6. تکیه بر اقتصاد منهای نفت
«بنده از چند سال قبل - دو سه سال قبل - شعار تکیه بر «اقتصاد منهای نفت» را با مسئولین کشور در میان گذاشتم، آن ها هم انصافاً استقبال کردند. البته کار آسانی نیست. این کار در طول یک سال و دو سال و پنج سال، انجام نمی گیرد. باید به مرور و به تدریج انجام بگیرد که ما برای اداره امور کشور، برای کارهای گوناگون کشور، برای واردات و خدمات کشور، برای آموزش و پرورش و بودجه جاری کشور، مجبور نباشیم نفت را که ذخیره ماست، بفروشیم و گندم یا شیر خشک وارد کنیم! این غلط است...
نفت، ذخیره همیشگی این ملت است، می ماند. اولاً از آن برای بنای زیربناهای ماندگار و سرمایه های اساسی دیگر کشور استفاده می شود. ثانیاً به وسیله قدرت نفت، ملت ایران می تواند در صحنه سیاست بین المللی، ابراز قدرت کند. یک وقت اعلان کند که من می خواهم نفتش را شش ماه نفروشم! همه دنیا تحت تأثیر قرار می دهد، همه سیاست ها را تحت تأثیر قرار میدهد...
بخصوص من از سه چهار سال پیش به این طرف تأکید کرده ام تا آن جایی که می توانند، باید وابستگی اقتصادی کشور را به نفت کم کنند. نفت کالایی است که ما داریم، البته ارزشمند است و باید از این هم استفاده بشود. منتهی امروز سرنوشت این کالا به دست صاحبانش که ما باشیم نیست، به دست بیگانگان است! طبیعی است اقتصادی که بر پایه کالایی است که قیمت گذاری آن در دست دیگران است، همین مشکلات را هم دارد. یک روز می شود هیجده دلار و بیست دلار، یک روز هم ناگهان به هفت و نیم دلار و هشت دلار تنزل میکند!
ما احتیاجی نداریم به این که این کالا را این جور مصرف کنیم. ما می توانیم در داخل کشور، از منابع فراوان و عظیمی که وجود دارد، استفاده کنیم و دولت، امروز در فکر این مسایل است. البته چند سال است که دنبال این قضیه اند، منتها من این را هم به شما عرض بکنم، کیفیت بنای هندسه اقتصاد کشور از دوران رژیم وابسته پهلوی، کیفیت غلطی بوده که تغییر دادن آن تا امروز کار دشواری بوده است. بخصوص در دوران جنگ که فرصت سازندگی و تولید هم نبود، همان روش وابستگی به نفت ادامه پیدا کرد، روزبه روز تشدید شد، یا لااقل همان جور ادامه یافت. مسئولین کشور، دولت خدمتگذار و علاقه مندان به سرنوشت این کشور می توانند این روش را عوض کنند و ان شاءالله عوض خواهند کرد. این خواب خوشی است که کمپانی های نفتی و وابستگان به آن ها در دنیا دیده اند که خیال می کنند این ملت همیشه خودش را وابسته نگاه خواهد داشت.»530
7. الزام دولت به خودکفایی در کالاهای استراتژیک
«این ملت عزیز و سربلند، در امر تغذیه و تهیه مواد غذایی اصلی خود، نباید به بیرون مرزها هیچ احتیاجی داشته باشد. از اوایل انقلاب تا امروز، تکیه بر مسئله کشت و زرع برای تأمین این منظور بوده است. اگر یک ملت به دست خود و با ابتکار و نیروی خود، تولید و مصرف کند و حتی بتوانند شعاع مصرف تولیدات خود را در بیرون مرزها گسترش دهد، به مفهوم خاص و مهمی از اقتدار دست خواهد یافت، این نیاز کشور ماست. تأکید جمهوری اسلامی از آغاز تا امروز بر روی مسئله کشاورزی، عمدتاً به این خاطر است. ما برای گندم و برنج و روغن و لبنیات خوراکی دام و بقیه مصارف عمده و اصلی کشورمان نباید نیازمند دیگران باشیم. بحمدالله امکانات طبیعی و انسانی در کشور وجود دارد و من امیدوارم حرکت اساسی و صحیحی در این باره انجام بگیرد که البته مقدمات آن شروع شده است...
کارهای بزرگ، به همت های بزرگ و به ایمان های عمیق - ایمان به کار، ایمان به مردم و پشت سر و مهم تر از همه این ها، ایمان به خداوند و پاداش الهی - احتیاج دارد و یک کار جهادی لازم است، جهاد یعنی همین. اگر بخواهیم کشاورزی سر و سامان واقعی پیدا کند، باید این جهاد را انجام دهیم. »531
8. تقویت پول ملی
«همین ارزش پول ملی، کلید حل بسیاری از مشکلات کشور است و این ضعف قدرت خرید در طبقات پایین مردم و عدم توانایی آن ها بر تأمین نیازهای زندگی شان، ناشی از این قضیه است که ان شاءالله باید تلاش مضاعفی برای این ها انجام بگیرد. »532
«در زمینه رفع مشکلات معیشتی و مادی - همان طور که آقایان در این جا گزارش دادند - کارهای خوبی شده است، اما کافی نیست. چرا کافی نیست؟ زیرا برطرف کردن مشکل معیشتی از قشر کارگر و معلم و قشرهای دیگر، به اصلاح مبانی اقتصادی کشور بستگی دارد. فرض می کنیم ما حقوق این انسان زحمتکش را بیست درصد یا چهل درصد اضافه کردیم، اگر تورم را مهار نکردیم، اگر ارزش پول ملی را تأمین نکردیم، آن مقداری که او امسال از ما اضافه می گیرد، چنانچه از رشد بی رویه قیمت ها پایین تر باشد، پس ما کاری برای او نکرده ایم، بنابراین اساس کار آن جاست.
توصیه من به وزیران محترمی که این جا هستند و به دیگر مسئولان دولتی، امروز این است و قبلاً هم همیشه همین بوده است که روی مسئله تقویت پول ملی و به نظام آوردن خرج ها و هزینه های دولتی تلاش کند. »533
9. تأکید بر سرمایهگذاری روی بخش صنعت
«ما باید به جایگاه صنعت در کشور توجه کنیم و همان طور که اشاره کردند و درست هم هست، پیشقراول توسعه اقتصادی کشور، بخش صنعت است. بخش صنعت را باید با تدبیر، مدیریت و امکان دادن و میدان دادن به سرمایه های مردم که بتوانند در بخش صنعت سرمایه گذاری کنند، پیش برد. مااین را در سیاست ها هم آورده ایم. این اقدام باید به دور از
هر گونه حرکت امتیاز جویانه، امتیاز خواهانه باشد، چه برای بخش دولتی، چه برای عناصری که از امتیاز استفاده می کنند. ما قویاً معتقدیم که فساد مالی و اقتصادی در تشکیلات مسئولان موظف و در میان آن ها به بدنه اقتصادی کشور سرایت می کند. باید جلوی آن گرفته شود. »534
10. ایجاد اشتغال و آبادانی در روستاها
«اگر بخواهیم کشورمان به طور نسبی به استغنا و خودکفایی و بی نیازی از دیگران نایل شود، باید در روستاها سرمایه گذاری کنیم و زحمت بکشیم. پایه اول خودکفایی، خودکفایی در امور تغذیه مردم است. این که می گوییم خودکفایی نسبی، به خاطر آن است که یک کشور نمی تواند به طور کامل از دیگر کشورهای جهان بی نیاز باشد. تبادل میان ملت ها و کشورها امری عادی و معمولی تلقی می شود. عمده این است که یک کشور بتواند روی پای خود بایستد و اساس زندگی خود را تأمین کند.
این کار مستلزم آبادی روستاها و کار کشاورزان و توجه مسئولان و صرف پول و سرمایه دولتی و مردمی در دهات و روستاهاست. شما که عضو شورای اسلامی هستید و توجه مردم روستا به شماست. . . سیاست کلی در جمهوری اسلامی این است که روستاها تقویت و آباد شوند و کشاورزان کار تولید را که برای آینده این کشور و سرنوشت اسلام و مسلمین حائز اهمیت است، جدی بگیرند. مسئولان نیز باید بر همین اساس برنامه ریزی کنند. امیدواریم ان شاءالله همه این کارها به نحو شایسته و مناسبی انجام گیرد و در کنار کارهای صنعتی، استعداد عظیمی که در کشور ما برای فعالیت های کشاورزی نهفته است، مورد توجه قرار گیرد. »535
11. الزام دولت به ایجاد فرصتهای شغلی مولد
«سال را باید از آغاز تا پایان سال، سال تلاش برای ایجاد اشتغال مفید و مولّد قرار بدهیم. در مطالعات عمیق و بررسی های همه جانبه اقتصادی، به این نتیجه می رسیم که نقطه عزیمت و شروع، عبارت است از تلاش برای اشتغال. برای کشور ما شایسته نیست که جمع بزرگی از مردم این کشور که عمدتاً جوان و غالباً دارای استعداد هستند، از اشتغال مفید و مولّد محروم باشند، در حالی که کشور به این اشتغال نیاز بسیار زیادی دارد. کیفیت اشتغال هم مهم است، اما در درجه اول ایجاد اشتغال و فرصت های شغلی، دارای اهمیت مضاعفی است.
در سال 79 در این زمینه مطالعات و برنامه ریزی هایی شده است. این برنامه ریزی ها باید به مرحله اجرا دربیاید. باید همه برای آن تلاش کنند و احساس نمایند که این برنامه ها در حال اجراست و اثر آن را در زندگی خود و در مجموعه سیمای عمومی کشور مشاهده کنند. بنابراین برنامه ریزی برای اشتغال - که عمدتاً از ناحیه قوه مجریه است، البته قوه مقننه و قوه قضاییه بایستی کمک نمایند و زمینه سازی و پشتیبانی کنند - باید یکی از برنامه های اساسی ما و همه مسئولان در طول سال باشد. »536
12. مسافرت مسئولین به مناطق محروم
«حقیقتاً الان خطر مهاجرت زیاد است. این مهاجرت بقیه مشکلات را به دنبال خود می آورد. وضع روستاها، وضع بدی است. به نظر من باید به روستاها و معضلات مردم خیلی توجه بشود.
یکی از چیزهایی که من می خواهم در این زمینه جداً به آقایان توصیه کنم، این است که به این نقاط محروم بروید و با مردم به طور روبه رو تماس بگیرید و در جریان کارهایشان قرار بگیرید. خود این سفرهایی که انجام می شود - بخصوص به نقاط دوردست و محروم - خیلی باارزش و با برکت است، چون انسان را در واقعیت هایی قرار می دهد که آن ها را شنیده است. گزارش خیلی می خوانیم، اما گزارشی که انسان از نزدیک آثار آن را لمس کند، انصافاً تأثیر دیگری دارد. بنابراین به نظر من مسئله اقتصاد - که مشکلات مردم عمدتاً امروز بر محور مسائل اقتصادی است - خیلی باید توجه بشود، بعضی از بخش ها در این زمینه بیشتر کار کنند. »537
13. مبارزه جدی با پدیده قاچاق
«من اخیراً به مسئولان محترم این نکته را گفته ام. به رئیس جمهور محترم هم آن را مؤکداً گفتم که پدیده قاچاق و قاچاق فروشی، ضربه به اقتصاد و هویت ملی کشور و همه برنامه ریزی هاست. این از لحاظ شرعی، یک عمل ممنوع و حرام قطعی است، چون موجب افساد است. جای مقابله با فساد قاچاق، فقط مرزها نیست. جنس قاچاق، تولید داخلی را تضعیف، اشتغال ناسالم را ترویج و اشتغال سالم را محدود می کند. بخش بازرگانی و بخش تولید و صنعت می توانند به همه کمک کنند. بازرگانی کشور می تواند در خدمت ترویج تولیدات داخلی قرار گیرد. »538
14. توجه ویژه به منابع مالیاتی
«یک توصیه مهم دیگر هم هست که می خواهم بخصوص به مسئولان دولتی و هر کسی از مردم که به آن ها کمک می کند، تأکید کنم و آن استنقاذ حقوق مردمی است. بسیاری هستند که ثروت های بادآورده ای دارند، مالیات نمی دهند. از اموال عمومی به نفع شخصی خود استفاده می کنند و بدون استحقاق بسیاری هستند که مالیات و حقی را که متعلق به مردم هست، از درآمد و کسب خود منع می کنند و نمی دهند. این کار ناروایی است. در جامعه ما باید در همه ذهن ها و فکرها جا بیفتد که منع مالیات و منع ادای حق عمومی دولت و ملت، یک خلاف و یک گناه است. مسئولان دولتی باید تلاش بکنند که مالیات را - بخصوص - از کسانی که ثروت های زیادی دارند و مالیات آن ها در وضع کشور مؤثر است، استنقاذ کنند. چون این حق مردم است و باید آن را به هر نحوی که روا و شایسته است، بگیرند. البته طبقات متوسط - کسانی که آن طور ثروت ها را ندارند - مالیات می دهند و در دادن آن هم، آسان گیرتر هستند و سهل تر عمل می کنند. . . بنابراین، گرفتن مالیات و ادا کردن آن و کمک به دولت و استنقاذ مالیات، یک وظیفه است. »539
15. برنامهریزی اقتصادی ویژه برای اقشار آسیب پذیر
«امروز ما می بینیم بحمدالله طرح های جدید اقتصادی از طرف دولت و مسؤولین کشور در جریان است که این طرح های اقتصادی - آن طور که مسؤولین آن ها بیان می کنند - ان شاءالله در آینده نتایج شیرین و خوبی خواهد داشت و امیدواریم که آن آینده زودتر برسد. اما من این را می خواهم عرض کنم که قشرهای محروم و فقیر و کم درآمد که گران شدن یک جنس فوراً در زندگی شخصی آن ها اثر می گذارد، باید تحت حمایت و پوشش قرار بگیرند. این را عرض می کنیم تا مسؤولین مسائل اقتصادی و بخش های مختلف اقتصادی و کسانی که کار تولید و این چیزها در اختیارشان است، روی این قضایا درست فکر کنند و این قشرهای آسیب پذیر و - به اصطلاح - مستضعفین و محرومین و کم درآمدها به نحوی کمک بشوند تا ان شاءالله این ملت بتواند اقتصاد را شکوفا کند. این می شود استقلال اقتصادی. »540
16. پرهیز از الگوهای سوسیالیستی و کاپیتالیستی
«من فقط یک جمله در باب سیاست های اقتصادی عرض کنم. . . اساس در نظام اسلامی، عبارت است از رفاه عمومی و عدالت اجتماعی. فرق عمده ما با این نظام های سرمایه داری، همین است.
در نظام های سرمایه داری، اساس، رشد اقتصادی، شکوفایی اقتصادی، ازدیاد تولید و ثروت است. هر که بیشتر و بهتر تولید و ثروت کند، او مقدم است. آنجا مسئله این نیست که تبعیض یا فاصله پیش بیاید. فاصله در درآمدها، و نداشتن رفاه جمع کثیری از مردم، نگرانی نظام سرمایه داری نیست. در نظام سرمایه داری، حتی تدابیری که ثروت را تقسیم کند، از نظر نظام سرمایه داری، تدابیر منفی و مردودی است. نظام سرمایه داری می گوید: «معنی ندارد که ما بگوییم ثروت جمع کنید تا آن را از شما بگیریم تقسیم کنیم! این معنی ندارد! اینکه شکوفایی نخواهد شد!» نظام اسلامی، اینگونه نیست. نظام اسلامی، معتقد به یک جامعه ثروتمند است، نه یک جامعه فقیر و عقب مانده. معتقد به رشد اقتصادی است، ولی رشد اقتصادی برای عدالت اجتماعی و برای رفاه عمومی، مسئله اول نیست. آنچه در درجه اول است، این است که فقیر در جامعه نباشد، محروم نباشد، تبعیض در استفاده از امکانات عمومی نباشد، هر کس برای خودش امکاناتی فراهم کرد، متعلق به خود اوست. اما آنچه که عمومی است (مثل فرصت ها و امکانات) متعلق به همه کشور است و باید در این ها تبعیضی وجود نداشته باشد. معنی ندارد که یک نفر پای خود را بگذارد روی دوش مأمورین دولتی، و با ترفند و خدای ناکرده با اعمال روش های غلط، امتیاز بگیرد، رشدی افسانه ای بکند، و بعد بگوید: «آقا من ثروت را خودم به دست آورده ام. » در نظام اسلامی، این جور چیزی نداریم. ثروتی که بر پایه صحیحی نیست، از اصل نامشروع است.
ما با نظام سوسیالیستی هم، به همین اندازه فاصله داریم، نظام سوسیالیستی، فرصت را از مردم می گیرد، ابتکار و میدان را می گیرد، کار و تولید و ثروت و ابزار تولید و منابع عمده سرمایه و تولید را در دولت متمرکز، و به آن متعلق می کند. این، غلط اندر غلط است. در اسلام، چنین چیزی نداریم. نه آن را داریم، نه این را. هم آن غلط است، هم این. نظام اقتصاد اسلامی، درست است. این جور نیست که نظام اقتصادی اسلامی، عبارت باشد از هر چه که در هر دوره ای مصلحت باشد. نخیر! نظر شریف امام، رضوان الله علیه، هم این نبود. من خودم یک وقت از ایشان پرسیدم.
اسلام یک روش خاص خود دارد. مسلکی در مسائل اقتصادی جامعه اسلامی دارد، و آن سلک را طی می کند. اساس سیاست کلی اقتصادی کشور، عبارت است از رفاه عمومی و عدالت اجتماعی. البته ممکن است یک نفر با تلاش و استعداد بیشتر، بهره بیشتری برای خودش فراهم کند. این، مانعی ندارد. اما در جامعه فقر نباید باشد. هدف برنامه ریزان، باید این باشد. سازمان برنامه و برنامه ریزان کشور، با این سیاست کلی و بر این اساس باید برنامهریزی کنند. »541