محمد ملکزاده
رسانه، یکی از نمودهای بارز تکنولوژی در عصر فنآوری اطلاعات و ارتباطات است. دولتهای مدعی آزادی اطلاعات در غرب، رسانههای تحت مالکیت ابرشرکتهای تجاری را به ابزاری در خدمت نظام سلطه تبدیل نمودهاند.
مدعیان دفاع از آزادی و حقوق بشر با انعکاس یکسویه و جهتدار مطالب همسو با سیاستهای سلطهطلبانه خود، همواره به تحریف و سانسور مطالب میپردازند. نادیده گرفتن بسیاری از وقایع ناگوار تاریخی و یا بزرگ جلوه دادن حوادث کوچک و کمارزش، دروغپراکنی، ارایه اظهارات و تحلیلهای خلاف واقع، نادیده گرفتن جریانهای فکری مخالف و... مرسومترین روشهایی است که رسانههای ارتباط جمعی در غرب برای دستیابی به اهداف پشت پرده خویش به کار میبرند.
زمانی که اسرائیل به کشتار فلسطینیان مظلوم و بیپناه در سرزمینهای اشغالی دست میزند و یا در هر گوشه و کنار دنیا دولتی مستبد اما تابع سیاستهای امپریالیستی غرب اقدامی غیرانسانی مرتکب میشود، در رسانههای غربی بازتاب نمییابد و یا اگر اخباری از آن منتشر شود به صورت خلاف واقع و جابهجا نمودن جایگاه ظالم و مظلوم جلوه میکند. کودکان و جوانان فلسطینی در حالی که با سنگهایی کوچک در دست به دفاع از سرزمین خود برخاستهاند، “قومی وحشی”، “تروریست” و “آشوبگر” معرفی و در مقابل، صهیونیستهای اشغالگر “انسانهایی متمدن و در حال دفاع از خود و برقراری نظم اجتماعی”! نشان داده میشوند. تحلیلگران مغرض سیاسی هرگز از خشم فرو خورده جوانان فلسطینی در برابر ظالمان متجاوز سخنی به میان نمیآورند و اطلاعات واقعی را در اختیار مخاطبان خود قرار نمیدهند.
رسانههای غربی برای پوشش دادن اخبار اطلاعات گوناگون از سرتاسر جهان، شیوههای متعددی را به کار میگیرند تا محصول خود را آنگونه که مطامع استعمار و نظام سلطه اقتضا میکند ارایه کنند. در ادامه بحث به برخی از این موارد اشاره میکنیم.
سانسور و پنهانکاری
یکی از شناختهشدهترین شیوهها در انعکاس ناصحیح اخبار و اطلاعات، حذف یک خبر در میان مجموعهای از اخبار و اطلاعات است. این اقدام گاهی به صورت سانسور جزئیات یک خبر و در مرحله بالاتر نادیده گرفتن کل آن خبر - هر چند مهم - انجام میگیرد. در موارد متعدد، حوادثی که حتی به طور اندک امکان دارد منافع قدرتها را تحت تاثیر قرار دهد، هرگز انتشار نیافته است و در مقابل، خبر یا حادثهای که در مقایسه با دیگر حوادث از اهمیت چندانی برخوردار نیست، آنچنان پردازش شده و تبلیغ میگردد که گویا در آن وضعیت هیچ معضل و مشکل مهم دیگری غیر از آنچه به آن پرداخته شده وجود ندارد! به آسانی از کنار اخبار مربوط به کشتار بیرحمانه دهها زن و مرد و کودک و بزرگسال عبور میکنند؛ اما خبر کشته شدن سگی در یکی از ایالتهای امریکا به عنوان واقعهای مهم در تیتر خبرها قرار میگیرد!
کوچکترین سرکوبهای سیاسی انجام شده توسط دولتهایی نظیر کوبا بیدرنگ منتشر میشود؛ در حالی که تقریبا هیچگاه خبری درباره فجایع صورت گرفته توسط دولتهای تحت حمایت ایالات متحده در ترکیه، اندونزی، مراکش، السالوادور، گواتمالا و بسیاری نقاط دیگر در رسانههای امریکایی منتشر نمیشود و یا اگر هم انعکاس یابد، با تحلیلهای جهتدار همراه میگردد. برای درک کامل این شیوه کاربردی توسط رسانههای غربی نیازی به تلاش چندانی نداریم؛ بلکه فقط کافی است مروری هر چند گذرا بر حوادث گذشته و حال و چگونگی انتشار آن توسط رسانههای مذکور داشته باشیم. در حادثه فجیع سال 1965م که ارتش تحت حمایت ایالات متحده امریکا در اندونزی دولت سوکارنو را سرنگون کرد، بیش از یک میلیون نفر از غیر نظامیان و شهروندان اندونزیایی قتل عامل شدند که در تاریخ، بزرگترین قتلعام سیاسی نام گرفت؛ صدها بیمارستان، کتابخانه، مدرسه و مراکز اجتماعی و غیرنظامی و... ویران شد ماهها طول کشید تا رسانههای ایالات متحده به برخی از جنبههای نهچندان مهم این واقعه اشاره کنند!
البته اینگونه عملکرد از سوی رسانههای ارتباط جمعی در غرب چندان عجیب و دور از انتظار نیست. عجب، داعیه قدرتهای غربی برای دفاع از آزادی اطلاعات و مخالفت با سانسور اخبار در کشورهای مخالف نظام سلطه سرمایهداری است که با هیچ تحلیلی قابل هضم نیست. در بخش بعدی به برخی دیگر از شیوههای به کار گرفته توسط رسانههای غربی در وارونهسازی اطلاعات اشاره خواهیم کرد. ادامه دارد...