تاریخ انتشار : ۲۹ دی ۱۳۸۹ - ۱۲:۵۲  ، 
کد خبر : ۱۰۳۱۲۴

سیری در نظام لیبرال دموکراسی غرب (بخش هفدهم)


محمد ملک‌زاده
یکی از ادعاهای گزاف حاکمان نظام‌های لیبرال دموکرات در غرب به ویژه دولتمردان آمریکا، ادعای مبارزه آنان با تروریسم است. چندی است که حاکمان ایالات متحده آمریکا در پناه این شعار، حتی بدون جلب رضایت سازمان ملل متحد، به کشورهای دیگر لشکرکشی کرده، به قتل و غارت آنان به بهانه مبارزه با تروریسم، خود به بزرگ‌ترین تروریسم دولتی تبدیل شده و با اقدامات خشن و تروریستی خویش، مناطق مختلف جهان را نا امن ساخته‌اند.
شاید برخی تصور کنند لیبرالیسم در ذات خود با ترور و خشونت هماهنگ نیست زیرا تروریسم از خانواده فاشیسم است و لیبرالیسم با فاشیسم فاصله زیادی دارد؛ اما بررسی تاریخ عملکرد نظام‌های مدعی لیبرالیسم در جهان غرب بطلان این تصور را نشان می‌دهد. لیبرالیسم از ابتدای شکل‌گیری تا کنون چهر‌ه‌های متفاوتی را از خود به نمایش گذاشته است. محور اصلی تمام این چهر‌ه‌ها پیوندی است که از طریق استعمار و چپاولگری حاصل گردیده است. این چهره‌ها در پناه مفهوم لغوی لیبرالیسم که از آزادی و آزادی‌خواهی سرچشمه می‌گیرد، تحرکات گوناگونی را از خود به نمایش گذاشته است. تولد لیبرالیسم در قرن 17 میلادی در اروپا با اسارت در دست سرمایه‌دارانی همراه بود که خواهان آزادی تجاری و رهایی از قید و بندهای مقررات گمرکی بودند. این ایده‌ کم کم از عرصه اقتصاد به عرصه‌های مختلف دیگر اجتماع وارد شد و آرام آرام در دست هوسرانانی گرفتار آمد که خواهان آزادی معاشرت و رفتارهای اجتماعی از کلیه قید و بندهای اخلاقی و مذهبی بودند.
به نظر ایشان، بشر می‌بایست خود را از هر چیزی که سبب محدودیت او می‌شد می‌رهاند و به هیچ قانون اخلاقی پای‌بند نمی‌گردید. نتایج شوم این تفکر فقط در بی‌بند و باری‌های جنسی، اعتیاد و دیگر رفتارهای غیر اخلاقی خلاصه نگردید؛ بلکه وارد عالم تحقیقات علمی و مسابقات تسلیحاتی هم شد. این مکتب، انسان غربی را آن‌چنان گستاخ کرد که به او اجازه داد برای حفظ برتری قدرت خویش، به ساخت بمب‌های نوترونی و تسلیحات مخرب هسته‌ای بپردازد. با توسل لیبرالیسم به قدرت برتر برای انسان لیبرال، حذف نیروی مخالف از طریق اعمال زور یک اقدام ساده تلقی گردید و اساسا ارزشی برای انسان غیر لیبرال باقی نمی‌ماند و از این طریق لیبرالیسم به خدمت استعمار در آمد؛ استعماری که با تروریسم و خشونت در اشغال و چپاول کشورها پیوندی دیرینه داشت. به مرور که استعمار با تغییر اوضاع و احوال زمانه در چپاول منابع ملت‌ها رنگ عوض کرد، لیبرالیسم همچنان به عنوان بازوی توانمند استعمار نقش خود را ایفا می‌کرد و با چهر‌ه‌ای جدید وارد عرصه سیاست گردید.
امروزه نظام لیبرالیسم دموکرات حاکم برکاخ سفید به عنوان سرآمد نظام‌های لیبرال دموکراسی غرب، به بهانه دفاع از آزادی و حقوق بشر (؟)! به بیش‌ترین ترورها و خشونت‌ها توسل می‌جوید و حتی در صورت لزوم از به‌کارگیری مخرب‌ترین سلاح‌های هسته‌ای و میکروبی برای نابودی مخالفان ابایی ندارد! زنان و کودکان و سالخوردگان را قتل عام می‌کند تا با تروریسم مبارزه کند! به راستی با وجود چنین سابقه‌ای در اعمال زور، ترور و خشونت از سوی نظام‌های لیبرالیستی، در پیوند تروریسم با لیبرالیسم تردیدی باقی می‌ماند؟!

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات