تاریخ انتشار : ۱۲ آذر ۱۳۸۸ - ۰۸:۴۲  ، 
کد خبر : ۱۰۳۲۶۸

نگاه نگران غرب به لبنان

سبحان محقق «اشاره»: پس از وقوع حادثه 11سپتامبر آمریکا و سپس، لشکرکشی این کشور به خاورمیانه، تحولات منطقه شکل خاصی به خود گرفت و حوزه های درگیری و بحران مثل افغانستان، عراق، فلسطین، لبنان و حتی مسئله هسته ای ایران، همه مثل حلقه های زنجیر به هم وصل شدند و منظور از این اتصال متقابل حوزه ها، به وجود آمدن شرایطی است که در سایه آن، هرگونه تحولی که در یکی از حوزه ها رخ می دهد، تأثیرش را به سرعت بر دیگر حوزه ها می گذارد. به عنوان مثال، همانطور که شاهد هستیم، افزایش حملات به اشغالگران در عراق، باعث می شود که آمریکا رویه مسالمت آمیزی را در رابطه با کشورمان در پیش گیرد و حتی به جای برخورد قهرآمیز با پرونده هسته ای ایران، به انجام مذاکره و گفت و گو نیز تمایل نشان می دهد. این تأثیر و تأثر را میان همه حوزه های دیگر هم می‌توان دید. اما، علاوه بر این تأثیر متقابلی که میان مناطق مذکور می توان دید، تحولات پنج سال اخیر ثابت کرده است که در هر مقطع زمانی یک حوزه در مرکزیت تأثیرگذاری قرار می گیرد، و اگر عرصه خاورمیانه را به یک صفحه شطرنج تشبیه کنیم، می بینیم که هر کدام از این حوزه ها به مرور حکم وزیر را پیدا می کند و سپس، از این نقش خارج می شود. به عبارت دیگر، نقش وزیر در میان حوزه ها حالت چرخشی دارد؛ زمانی عراق نقش تعیین کننده داشت، سپس این نقش به فلسطین رسید و بعد هم لبنان جای آن را گرفت و در مرکز تحولات واقع شد و جایگاه مؤثر و تعیین کننده ای را نسبت به سایر تحولات پیدا کرد.

حساسیت تحولات لبنان
لبنان، از زمانی که وارد جنگ 33 روزه در تابستان گذشته با اسرائیل شد، همین جایگاه محوری را پیدا کرد و به همین خاطر، همه نگاه ها به این کشور معطوف شدند. پس از شروع جنگ فوق، «کاندولیزارایس»، وزیر خارجه آمریکا، در توجیه جنایات رژیم صهیونیستی، سخنانی را بر زبان آورد که تلویحاً همین نقش تعیین کنندگی لبنان را می‌رساند.
رایس گفت: آن چه اکنون در لبنان می گذرد، مثل درد زایمانی است که باید آن را تحمل کرد، زیرا حاصل این جنگ، تولد «خاورمیانه جدید» است. وی حتی در جایی گفته بود که پس از جنگ، «سیدحسن نصرالله»، دبیرکل حزب الله را نیز در بازداشتگاه گوانتانامو خواهید یافت!
هر چند وعده های رایس تحقق نیافت و تحولات لبنان خوشبختانه به سمت و سوی کاملاً متفاوتی پیش رفت، ولی اظهارات وی، اهمیت محوری لبنان را در مقطع فعلی برملا می کند؛ تحولات لبنان در وهله نخست بر جریانات داخلی سرزمین های اشغالی فلسطین تأثیر مستقیم و دایمی دارد. ثانیاً، جریان ضدآمریکایی منطقه (مثل کشورهای ایران، سوریه،...) در جنگ 33 روزه، لبنان را خط مقدم مواجهه با صهیونیسم و آمریکا می دید و بدین خاطر، هر پیامدی برای حزب الله، اثرات بلافصلی را هم بر این جبهه می گذاشت و اکنون نیز تحولات لبنان می تواند موازنه سیاسی کل منطقه را تغییر دهد.
همانطور که می دانیم، در فردای پس از پایان جنگ فوق شرایط لبنان باز هم حساس تر شد و برخلاف انتظار اسرائیل و غرب، حزب الله از میدان نبرد پیروز بیرون آمد.
هفته های اخیر هم در شرایطی که همه نگاه ها متوجه لبنان بود و غرب می خواست با در دست گرفتن ابتکار دیپلماتیک و باز گرداندن نیروهای «یونیفل» به لبنان، پیروزی حزب الله را نادیده بگیرد، «سیدحسن نصرالله»با اقدام تاریخی بعدی خود، آمریکا و غرب را کاملاً زمینگیر کرد؛ نصرالله در گفت وگوها و سخنانش، ضمن بر شمردن مصادیقی ازخیانت دولت «فؤاد سینیوره» به ملت لبنان در زمان جنگ 33 روزه و همچنین، با اشاره به گرایش وی و متحدانش به آمریکا و دستوراتی که از سفارت این کشور در بیروت می گیرد، این دولت را نامشروع اعلام کرد.
در پی آن، شش وزیر حزب الله و جنبش امل، از کابینه سینیوره کنار رفتند و شرایط به گونه ای شد که آمریکا و اسرائیل را به شدت نگران کرد.
در پی موضعگیری جدید حزب الله، غرب واقعاً دستپاچه شد، چون قرار بود که از طریق دیپلماسی و با اهرم قطعنامه 1559 شورای امنیت سازمان ملل، حزب الله خلع سلاح شود، نه این که به سوی کسب قدرت گام بردارد و حتی از مدرن سازی و تقویت ارتش لبنان هم حرف بزند، موردی که اگر عملی شود، نقش سنتی این کشور در همسایگی اسرائیل را به کلی متحول می‌کند.
تغییر موازنه منطقه‌ای
از جمله علل نگرانی شدید غرب از کنار رفتن دولت سینیوره، به قدرت رسیدن جنبش حزب الله و گروه های ضدصهیونیستی در لبنان است که می تواند در شرایط کنونی موازنه قدرت را در کل منطقه خاورمیانه، به ضرر آمریکا بر هم زند. در صورت به قدرت رسیدن جریان ضدصهیونیستی، کشور لبنان از جایگاه سنتی و ضعیف خود فاصله می گیرد و صاحب یک ارتش قدرتمند و حاکمیت واقعی می گردد، وحتی در مقایسه با دولت های شدیداً وابسته منطقه، قدرتش افزون تر هم می‌شود.
به قدرت رسیدن حزب الله در لبنان، قبل از هر چیز، یک خطر فوری برای موجودیت اسرائیل محسوب می‌گردد.
لبنان، از منظر تاریخی و در نقش سنتی خود، در هیچ جنگ اعراب علیه اسرائیل رسماً مشارکت نداشت و خطر هم محسوب نمی شد. علاوه بر آن، صهیونیست ها با استقرار در بخش های جنوبی این کشور، برای خود یک نوار امنیتی به وجود آورده بودند.
در سال 1982 نیز هر چند حزب الله در پی انفجار مقر نیروهای آمریکایی در بیروت اعلام موجودیت کرد، ولی هنوز نگاه ها به آن معطوف نبود و مستحیل شدن اسرائیل در جبهه شمالی و در مصاف با حزب الله هم حساسیتی را در غرب ایجاد نکرد، تا این که در نیمه دوم دهه 1990 نیروهای اسرائیلی از لبنان عقب رانده شدند.
همانطور که اشاره شد، حزب الله در جنگ 33روزه اخیر هم ضرب شست شدیدی را به اسراییل نشان داد و این در شرایطی بود که هنوز قدرت را در لبنان در دست نداشت و حتی تجهیز نیروهایش در خفا و استتار کامل صورت می‌گرفت.
اما، کسب قدرت، یک نقطه عطف است و می تواند یک انقلاب واقعی به حساب آید، چرا که تقویت نیروی دریایی، هوایی و زمینی لبنان، نه فقط برای اسرائیل، بلکه برای کلیت غرب و حتی بسیاری از رژیم های مرتجع عربی یک کابوس است. زیرا، در نظم خاورمیانه ای آمریکا، اروپا و رژیم صهیونیستی، لبنان محکوم بود که همیشه به عنوان یک کشور ضعیف باقی بماند و علاوه بر آن، همیشه از درگیری های داخلی هم رنج ببرد.
نگرانی دیگر اسرائیلی ها و غرب، وجود ارتباط بسیار نزدیک میان تحولات لبنان و تحولات داخلی فلسطین است. آنها به خوبی پی برده اند که حزب الله تبدیل به یک الگوی تمام عیار فلسطینی ها شده است. با توجه به این واقعیات، اگر حزب الله بخواهد به قدرت برسد، فلسطینی ها هم روحیه می گیرند و به آینده خود امیدوار می شوند و هم، موضوع انتقال سلاح های پیشرفته و مدرن به داخل فلسطین اشغالی شکل آسان تری به خود می‌گیرد.
به قدرت رسیدن حزب الله، موازنه قوا در منطقه را هم برهم می زند و بافت های سیاسی فرسوده را با خطر فروپاشی مواجه می کند. جریان ضدصهیونیستی اگر قدرت را در لبنان در دست گیرد، اسرائیل به محاصره ارتش های عربی در می آید و دولت های مصر، اردن، عربستان و کشورهای حاشیه جنوبی خلیج فارس نیز از درون به شدت تحت فشار مردم قرار می گیرند. از هم اکنون مصری ها از دولت خود می خواهند قرارداد صلح کمپ دیوید میان این کشور و اسرائیل را لغو کند. یک مقام ارشد امنیتی سعودی هم به طور علنی از به قدرت رسیدن حزب الله در لبنان ابراز نگرانی کرد.
بنابراین، اکنون دیگر تأثیر تحولات لبنان بر خاورمیانه فقط مطرح نیست، بلکه این کشور در شرایط حساس فعلی، در مرکز تحولات جهان قرار دارد و تأثیر وقایع لبنان بر شمال آفریقا، آسیای جنوب شرقی وآمریکای لاتین حتمی است. در خبرها آمده است که آرژانتین اخیراً شاهد تظاهراتی به طرفداری از حزب الله لبنان بود. در شمال آفریقا جایگاه حزب الله آنقدر مستحکم است که به عنوان مثال، شهروندان الجزایری دسته دسته شیعه می شوند و خود را «المستبصرین» می‌نامند.
لذا، منطقی است که اسرائیل و غرب در نقش بازیگر خردمند، نسبت به تحولات جاری لبنان شدیداً احساس نگرانی کنند و دقیقاً به همین خاطر است که برای کنترل روند تحولات در این کشور، انگیزه کافی برای انجام هر کاری را هم دارند. با توجه به حضور گسترده مأموران سیا و موساد در لبنان و با توجه به پیامدهای خاص و غرب پسندی که ترورهای هدفمند قبلی داشته اند، ترور «پیرجمیل» وزیر صنایع کابینه سینیوره برای ایجاد اختلال در روند به قدرت رسیدن حزب الله و جریان ضدصهیونیستی، امری کاملاً قابل پیش بینی بود.
ترور ناشیانه
سازمان های جاسوسی موساد و غرب به زعم خود می خواستند با ترور «پیرجمیل»، جنبش حزب الله را از کسب قدرت باز دارند، اما این اقدام در شرایط کنونی کاملاً ناشیانه و عجولانه بود. زیرا اولاً، افکار عمومی لبنان و منطقه اصلاً نمی پذیرد که حزب الله و دولت سوریه با دستان خود، اقدام به کاری کنند که در روند انتقال قدرت از دولت فعلی به جریان ضدصهیونیستی لبنان اختلال ایجاد شود! لذا، همانطور که طی روزهای اخیر شاهد بودیم، هیچ واکنش و تظاهرات مردمی علیه حزب الله و سوریه شکل نگرفت.
البته، به محض وقوع ترور فوق، مقامات واشنگتن و تل آویو و حتی برخی جریانات داخلی لبنان، انگشت اتهام خود را فوراً به سمت حزب الله و سوریه گرفتند، که این نیز به رسوایی آنها انجامید، زیرا متهم کردن فوری و بلافاصله بعد از عملیات ترور، نوعی هماهنگی قبلی را در ذهن هر کسی متبادر می‌کند.
در پی وقوع ترور مزبور، جنبش حزب الله تظاهرات میلیونی علیه دولت سینیوره را به تعویق انداخت و با این ابتکار خود، هدف و توطئه عوامل ترور را که می خواستند شرایط را برای رقیب متشنج کنند، خنثی کرد و همانطور که شاهد بودیم این تظاهرات پذیرای دومیلیون لبنانی شد.
بدین ترتیب، سقوط دولت سینیوره محتمل به نظر می رسد و پس از آن هم، جریان مخالف غرب به قدرت خواهد رسید و این واقعه بر کل خاورمیانه و برخی مناطق جهان مثل آمریکای لاتین تأثیر خواهد گذاشت و البته، شاخص های اقتصادی و قیمت نفت نیز از آن متأثر خواهند شد.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات