گروه بینالملل: مردم کشور ۲۶ میلیونى ونزوئلا در منطقه آمریکاى لاتین براى شرکت در انتخابات ریاست جمهورى این کشور پاى صندوق هاى اخذ راى رفتند و براساس نتایج، «هوگو چاوز» همچنان رییس جمهورى ونزوئلا باقى ماند.
تقسیم راى نزدیک به ۱۶میلیون واجد شرایط سبب شد «هوگو چاوز» ۵۲ ساله چپگرا بر «مانوئل روزالس» ۵۳ساله از حزب سوسیال دموکرات و طرفدار اقتصاد آزاد، پیروز شود. چاوز براى نخستین بار، در سال ۱۹۹۸با ۵۶ درصد آرا قدرت را در دست گرفت. وى که «سیمون بولیوار» قهرمان ملى و استقلال طلب ونزوئلا راالگوى خود مى داند قصد دارد پس از پیروزى درانتخابات، گام هاى دیگرى را براى تکمیل برنامه هاى انقلاب سوسیالیستى مورد نظر خود بردارد. اما روزالس رقیب وى که فرماندار کنونى ایالت نفت خیز «زولیا» در غرب این کشور است، مخالف سرسخت سیاست هاى اقتصادى و سیاسى دولت چاوز به شمار مىرود.
باتوجه به اینکه ویژگى چاوز مخالفت صریح با سیاست هاى آمریکا و شرکت هاى نفتى این کشور است، هرگونه ابراز مخالفت با رییس جمهورى ونزوئلا در افکار عمومى و محافل سیاسى این کشور و همچنین آمریکاى لاتین، همنوایى با واشنگتن تلقى مى شود که در این میان روزالس نیز متهم به همگرایى با کاخ سفید شده است.
چاوز با اتکا به وابستگى خود به محرومترین لایه هاى جامعه، همیشه مورد احترام افکار عمومى بوده و حتى کودتاى سال ۲۰۰۲ گروهى از نظامیان این کشور که با حمایت مستقیم آمریکا و سفیر این کشور در کاراکاس اجرا شد پس از دو روز ناکام ماند و پس از برگزارى یک راهپیمایى میلیونى، وى دوباره به قدرت بازگشت.
برنامه هاى اقتصادى چاوز مبتنى بر توزیع ثروت حاصل از درآمد سرشار نفتى بین محرومان و فقرا، عامل اصلى افزایش محبوبیت وى است. چاوز در سال ۲۰۰۴ نیز توانست با برگزارى یک همه پرسى، پشتیبانى بیش از ۶۰ درصد راى دهندگان را درباره اصلاحات اقتصادى مورد نظر خود کسب کند که رنجش خاطر گروه هاى اپوزیسیون را برانگیخت.
اکنون رییس جمهورى ونزوئلا برپایه یک برنامه ریزى طولانى، درآمد فروش نفت را صرف توزیع ثروت بین اقشار فقیر و محروم جامعه کرده و تلاش مى کند به شعار خود مبنى بر ایجاد عدالت اجتماعى و اقتصادى جامه عمل بپوشد.
برنامه هاى دولت چاوز بگونه اى پیش مى رود که عایدات ارزى ناشى از فروش کالاهاى غیرنفتى از درآمد نفتى این کشور فراتر رفته و نشان مى دهد دولت چاوز براى برون رفت از سیاست اقتصاد تک محصولى برنامه هاى دقیقى دارد.
سیاست چاوز همواره بر حمایت از کشورهاى مخالف واشنگتن متکى بوده که مى توان گفت با پیروزى مجدد وى، این جبهه در منطقه بیشتر تقویت خواهد شد به اعتقاد بسیارى از کارشناسان، پیروزى قابل پیش بینى چاوز، ضربه سنگین دیگرى بر سیاست هاى دولت آمریکا است که بارها اعلام کرده سقوط دولت ونزوئلا اولویت سیاست خارجى کاخ سفید است.
بسیارى چون هوگو چاوز، رییس جمهور فعلى ونزوئلا و یارانش معتقدند انقلابى در این کشور شکل گرفته وهمین امر بحث هاى متناقضى را موجب شده است. این گروه معتقد به بولیواریسم هستند. در حال حاضر ابهام هاى فراوانى نسبت به ماهیت بولیواریسم به ویژه در خارج از آمریکاى لاتین وجود دارد. اما مفهوم بولیواریسم - این مفهوم با نام سیمون بولیوار عجین شده است، کسى که کشورهاى کنونى ونزوئلا، کلمبیا، پاناما، اکوادور و بولیوى به رهبرى وى به استقلال خود از سلطه استعمارى اسپانیا رسیدند- بنا به وصف چاوز همچون درختى است که سه شاخه دارد و علاوه بر سیمون بولیوار دست کم دو شخصیت برجسته دیگر جزو بانیان آن محسوب مى شوند. سیمون رودریگز که معلم و دوست همیشگى بولیوار بود و ایزکویل زامورا که ژنرال «خلق مستقل» در جنگ داخلى و نزوئلا در قرن نوزدهم بود.
برخى معتقدند ایده ها و نظریه هاى این نظام تایید شده توسط چاوز که از نظریه هاى بولیوار سرچشمه مى گیرد، کاملا مخالف با ایده ها و نظریه هاى مارکس است و اگر قرار باشد نام کسى از فهرست الهام دهندگان به چاوز را حذف کنیم نام مارکس در وهله اول قرار مى گیرد.به رغم اختلافات و تضادهاى بسیارى که میان طرفداران نظریه هاى مارکس و طرفداران اعتقادات و ایده هاى بولیوار وجود دارد، مارکسیست هاى ونزوئلا در قرن بیستم بولیوار را دوباره براى خود و براى جنبش انقلابى کشف کردند. از مهمترین شخصیت هایى که محتواى انقلابى ایده هاى بولیوار را کشف کرده اند، مى توان به خوزه مارکوس ماریا تگوئى، بنیانگذار حزب سوسیالیست پرو و خوان آنتونیو ملا، بنیانگذار حزب کمونیست کوبا اشاره کرد. ماریا تگوئى توصیه مى کند که جنبه هاى مناسب به روز نبوغ سیمون بولیوار را به خدمت گیرند و ملا در سال ۱۹۲۴ میلادى اعلام کرد که متناسب با اوضاع و احوال موجود براى عملى ساختن آرمان هاى کهن به ارث رسیده از سیمون بولیوار وارد نبرد شویم. براى بررسى این مورد که آیا مارکسیست ها باید بولیواریسم را به بخشى از استراتژى خود بدل سازند یا اینکه رابطه اى میان مارکسیسم و بولیواریسم وجود دارد، باید به گونه دیگر عمل کرد.
به عبارت دیگر باید دید با کدام تفسیر از اندیشه هاى سیمون بولیوار در انقلاب ونزوئلا سر و کار داریم؟ اکثر بررسى هاى انجام شده به این نتیجه رسیده است که جوهر بولیواریستى چاوزیسم عبارت است از بى طرفى اصولى و بى طرفى ایدئولوژیکى که حتى در استراتژى هاى سیاسى جنبش انقلابى تحت رهبرى هوگو چاوز نیز به چشم مى خورد. برخى جریانات و تحولات سیاسى به خصوص از سال ۲۰۰۱ تا ۲۰۰۳ منجر به آن شد که اجزاى درخت سه شاخه بولیواریسم رفته رفته تبلور یابند و براى تحقق پروژه بولیواریستى وارد عمل شوند.
بولیواریسم امروزى در ونزوئلا نه از مجموعه نظرات بولیوار، رودریگز و زامورا بلکه از عناصر اصلى آن که با روح زمان متناسب هستند، تغذیه مى شود. این تئورى بولیواریسم فرق چندانى با ترکیبات تئوریکى سابق ندارد. با توجه به بولیواریسم درمى یابیم که تئورى و تفسیر احکام بولیوار و رودریگز در ونزوئلا و دیگر کشورهاى آمریکاى لاتین در سال هاى اخیر رادیکالتر شده است و با تئورى مارکسیستى وجوه مشترک زیادى پیدا کرده است.درجه رادیکالیزاسیون نیروهاى مختلف بولیواریسم در سراسر آمریکاى لاتین متفاوت است. براى مثال سازمان (فارک) کهنسال ترین و بزرگترین سازمان چریکى آمریکاى لاتین، خود را مارکسیست لنینیست بولیواریست مى نامد. آن ها مى گویند ما مارکسیستیم، زیرا براى رسیدن به سوسیالیسم مبارزه مى کنیم، ما در پى ساختن جامعه نو و عادلانه ایم؛ جامعه اى که مالکیت جمعى بر مالکیت خصوصى ترجیح داده مى شود. ما لنینیستیم؛ زیرا در سازمان ما اصول لنینیستى مرکزیت دموکراتیک، انتقاد از خود و غیره به مورد اجرا گذاشته مى شود. ما پیرو اندیشه هاى بولیواریم. بولیوار در قلب و روح ماست. ما همه بولیواریم، هر چریکى در آمریکاى لاتین تجسم یک بولیوار است زیرا ما در راه برابرى و برادرى مبارزه مى کنیم زیرا ما ضد امپریالیستیم. ما عملا از مواضع بولیواریستى دفاع مى کنیم و براى تحقق نهایى آن ها مىجنگیم.
قصد ما به پایان رساندن کار ناتمام بولیوار است.واضع ایدئولوژیکى سازمان چریکى فارک در مقایسه با چاوز از وضوح بیشترى برخوردارند و رادیکال ترند اما در تفسیر اندیشه هاى بولیوار وجوه مشترک زیادى دارند. فعالیت هاى ضد امپریالیستى که اکنون بیش از همه علیه آمریکا نشانه رفته است، یکى از نکات مرکزى بولیواریسم کنونى است. سیمون بولیوار در سال ۱۸۲۹ میلادى در نامه اى به جا مانده از خود خطاب به یکى از رهبران انقلابى ونزوئلا درباره آمریکا این چنین نوشته است: «تقدیر ظاهرا چنین خواسته که آمریکا به بهانه آزادى، مردم قاره آمریکا را به خاک سیاه بنشاند.» این جمله بولیوار درحال حاضر مرتبا توسط بسیارى از رهبران آمریکاى لاتین علیه آمریکا استفاده مى شود. سه ماه قبل از نوشتن این نامه سیمون بولیوار مجبور شده بود که تحت فشار آمریکا فکر آزاد سازى کوبا را از سر بدر کند. آمریکا بنا به منافع تجارى خود که عمدتا از طریق کوبا صورت مى گرفت، حاضر نبود که این جزیره را به قدرت اروپایى دیگر و یا به یکى از جمهورى هاى آمریکاى لاتین ببازد.
چند سال بعد آمریکا کوبا را تحت سلطه خود قرار داد و پس از بیرون راندن اسپانیا آن را به یک کشور نیمه مستعمره مبدل ساخت. سیمون بولیوار که خطر اسارت مجدد کشورهاى آمریکاى لاتین را احساس کرد، خواستار اتحاد کلیه کشورهاى آمریکاى لاتین شد و پیشنهاد تشکیل یک پیمان نظامى با کلمبیا، گواتمالا و مکزیک را که در معرض حمله قریب الوقوع آمریکا قرارگرفته بودند، مطرح ساخت. امروز هوگو چاوز درباره موضوع امپریالیسم و مبارزه نظام بولیواریسم با آن در ونزوئلا چنین مى گوید: «طرح مجدد مساله امپریالیسم براى ما ونزوئلایى ها اجتناب ناپذیر است زیرا این واژه از سخنرانى ها، بحث ها و فرهنگ هاى لغات و تحلیل هاى سیاسى ملى و بین المللى حذف شده است. این امپریالیسم متلاشى شده و متعفن که ۵۰۰ سال پیش پا به عرصه کره زمین گذاشته، ناگهان تغییر قیافه داد، نقاب بر رخ زد، خود را زینت و آرایش داد و لبخند بر لب ظاهر کرد.
دیگر کسى دندان هاى او را، چنگ او را و سایه دزار او را ندید ولى وقتى این عفریته دریافت که تلاشش در تحمیل مدل نئولیبرالیستى نافرجام ماند، نقاب از چهره برگرفت و چنگ و دندان خون چکان خود را به مردم دنیا نشان داد.» چنین است که امروز انقلاب بولیوارى وارد مرحله ضد امپریالیستى خود شده است. به نظر کمونیست هاى ونزوئلا، ضد امپریالیسم بولیواریستى پیوند تنگاتنگى با ضد امپریالیسم مارکسیستى دارد. پدرو ارتگا دیاز، یکى از رهبران برجسته حزب کمونیست ونزوئلا در سال ۱۹۸۲ در تحلیلى نوشت: «انقلاب هاى ضد امپریالیستى درعصر حاضر داراى محتواى سوسیالیستى اند. چنین انقلاب هایى باید تحت رهبرى مشترک کلیه طبقات و اقشار اجتماعى میهن پرست که طبقه کارگر در راس آن قرار دارد، تحقق یابند. سوسیالیسم در آمریکاى لاتین و کارائیب از مرحله ضدامپریالیستى مى گذرد.» بررسى جنبه هاى دیگر اندیشه هاى بولیوار و تفسیر امروزى آن از جمله مبارزه براى عدالت اجتماعى، تقسیم عادلانه زمین و املاک و توسعه مستقلانه آمریکاى لاتین در چارچوب این گزارش نمى گنجد و باید درکتابى مفصل مورد بحث و بررسى قرار گیرد.»