ناآرامیها در فرانسه همچنان ادامه دارد. ژاک شیراک به شدت موقعیت خود را در خطر میبیند. کشته شدن دو نوجوان سیاهپوست که پلیس فرانسه عامل آن معرفی شده است دامنه اعتراضها علیه دولت مرکزی و مخصوصاً پنکولاسارکوزی وزیر کشور فرانسه را به شدت افزایش داده است. کشیده شدن ناآرامیهای حومه پاریس به دیگر شهرهای فرانسه باعث شده است تا چالش آغازین به بحرانی فزاینده مبدل گردد.
در حال حاضر بسیاری از مخالفین سیاستهای فرانسه که موقعیت را مناسب دیدهاند در خلال شورشها و اعتراضهای موجود مسائلی مانند بیعدالتی و بیکاری فزاینده را نیز علیه میشل بارینه، سارکوزی و مهمتر از این دو ژاک شیراک مطرح مینمایند. در این میان شیراک از سویی باید به شهروندان در خصوص اقدامات نژادپرستانه پلیس و وزارت کشور فرانسه پاسخ دهد و از سویی دیگر بحران موجود را مهار کند...
بسیاری از شهروندان فرانسوی معتقدند که برخلاف آن چه در افکار عمومی بیان میشود فرانسه مهد حقوق بشر نبوده و اتفاقاً یکی از بسترها و مکانهای نقص آن به شمار میرود. حتی برخلاف قانون اساسی این کشور که نظام دینی فرانسه را لائیک ترسیم کرده است سختگیری مسئولین فرانسوی نسبت به مسائلی مانند حجاب اسلامی و... لحظهای تمامی ندارد. در این میان بسیاری از مردم فرانسه به علت مسائل نژادپرستانه مورد تعرض گروههای مختلف قرار میگیرند و هیچ نهاد مدنی نیز پاسخگوی این موارد نیست.
امنیت در فرانسه پس از شورشهای حومه پاریس به یک بحران سخت تبدیل شده است. حتی کشورهایی مانند ایتالیا چنین اوضاع امنیتی فرانسه را خطرناک توصیف کردهاند. هر چند مقامات فرانسوی ضمن خودداری از اعلام آمار دقیق تلفات این حوادث سعی دارند وزن موضوع را در نظام بینالمللی کمتر از وزن طبیعی آن جلوه دهند ولی ادامه شورش بر همگان اوضاع نابسامان موجود در فرانسه را مشهود ساخته است.
واقعیت امر این است که اکنون به دنبال گستردهتر شدن دامنه شورشهای حومه پاریس فرصتی پیش آمده است تا مخالفان شیراک و دولت فرانسه در قالب فضا و بستر بوجود آمده انتقادات خود را به سوی دولت مرکزی روانه سازند. شیراک اکنون در برابر آماج حملات گروههای مختلف قرار گرفته است. در این برهه سخت از میشل باسینر و نیکولا سارکوزی نیز کاری ساخته نیست و همگی در انتظار گذشت زمان و فروکش احتمالی بحران نشستهاند. اگر از بعد دیگر یعنی فضایی که در اتحادیه اروپا بوجود آمده است نیز نسبت به این مساله بنگریم با بحران عمیقتری مواجه خواهیم شد.
در حال حاضر بر اثر گسترش اعتراضهای مردمی در آلمان گرهارد شرودر از قدرت کنارهگیری کرد تا آنجلا مرکل به قدرت برسد. در هر حال الگوبرداری از آن چه در سرزمین ژرمنها و در طی ماههای اخیر گذشته است میتواند به صورتی مشابه توسط شهروندان فرانسوی صورت پذیرد. در کشور آلمان نیز بیکاری و بیعدالتی دو محور اصلی اعتراضها به شمار میآمدند البته در آلمان بحران و چالشی همانند فرانسه بوجود نیامد ولی حجم اعتراضها علیه شرودر بسیار بالا بود. اکنون شرایط مشابهی در فرانسه بوجود آمده است که در آن موارد بیعدالتی و بیکاری ضمیمه اعتراض نسبت به نژادپرستی در پاریس شده است.
ژاک شیراک و اعضای حزب حاکم در فرانسه روزهای سختی را در پیش رو دارند. آنها وعده دادهاند تا بحران موجود را مهار کنند. حتی در صورت مهار این بحران نیز عواقب و تبعات آن تا مدتهای زیادی گریبانگیر شیراک خواهد شد. مسئولیت اصلی مسائل بوجود آمده بر گردن کیست؟ پاسخ این سوال کاملاً مشخص و واضح است. سیاستهای غلط دولت مرکزی فرانسه بالاخره در قالب اعتراض و شورش گریبانگیر مقامات این کشور شده است. شورشیان به هیچ عنوان حاضر نیستند تا به توجیهات پلیس فرانسه و یا دیگر مقامات این کشور در خصوص کشته شدن دو نوجوان 15 و 17 ساله آفریقاییتبار در فرانسه گوش فرا دهند. در حقیقت باید اعتراف کرد که این مسئله در قالب هیچگونه تئوری و فرمولی قابل توجیه نیست.
شیراک اکنون بسیار نگران است. وی به خوبی میداند که اقدامات پلیس فرانسه به مانند جرقهای بوده است که انبار باروت را به اشتغال درآورده است.
هم اکنون رئیسجمهور فرانسه باید در برابر مخالفان خود بایستد و به سوالات، ابهامات و اعتراضهای آنها پاسخ دهد. در غیر این صورت بحران علیرغم مهار ظاهری در ریشه مسیر خود را میپیماید و این همان حقیقتی است که شیراک از آن بیم دارد.