امیر محبیان
اخیرا بعضی از روزنامهها خبرهایی را پیرامون بروز تغییرات در ساختار و نیز مدیریت شورای هماهنگی نیروهای انقلاب اسلامی مطرح ساختند، من جمله با اشاره به سخنان بعضی از نیروهای ارشد شورای هماهنگی بحث تاسیس "حزب فراگیر" نیز به سطح رسانهها کشیده شد.
فارغ از صحت یا عدم صحت "تاسیس حزب فراگیر" در شرایط فعلی با تغییرات در شورای هماهنگی ذکر نکاتی پیرامون این اخبار، به ویژه سازوکار و ساختار نوین جناح ارزشگرا لازم مینماید:
1- یکی از لوازم بقای یک جریان اصیل سیاسی، قدرت و توانایی آن جریان برای انطباق خود با تحولات سیاسی سریع و شرایط خاصی است که جامعه در مسیر جریان دگرگونیهای اجتماعی با آن مواجه میشود، جناح ارزشگرا عملا این "هنر" را از خود نشان داده است و در مقاطع مختلف با درک تحولات کوشیده است خود را با این تحولات همراه نماید، هر چند بعضی از کارشناسان این تطبیق را کند تلقی کردهاند ولی در مجموع این حرکت "خود انطباقی" انجام شده و منشاء اثرات مهمی در مسیر تحولات سیاسی ایران نیز گشته است.
2- شرایط نوینی که پس از سوم تیر 84 پدید آمده است، عملا نشان داد که عملکرد جناح ارزشگرا در نقد جناح مقابل و تبلیغ گفتمان "عدالت و کارآمدی" (که به واقع تئوریپرداز آن مقام معظم رهبری بودند) خوب بوده و نمره قابل قبولی را دریافت میدارند، لکن در مرحله "سونداژ" و "عمقیابی و جهتشناسی جریان اجتماعی" پارهای از تحلیلگران بر این باورند که عملکرد شورای هماهنگی در جریان انتخابات دارای اشکالاتی بوده است. البته تردیدی نیست اگر این اشکال را وارد بدانیم فقط شورای هماهنگی مشمول آن نبوده بلکه سایر احزاب و گروهها را نیز باید دارای این اشکال بدانیم، زیرا تقریبا همه احزاب به نوعی در تشخیص مصداق مورد نظر مردم به اشتباه رفتند.
3- تغییر اوضاع و صفبندیهای سیاسی، به گمان نگارنده تغییر ساختار جناح ارزشگرا را ضروری میکند و شایسته است "شورای هماهنگی" خود را برای شرایط نوین و نیز وقایع محتمل آینده آماده سازد، اظهارات مهندس باهنر و سایر اعضای شورای هماهنگی مبنی بر تلاش برای رسیدن به ساختاری "دموکراتیکتر" و یا به بیان درست "مردمیتر" مایه خوشحالی است، اما این ساختار نوین باید چگونه باشد؟
4- نگارنده از سالها قبل بر ضرورت تشکیل حزب فراگیر در جناح اصولگرا تاکید نموده بود، ولی این "حزب فراگیر" به چه معناست؟
آیا با تشکیل حزب فراگیر باید احزاب پرسابقه و ریشهداری چون حزب موتلفه و یا جامعه اسلامی مهندسین و یا... منحل گردیده و در "حزب جدید" مضمحل گردند؟ مسلما خیر، زیرا احزاب مذکور نه عقلا پذیرفته است که سابقه و سرمایه اجتماعی خود را نادیده گرفته و منحل گردند و نه از لحاظ قواعد سیاسی این عمل درست و مفید خواهد بود.
پس اکنون پرسش این است که این حزب فراگیر، فراگیرنده چه نیروهایی خواهد بود؟ تلاش برای منحل ساختن احزاب قدرتمند موجود جناح ارزشگرا یا جذب نیرو از میان اعضای آنان قاعدتا بیمعنا خواهد بود، لذا تلاش "حزب فراگیر" مورد نظر جذب نیروهای آزاد درون جناح ارزشگرا و نه ورود به حیطه سایر احزاب خواهد بود.
5- اگر "حزب فراگیر" ساختاری جمعکننده نداشته باشد، قادر نخواهد بود بسان شورای هماهنگی نیروهای انقلاب عمل نماید، پس تاسیس آن دارای کدامین منطق و پاسخگوی کدامین پرسش خواهد بود؟
واقعیت این است که "حزب فراگیر" به دلایل ساختار ویژه جناح ارزشی هیچگاه نخواهد توانست نقش یک جمعکننده نهایی را داشته باشد لذا امکان عملی برای تبدیل شدن به آلترناتیو شورای هماهنگی را نداشته و صرفا در مقاطعی قادر است به عنوان یک حزب مدرن، آوانگارد و پیشتاز عمل نماید.
در پایان لازم به تاکید است اگر قرار باشد، "شورای هماهنگی" ضمن حفظ کارکردهای مثبت فعلی از موقعیت دموکراتیکتری برخوردار باشد، لازم است فراتر از "حزب فراگیر" ساختار در برگیرندهای برای آن تعریف شود که در زمان مناسب به آن و تئوریهایی پیرامون نحوه و ساختار آن خواهیم پرداخت.