امیرسرتیپ سیدناصر حسینی جانشین فرماندهی نیروی زمینی ارتش ج.ا.ا
هر چه از زمان پایان جنگ تحمیلی هشت ساله عراق علیه ایران فاصله می گیریم، با فاش شدن اسناد و اسرار جنگ تحمیلی از سوی دشمنان ایران اسلامی، عمق توطئه آنها و هم پیمانی و همدستی شان با صدام حسین- رئیس جمهور بعثی وقت عراق- علیه انقلاب اسلامی آشکارتر شده و سوءنیت و میزان سرمایه گذاری دشمنان ما در خصوص شکستن اراده ملی ایرانیان و حذف انقلاب اسلامی و ازبین بردن استقلال و منافع ملی ملت ایران، بهتر درک میشود.
در آغاز انقلاب اسلامی، آمریکا که از بروز این حادثه به شدت ضربه خورده و تحقیر شده بود، این بار از انگیزه های صدام حسین- دشمن دیرینه ایران و ایرانی- استفاده کرد و علیرغم اختلافات سیاسی موجود بین عراق و آمریکا- به ویژه پس از جنگ اعراب و اسرائیل(1967)- هر دو علیه ملت ایران و انقلاب نوپای اسلامی هم پیمان شدند. برای این منظور، برژینسکی- مشاور امنیتی کارتر، رئیس جمهور وقت آمریکا- ماموریت داشت تا تغییر سیاست آمریکا نسبت به عراق را اعلام نماید و حمایت آمریکا در یک جنگ تمام عیار علیه ایران را به رژیم عراق اطمینان دهد.
صدام حسین برای آغازکردن جنگ، یک حساب قدیمی با ایران در مرزهای جنوبی داشت که قصد داشت در فرصتی مناسب به حل و فصل آن بپردازد زیرا او هرگز با قراردادی که در سال۱۹۷۵ در الجزایر با شاه مخلوع ایران امضا کرده بود، موافق نبود. او فکر می کرد که اکنون وقت آن رسیده است که سرزمین های واگذارکرده در آن قرارداد را باز پس گیرد و شاید هم طی یک اقدام برق آسای نظامی، بتواند حکومت انقلابی و ضدآمریکایی تهران را سرنگون سازد. صدام، تردیدی نداشت که در صورت حمله عراق به ایران، ایالات متحده از اقدام جنگی وی حمایت خواهد کرد و این، یک اقدام صریح برای همکاری استراتژیک عراق با واشنگتن می توانست باشد. ناگفته نماند که صدام، چند ماه قبل از اعلان جنگ به ایران در سپتامبر۱۹۸۰(شهریور۱۳۵۹)، تمامی مسائل مربوط به مناسبات با ایالات متحده را در شورای انقلاب عراق مورد بازبینی قرار داده بود.
با عطف توجه بغداد به سوی واشنگتن و تمایلات دوستانه واشنگتن نسبت به بغداد، حالا دیگر، راه برای دیدار مقامات دو کشور هموار شده بود. فکر مذاکره محرمانه مقامات عالی رتبه دو طرف از ابتکارهای برژینسکی بود. به نوشته نیویورک تایمز، برژینسکی به امان پایتخت اردن رفت و با رهبر عراق در نخستین هفته ژوئن 1980(تیرماه 1359) به طور محرمانه دیدار کرد.
به نوشته این روزنامه، هدف از این دیدار، بحث و مذاکره پیرامون راه های هماهنگ کردن فعالیت های آمریکا و عراق در مخالفت با سیاست های ایران بود که به این ترتیب، این اجلاس در حکم یک شورای جنگی علیه ایران بوده است. بنابراین رژیم عراق که از چند سال پیش سرگرم تقویت بنیه دفاعی خود شده بود و در این رابطه میلیاردها دلار هزینه کرده بود و خود را برای یک رویارویی نظامی آماده می کرد، اینک چراغ سبز آمریکا را نیز برای حمله نظامی و تجاوز مرزی به خاک مقدس جمهوری اسلامی ایران در اختیار داشت.
با این رویکرد بود که صدام حسین با ظاهرشدن در برابر دوربین های تلویزیون عراق، قرارداد 1975الجزایر را پاره کرد و آن را یک طرفه زیر پا گذاشت و تجاوز خود را علیه جمهوری اسلامی ایران آغاز کرد و در این جنگ، هر دو بلوک شرق و غرب و به ویژه آمریکا از رژیم عراق حمایت کردند.
بنا بر شواهد و اسنادی که سال های پس از جنگ تحمیلی در سطح جهان منتشر گردید، مشخص شد که تا پایان جنگ هشت ساله بیش از 350 شرکت اروپای شرقی و غربی و آمریکای شمالی و جنوبی از جمله شرکتهایی از کشورهای فرانسه، آلمان، انگلیس، ایتالیا، شوروی سابق، یوگسلاوی، آمریکا، آرژانتین، برزیل و... با واگذاری انواع سلاح و مهمات و هواپیما و سلاح های میکروبی و شیمیایی و خدمات نظامی و... از رژیم عراق پشتیبانی کردند.
با همین پشتگرمی ها، رژیم بعثی عراق در 31 شهریور 1359 با تصمیم و طرح قبلی و با هدف براندازی نظام نوپای جمهوری اسلامی ایران، جنگی تمام عیار را آغاز کرد. حملات ارتش عراق به مرزهای ایران در طول نوار مرزی از آبادان تا قصرشیرین ادامه یافت و همزمان با آن، هواپیماهای دشمن بسیاری از مراکز نظامی و استراتژیک و فرودگاه های ایران و نیز 19 شهر را مورد بمباران قرار دادند. اهداف اصلی عراق در این تهاجم عبارت بودند از:
- حاکمیت بر اروندرود و بازپس گیری سه جزیره ایرانی خلیج فارس به منظور جبران قرارداد 1975 الجزایر
- جداسازی استان خوزستان و الحاق آن به عراق یا استقلال آن به نام عربستان
- تضعیف جمهوری نوپای اسلامی تا مرز سقوط
به منظور دستیابی به این اهداف، عراق یک استراتژی جنگ سریع(سه روزه) را طراحی کرده بود با این تصور که نیرویی که توانایی مقابله با ارتش آن کشور را داشته باشد، وجود ندارد.
در آن زمان پاسگاه های مرزی که ماموریت نیروی پوشش و اطلاع رسانی را به عهده داشتند، علی الاصول تاب مقاومت در برابر چنین تهاجمی را نداشتند و متاسفانه سیستم تصمیم گیری کشور در سطح مدیران عالی، به دلیل تحولات بعد از انقلاب و التهابات سیاسی موجود در سطح رؤسای قوای سه گانه و شورای انقلاب نتوانست عکس العمل به موقع را در مقابل تهاجم دشمن انجام دهد. لذا نیروی زمینی ارتش عراق طی 48 ساعت اولیه جنگ، بدون هرگونه مقاومتی به نزدیکی شهرهای مرزی رسید اما آنچه که مورد ارزیابی توجه دشمن قرار نگرفته بود، میزان فداکاری مردم و مقاومت عناصر بومی و محلی بود که استراتژی جنگ سریع عراق را با شکست مواجه ساخت.
در همین فرصت بسیاری از نیروهای انقلابی، یگان های مجهز ارتش، دانشجویان دانشگاه افسری و نیروهای مردمی و سپاه به سمت مناطق مرزی و جبهه های نبرد حق علیه باطل هجوم آوردند و با رشادت و پایمردی و انجام عملیات های ایذایی و نامنظم، مانع پیشروی دشمن شدند و توانستند نیروهای تادندان مسلح دشمن بعثی را متوقف نمایند. همزمان با مقاومت این نیروها، واحدهای توپخانه، هواپیماها، جنگنده بمب افکن ها، بالگردها و موشک اندازهای ارتش جمهوری اسلامی ایران، خطوط مقدم و نیروهای پیشتاز ارتش متجاوز و نیز واحدهای عقبه و پشتیبانی و عمده قوای ارتش عراق، پل ها، انبارهای مهمات، ستون های زرهی، خودروهای حامل نفرات و مهمات و تجهیزات و نیز پایگاه های اقتصادی و نظامی رژیم عراق را در عمق آن کشور و نیز نواحی اشغال شده در خاک ایران، آماج حملات کوبنده خود قرار دادند که عملیات هوایی حدود 140 فروند از هواپیماهای جنگنده ارتش جمهوری اسلامی در یکی از نخستین روزهای دفاع مقدس، از جمله جالب ترین آنهاست. در این جنگ بی امان اگر چه خرمشهر قهرمان پس از یک مقاومت 33روزه به دست دشمن سقوط کرد اما در طول مدت مقاومت، دو لشکر ارتش عراق را به خود مشغول کرده بود و رمق دشمن را گرفت، به نوعی که بعد از تصرف خرمشهر، پل این شهر به سمت آبادان را تخریب کرد. این عمل، یعنی اینکه هر گونه علاقه ای به پیشروی به سمت آبادان در ارتش عراق از بین رفته بود لذا دشمن بعد از اشغال خرمشهر، از پیشروی به سمت اهداف خود باز ماند.
در این مدت، نیروهای دفاعی منظم و نامنظم جمهوری اسلامی ایران با سازماندهی مجدد، آماده دفع هرگونه تجاوز گردیدند و طی مدت یک سال اول جنگ، حدود 78 عملیات آفندی و پدافندی در سراسر جبهه های غرب و جنوب به طور مشترک با حضور یگان های ارتش، سپاه و بسیج مردمی انجام شد که با واردکردن تلفات و ضایعات به دشمن بعثی، او را در وضعیت خود تثبیت کردند تا زمینه برای عملیات های بعدی به منظور پاکسازی مناطق اشغالی از لوث وجود دشمن فراهم گردد که متاسفانه تاکنون کمتر به این عملیات ها پرداخته شده است. به هر حال مجموعه این عملیات ها و عنایات و امدادهای الهی شگفت انگیز و رعبی که خداوند متعال در دل دشمن انداخت، مانع شد تا نیروهای عراقی در مناطقی که قابل پیشروی به نظر می رسید مکث و تامل کنند و این امر باعث شد مناطقی مثل دزفول و اندیمشک و تاسیسات نظامی و اقتصادی آنها سالم بماند و اهواز از خطر محاصره دشمن در امان بماند و شهر و جزیره آبادان نیز هیچ گاه به تصرف دشمن درنیاید و رؤیای فتح سه روزه تهران، برای همیشه در خیال سرکردگان رژیم بعثی عراق بماند.