت آمریکا نخواهند توانست مدت زیادی بر سریر قدرت باقی بمانند و آنان همواره باید کورکورانه از سیاستهای واشنگتن پیروی نمایند!