محسن حلاج نیشابوری
از یاد نبریم که در آرژانتین که در حال انفجار سیاسی بود، در سال 1978 پیروزی در جام جهانی و بی خبری مردم، تداوم حکومت ژنرال های دست نشانده آمریکایی را برای سال ها فراهم آورد و باز در سال 1986 بر زخم اشغال جزایر «مالویناس» توسط سربازان انگلیسی، گل با دست به ثمر رسیده «آرماندو مارادونا» مرهم شد و بعد پیروزی در جام جهانی شادی عمومی را به همراه آورد و مردم آرژانتین از یاد بردند که خاکشان توسط سربازان بیگانه اشغال شده است.
فرهنگ استعماری
انگلیسی ها که تلاش بسیار زیادی نموده اند، تا خود را تافته جدابافته نشان داده و حداقل برتری انگلیسی ها را به جهانیان بقبولانند بایستی مورد بررسی بیشتر و دقیق تری قرار گیرند. مثلاً رانندگی از سمت چپ که اگر در کشورهایی هم تقلید می شود باید ردپای استعماری انگلیس را در آنها جستجو نمود. دیگر اینکه کاربرد مقیاس های کهنه و غیرعلمی «مایل»، (212) «پا» و «اینچ» برای طول و پاوند یا اونس برای وزن و دیگر مقیاس های اینچنینی که در مقایسه با مقیاس های متری (Metric System) عقب افتادگی آن امری بدیهی و روشن است، غربیان خصوصاً انگلیسی ها همراه بزرگنمایی خود به کوچک کردن اهمیت فرهنگ ملل هدف هم اقدام می نمودند، مثلاً با محدود کردن گستره زبان فارسی تا حد تخریب آن در شبه قاره هند همچنین تسلط بر منطقه فرانسویان(213) در کانادا زبان خود را گسترش دادند که اینها نشانه هایی از روحیه ملی گرایی افراطی (Chauvinism) حکام انگلیسی است که در واقع روی دیگر سکه نظامی گری، قایق های توپدار (214) است.
واکنش اروپاییان به جدانمایی انگلیسی ها کاربرد عنوان سیاسی اروپای قاره ای (Europe Continental) می باشد که جزیره ای و ناپیوسته بودن انگلیس را از بدنه یکپارچه اروپایی مفهوم میبخشند. تلاش غربیان همچون انگلیسی ها، فرانسوی ها، آلمان ها و دیگران تحت ظاهر آموزش زبان در واقع افزایش علاقه در ملل هدف و جذب نیروهای مستعد برای گسترش نفوذ فرهنگی خود بود. چنانکه مراکز فرهنگی انگلیس، فرانسه، آلمان و آمریکا خصوصاً پس از کودتای 28 مردادماه 1332 در واقع مراکز نفوذ فرهنگی و یارگیری از میان علاقه مندان به فرهنگ غرب و محل تشکلی برای گروه های رابطه باز شده بود.
بلی استعمار از هر امکانی حتی آموزش زبان که در آغاز نیازی ارتباطی است. نیز وسیله ای برای نفوذ و یارگیری و افزایش برآوردن مطامع و اهداف خود بهره می گیرد. نکته مهمتر اینکه دانستن زبان بیگانه سبب جلب توجه طبقه تحصیلکرده به رسانه های نوشتاری و شنیداری آنان می شود، چنانچه تحصیلکردگان از آگاهی سیاسی و خلاقیت لازم برخوردار نباشند، مجرایی برای نفوذ فرهنگی و تلقین خواسته های سیاسی و اقتصادی فکرسازان و برنامه ریزان جهانی خواهند شد. شاید به راحتی قابل تجربه باشد که مهمترین علت غربگرایی بسیاری از تحصیلکردگان همین تغذیه فکری آنان توسط همین رسانه های گفتاری و نوشتاری باشد. همچنان که غربیان خصوصاً آمریکاییان تلاش وافری برای تربیت متخصصین صرفاً متخصص را وجهه همت خود قرار داده اند تا افرادی دلخوش به تخصص و سهل پذیر در امور سیاسی و اقتصادی باشند!
شیوه های استعمار جدید(215)
به موازات افزایش تجربه ملل استعمارزده با پیشرفت امکانات ارتباطی که جمعاً توانستند واکنش های دفاعی و مقاومت را در ملل کشورهای استعمارزده برانگیزانند، با گذشت زمان زیاده خواهان استعمارگر نیز با شیوه های نوین و پیچیده تری به تأمین منافع و اهداف استعماری خود اقدام نمودند. ازاین رو مدیران کشورهای هدف نیز باید همراه با افزایش توانایی های علمی و عملی خود از شیوه های حقوقی لازم برای دفاع از منافع ملی آگاهی یافته همچنین با شناخت روش های تلقینی رسانه های گروهی منافع خواهان زیاده طلب نیز آگاهی های کافی را کسب نمایند. زیاده خواهان جهانی که انسان مسلمان معتقد و اندیشه اسلامی را به درستی نمی شناسند، از طرفی هم منافع خواهی ایشان مانع کوشش آنان برای شناخت و معرفت به اسلام می شود، همچنان در معرض گمراهی اند، زیرا در تلاش پیدا نمودن راه ها و شیوه های جدید بهره کشی هستند. در میان اتحادیه آنگلوصهیونیزم بخش صهیونیستی آن برای تحقق افسانه های مذهبی خود جوسازی نموده و امنیت جهانی و سلامت همگانی را به خطر میاندازد.
خوشبختانه علی رغم زیاده خواهی و سلطه جویی آنگلوصهیونیزم گروه های اجتماعی با فرهنگ و مسئولیتی در کشورهای غربی، مقاومت هر چند پراکنده ای را انجام می دهند. این آگاهی های درون اجتماعی و تجربیات فرهیختگان غربی از جنگ های متعدد آمریکا، مجموعاً مانعی در مقابل بی پروایی های مدیران غربی خصوصاً آمریکایی است. نکته مثبت دیگر توجه مدیران سایر نقاط جهان به پیوندهای منطقه ای می باشد که نقطه امیدی پدید آورده است. هوشیاری مدیران هر کشوری حتی به تنهایی می تواند آن کشور را به جبهه پایداری در مقابل زیاده خواهی های آنگلوصهیونیسم تبدیل نماید. انگیزه های اروپاییان که هدف افزایش اقتدار برای حضور قوی تر در صحنه های بین المللی را از طریق گسترش اتحادیه اروپایی دنبال می کنند، نیز باید ما را به شناخت هرچه بیشتر از شیوه های دو قطب زیاده خواه آنگلوصهیونیسم و اتحادیه اروپایی تشویق نماید که اهم آنها از این قرار هستند:
1- فروش تجربیات صنعتی و علمی دهههای پیشین.
2- شیوه گفتگو برای حذف تجربیات سیاسی - انقلابی ملل عقب نگهداشته شده.
3- ایجاد تعهدات حقوقی و سیاسی بازدارنده برای ملل عقب نگهداشته شده.
4- فشارهای تبلیغاتی سنگین برای منفعل نمودن و جلوگیری از پیشرفت.
5- بدنام نمودن فرهنگ ملل بیدار شده مخصوصاً مسلمانان برای منزوی نمودن اسلام.
6- معیار قراردادن آخرین تجربیات علمی غرب به عنوان معیار (Standard) صنعتی.
7- مشغول نگهداشتن بیش از اندازه مردم توسط تبلیغات صرفاً سرگرمکننده.
اینها بخشی از شیوه هایی است که استعمار نو فرصت ها، سرمایه ها و خلاقیت را از اختیار بیدار شدگان در جهان خارج می نماید. سلطه جویان با ظاهری موجه و قانونی موانع جدیدی را پیش روی استعمارزدگان قرار می دهند. استعمار نو تلاش دارد امواج بیداری اسلامی را متوقف و از رسیدن ملل و جوامع بیدار شده به منزلت و حقوق حقه آنان در پوشش ظاهری عالمانه و قانونی جلوگیری نماید.
1- فروش تجربیات گذشته
امروزه که به جهت بیداری و خودآگاهی ملل مسلمان بسیاری از شیوه های استعماری گذشته در هم ریخته و کارآیی گذشته خود را برای استعمار مستقیم از دست داده اند که این مهم در اثر وجود باروری استعدادهای نوخاسته از میان فرزندان استعمارزدگان گذشته در سایه رشد فرهنگی است که به آگاهی های بیشتری رسیده و تبدیل به انسان های استوار، آزاده و پرشوری شده اند، مثلاً پدیده شهادت در جریان جنگ تحمیلی هشت ساله در دفاع از ارزش های اسلامی، این جوانان پرشور را نه تنها در دفاع از انقلاب اسلامی پیروز بلکه بقای انقلاب را هم تضمین نمود. زیاده خواهان سلطه جو با ایجاد شیوه های موذیانه تر استعمار نو (Neocolonialism) اهداف استعماری را دنبال می کنند. در این راه با کمک تجربیات گذشته به تکمیل شیوه های جدیدتری دست یازیده اند. از آن جمله برای عقب نگهداشتن ملل بیدار شده، اقدام به اشکال تراشی در روند پیشرفت ملل هدف می باشد تا همچنان پیشگامی غرب را حفظ نمایند.
یکی از روش های معمول استعمارگران سوءاستفاده از نیازمندی های صنعتی ملل هدف است که می خواهند از آن طریق آب رفته را به جوی استعمارگران بازگردانند. در جهانی که نقش پژوهش هر روز بیش از پیش اهمیت می یابد، قطعاً صنایع پس از هر دهه به پیشرفت ها و تغییرات آشکاری دست می یابد، آنان صنایع و تجربیات یکی دو دهه پیش خود را که حداقل تازگی خود را از دست داده و می روند به مرور کنار گذاشته شوند را به ملل بیدار شده می فروشند تا از این راه به مزایای زیر برسند:
1- بازگشت حداقل بخش عمده ای از سرمایه های پژوهشی گذشته که بهره آن را بردهاند و رو به کنار گذاشتن آن هستند.
2- گرفتن فرصت به روز شدن از کشورهای بیدار شده.
3- جذب سرمایه هایی که برای به روز شدن اصولی صنایع، مورد نیاز هستند.
4- عقب نگهداشتن به شیوه نوین!
از آنجایی که کشورهای غربی سازمان های پیشرفته تری دارند و مجرب تر هستند، لذا هر فاصله زمانی، حتی پنج ساله در بسیاری از علوم و صنایع جدید بایستی با اهمیت تلقی شود. آنان برای حفظ پیش افتادگی به اندازه یک یا دو دهه و مرعوب نمودن نسل های بیدار شده و خواهان پیشرفت، دنبال فرصت و مجال برای پیش افتادگی خود هستند و تا آنجا که بتوانند برای دلسردی نسل های بپا خواسته تلاش می کنند. این علتی است که تدبیر و هوشیاری نمایندگان کشورهای رو به پیشرفت و دگرگونی در سایه توجه بیشتر لازم است، تا منافع و حقوق اصولی کشور خود را با قبول صنایعی که کمترین زیان زیست محیطی، فناوری بالا و کاربرد هرچه کمتر ماده خام را دارند، حفظ نمایند و توانایی خود را در گفتگوهای بین المللی نشان دهند.
2- حذف تجربیات سیاسی انقلابی
خیزش انقلابی ملت ها که معمولاً پس از مرحله خودآگاهی و پیوستن نیروهای آگاه به یکدیگر روی می دهد، واکنش منفی زیاده خواهان را سبب می شود. ازاین رو به راحتی علت ناخرسندی مستبدان و دلیل جلوگیری آنان از افزایش سطح آگاهی مردم تحت ستم روشن می شود. آگاهان ملت ها بعضی از آرمان ها و خواسته های انقلابی را پس از پیروزی انقلاب به صورت قانون و مقررات درمی آورند که برای زیاده خواهان چندان خوشایند نیست. قوانین و مقررات انقلابی که حذف روابط و رسوم استعماری را در پی دارد دست و پای زیاده خوان استعمارگر را می بندد. آنان برای بازگردانیدن آب رفته به جوی با شیوه های نواستعماری و سوءاستفاده از نیاز به صنعتی شدن و سرمایه گذاری کشورهای انقلابی رو به پیشرفت با تحمیل شرایطی امیال خود را پیگیری میکنند.
در حقیقت متجاوزان از در رانده شده با سوءاستفاده از نیازهای کشورهای انقلابی از پنجره وارد می شوند. یکی از خواسته های زیاده خواهان تحت عنوان رفع موانع، مقررات زدایی (Deregulation) است تا ظاهراً سرمایه گذاری تضمین شود. بایستی فریبکاری زیاده خواهان که با دستاویز قراردادن بعضی از قوانین و مقررات ناکارآمد و کهنه شده اهداف خود را می پوشانند را هوشیارانه و با زیرکی مدنظر داشت. در این مورد خبرگی حقوقدانان مسئول بسیار مهم است، تا با تفکیک قوانین و مقررات انقلابی و حافظ منافع ملی حاصل بیداری مردم از قوانین و مقررات کهنه نیازمند حذف یا تجدیدنظر، از دستاورد ملت ستمدیده پاسداری نمایند، تا از تلاش ها و خون حقیقت جویان از خود گذشته در راه ایمان و باور محافظت شود.