تاریخ انتشار : ۰۵ آذر ۱۳۸۸ - ۰۷:۳۰  ، 
کد خبر : ۱۰۳۳۲۲

بدهی بزرگ


مهدی محمدی
ایرانی ها در طول تاریخ همواره آموزگاران خوبی بوده اند. جهان از این حیث منتی بر ایران ندارد. ما ایرانی ها در طول تاریخ دراز خود از جهان بسیاری چیزها آموخته ایم و به همان نسبت و بلکه بسیار بیشتر چیزهایی به جهانیان آموخته ایم. بعضی مفاهیم ـ لااقل در شکل فعلی شان ـ برای اندیشه بشری جدیدند اما روح بزرگ ایرانی آنها را در هاضمه فراخ خود جذب و هضم کرده و اکنون در جایگاهی است که می تواند به مدعیان تولید این مفاهیم صورت اصیل آن را آموزش دهد.
منطقه ای که ما در آن زندگی می کنیم و ایران را به مثابه قلبی تپنده در میان گرفته است، چند سالی است لگدکوب چکمه های جماعتی است که مدعی اند متاع ناب دموکراسی تولید انحصاری آنهاست و اهل عالم اگر مصرف این کالای برین را به اختیار خود پذیرفتند که هیچ وگرنه به ضرب و زور به خوردشان خواهیم داد.
دیروز در 24 آذر مردم ایران نشان دادند که این منطقه نیازی ندارد تا ـ به اجبار یا اختیار ـ از آن سر عالم مستشار خارجی بیاورد تا دموکراسی یادش بدهند. کاملا برعکس اگر جوهر دموکراسی مبادله مسالمت آمیز قدرت از راه مراجعه به آرای عمومی است، ظاهراً این آمریکایی ها هستند که باید در مکتب مردم فهیم ایران زانو بزنند و درس بیاموزند. اما اگر مقصود از دموکراسی در قاموس گردانندگان کاخ سفید چیز دیگری باشد ـ که ظاهراً هست ـ آن وقت دیگر به خودشان مربوط است که بخواهند همچنان رسوایی و ریاکاری پیشه کنند و چپاول و دزدی و ایجاد مستعمره های جدید را به نام دموکراسی جا بزنند.
این تنها پیام حماسه ای نیست که مردم ایران روز گذشته پای صندوق های رأی آفریدند. کشور عزیز ما، ایران، دیری است بدل به خاری جا نخراش در چشمان و قلب های کسانی شده است که به منطقه خاورمیانه و سرمایه های بزرگ مادی و معنوی اش به عنوان یک لقمه چرب نگاه می کردند و حمیتی و غیرتی در میان حاکمان این خطه نمی دیدند که دستی برآرد و از سرمایه و حیثیت خود دفاعی بکند. امروز ایران دست توانای مردم بی پناه جهان اسلام برای پنجه افکندن در پنجه جهانخواران است. سرزمینی بزرگ و آباد با مردمانی شجاع و با هوش که دست ها بر کاری نهادند به بهترین شکل به سرانجامش رساندند.
ایران در آستانه قرن بیست و یکم حاکم بلامنازع منطقه ای است که بسیاری در این گوشه و آن گوشه دنیا چشم طمع به آن دوخته اند. ما بر سر راه منافع ماشین های بزرگ جنایت و غارت ایستاده ایم. یک ایران هسته ای که فقط یک قلم از شاهکارهایش این است که در چند صد مایلی مرزهای خود در جایی به نام لبنان ارتشی کارآمد و دلاور برساخته و با موفقیت از آن پشتیبانی می کند. بسیار خوب، با ایران چه باید کرد؟
این سخن جدید نیست اما می توان صدها بار بر آن تأکید کرد و ده ها شاهد بر صحت و درستی اش اقامه نمود که غربی ها پس از آزمودن تمامی روش های ممکن مقابله و درگیری با ایران به خوبی دریافته اند که مسئله ایران تنها و تنها «راه حل داخلی» دارد. این حقیقت را بسیار پیش تر از آنکه واشنگتن اینگونه به صرافت گفت وگو با ایران بیفتد، «مارک پالمر» کارشناس ارشد امور ایران در «کمیته سیاست خطر جاری» ایالات متحده کشف و اعلام کرد.
پالمر در گزارشی مهم که هم اکنون هم متن کامل آن در وبگاه این کمیته قابل دسترسی است توسل به هرگونه شیوه ای از جنس «جنگ سخت» با ایران از قبیل درگیری نظامی و تحریم را از پیش بی حاصل و در حکم «وقت تلف کردن» و «کمک به ایجاد انسجام و هماهنگی بیشتر میان دولت و ملت ایران» اعلام می کند و می گوید تنها روش مواجهه موفق و مؤثر با تهدید ایران این است که از درون به چالش کشیده شود و درهم بریزد. در واقع آنچه او پیشنهاد می کند نوعی مواجهه نرم با ایران است که ابزارهای خود را از میان همه آن چیزهایی انتخاب می کند که می تواند مناسبات دولت و ملت ایران از یکدیگر را مخدوش و پیوند میان آنها را سست نماید.
بزرگنمایی هر مشکل کوچکی که بتوان با آن کارآمدی سیستم را به چالش کشید و بحرانی جلوه دادن وضع شاخص های مختلف سیاسی، اقتصادی و اجتماعی از جمله این ابزارهاست که می بینیم امروزه بحث درباره آنها کاملاً فعالانه از جانب غربی ها و دنباله های داخلی آنها پیگیری می شود. آنچه از خلال نوشته پالمر و بسیاری مطالب دیگر در این باره که به طور انبوه توسط مراکز بررسی استراتژیک و برآورد اطلاعاتی غرب منتشر می شود، می توان فهمید این است که غرب برای کنترل نظام جمهوری اسلامی تنها به یک راه امید بسته و آن این است که به نوعی بتوانند اعتماد مردم به حاکمیت را کمرنگ کنند و آن وقت در حالی که ایران دیگر از سرمایه غنی مردمی خود محروم شده، به مختصر فشاری آن را از پای درآورند.
انصاف این است که اعتراف کنیم غرب تاکنون در این راه به کمک عوامل خودآگاه و ناخودآگاه خود در داخل کشور اقدامات فراوانی برای نیل به این هدف انجام داده است. شاید آنها گمان می کردند ـ و گوشه و کنار گفته‌اند هم ـ که امید داشتند به موازات افزایش اقتدار منطقه ای ایران «بحران کارآمدی دولت» از ثبات و اقتدار داخلی آن بکاهد و جای پای غرب را در داخل ایران گشوده تر کند. انتخابات روز 24 آذر که رسانه های غربی آن را داغ توصیف کرده اند و خبرهای اولیه حکایت از آن دارد که در مواردی مشارکت مردم در آن از انتخابات ریاست جمهوری سال گذشته هم فراگیرتر بوده، تمامی این خواب و خیال را بر باد داده است.
مردم ایران بار دیگر نشان دادند که هنوز به کشور خود عشق می ورزند و هرگاه دندان طمع دشمن را تیز ببینند صرف نظر از همه اختلاف سلیقه هایی که احتمالاً در اندرونی خود دارند، عزت ملی خود را پایمال دعوا و درگیری چند کاسب سیاست پیشه نمی کنند تا دشمن مجال عرض اندام بیابد که اگر غالب شود، صغیر را از کبیر تمییز نخواهد نهاد.
همه آنها که عنوان «مقامات مسئول» را بر دوش می کشند یک بدهی بزرگ به مردم کوچه و خیابان این ملک دارند و آن بدهی این است که فروتنانه بر دست هاشان بوسه بزنند و جوانمردی و معرفتشان را در حالی که رنج معیشت گاه گریبانشان را سخت می فشارد، آفرین بگویند.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات