تاریخ انتشار : ۱۲ مرداد ۱۳۸۸ - ۰۸:۲۴  ، 
کد خبر : ۱۰۳۴۴۵
تشکل‌های کارگری دولتی هستند یا مستقل

کارگران بی‌تشکل و تشکل‌های بی‌کارگر


صد دانه یاقوت دسته به دسته با نظم و ترتیب یکجا نشسته این شعر که یادگار دوران دبستان ماست به سادگی مفهوم فردیت و دسته را نشان می‌دهد و می‌خواهد بگوید که با وجود اتحاد و یک‌رنگی اگر یک دانه خراب در یک جمعی حضور داشته باشد، کم کم تفرقه و بیهودگی جایگزین اتحاد می‌شود. جامعه کارگری که از تشکل‌ها و اتحادیه‌هایی با هدف رفع مشکلات کارگران ایجاد به وجود آمده است می‌تواند مثبت موثر و یا منفی مخرب باشد البته تشکل‌های کارگری علاوه بر روابط میان دسته‌ها یا تشکل‌ها بر پوسته بیرونی و به عنوان ناظر نیز تاثیر گذارند. تشکل‌های کارگری در یکی دو قرن گذشته عملا نقش به سزایی در استیفای حقوق کار ایفا کردند و باعث جایگزینی نیروی کار از برده‌داری به انسان موثر بر عرصه اقتصاد کشورها باشد. در گذشته نگاه به نیروی کار ابزاری بود اما با شکل‌گیری تشکل‌های سندیکایی فضای به وجود آمد که نیروی کار می‌توانست استیفا و فریاد عدالت‌خواهی سر دهد. با استمرار این وضعیت و هر چه به جلو نگاه می‌کنیم مشاهده می‌شود که نهادهای قدرتمند بقای جامعه کارگری را تضمین کرده و استمرار این حرکت شکوفایی اقتصاد کشور را به دنبال خواهد داشت. این نظر که خواسته تشکلات کارگری برابر با خواسته کارگران است نخستین گام مثبتی بود که تشکل‌های کارگری در کشورهای پیشرفته برای منافع کارگران در نظام سرمایه‌داری و نظام اقتصادی حاکم بر کشور در نظر گرفتند.
اما نقش تشکل‌های کارگری در ایران چیست آیا تشکل‌ها در جامعه کارگری ما توانسته‌اند جایگاه تعریف شده‌ای بیابند و نقشی موثر داشته باشند صاحب‌نظران و گردانندگان برخی از تشکل‌های کارگری این چنین پاسخ می‌دهند حسن صادقی. رییس پیشین کانون عالی شوراهای اسلامی کار. با پرداختن به تاریخ تشکل‌های کارگری می‌گوید: تشکل‌های کارگری از گذشته تاکنون در زمینه احقاق حق کارگران گام‌های متعددی را برداشته‌اند و در خصوص بهبود این وضعیت دولت و سازمان‌ها مربوطه نیز باید همگام با آنها عمل کنند. وی ادامه می‌دهد: ایران بعد از سال 1384 به تبعیت گرایش کشور به سمت صنعتی شدن اتحادیه‌هایی مانند درودگران، سندیکای دباغی تبریز کفاشان و همگی با تاثیرپذیری از گرایش‌های انقلاب اکتبر شکل گرفت. وی اظهار می‌کند: به دلیل اینکه این اتحادیه‌ها به دنبال استیفای حقوق کار بودند نوع نگرششان در چارچوب دیدگاه‌های خارج شده از انقلاب اکتبر بود که با مخالفت دولت روبه رو شد و دولت در مقابل آنها صف‌آرایی کردند و به عنوان عضو نامربوطی در مقابل نظام سیاسی کشور از همان ابتدا زمینه موضع برخورد با آنها شکل گرفت. جنبش سندیکایی ایران از سال‌های پس از شهریور 1320 شکل و دوام پیدا کرد و جایگاه مناسبی را در میان جامعه کارگری ایجاد کرد ولی به دلیل شکل‌گیری به گونه احساساتی حاکمیت شکل‌گیری این تشکلات راهپیمای احساسات مارکسیستی تلقی و در نتیجه دولت‌های وقت در مقابل آنها شروع به ایستادگی کردند. با توجه به بحران‌های اقتصادی آن زمان که طبقه کارگر را تحت تاثیر قرار داده بود و در مقابل رفتارهای منفعت‌طلبانه کارفرمایان باعث ایجاد تشکل‌هایی در جهت رفع نیازها و احقاق حق کارگران شد. در حال حاضر دیدگاهی وجود دارد که تشکل‌های کارگری فعلی به دلیل اینکه از متن انقلاب و مشی آنها با دیدگاه‌های انقلاب و فرهنگ انقلابی کشور منطبق شده‌اند و سعی بر حمایت از دیدگاه‌های آن داشته‌اند و در جهت پیاده‌سازی اهداف دولت فعالیت کرده‌اند به همین دلیل تشکلات کارگری امروز به نوعی دولتی شده‌اند.
رئیس کانون عالی شوراهای اسلامی کار کشور در این زمینه می‌گوید: در عمل این گونه نیست و به عنوان مثال تشکل‌های کارگری در تصویب قانون کار با سازمان‌ها و وزارت کار و امور اجتماعی درگیری‌هایی صورت گرفت و در مقابل اجرایی نشدن قوانین با سازمان تامین اجتماعی دچار تنش‌های بسیاری شده است و به دلیل اجرایی نکردن. قانون کار نیز مخالفت‌هایی ایجاد شد که منتج به درگیری با وزارت کار و دولت‌های مختلف بعد از انقلاب شد. وی تاکید می‌کند: با وجود اینکه اعتقاد مخالفان تشکل‌های کارگری بر این است که تشکل‌های کارگری در چارچوب سیاست‌های دولت قرار دارد ولی در مسائل اقتصادی به صورت مستقل عمل می‌کند و در مقابل دولت‌ها می‌ایستد که این خود گویای مستقل بودن تشکلات کارگری و وابسته نبودن آن به دولت‌هاست. او معتقد است: دولت در تلاش است تا تشکل‌های کارگری تحت نظارت و سلطه خود در آورد و در چارچوب دیدگاه‌های خود از آنها امتیاز بگیرد تا بتواند به اصلاح قوانین حمایتی برای تکمیل نظام سرمایه‌داری سنتی استفاده کند.
وی با اشاره به وضعیت نامطلوب و دیدگاه ناسالم در زمینه تشکل‌های کارگری ایران می‌گوید: کانون عالی شوراهای اسلامی کار کشور و خانه کارگر و انجمن‌های موجود دیگر نتوانسته است در خصوص احقاق حقوق و مسائل کارگری با وجود شرایط اجتماعی گام‌های متعددی را بردارد اما نگاه سیاسی دولت‌ها و جامعه به این تشکلات منتج و کمرنگ شدن حرکت‌های صنفی تشکلات کارگری شده و در نهایت محدود شدن قدرت تشکلات کارگری موجود شده است.
وی با اشاره به وضعیت نامطلوب و دیدگاه ناسالم در زمینه تشکل‌های کارگری ایران اظهار می‌کند: کانون عالی شوراهای اسلامی کار کشور و خانه کارگر و انجمن‌های موجود دیگر نتوانسته‌اند در خصوص احقاق حقوق و مسائل کارگری با وجود شرایط اجتماعی گام‌های متعددی را بردارند اما نگاه سیاسی دولت‌ها و جامعه به این تشکلات منتج به کمرنگ شدن حرکت‌های صنفی تشکلات کارگری شده و در نهایت محدود شدن قدرت تشکلات کارگری موجود شده است.
علی‌رضا محبوب. نماینده مردم تهران در مجلس. نیز وزارت کار را نظار بر مشکلات و مسائل کارگران دانسته و می‌گوید: این وزارتخانه به عنوان نماینده مظلومان و اقشار کارگر وظیفه دخالت در رفع احقاق حقوق آنها را بر عهده دارد که در این صورت تعهدات بر عهده صاحبان و کارفرمایان قرار می‌گیرد و پیگیری این تعهدات نیز وظیفه وزارت کار و امور اجتماعی است. دبیرکل خانه کارگر توضیح می‌دهد: تشکلات باید سمت‌گیری اتحادیه‌ای داشته باشند، در صورتی که حداقل اعضای شوراها حق عضویت و تشکیل اتحادیه‌ها را دارند ولی این اجازه از سوی دولت صادر نشده است و بخش دولتی نیز در مقابل وظایف و فعالیت‌های اتحادیه‌ها مقاومت کرده است. محبوب با اشاره به اینکه اتحادیه‌ها می‌تواند نقش موثری در پیشبرد و بهبود وضعیت کارگران داشته باشند، می‌گوید: خانه کارگر تلاش می‌کند با هویت بخشیدن به اتحادیه‌ها زمینه فعالیت همه جانبه آنها را در امور بررسی مشکلات کارگران فراهم کند. وی می‌افزاید: با وجود اینکه یک سوم کارگران دارای تشکل هستند با پیگیری‌ها و تلاش‌های موثر خانه کارگر دو سوم دیگر کارگران هم دارای تشکل می‌شوند. وی تمام تشکلات وزارت کار و قانون کار را حامی کارگران دانسته و می‌گوید: هر تشکل ضعیف یا قدیمی ناتوان و یا پرتوان می‌تواند راه حل و قدمی در ایفای نقش حمایتگر کارگران باشد. اگر این گفته درست باشد هیچ یک از کارگران نباید مشکلی در زمینه کار و یا معیشت خود داشته باشند. اصغر برشان. عضو شورای عالی کار. نیز در این زمینه خاطر نشان می‌کند: به عنوان مثال در بحث افزایش حقوق با وجود اینکه قشر کارگر نتوانستند حق و حقوق خود را به صورت کامل دریافت کنند ولی کارگران دارای تشکل نماینده کارگری وضعیت مطلوب‌تری داشته‌اند. برشان تصریح می‌کند: در بحث خصوصی‌سازی تغییر ساختار و بازسازی صنایع، نابرابری عرضه و تقاضای بازار کار قراردادهای موقت کارگران تابع قانون کار و واگذاری کار به شرکت‌های پیمانکاری جامعه کارگری شاهد نابودی بسیاری از تشکل‌های کارگری در واحدهای مختلف در سطح کشور بوده است.
وی ادامه می‌دهد: این مسائل نشان‌دهنده رشد تشکل‌های کارفرمایی در مقابل رکود تشکل‌های کارگری با وجود پیشتاز بودنشان است که بر خلاف اصول و ضوابط سازمان بین‌المللی کار است. وی اولویت جامعه کارگری در بحث کلان را توسعه تشکل‌های کارگری عنوان کرده و می‌گوید: به عنوان مثال تشکلی تحت عنوان خانه کارگر در قالب قانون احزاب تشکیل شده است و اساسنامه‌اش در راستای توسعه مسائل صنفی و اجتماعی و سیاسی و فرهنگی کارگران بوده است، در دید وزارت کار به عنوان تشکلی غیر قابل قبول قرار دارد. این در حالی است که بعضا نگاه به تشکل‌های کارگری، تنها کارگری نیست و بعضا آنها را حزب سیاسی می‌خوانند به طوری که مدیر کل اداره کار و امور اجتماعی قزوین خانه کارگر را یک حزب سیاسی می‌داند تا یک نهاد کارگری.
یعقوب کارگرزاده اظهار می‌کند: سیاست‌های خانه کارگر در چند سال اخیر اعمال سیاست‌های مورد نظر خود از طریق نهادهای کارگری بوده است. به گفته او سیاست‌های اداره کار حمایت و تقویت نهادهای کارگری و کارفرمایی است. با تغییر در دولت ظاهرا تشکل‌های بزرگ کارگری و وابسته به آنها نیز این روزها دچار تغییر شده‌اند. اظهارنظرهای وزیر کار هر چند اغلب در راستای حمایت از تشکل‌هاست اما فعالان کارگری به صراحت عنوان می‌کنند که دولت در راستای تسلط بر تشکل‌ها گام برمی‌دارد. انتخاب اعضای جدید نمایندگان کارگری برای حضور در شورای عالی کار از سوی وزیر کار عمده انتقادی است که این روزها دکتر جهرمی در مقابل خود می‌بیند. به هر حال این روزها این سوال مطرح می‌شود که چرا برخی از کارگران نماینده و تشکلی ندارند و جمعی دیگر که دارای تریبون، سخنگاه و تشکل هستند کارگر ندارند!

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات