محمد ملکزاده
دروغپراکنی و تحریف وقایع
یکی دیگر از شیوههای رسانهای در انعکاس ناصحیح اخبار و اطلاعات، توسل به دروغهای آشکار و نهان میباشد. به عنوان نمونه سازمان سیا برای یک دوره چهلساله با قاچاقچیان مواد مخدر در ایتالیا، فرانسه، هند و چین، افغانستان و مناطق جنوبی و مرکزی قاره امریکا همکاری نزدیک داشته است. در حالی که رسانههای داخلی امریکا، نه تنها اخبار مربوط به این همکاری را درست انعکاس نمیدادند بلکه به تحریف وقایع میپرداختند. در آگوست 1996 میلادی هنگامی که نشریه نه چندان مطرح «مرکوری نوز» مطالب کاملی در مورد همکاری سازمان سیا با شورشیان «کنترا» جهت قاچاق «کراک» منتشر نمود، رسانههای غربی در برابر یک عمل انجام گرفته واقع شدند؛ به همین سبب در ابتدا کوشیدند این اخبار را به گونهای دیگر جلوه دهند ولی پس از فاش شدن و انتشار کل اخبار در سراسر دنیا و شبکههای اینترنتی و ماهوارهای تداوم مخفیکاری و دروغپردازی غیرممکن گردید و همگان از واقعیت همکاری سازمان سیا با قاچاقچیان اطلاع یافتند.
تبلیغات روانی
یکی دیگر از شیوههای رسانهای در انتشار نادرست اخبار، استفاده از تبلیغات روانی برای جاافتادن یک موضوع مورد نظر قدرتها در اذهان عمومی است. برای نمونه، انگلستان جزیرهای کوچک است که با بهرهگیری از ابزار قدرت و زور مدتها به عنوان یک استعمارگر، کشورها و مناطق بسیاری را مستعمره خود قرارداده بود و از این طریق سعی میکرد ضعف محدود بودن سرزمین خود را بپوشاند. تمام رسانههای داخلی و خارجی مرتبط با این کشور متعهد بودند از عنوان «کبیر» در کنار بریتانیا استفاده کنند تا برای همگان اصطلاح «بریتانیای کبیر» جا بیفتد و یا بهعنوان نمونههای دیگر سعی میشود ضعف سیاسی و مدیریتی رئیسجمهور امریکا با تکرار جمله «رهبری قاطع ریاست جمهور» مخفی بماند، ضعفهای بزرگ اقتصادی لیبرالیسم با تبلیغ در «اقتصاد سالم لیبرالیستی» نادیده گرفته شود، هرجا از کلمه تروریست استفاده میشود پسوند «مسلمان» قرار میگیرد تا عنوان «تروریستهای مسلمان» به یک امر بدیهی تلقی گردد و... این ها همه شگردهایی است که رسانهها با استفاده از آن مانع از اطلاعرسانی سالم به مخاطبین خود میشوند.
دفاع کورکورانه از سیاستهای غلط
بهرغم تبلیغات گسترده رسانههای غربی دربارهِ آزادی اطلاعات، این مقوله یکی از حلقههای مفقودهای است که به صورت حسابشده در سیستمهای قدرت در غرب نادیده گرفته میشود. زمانی که بوش میخواست به افغانستان و سپس عراق حمله کند، رسانههای داخلی امریکا به صورت حساب شده این اقدام غیرانسانی را توجیه و افکار عمومی را برای پذیرش آن آماده میساختند. گفتههای دروغ مسؤولان رسمی و دولتی بدون تحقیق و بررسی لازم انتشار مییافت. حدسیات و گمانهای دولتیان، اصول مسلم و حقیقی تلقی میگردید و به خورد افکار عمومی داده میشد و اکنون نیز همین رسانهها در توجیه تداوم حضور اشغالگران در خاک عرق و افغانستان از هیچ کوششی فروگذار نمیکنند. این وضعیت بهگونهای ادامه یافته که روزنامهنگاران امریکایی را برخی «تندنویسان قدرت» نامیدهاند چنانکه فعالان امور رسانهها به صراحت میگویند که ما نمیتوانیم تفکرات و اندیشههای خود را در گزارشهای خویش دخالت دهیم.
زمانی که بوش خواهان افزایش بودجه نظامی ایالات متحده امریکاست، رسانهها یکپارچه بر ضرورت افزایش این بودجه تأکید میورزند؛ کارشناسانی به برنامه دعوت میشوند که بتوانند بهخوبی از این سیاست مورد قبول دولت حمایت و آنرا توجیه کنند؛ گویا هیچ نظر مخالفی در اینباره وجود ندارد و یا هیچ کارشناسی خواهان کاهش بودجه نظامی ایالات متحده نیست!
در این بخش ما فقط به ارایه برخی شیوههای رسانهای در ارایه ناصحیح اخبار و اطلاعات اشاره نمودیم. بدیهی است بعضی از این شیوهها امروزه به عنوان مؤثرترین شیوه تبلیغات در رسانههای عمومی کشورها جریان دارد و الزاماً همه آنها نیز شیوهای ناصحیح تلقی نمیشود؛ مانند شیوههایی که براساس آن ضمن بهرهگیری از تبلیغات سالم، با استفاده از شکلدهی اخبار - و نه دروغگویی و جعل و تحریف- به بیان مطالب در رسانهها پرداخته میشود. ولی آنچه امروزه رسانههای غربی به آن مبتلا شدهاند، شیوه تغییر و انحراف از واقعیت است تا اخبار و گزارشهای دلخواه خود و صاحبان قدرت و ثروت را به مخاطبان منتقل نمایند.
این شیوهای است که رسانههای غربی تحت حاکمیت نظام سرمایهداری، فعالانه از آن بهره میگیرند. ایالات متحده امریکا سرآمد رسانههای غربی در استفاده از این شیوههای ناپسند به شمار میآید. هماکنون رسانههای داخلی این کشور در راستای خدمت به نظام سرمایهداری در مسیری حرکت میکنند که منافع صاحبان قدرت و ثروت را تأمین نمایند. این رسانهها حتی چگونه فکر کردن و به چه فکرکردن را نیز بر مخاطبان خود تحمیل میکنند. آنها هیچ فرصتی برای اندیشیدن انسانها در اختیارشان نمیگذارند و تلاش میکنند از انسانها به گفته جامعهشناس آلمانی «موجودی تک ساحتی» و در خدمت منافع نظام سرمایهداری با حرکات و سکناتی از پیش برنامهریزی شده بسازند.