تاریخ انتشار : ۲۹ دی ۱۳۸۹ - ۱۲:۵۱  ، 
کد خبر : ۱۰۳۱۳۳

سیری در نظام لیبرال دموکراسی غرب (بخش هشتم)


محمد ملک‌زاده
تکنولوژی جامعه نوین در غرب امروزه به یکی از ابزارهای مهم سرکوب و جهتدهی افکار انسان‌ها در مسیر سلطه جویی و عوام فریبی دولت‌ها تبدیل شده است. سال‌ها پیش «مارکوزه» با اشاره به این واقعیت، آن را «توتالیتاریسم در جامعه نوین» یاد کرد و گفت: «تکنولوژی و صنعتی شدن در جامعه‌ نوین به توتالیتاریسم ختم شده است.»(1)
تعبیری که مارکوزه در ادامه این مطلب آورده، بردگی انسان‌ها در جامعه نوین صنعتی در غرب است، به عقیده وی، تنها هنر تکنولوژی در جوامع امروزی در غرب به این خلاصه می‌شود که با روش‌های موثرتر و دلپذیرتر، باعث افزایش نظارت دولت برافراد شده است که نمونه‌های بارز آن را می‌توان در کاربرد تلویزیون و وسایل ارتباط جمعی برای اجتماعی و ساکت کردن مردم از طریق تبلیغات جهت‌دار و گسترده و لاابالی ساختن آن‌ها به‌وسیله انتشار تصاویر و مطالب مستهجن و غیر اخلاقی مشاهده کرد. از این رو به عقیده جامعه‌شناسان، تکنولوژی در جهان نوین به هیچ وجه نمی‌تواند بی‌طرف بماند؛ بلکه در عمل بهوسیله‌ای مناسب برای تسلط بر مردم و سرکوب افراد تبدیل شده است تا جامعه‌ای یک دست و مطابق میل قدرت‌ها در غرب تشکیل شود؛ یعنی همان جامعه‌ای که «مارکوزه» جامعه‌شناس معروف از آن به «جامعه تک ساحتی» تعبیر نموده است.
بدیهی است افراد در چنین جامعه‌ای، توانایی تفکر انتقادی و منفی درباره جامعه و دولت را از دست خواهند داد. نظام لیبرال - دموکراسی گرچه با داعیه دفاع از آزادی فردی پا به عرصه نهاد، اما با این روش و به خدمت گرفتن تکنولوژی در عرصه‌های گوناگون اجتماعی و بهره برداری نا مناسب از آن، آزادی انتخاب برای انسان غربی باقی نگذارد؛ بلکه با به بند کشیدن جسم و روح انسان‌ها از آنان موجوداتی منفعل و پیرو ساخت که هیچ اراده و اختیاری از خود برای فکر کردن و تصمیم گرفتن جز در همان چارچوبی که بازیگران عرصه سیاست برایشان تعریف نموده‌اند باقی نمی‌گذارند. فرهنگ جوامع صنعتی به‌طور کامل از سوی ساختارهای عقلانی و دیوانسالارانه مهار شده است. محصول این ساختار، فرهنگ جهت داده شده، غیر خود جوش و ساختگی است؛ فرهنگی دروغین، بی‌پایه و اساس و مجموعه‌ای از افکار از پیش بسته‌بندی شده که توسط رسانه‌های تبلیغاتی غرب انتشار می‌یابد. اکنون می‌توان به دغدغه منتقدان این سیاست‌ها از درون جوامع غرب پی برد؛ دغدغه‌ای که ده‌ها سال پیش از این نظریه پردازان مکتب انتقادی فرانکفورت به آن اشاره نموده و از تاثیر ساکت کننده، سرکوبگر و خرف کننده این فرهنگ بر مردم جوامع غربی ابراز نگرانی کرده بودند.(2)
امروزه منتقدان آگاه و بی‌طرف با تأسف مشاهده می‌کنند که فرهنگ لیبرالیسم با تمام وجود محدودیت‌ها و مرزهایی را مورد تهدید قرار داده است که فرهنگ سنتی ملت‌ها برای حرمت و عفت عمومی تعریف کرده بود. باید اعتراف کرد که هم اینک در امریکا و اکثر جوامع غربی این محدودیت‌ها و مرزها شکسته شده و یا حداقل در حال فروپاشی است. حرکت فرهنگی جامعه غربی به سوی فساد و هرزگی شتاب بیش‌تری به خود گرفته و تلاش می‌کند جوامع دیگر را نیز با خود همراه سازد.
فردگرایی تعریف شده در فرهنگ لیبرال دموکراسی، در حقیقت به صدور جواز شخصی برای کشش‌ها و مجذوبیت‌های جامعه در جهت لذت طلبی بیش‌تر انجامیده است.
اوج این حرکت یعنی «فردگرایی مطلق» به لذت گرایی مطلق ختم شده و به این وسیله موج جدیدی از نابهنجاری‌های رفتاری و تفکرات غلط فردی را در غرب به‌راه انداخته است. که در صورت تداوم و گسترش، می‌تواند جوامع دیگر را نیز با خود غرق کند. بدیهی است با گذشت زمان و پیشرفت سریع تکنولوژی باید انتظار اوضاعی از این بدتر را نیز داشت؛ چنان‌که امروزه با عرضه اینترنت به جهانیان، اقیانوسی از اطلاعات آزاد و بدون مرز و تقریبا غیر قابل کنترل در دسترس عموم قرار گرفته است.
اکنون شاید فقط افراطی‌ترین فردگرایان بتوانند از کثیف‌ترین صحنه‌های غیر اخلاقی این تکنولوژی مدرن دفاع کنند؛ اما به هر حال این ابزار نیز به همراه دیگر ابزارهای مدرن دنیای امروز از خدمت استعمار سرمایه‌داری و درآمد هرچه بیش‌تر صنایع مافیای غربی به‌کار گرفته شده است تا با میراندن قدرت تفکر و اندیشه بشری، انسان‌ها را به همان مسیری بکشانند که سیاست بازان غرب مایلند و این روی دیگر توتالیتاریسم نوین است که با ابزار مدرن انسان‌ها را سرکوب و افکار آنان را در مسیر سلطه‌جویی حاکمان سرمایه‌دار جهت دهی می‌کنند.         ادامه دارد...

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات