* به عنوان اولین سوال بفرمایید که شما روند شکلگیری لایحه سهمیهبندی بنزین را چگونه ارزیابی میکنید؟
** دولت اخیرا یک لایحه دو فوریتی را به مجلس تقدیم کرده که در این لایحه چندچیز آمده است. مقوله یارانههای بنزین یعنی مبالغی که برای واردات این فرآورده نفتی مورد نیاز میباشد و نیز لایحه یارانههای گندم در آن ذکر شده است.
به نظر من اگر اشکالی که در عنوان لایحه بود رفع گردد مجلس دو فوریت فوق را تصویب نخواهد کرد. به این دلیل که این مسائل به تاملی بیش از دو جلسه نیاز دارد. یعنی باید در کمیسیونها درباره این موارد بحث جدی صورت پذیرد. البته من هم به سرعت دادن به آن موافقم. مثلا اگر با یک فوریت به مجلس میآمد و از مساله گندم نیز تفکیک میشد خیلی بهتر بود چرا که این دو مساله کاملا جدا از یکدیگر هستند. درست است که مقداری از مساله یارانه بنزین اجتنابناپذیر است اما آنچه در مرکز پژوهشهای مجلس مورد بحث و بررسی قرار گرفت این بود که واقعا به چه میزان نیاز به یارانه وجود دارد. این مساله دارای سابقه قبلی است به شکلی که گاهی با آمارهای مختلفی در زمینه هزینه بنزین، درصد بسیار کمی در مورد قاچاق بنزین و میزان تولید داخلی بنزین مواجه بودهایم که در هر سه مورد با اعداد متفاوتی سروکار داشتهایم مجلس با دقت به دنبال این است که واقعا به چه میزان یارانه نیاز است چرا که مقداری از آن طبیعتا اجتنابناپذیر است. البته در سال گذشته که در مجلس یارانه بنزین را تصویب نمودیم دولت را موظف به انجام بعضی کارها کردیم. مثلا دوگانهسوز کردن بعضی کارها کردیم. مثلا دوگانهسوز کردن خودروها، تلاش برای کاهش سرانه مصرف هر اتومبیل یا هر واحد خودرو از جمله این کارها میباشد.
به این معنا که وقتی ما اتومبیلی با مصرف بالاتر از استاندارد بنزین را در کشور تولید میکنیم این مساله قابل قبولی نیست لذا دولت را موظف به کاهش دادن مصرف اتومبیلهای تولیدی نمودیم همچنین دولت باید به دوگانهسوز کردن نیز اهتمام جدی داشته باشد همچنین افزایش راندمان پالایشگاهها به نفع بنزین نسبت به فرآوردههای دیگر نیز موردنظر میباشد البته در این میان اصل افزایش راندمان کلی پالایشگاهها ملاک است. علاوه بر اینکه باید پالایشگاههای جدید احداث گردد این مساله نیز میبایست مدنظر قرار داده شود که این فعالیتها کوتاهمدت نیست، اما برخی از آنها بایستی شروع شده باشند و باید در مجلس پیگیری شود که این فعالیتها تا چه حد به مرحله عمل رسیده است تا بعد از آن به دنبال میزان تخصیص اعتبار برای واردات باشیم. همانگونه که گفتم مقداری از مساله یارانه اجتنابناپذیر است لذا دوفوریتی به چنین بحثی نخواهیم رسید. این بحث باید با یک کار کارشناسی در مرکز پژوهشها توسط کارشناسان سازمان مدیریت و برنامهریزی و کارشناسان وزارت نفت صورت گیرد تا میزان آن هم در کمیسیون انرژی و هم در کمیسیون برنامه و بودجه ارزیابی گردد و تصمیم مناسب گرفته شود.
* گذشته از چند و چون روال لایحه سهمیهبندی بنزین آیا این موضوع را عملی میدانید؟
** در مساله سهمیهبندی، مجلس از دولت خواست که طراحی و پخش کارت هوشمند را تسریع نماید و حداکثر تا پایان امسال کارت هوشمند نسبت به هر خودرویی توزیع گردد.
عمده کارکرد کارت هوشمند این است که وضعیت توزیع سوخت را نشان میدهد یعنی مشخص میکند که توزیع سوخت در شهرها و روستاها در وسایل نقلیه سبک و سنگین چگونه است. لذا امکان تصمیمگیری براساس اطلاعات شفاف را به ما میدهد.
به عقیده من ما تا به کارت هوشمند نرسیم تصمیم بهینهای نمیتوانیم بگیریم. در مورد اینکه بنزین به سرعت دو نرخه شود یک سوال اساسی به وجود میآید و آن این است که انعکاس دو نرخی شدن بنزین بر وضعیت معیشتی مردم به خصوص اقشار آسیبپذیر که حمایتشان موردنظر مجلس و دولت است چه صورتی پیدا میکند؟
بیان دو نرخی کردن بنزین کار سادهای است چرا که درآمد دولت اندکی از افزایش نرخ در دو نرخی شدن بالا میرود. اما وقتی مجلس در سال قبل تصمیم به ثبات نرخ بنزین گرفت به این منظور بود که افزایش قیمتهای بیرویهای را که ناشی از افزایش قیمت سوخت بود را کنترل نماید. چرا که عمدتا اقشار آسیبپذیر از آن ضرر میدیدند و تا حدی جلوی آن گرفته شد.
حال که بحث از دو نرخه شدن پیش آمده است بایستی کار با دقت و وسواس انجام بگیرد که در غیر این صورت دوباره به تصمیمگیریهای سالهای گذشته که دود آن به چشم اقشار آسیبپذیر میرود خواهیم رسید.
در شرایط فعلی حتما باید کاری کرد و سوال این است که این کار آیا دو نرخه کردن، آزاد کردن نرخ و یا بهینه کردن یارانه انرژی است.
در بحث بهینه کردن یارانهها این سوال پیش میآید که واقعا وضع کسانی که صاحب اتومبیل نیستند چه میشود و آنهایی که اصلا اتومبیل ندارند حق استفاده از این یارانه را دارند؟ لذا اگر امکان وجود کارت هوشمند باسد و آمار دقیقی به این واسطه موجود گردد و بیان نشود که 3 یا 4 میلیون لیتر گم یا قاچاق میشود این قابل قبول نیست.
اگر کارت هوشمند باشد مشخص میشود چه کسانی و چه مقدار و در کجا مصرف کردهاند و نیز اگر کارت هوشمند در یک فاصله سه ماهه به طور جدی اجرا شود تازه امکان برنامهریزی و ساماندهی محقق میگردد به عقیده من دو نرخی شدن بنزین به سادگی از مجلس عبور میکند. بنابراین نیاز به آمار دقیق و نگاه به تاثیر دو نرخی شدن در زندگی مردم عوامل تصمیمگیری است. لذا این در یک لایحه دوفوریتی به نتیجه نمیرسد و لایحه یکفوریتی نیز بایستی با تصمیمات مجلس هماهنگ شود تا تصمیم معقول و منطقی باشد.
* در مورد گازسوز کردن خودروها این سوال وجود دارد که چرا کشور ما با داشتن دومین منابع گاز دنیا هنوز در رفتن به سوی گازسوز و یا دوگانهسوز شدن خودروها تردید دارد؟
** تصمیمات اخذ شده تاکنون برخاسته از دولت و وزارت نفت است و به لحاظ وفور و ارزانی سوخت هنوز تصمیم جدی برای گازسوز کردن خودروها نگرفتهایم. هر چند که ممکن است از کانال محیطزیست هم به گازسوز کردن خودروها تاکیید شود و اما همچنان در این امر جدی نیستیم.
سیاست قبلی این بوده است که ما ابتدا نفت خام صادر کنیم و بعد بنزین وارد نماییم. ممکن است توجیه اقتصادی نیز داشته باشد ما در اینجا بحث ضرر یا منفعت آن سیاست را نداریم همانگونه که اشاره کردید اغلب خودروهای عمومی و غیر از آن دوگانهسوز است و این امر پذیرفته شدهای است که ما به آن نپرداختهایم.
هر چند ما سازمانی را به نام سازمان بهینهسازی مسئول این امر کردیم اما سرعت معقول را در این امر نداشته است. بنابراین اصلا این در اندیشه دولتمردان نبوده که ما واقعا از بنزین جدا شویم و بسوی گازسوز کردن برویم. البته نباید تصور شود که با گازسوز کردن خودروها بلافاصله امکان ایجاد پمپهای گاز و یا حتی قدرت تامین چه CNG چه LNG مدل و چه انواع دیگر را به سادگی داریم بلکه آن نیز برنامهریزی سنگینی را میطلبد. اما هرگاه در یک یا دو سوال گذشته در این رابطه صحبت کردیم به ما پاسخ داده میشد که این برنامهها درازمدت است. و این سوال پیش میآمد که پس چه زمانی باید آغاز شود؟
به نظر من مجلس باید بر این امر فشار بیاورد تا با اصلاح رویکرد دولت به مساله به این مشکل بپردازیم و صرفا نگاه ریالی و اقتصادی به آن نکنیم. ما در این موضوع هم مساله استقلال در تصمیمگیری را داریم و همه مساله اشتغال را. وقتی که دیده میشود پالایشگاههای ما درصد پایینی بنزین از نفت خام تولید میکنند و سهم بنزین در فرآورده نهایی پالایشگاهها پایین است بایستی این سهم افزایش داده شود. در این روند اصلا نباید نگاه اقتصادی وجود داشته باشد چرا که هر چند صحیح است تصور شود قیر، گازوییل و مواد تولیدی دیگر ما که صادر میشوند درآمدزا هستند.
اما ما باید اول آنچه که پایه اساسی کار خودمان است را تولید کنیم ضمنا در حاشیه آن اشتغال نیز ایجاد میشود و سطح تکنولوژی نیز تغییر میکند بعد اگر در این زمینه مازاد داشتیم حتما بایستی به صادرات بپردازیم.
بنابراین CNG سوز کردن یا دوگانهسوز کردن خودروها عزم جدی را میطلبد. از اصلیترین بحثهایی که در مورد پروژه خودروی90 L مطرح شد این بود که از دولت خواسته شود که اگر 90 L قرار است به عنوان اتومبیل جایگزین مطرح گردد حتما دوگانهسوز باشد که به ما پاسخ دادند این امر هزینه دارد.
طبیعی است که باید هزینه آن پرداخته شود. پاسخ دولت قبل مثل جریان ترک سل و ایران سل بود.
وقتی بیان میشد که 51 درصد از سهام شرکت ترک سل یا ایران سل را بگیریم تا مدیریت به دست خودمان بیفتد و اطلاعاتمان را به شرکت خارجی ندهیم. جواب میدادند که این هزینه دارد طبیعی است که باید این هزینه پرداخته شود.
لذا 90 L را حتما باید دوگانهسوز نموده و مردم را موظف کنیم که خودروهای خود را گازسوز کنند البته وقتی این امر وارد بازار شود مردم نیز استقبال میکنند.
به علاوه اینکه بایستی پمپهای گاز حتما افزایش پیداکند، تحرکاتی شروع شده اما کافی نیست تنها عزم جدی را میطلبد چرا که فنآوری بسیار پیچیدهای نیست. از GTL استفاده کردن یا کمپرسورهای خانگی میتواند راهگشا باشد یعنی استفاده از گاز خانگی برای خودرو. حتی در برخی کشورهای دنیا اتومبیلهای گازوییلسوز را توسعه میدهند البته نه این گازوییل با مقدار آلودگی بالای فعلی ما بلکه گازوییلهایی با خلوص بالاتر لذا بایستی منحصر به بنزین شده و همانجا متوقف شویم در زمانی به کمیسیون انرژی پیشنهاد کردیم که کار در پالایشگاههایی را از صفر شروع کنیم و میزان تولید بنزین را در کشور افزایش دهیم. چرا که در سالهای عادی نه تنها نیاز ما کم نخواهد شد بلکه رشد سرسامآور تولید خودرو افزایش سوخت را به همراه خواهد داشت.
اگر همت شود و اگر واقعا دنبال این کار با جدیت گرفته شود بهرهبرداری از یک پالایشگاه سه تا 4 سال طول میکشد. اگر این پالایشگاه ایجاد شود در چندین سال هزینه آن با جبران وارداتی که داریم جبران میشود و سرمایهگذاری ما جواب میدهد. لذا بایستی چنین کارهایی آغاز شود تا آینده روشنی را در پیش رو داشته باشیم.
تکصدایی کارشناسی با جهتگیری سرمایهداری بایستی در کشور شکسته شود. همانگونه که کشور ما در کل کشورها تکصدایی را با انقلاب خود شکست. باید در حوزه کارشناسی نیز که بر مدار تفکر سرمایهداری میچرخد تکصدایی و انحصار شکسته شود که این امر نیازمند تولید است وقتی مقام معظم رهبری بحث تولید علم و جنبش نرمافزاری را بارها در سالهای گذشته تکرار کردند به این معنا بود که ما نیاز داریم که به آرمانهای خودمان که به عدالت اجتماعی با رویکرد دینی میپردازند برسیم نیاز به تولید علمی داریم نه کپی کردن و تقلید.
لذا بایستی برای آن سرمایهگذاری کنیم یعنی دانشمندان و فارغالتحصیلان جوان با استعداد و فعال را استخدام کرده و برای آنها اهداف را تعریف کنیم طبیعی است که آنها به ما مدل خواهند داد. دقیقا مشابه آن چیزی که در بحث هستهای اتفاق افتاد. ما واقعا بدون کمک دیگران به وسیله استخدام و بکارگیری شرایط کاری نسبتا مناسب برای نیروهای جوان خود به دستآوردهای قابل توجهی رسیدیم.
در این موارد نیز اگر فارغالتحصیلان جوان و با استعداد را استخدام کنیم به نتیجه میرسیم مثلا مشاوران جوانی که آقای احمدینژاد به وزارتخانهها فرستادهاند نباید کار مشاوران گذشته را انجام دهند. آنان متکفل تولید اندیشه نو هستند و طبیعی است که اعضای این تیمهای تخصصی افراد جوان خلاق و ممتاز کشور باشند که در این صورت قطعا مدلی تولید خواهد شد که در آن عدالت اجتماعی به وجود خواهد آمد.
هرگاه در این سیستم معیوب اقتصادی فعلی تلاشی در بهبود وضع موجود صورت میگیرد نتیجه نهایی آن به نفع سرمایهدار و صاحبان سرمایه میشود این ماهیت نظام سرمایهداری است. بهینه کردن یارانهها نیز در این امور مهم است لذا اگر تکصدایی را با روشهای علمی و حساب شده بشکنیم میتوانیم فضای جدیدی را ایجاد کنیم که زمینههای آن موجود است.
* آیا با وجود اقتصاد مریض ما میتوان امید داشت که شعار مشاهده ثمرات بالا رفتن قیمت نفت در سفره مردم محقق شود؟
** این حرف و شعارشدنی و درست است شما نیز به اقتصاد مریض ما اشاره کردید هیچ کاری به صورت کوتاهمدت و آسان در وضعیت فعلی انجام نمیشود بلکه کارها پیچیده است و احتیاج به همت عالی دارد اگر با ساختار فعلی اقتصاد بخواهیم چنین شعاری را عملی کنیم یقینا به مشکل برمیخوریم. بلافاصله کارشناسان بیان میکنند که چرا قیمت سوخت معادل جهانی نیست. این که ثمره پول نفت بر سر سفره مردم حاضر شود دو راه دارد. اول اینکه صندوق ذخیره ارزی با هوشیاری به نفع اقشار آسیبپذیر استفاده شود. مورد بعد اشتغال است که اگر وضع اشتغال اصلاح گردد. خیل عظیم بیکاران کع اکثر فشارشان بر اقشار آسیبپذیر است دارای کار آبرومند و با وجاهت میشوند که هم از نظر روانی و هم از نظر ریالی اقشار آسیبپذیر از پول نفت منتفع میشوند بدیهی است که ارائه مستقیم پول نفت به مردم نقدینگی را افزایش میدهد و بعد مجددا اقشار کم درآمد از این تورم لطمه میخورند. این حرف راهحلها و برنامهریزیهای معقولی را میطلبد که در اتاقهای فکری تدوین شده باشد که در آنها راههای جدید را مورد بررسی قرار دهند. اگر در این اتاقهای فکر کارشناسی به کار گرفته شوند که به سرمایهداری در عرصه عمل معتقد باشند و درک علمی و عملی آنها مبتنی بر سرمایهدرای باشد یقینا دستورالعملهای صادره از چنین کارشناسانی به زیان اقشار آسیبپذیر است هر چند که اعتقاد دینی به اسلام و عدالت اجتماعی هم داشته باشند. لذا ما نیاز به اتاق فکری داریم با دستورالعملهای جدید و تلاش بیامان که بتواند برنامهای را به ما ارائه دهد که شاخصههای اصلی آن عدالت اجتماعی را گسترش دهد.
لذا باید توجه داشت که ما چیز آمادهای نداریم که بتواند یک شبه همه چیز را تعبیر دهد و قطعا منظور رییس جمهور هم نیست که ما به صورت مستقیم پول را به جامعه تزریق کنیم. ممکن است در برخی جاها مثل همین صندوق مهر که تازه تاسیس شده کارهای اورژانسی را مدنظر داشته باشیم اما باید بدانیم که اینها علاج دایمی نیست.
* با تشکر از اینکه وقتتان را در اختیار ما نهادید.
** بنده نیز از شما تشکر میکنم.