تاریخ انتشار : ۱۲ آذر ۱۳۸۸ - ۰۷:۵۶  ، 
کد خبر : ۱۰۳۲۲۶

حزب‌الله صدای مقاومت مردم لبنان


مصطفی قاسمی
حزب الله در سال 1982 به ابتکار عده ای از روحانیون شیعه پیرو شیخ محمدحسین فضل الله (علامه فضل الله) تشکیل شد. در سال 1978 حزب الله دومین سازمان قدرتمند شیعه بود. فضل الله که در جنوب لبنان متولد شد، اما در نجف درس خوانده، بعد از پایان تحصیل به شرق بیروت رفت. او در سال 1976 به جنوب بیروت رفت و به تدریس و تألیف کتاب پرداخت و عده ای از طرفدارانش را پرورش داد که بعدها به حزب الله تبدیل شدند. حزب الله از نظر ایدئولوژیک پیرو امام خمینی رهبر ایران است و در اواخر دهه1980 خواستار ایجاد حکومت اسلامی شبیه ایران در لبنان شده بود. این جنبش هنوز هم با ایران روابط نزدیکی دارد و هرگونه سازش با اسرائیل و آمریکا را رد می کند. این موضع گیری باعث محبوبیت حزب الله در میان شیعیان لبنان شده و آنها از جنبش امل می خواستند به حزب الله بپیوندد.
حزب الله از زمان اعلام موجودیت خود، هدف خود را خروج کامل نیروهای رژیم صهیونیستی از لبنان اعلام کرد و خروج نیروهای اشغالگر از جنوب لبنان در سال 2000 میلادی پیروزی بزرگی برای لبنان و مسلمانان جهان به شمار آمد. با تشکیل حزب الله لبنان در سال 1982 ایران با هدف حمایت از مظلومین جهان و مبارزه با توسعه طلبی های رژیم صهیونیستی به تشکیل حزب الله لبنان کمک کرد با این حال این حزب که منعکس کننده صدای مقاومت مردم لبنان در برابر اشغال بود با نیروی مردم آزادیخواه لبنان به موجودیت و مقاومت خود ادامه داد به طوری که به دلیل نقش آن در مقاومت علیه اسرائیل و حمایت از مردم لبنان درپی جنگ های داخلی 1975 تا 1990 در لبنان حزب الله تنها گروه مقاومت مسلحانه ای بود که اجازه یافت سلاح های خود را حفظ کند. بدین ترتیب حزب الله لبنان توانست در ماه مه 2000 به 18سال اشغال لبنان توسط اسرائیل خاتمه دهد. هم اکنون شش سال از این پیروزی می گذرد و به رغم تصور اسرائیل این گروه هنوز محبوبیت خود را در میان مردم جنوب این کشور حفظ کرده است و هنوز مردم لبنان وجود خطر اسرائیل را احساس می کنند و برای حفظ امنیت خود نسبت به حزب الله احساس نیاز می کنند. پیروزی حزب الله در انتخابات پارلمانی دولت، جرج بوش را در وضعیت دشواری قرارداده است و در واقع پیروزی حزب الله در انتخابات جنوب لبنان مطابق با منافع آمریکا نیست. آمریکا از مسئله دفاع از دموکراسی به عنوان حربه ای برای تحت فشار قراردادن حزب الله استفاده می کرد و این در حالی است که پیروزی حزب الله در حقیقت نوعی پیروزی دموکراتیک به شمار می آمد و این حربه را ناکار کرد.
در سپتامبر2003 آمریکا با تصویب قطعنامه 1559 در شورای امنیت خواستار خلع سلاح حزب الله لبنان شد اما حزب الله با توجه به آرایش نظامی اسرائیل در مرزهای جنوب لبنان و ادامه اشغال زمین های شبعا و همچنین با توجه به سیاست علنی اسرائیل در استفاده از ترور علیه مخالفان خود همچنان ضرورت حفظ سلاح خود را احساس می‌کند.
آمریکا با فشار بر نیروهای مقاومت اسلامی لبنان اهداف مهمی را دنبال می کند. یکی از اهداف آمریکا از طرح خاورمیانه بزرگ برقراری مناسبات سیاسی و اقتصادی کشورهای منطقه با اسرائیل است. شاید بتوان خاورمیانه بزرگ را طرح حاکمیت و سلطه اسرائیل دانست زیرا آمریکا با ارائه این طرح درپی آن است که هویت کشورهای منطقه را که غالباً اسلامی است به سود اسرائیل تغییر دهد. آمریکا در اجرای این اهداف با مشکلات عدیده ای همراه است که از جمله آنها مخالفت دولت های عربی با طرح مذکور می باشد. تحولات سیاسی یک سال گذشته منطقه نیز نشان داده که این تحولات چندان موافق طبع و خواسته های آمریکا نبوده است. پیروزی ائتلاف عراق یکپارچه در انتخابات پارلمانی عراق و کنار رفتن جریان های لائیک شیعه و جشن پیروزی جنبش حماس در انتخابات پارلمانی فلسطین بر وفق مراد واشنگتن نبوده است.
لذا اصرار آمریکا بر محقق شدن ایده طرح خاورمیانه بزرگ با مقاومت هایی که صورت می گیرد چالش عمده ای است که خاورمیانه را درگیر ساخته است. در این میان حزب الله لبنان در صدر مخالفین اسرائیل مانع عمده ای در اجرای طرح آمریکا به شمار می آید. لذا آمریکا درصدد است تا با استفاده از تمام حوادث منطقه و کشور لبنان در جهت تضعیف حزب الله استفاده نماید. ترور رفیق حریری نخست وزیر فقید لبنان، زمینه فشار مضاعف بر حزب الله را فراهم نمود. درپی این حادثه قطعنامه 1559 با نه رأی موافق و شش رأی مخالف اعضای 15نفره شورای امنیت تصویب شد. آمریکا و فرانسه از بانیان این قطعنامه بودند و از زمان تصویب آن در سپتامبر 2004 تا به امروز تلاش های زیادی را برای اجرای مفاد آن به عمل آوردند. بخشی از این قطعنامه که ناظر بر خروج نیروهای سوری از خاک لبنان بود، به مرحله اجرا درآمد. آمریکایی ها و دبیرکل سازمان ملل در حال حاضر خواستار اجرای مفاد دیگر این قطعنامه و خلع سلاح حزب الله می‌باشند.
مفاد قطعنامه 1559 و درخواست خلع سلاح حزب الله با واکنش های متفاوتی از سوی کشورهای اسلامی و عربی و در داخل لبنان روبه رو شد. حتی مورد اخیر و تأکید آمریکا بر خلع سلاح مقاومت لبنان، صف آرایی تازه ای را نیز در فضای سیاسی این کشور موجب گردید. در داخل لبنان افراد و گروه های محدودی با آمریکا در اجرای مفاد قطعنامه 1559 درباره حزب الله همراه هستند. اکثریت جمعیت این کشور و احزاب و دولتمردان سیاسی لبنان، سلاح حزب الله را برای تداوم امنیت و عامل بازدارنده در برابر هرگونه تجاوز احتمالی اسرائیل به خاک لبنان ضروری می‌دانند.
در سطح بین المللی، آمریکا و کشورهای فرانسه، انگلیس و نیز کوفی عنان، دبیرکل سازمان ملل، از خلع سلاح حزب الله حمایت می کنند. این تلاش ها هنوز به خلع سلاح مقاومت لبنان نینجامیده است، اما آمریکا با استفاده از فضای سیاسی و امنیتی جدید لبنان که از فردای ترور رفیق حریری، و خروج نیروهای سوری از خاک این کشور ایجاد شد، سعی دارد تا حزب الله را در مقابل اسرائیل خلع سلاح کند.
سیدحسن نصرالله، دبیرکل حزب الله لبنان، بارها و در واکنش به اظهارات مقام های آمریکایی گفته است: «درخواست شورای امنیت سازمان ملل برای خلع سلاح حزب الله نه تنها هیچ ارتباطی با این حزب ندارد بلکه به شبه نظامیان مقاومت نیز مربوط نمی شود». وی افزود؛ «مادامی که رژیم صهیونیستی برای کشور لبنان خطرساز باشد حزب الله همچنان سلاح خود را حفظ خواهد کرد». وی همچنین گفت: «هرکس به فکر خلع سلاح مقاومت بیفتد، ما با او همانند شهدای کربلا خواهیم جنگید.»
شیخ نعیم قاسم، معاون دبیرکل جنبش حزب الله نیز با تأکید بر این که موضع حزب الله در رد خلع سلاح است، گفت: «تا زمانی که رژیم صهیونیستی تهدیدی برای لبنان است، بهتر است حزب الله امنیت این کشور را تأمین کند.
لبنان امروز به زمین بازی قدرت هایی چون آمریکا، فرانسه و انگلیس تبدیل شده است. مدیریت و اداره این بازی در سطح بین المللی به دست آمریکا است. آمریکا با حمایت از تجاوزات اسراییل به لبنان درصدد است تا با کاهش محبوبیت حزب الله روند تخریب پایه های همبستگی های ملی، اقوام و مذاهب و بحران اعتماد بین احزاب و جمعیت های سیاسی در لبنان ادامه یابد و برخی از شخصیت ها و گروه های سیاسی بنابر ملاحظات سیاسی با آمریکا در خلع سلاح حزب الله همراه شوند. آمریکا و اسراییل، معتقدند که امکان مذاکره با ساختاری منسجم و یکپارچه در جامعه لبنان جهت دستیابی به توافقات امنیتی دشوار خواهد شد لذا با حرکت به سوی تشدید بحران و ایجاد اختلافات داخلی، به دنبال تامین منافع خود می باشند. رژیم صهیونیستی با بهره گیری از چنین توجیهی درصدد تامین امنیت خویش در داخل مرزهای لبنان برآمده و اقدامی که هم اکنون در چارچوب تشدید تهاجم نظامی تعقیب و پیگیری می شود در این راستا می‌باشد.
اسرائیل می کوشد تا با تشدید بحران مذکور و توجه دادن مردم لبنان به این نکته که تجاوزات کنونی به دلیل وجود حزب الله و عدم خلع سلاح آن می باشد، گامی در جهت کاهش محبوبیت حزب الله بردارد، در عین حال توان و پتانسیل گروه های لبنانی معارض با خود را مصروف مناقشات داخلی کرده و بدین وسیله از حجم و دامنه تعاملات ایشان به گروه های فلسطینی بکاهد. لذا درچارچوب راهبرد «بحران لبنان - امنیت اسرائیل»، این نتیجه به دست می آید که امنیت اسرائیل در مرزهای شمالی در گرو تشدید بحران و اختلافات داخلی در لبنان می باشد. لذا اسرائیل ترجیح می دهد تا امنیت خود در مرزهای شمالی را با مداخلات مستقیم و عمدتاً نظامی، چاره جویی کند.
به رغم همه تلاش های آمریکا و اسراییل در نابودی نیروهای مقاومت اسلامی لبنان، این دو با اشتباه در محاسبات خود، نه تنها به تضعیف حزب الله کمک نکردند بلکه بعد از تجاوزات اسراییل به لبنان در هفته های اخیر و پیروزی حزب الله محبوبیت حزب الله چند برابر نیز شد و مردم لبنان در حمایت از حزب الله مصمم تر شده اند. در واقع ملت لبنان برای تغییر این روند و وضعیت موجود در این کشور چاره ای جز حمایت از استمرار و پایداری مقاومت در این کشور و حفظ همبستگی ملی ندارد و همگرایی احزاب، اقوام و مذاهب راه پایان بخشیدن یا تضعیف مداخله گری های آمریکا و اسراییل درامور این کشور است.
پیروزی حزب الله در نبرد اخیر با رژیم صهیونیستی شکست بزرگی برای ایالات متحده آمریکا پس از عقب نشینی اسرائیل از خاک لبنان در ماه مه 2000 به شمار می آید با این حال این کشور تمام تلاش خود را برای فشار بیشتر برلبنان جهت خلع سلاح حزب الله به کار خواهد بست و فشارهای آمریکا برای خلع سلاح حزب الله و دخالت های آن در امور داخلی لبنان ادامه خواهد یافت چرا که دفاع از امنیت اسرائیل از جمله سیاست های اصلی دولت ایالات متحده آمریکا در خاورمیانه به شمار می آید و از این نظر لبنان به شدت به منافع عالی آمریکا وابسته است. علاوه بر این آمریکا و اسرائیل، لبنان را به مثابه گزینه خوبی برای تحت فشار قراردادن سوریه که در همسایگی آن قرار دارد می بینند و بنابر این با عقب نشینی نیروهای سوریه از خاک این کشور تلاش می کنند نفوذ خود را در آن گسترش داده و خلا به وجود آمده را پر کنند. در واقع حملات جنایتکارانه چند هفته اخیر اسراییل به لبنان را نیز دراین راستا می توان ارزیابی کرد. بطور کلی ملت لبنان برای تغییر این روند و وضعیت موجود دراین کشور چاره ای جز حمایت از استمرار و پایداری مقاومت در این کشور و حفظ همبستگی ملی ندارد و همگرایی احزاب، اقوام و مذاهب راه پایان بخشیدن یا تضعیف مداخله گری های آمریکا و اسراییل در امور این کشور است.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات