تاریخ انتشار : ۲۹ دی ۱۳۸۹ - ۱۲:۵۲  ، 
کد خبر : ۱۰۳۱۲۹

سیری در نظام لیبرال دموکراسی غرب (بخش دوازدهم)


محمد ملک‌زاده
ب) دمکراتیزه کردن جهان اسلام!
در قسمت قبلی تحریف دین به عنوان یکی از نمودارهای مقابله نظام لیبرال دموکراسی غرب با اسلام و مسلمانان مورد بررسی اجمالی قرار گرفت. در این قسمت به بخش دیگری از چگونگی مقابله لیبرالیسم با اسلام و مسلمانان اشاره می‌شود. این دشمنی در قالب دمکراتیزه کردن جهان اسلام از سوی سردمداران لیبرال دموکراسی غرب می‌باشد تا از این طریق به زعم خود بتوانند هم جلوی پیشرفت سریع اسلام در جوامع غربی را بگیرند و هم با گسترش فرهنگ و تمدن دموکراسی غربی در جوامع اسلامی، این جوامع را از ماهیت دینی و اسلامی خود تهی سازند.
اما سوالی که هم اکنون در بررسی اوضاع کنونی بین‌المللی جلب توجه می‌کند این است که چرا غرب این همه به کشورهای اسلامی فشار می‌آورد و به طرق مختلف آن‌ها را مجبور می‌سازد تا دمکراسی غربی را بپذیرد؟
دلیل این امر را باید در نیروی پر قدرت ایمان، و وحشت غرب از آن دانست، آنان به خوبی می‌دانند که پذیرش دموکراسی غربی به معنای پذیرش این نکته از سوی مسلمانان است که مسایل دینی از مسایل اجتماعی و سیاسی جداست و این خود رفته رفته باعث به حاشیه رفتن دین و انزوای آن در میان مسلمانان خواهد شد توجه به مفهوم لغوی دموکراسی این مسأله را روشن‌تر می‌سازد؛
دموکراسی مانند بسیاری دیگر از اصلاحات سیاسی و علم سیاست، کلمه‌ای است که ریشه در ادبیات یونان باستان دارد این واژه از دو بخش دموس”demos” و کراتوس “kaatos” تشکیل شده است. هر دوی این اصلاحات. بیش از یک معنی دارند از ابتدا دموس را به مردمی خاص که در یک شهر و یا یک دولت شهر ساکن بوده‌ا‌‌‌ند اطلاق می‌کردند شهروند در یونان باستان به افرادی با شرایط خاص اطلاق می‌شد اما رفته رفته دموس را بر افراد غوغا سالار و یا ارازل و اوباش و یا طبقه فرودست جامعه هم معنی نمودند واژه کراتوس نیز در دو معنی متفاوت “قدرت” و یا “اداره کردن” بکار رفته است. اکنون می‌توان به سوالی که در ابتدا مطرح شد پاسخ داد سوال این بود که چرا دولت‌های غربی و در راس آن‌ها امریکا در صدد است فرهنگ لیبرال دموکراسی را بر تمام جوامع پیاده کند. نهایت سادگی است اگر تصور کنیم این قدرت‌ها خیرخواه عوام‌الناس بوده و در صدد مشارکت دادن، نظرخواهی کردن و یا جلب رضایت توده‌های مردم هستند و به این دلیل می‌خواهند نظام لیبرال دموکراسی را بر تمام جوامع حاکم سازند. عملکرد آشکار و پنهان قدرت‌های غربی نشان می‌دهد که این تصور هرگز با واقعیت سازگار نیست زیرا علنا دیده‌ایم که خواست اکثریت زمانی برای آن‌ها اهمیت دارد که مطابق میل قدرتها و در راستای تحقق اهداف قدرتهای غربی باشد. و الا اگر در کشورهای اسلامی اکثریت قریب به اتفاق مسلمانان ساکن در این کشورها خوستار اجرای نظام اسلامی و پای‌بندی به آن باشند در اینجا خواست اکثریت اهمیت ندارد.
بنابراین تبلیغ دموکراسی به عنوان یک ارزش عالی از سوی قدرت‌های غربی از این روست که روند دموکراسی سازی غربی می‌تواند بسیاری از خواسته‌ها و دستورالعمل‌های مورد نظر غرب را در دستور کار تمامی جهان قرار دهد. و این همان پروژه‌ای است که امروزه از آن با عنوان آمریکایی سازی در جهان یاد می‌شود و در صدد گسترش و ترویج خواسته‌ها و دستورالعمل‌های آمریکایی در کل جهان است بنابراین نباید فریب ظاهر را خورد بلکه مهم آن است که بدانیم پشت پرده این سناریوی تبلیغاتی چه می‌گذرد.
نکته جالب در این زمینه آن است که توجه داشته باشیم این‌گونه شعارهای تبلیغاتی در سطح جهان در حالی مطرح می‌شود که حتی در غرب نیز دموکراتیک شدن جوامع سابقه طولانی ندارد تا قبل از جنگ جهانی اول فقط در 4 کشور فنلاند- استرالیا- نیوزلند و نروژ، زنان حق رای داشتند در سوئیس این حق در سال1974 ‌ به زنان داده شد در حالی که در مکتب اسلام این حق چهارده قرن پیش و از ابتدای تشکیل حکومت اسلامی توسط رسول گرامی اسلام شناخته شده بود پس اسلام چیزی از اهتمام به حقوق مردم کم ندارد که پشت نقاب چهره لیبرال دموکراسی پنهان است تا جهان اسلام را از درون تهی سازد.رد که پشت نقاب چهره لیبرال دموکراسی پنهان است تا جهان اسلام را از درون تهی سازد.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات