محمد ملکزاده
در بخش نخست، با ریشهیابی لیبرالیسم در دیدگاههای جان لاک، پدر این مکتب، گفته شد که دیدگاه وی مخالفت با عهدهدار شدن مسوولیت ارتقاء فضایل انسانی و اخلاقی از سوی دولت میباشد و این عاملی در انحطاط جامعه و گرایش به فساد اخلاقی بیشتر به شمار میآید.
مروری بر وضعیت کنونی نابهنجاریهای اخلاقی در جوامع غربی نشان میدهد این وضعیت از دیدگاه نظریهپردازان این مکتب سرچشمه میگیرد. به تصویر کشیده شدن رفتارهای غیراخلاقی و خلاف عفت عمومی در عرصه رسانههای تصویری و نوشتاری، از جلوههای بارز این رویکرد به مسایل اخلاقی و انسانی محسوب میشود که دولت را فاقد مسؤولیت در برابر این مسایل دانسته، حتی از او میخواهد زمینه طرح هر چه بیشتر و آزادانهتر اینگونه رفتارهای نابهنجار را فراهم کند. بیگمان، چنین اعمالی با هدف تاثیر مستقیم بر رفتارهای مخاطبان آنها و به ویژه جوانان و نوجوانان همراه بوده است. دیدگاه لیبرالیستی هر جا سخن از حفظ عفت و اخلاق عمومی یا ارتقاء فضایل انسانی به میان میآید، ادعا میکند انسانها باید آزاد باشند و دولت هم نباید به بهانه حفظ عفت عمومی و ارتقای فضیلتهای انسانی، مانع آزادی شهروندان شود! اما اگر شهروندان، خود بخواهند پایبند مبانی اخلاقی باشند، چنین اختیاری را برای آنان به رسمیت نمیشناسد بلکه به شیوههای گوناگون مانع از اجرای آن میگردد. این دیدگاه با گسترش تعمدی منکرات در سطح جامعه بهخصوص سعی میکند مبانی اعتقادی و اخلاقی مخاطبان به ویژه جوانان و نوجوانان را متزلزل سازد.
بر پایه بررسیهای متعدد، بسیاری از رفتارهای نابهنجار اخلاقی در بین جوانان، نتیجه گسترش موضوعات مستهجن در سطح رسانههای جمعی است که روز به روز بر دامنه آنها افزوده میشود. تبلیغات غیراخلاقی در جوامع غرب به حدی حساب شده و با برنامهریزی قبلی ارایه میشود که اگر جوانی بخواهد پایبند مسایل اخلاقی باشد، با نگاه غیرمتعارف به او نگریسته میشود و فردی نامتعادل معرفی میگردد! هدف از این گونه تبلیغات به طور آشکار عادی نمودن این گونه رفتارها است تا کسی از انجام آنها هیچ شرم و ابایی نداشته باشد! نتایج بررسیهای موجود که اخیرا در کشور آمریکا انجام گرفت، نشان داد 75 درصد جوانان معتقدند که برنامههای تلویزیونی و فیلمها، داشتن روابط غیراخلاقی با یکدیگر را به موضوعی طبیعی تبدیل کرده و این خود دلیلی برای روی آوردن آنها به فساد بیشتر است. همین بررسیها نشان میدهند بیش از 75 درصد آمریکاییها معتقدند نحوه پخش برنامههای تلویزیونی که مشوق گرایش به فسادند، آنها را به رفتارهای غیرمسوولانه اخلاقی ترغیب میکند.
وضعیت نابهنجار مقاطع مختلف تحصیلی و علمی در کشورهای غربی، نتیجه معمول به اجرا در آمدن دیدگاههای لیبرالیستی در عرصه فرهنگ و اجتماع است که زنگ خطر را در جوامع غرب به صدا در آورده و به افت شدید تحصیلی و علمی در مراکز مختلف علمی این کشورها انجامیده است. آمریکا در مقام پیشاهنگ این جریان بحرانزا، تلاش میکند در قالب جهانیسازی و یا به تعبیر بهتر “آمریکاییسازی”، این تجربه ناموفق و تلخ را به جوامع شرقی انتقال دهد تا کام همگان را از نتایج آموزههای نظام لیبرال دمکراسی تلخ نماید! ادامه دارد...