ناصر ایمانی
انتخاب دکتر احمدینژاد به ریاست جمهوری توسط مردم، یک شگفتی بود. کابینه معرفی شده دولت نیز این شگفتی را تکمیل کرد. اما ظاهرا فقط این دولت اصولگرا نیست که شگفتیساز است، بلکه مجلس اصولگرایان نیز شگفتیسازتر است!
مجلس شورای اسلامی برای دومین بار به وزیر پیشنهادی نفت رای منفی داد و سومین وزیر پیشنهادی دولت نیز موفق به حضور در کابینه نشد. برای این رویداد جدید در تاریخ جمهوری اسلامی چه تحلیلی میتوان ارایه نمود؟ این تحلیل بالاخص برای کسانی که پس از پیروزی دکتر احمدینژاد به شدت نگران یکدست شدن حاکمیت بودند، بسیار ضرورتیتر است. آنان نگران بودند که با یکدست شدن تمامی قوای سهگانه، عملا هر کدام از قوا، توجیهگر رفتار و عملکرد قوای دیگر خواهند شد و ضعفهای احتمالی آن را میپوشانند تا جریان سیاسی حاکم (اصولگرایان) لطمه نبینند. به معنای سیاسی آن، جریان "نقد درون حاکمیتی" از میان میرود و شاهد ضعیف شدن مجموعه قوای حکومتی در بلند مدت خواهیم بود.
اما حوادث چند ماه اخیر نشان داد که نگرانی مذکور تا چه حد در خصوص جریان اصولگرایان بیمورد بوده است. برای اولین بار در تاریخ جمهوری اسلامی، چهار وزیر از وزرای پیشنهادی رییسجمهور موفق به کسب آرای نمایندگان نشدند و برای اولین بار، سه وزیر معرفی شده توسط رییسجمهور برای یک وزارتخانه از ورود به کابینه بازماندند! رمز این رویداد در شناخت ماهیت "اصولگرایی" نهفته است. اصولگرایی به معنای تاکید و اصرار بر رعایت اصول و ارزشها، به دور از جناحبازی و قبیلهگرایی سیاسی و باندبازیهای حزبی است.
مجلس شورای اسلامی نشان داد که اگر وزیر پیشنهادی رییسجمهور اصولگرا، از حداقل اصول و معیارهای لازم برای یک دولت اصولگرا برخوردار نباشد، به او رای موافق نخواهد داد حتی اگر برای سومین بار معرفی شده باشد! اصولگرایان ثابت نمودند که اسیر نگرشهای تنگ حزبی نیستند و حتی به قیمت این که موجب تعجب همگان شوند، بر معیارهای خود پافشاری مینمایند و این، همان اصولگرایی است که بارها بر آن تاکید شده است!
البته این سخنان به معنای آن نیست که آنچه اتفاق افتاده است، مطلوب میباشد بلکه صرفا به آن معناست که اگر مجلس اصولگرا، با معیارهای اصولگرایی خود، جریان دولت را مطابق با اصولگرایی ندید، به آن رای مساعد نخواهد داد. اما تردیدی نیست که آنچه رخ داد، میتوانست بهتر رقم بخورد. در یک نگاه کلی و مراجعه به افکار عمومی صاحبنظران، میتوان به سادگی دریافت که عموم نخبگان با عملکرد مجلس همراه شدهاند و معتقد هستند که دولت میباید در گزینشهای خود دقت بیشتری معمول دارد.
استفاده از مشاورین کارآزموده و وزین ـ تعامل و همکفری با مجلس ـ و بالاخره اقناع فکری صاحبنظران، ضروری است که دولت محترم باید توجه بیشتری به آن معمول دارد. به نظر میرسد که برخی ذهنیتهای ناصحیح در افراد موثر قوه مجریه، مانع از تصمیمگیریهای معقولتر میشود. این نگرشهای غیر واقعی، موجب میشود که تصمیمگیریها از مسیر عادی خود خارج شده و عکسالعملی شود. اگر دولت محترم بنا به اظهارات سخنگوی جدید خود، هیچ تمایلی به همفکری قبلی با نمایندگان مجلس برای معرفی وزرای خود ندارد، حداقل میتواند با گزینش افراد شایستهتر و کارآمدتر، کابینه را هر چه سریعتر تکمیل نماید تا از خسارات بیشتر به کشور جلوگیری نماید.