در شماره 90 مجله زن روز نظریه یک روانشناس مشهور امریکایی به نام «پروفسور ریک» آمده که سالیان دراز به تفحص و جست وجو در احوال زنان و مردان پرداخته و نتایجی به دست آورده است. وی میگوید: دنیای مرد با دنیای زن به کلی فرق میکند.» وی میافزاید: درست است که در تورات آمده است زن و مرد از یک گوشت به وجود آمدهاند ولی جسمهای متفاوتی دارند و از نظر ترکیب به کلی فرق میکنند، علاوه بر این، احساس این دو موجود هیچ وقت مثل هم نخواهد بود و هیچگاه یک جور در مقابل حوادث و اتفاقات عکسالعمل نشان نمیدهند، زن و مرد بنا به مقتضیات جنسی رسمی خود به طور متفاوت عمل میکنند و درست مثل دو ستاره روی دو مدار مختلف حرکت میکنند، آنها میتوانند همدیگر را بفهمند و مکمل یکدیگر باشند ولی هیچ گاه یکی نمیشوند و به همین دلیل است که زن و مرد میتوانند با هم زندگی کنند و عاشق یکدیگر شوند و از صفات و اخلاق یکدیگر خسته و ناراحت نشوند.
پروفسور ریک میگوید: مهمترین جملهای که یک مرد میتواند به زنی بگوید، اصطلاح «عزیزم تو را دوست دارم» است و زیباترین جملهای که زن میتواند به مرد مورد علاقهاش بگوید، جمله «من به تو افتخار میکنم» میباشد. خوشبختی از نظر مردها به دست آوردن مقام و شخصیتی قابل احترام د راجتماع است ولی خوشبختی برای یک زن به دست آوردن قلب یک مرد و نگاهداری او برای تمام عمر. یک مرد همیشه میخواهد که زن مورد علاقهاش را به دین و ملیت خود در آورد. برای یک زن همان قدر که تغییر دادن نام خانوادگیاش بعد از ازدواج آسان است، عوض کردن دین و ملیت نیز به خاطر مردی که دوستش دارد آسان است. (1) شهید مطهری پس از نقل قولهایی از اندیشمندان غربی، تفاوتهای زن و مرد را یکی از عجیبترین شاهکارهای خلقت دانسته، میفرماید: اگر زن دارای جسم و جان و خلق و خوی مردانه بود، محال بود که مرد را به خدمت خود وا دارد و مرد را شیفته وصال خود نماید، و اگر مرد همان صفات جسمی و روانی زن را میداشت ممکن نبود زن او را قهرمان زندگی خود حساب کند و عالیترین هنر خود را صید و شکار و تسخیر قلب او به حساب آورد. مرد جهانگیر و زن مرد گیر آفریده شده است. دستگاه خلقت، زن و مرد را طوری آفریده که هر یک سعادت و آسایش دیگری را میخواهد و از گذشت و فداکاری درباره دیگری لذت میبرد. (2)
تفاوت روحیات زن و مرد به حدی روشن است که برخی روانشناسان زن، خود نیز بر آن تصریح کردهاند. خانم «کلیو دالسون» میگوید: «به عنوان یک زن روانشناس، بزرگترین علاقهام مطالعه روحیه مردها است نتایج تحقیقات من چنین است: 1- تمام زنها علاقمندند که تحت نظر شخص دیگری کار کنند و به طور خلاصه از مرئوس بودن و تحت نظر رئیس کار کردن بیشتر خوششان میآید. 2- تمام زنها میخواهند احساس کنند که وجودشان موثر و مورد نیاز است.»
وی میافزاید: «به نظر من این دو نیاز روحی زن از این واقعیت سرچشمه میگیرد که خانمها تابع احساسات و آقایان تابع عقل هستند. بسیار دیده شده که خانمها از لحاظ هوش نه فقط با مردان برابری میکنند بلکه گاهی در این زمینه از آنها برترند. نقطه ضعف خانمها فقط احساسات شدید آنها است. مردان همیشه عملیتر فکر میکنند. بهتر قضاوت میکنند، سازمان دهنده بهتری هستند و بهتر هدایت میکنند، پس برتری روحی مردان بر زنان چیزی است که طراح آن طبیعت میباشد،هر قدر خانمها بخواهند با این واقعیت مبارزه کنند بیفایده خواهد بود، خانمها به علت اینکه حساستر از آقایان هستند باید این حقیقت را قبول کنند که به نظارت آقایان در زندگیشان احتیاج دارند.
خانم کلیو دالسون ادامه میدهد: «بزرگترین هدف خانمها در زندگی «تأمین» است. وقتی به هدف خود نایل شدند دست از فعالیت میکشند. زن برای رسیدن به این هدف از روبهرو شدن با خطرات بیم دارد، ترس تنها احساسی است که زن در برطرف کردن آن به کمک احتیاج دارد... کارهایی که به تفکر مداوم احتیاج دارد زن را کسل و خسته میکند.» (3)
1- چنانکه ذکر شد، زن و مرد علاوه بر تفاوتهای جنسی و جسمی، از نظر روحی و احساس نیز متفاوتند و نظام خلقت، در این تفاوت حکمتهای بی شماری را در نظر گرفته که از آن جمله میتوان به بقای نوع بشر، آرامش روانی خاص در خانواده و رشد کودکان در پناه آن اشاره کرد و جای بسی شگفتی است در حالی که زنان و مردان روانشناس غربی خود بر این همه تفاوت، اعتراف و نتایج تحقیقات علمی خود را فهرست میکنند آقای صانعی در رو‡یای برداشتن مرزهای تفاوت و یکی کردن زن و مرد است!
2- احکام اسلام بر اساس واقعیتها آورده شده است، و احکام مربوط به زن و مرد نیز هرگز به معنای برتری هیچ یک از آن دو بر دیگری نیست؛ چرا که قرآن معیار برتری را تقوا میداند: « ان اکرمکم عندا... اتقیکم». چه بسا زنانی با تقوایی که از صداها و هزاران مرد بیتقوا برتر باشند. سخن بر سر این است که تفاوتهای زن و مرد حقوق مختلف را میطلبد. برای مثال، وقتی خداوند، رحم وامکان شیر دهی را در بدن زن قرار داده طبیعی است که احکام و حقوق بارداری و شیردهی اختصاص به زن داشته و مرد از آن بیبهره باشد. همچنین تفاوتهای روحی و روانی نیز اقتضای خودش را دارد. وقتی بنابر اقرار خانمهای روانشناس، نقطه ضعف خانمها احساسات شدید آنها است. مردان همیشه عملیتر فکر میکنند، بهتر قضاوت میکنند، سازمان دهنده بهتری هستند و بهتر هدایت میکنند و برتری روحی آنان چیزی است که طراح آن طبیعت میباشد.
و زنان نیازمند به نظارت مردان هستند طبیعی است که این تفاوت روحی در تقسیم کار و حقوق، وظایف و حقوق متنوعی را میآفرینند. و به همین سبب، اسلام از مدیریت خانواده تا قضاوت و امامت و رهبری را بر عهده مردان نهاده است و این در واقع امتیازی برای مردان نیست بلکه یک تکلیف و مسوولیت به شمار میآید و درست به همین دلیل است که در میان پیامبران و امامان معصوم هیچ پیامبر و امام زن وجود ندارد و گرچه حضرت زهرا (س) از نظر مقام و منزلت کمالات معنوی بر فرزندان معصومش ائمه اطهار (ع) برتری دارند، ولی هیچگاه به ایشان مقام امامت داده نشده است و دقیقا به همین علت است که قرآن میفرماید: «والرجال قوامون علیالنساء بما فضلالله بعضهم علی بعض»؛ خداوند مردان را بر زنان حاکم کرده است به دلیل برتری که بعضی انسانها نسبت به دیگری دارند. «برتری روحی مردان بر زنان چیزی است که طراح آن طبیعت است. «اکنون باید از آقای صانعی پرسید که با کدام انگیزه میخواهید احکام زن و مرد را یکسان کنید؟! چنانچه وی بخواهد به این هدف دست یابد، ابتدا باید در نظام آفرینش دست ببرد و همه تفاوتهای جسمانی و روحی و روانی زن و مرد را از میان بردارد! وگرنه تا این تفاوتها باشد، احکام و حقوق آنها نیز متفاوت خواهد بود.