تاریخ انتشار : ۲۹ دی ۱۳۸۹ - ۱۲:۵۴  ، 
کد خبر : ۱۰۳۱۱۲

سیری در نظام لیبرال دموکراسی غرب (بخش سی‌ام)


محمد ملک زاده
جنگ جهانی اول، ایالات متحده را به یک قدرت‌ جهانی سلطه‌گر تبدیل کرد. این کشور که با کم‌ترین خسارت‌های جنگی بیش‌ترین نفع را بهدست آورده بود، با ظاهر شدن به عنوان یک رقیب تازه نفس برای قدرت‌های سلطه‌گر در منطقه خاورمیانه، به توسعه اقتدار سیاسی، اقتصادی و نظامی خود در سطح نظام بین‌الملل پرداخت. همزمان با افزایش این اقتدار در خاورمیانه، ایران برای آمریکا نقش محوری پیدا کرد. با کشف منابع نفتی و بازار مصرفی داخلی در ایران، این کشور برای آمریکاییان که اکنون به دنبال جای پایی قابل اعتماد در منطقه خاورمیانه می‌گشتند، نقشی محوری یافت؛ ولی از آن‌جایی که رقیب مهم آمریکا یعنی انگلستان از سالیانی دور در این کشور نفوذ داشت، ایالات متحده کوشید با احتیاط بیش‌تر و بدون تحریک رقیب و شریک استعماری‌اش، سلطه و نفوذ خود را بر ایران بگستراند. در سال 1921، میلسپو- مستشار آمریکایی- که در جریان مذاکرات مربوط به نفت ایران قرار داشت، سیاست کلی وزارت خارجی کشور متبوعش را چنین ارایه کرد:
سیاست ما در منطقه باید بر اساس افزایش منافع آمریکا، حفظ پرستیژ، گسترش حوزه منافع خود در ایران و حفظ اصل درهای باز باشد و تمام این‌ها در صورت امکان باید با تفاهم دوستانه انگلستان پیش برود. گرچه انگلستان موقعیت‌ خارجی در منطقه ندارد ولی حداقل دارای منافع حیاتی خاصی در منطقه است که ما از آن‌ها برخوردار نیستیم»(1)
این وضعیت محافظه‌کارانه آمریکا تا جنگ جهانی دوم ادامه یافت؛ اما با پایان این جنگ، رقابت بین انگلستان و آمریکا در ایران در ابعاد مختلف سیاسی و اقتصادی تشدید گردید. تا پیش از این اکثر نخست وزیران دست نشانده در ایران، خط‌مشی سیاست‌های خود را براساس منافع انگلستان تنظیم می‌کردند. سهیلی، ساعد، حکیمی، صدر و دیگران طرفدار سیاست انگلیس در ایران بودند؛ اما با افزایش نفوذ آمریکا، این رویکرد تغییر یافت. برای مثال، قوام به تقویت مواضع آمریکاییان در ایران پرداخت. نکته قابل توجه در رقابت آمریکا و انگلیس آن است که مسأله کم‌تر به حالت تنش درآمده و بیش‌تر در قالب روش‌های مشترک و همکاری جویانه ظاهر می‌شد؛ چنان‌که در خصوص ملی شدن صنعت نفت، از همین سیاست پیروی شد، مصدق به اشتباه تصور می‌کرد با نزدیک شدن به آمریکا می‌تواند حمایت آن کشور در برابر انگلستان را به دست آورد؛ در حالی که ایالات متحده و بریتانیا تصمیم‌ گرفته بودند از راه همکاری با یکدیگر، نفوذ خود را برابر ایران تقویت کنند. طرح‌ریزی کودتا و برخی اقدامات پنهان و آشکار علیه دولت مصدق از سوی انگلیس صورت گرفت و آمریکایی‌ها نیز نقش مجری و گردانندگان اصلی کودتا را ایفا کردند. انگلیسی‌ها به دلیل آگاهی از ذهنیت منفی مردم ایران علیه خود و به منظور کاستن از نگاه مثبت ایرانیان به آمریکا- که در آن زمان خود را منجی و آزادیخواه برای ملت‌های خاورمیانه معرفی می‌کرد- نقش اجرایی کودتا را کامل به آمریکاییان واگذاردند. در هر حال این مسأله باعث افزایش نفوذ و سلطه آمریکا شد و از آن تاریخ، سیاست محافظه‌کارانه کاخ سفید درباره ایران، با روی کار آمدن حکومت جدید واشنگتن به رهبری ژنرال آیزن‌هاور تغییر کرد و آمریکا با شعار مقابله با خطر نفوذ کمونیسم به حمایت از سیاست انگلستان در ایران وارد عمل شد.
نیاز به توضیح است که آمریکا کودتای 28 مرداد 32 را در ابتدا مانند دیگر جنایت‌های خود انکار کرد؛ اما پس از حدود دو دهه مجبور به اقرار در این‌باره شد. در سال 1979، «ترنر» رئیس اسبق سازمان سیا C.I.A در مصاحبه‌ای تلویزیونی که از شبکه تلویزیونی «پابلیک تی وی» پخش شد، اعتراف کرد که آمریکا کودتای سال 1953 میلادی را با 300 هزار دلار در ایران انجام داد.
البته رقم واقعی هزینه کودتا بسیار بیش از این مبلغ اعلام شده می‌باشد؛ به گونه‌ای که در برخی از منابع آمریکایی تا چند برابر این مبلغ هم اشاره شده است. در کتاب «یک روایت تاریخی» که یکی از منابع دانشگاهی در ایالات متحده پیرامون کودتای 28 مرداد به شمار می‌آید، آمده است:
در عملیات سری توسط سازمان سیا... در زمان آیزن هاور، آلن دولز، برادر وزیر امور خارجه، به ریاست سازمان سیا رسید... آلن دولز، کرمیت روزولت را که یک مأمور زبر دست نیز بود به همراه سرهنگ نورمن شوارتزکف که به محمدرضا پهلوی در سازمان دادن به پلیس مخفی (ساواک) کمک نموده بود، به ایران فرستاد. آن‌ها عمدتاً یک میلیون دلار در اختیار داشتند. آن‌ها تظاهراتی علیه مصدق که به وسیله سربازان وفادار به شاه نیز تقویت می‌شد به راه انداختند و نخست وزیر را سرنگون ساخته و او را به زندان انداختند و شاه جوان را از رم که در تبعید به سر می‌برد بازگرداندند...(2)
در ادامه منبع فوق، بدون در نظر گرفتن حق ایران از نفت خود تأکید شده است که آمریکا و انگلستان به دنبال این کودتا هر کدام 40 درصد، هلند 14 درصد و فرانسه 6 درصد از تولید نفت ایران را به خود اختصاص دادند؛ یعنی جمع سهمیه کشور‌های نامبرده 100 درصد بوده است!
در شماره آینده ضمن اشاره به پیامدهای این کودتا که باعث بازگرداندن دوران تاریک استبداد در ایران به رهبری آمریکا شد، به دخالت‌ها و جنایت‌های دیگر واشنگتن اشاره خواهیم کرد.          ادامه دارد...

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات