محمد مقصود علی
دین و سیاست و چگونگی ارتباط و امتزاج و تعامل این دو، مقولهای مطرح و حایز اهمیت، میان نحلههای مختلف فکری است. در این میان، در اینجا رویکرد "روشنفکران دینی" که جناب آقای علیرضا علوی تبار (19 به تبیین آن پرداختهاند را با نگاهی تحلیلی، بررسی میکنیم.
ایشان چنین بیان میکنند: "روشنفکران دینی به برابری سیاسی در بین همه شهروندان معتقدند. معتقدیم این ملت است، امت نیست. مردم به دلیل یکسانی عقیده به آن نپیوستهاند. یک ملتی، مالکیت مشاع و برابر نسبت به یک سرزمین دارد، بنابراین در ادارهاش هم حق برابر دارد. دینداران میتوانند به نحو دمکراتیک سعی کنند خطمشیهای عمومی را متأثر از هدفها، دغدغهها و ارزشهای دینی بکنند... ما از تاثیرگذاری دموکراتیک دین در خطمشیگذاری عمومی دفاع میکنیم."
در توصیفی که ایشان از تفکر روشنفکران دین ارایه کردهاند، اولا یک نوع سادهسازی سهل و پیشپا افتاده انجام دادهاند که انسجام ملت را به "سرزمین" فرو کاستهاند، در حای که انسجام یک ملت، وابسته به شبکهای پیچیده از امور متعدد فرهنگی، اجتماعی، سیاسی، اقتصادی و جغرافیایی است که میتوان از مهمترین آنها، همان اعتقاد و دین را برشمرد. ثانیا نگاه ایشان به ملت، کاملا سکولار است چه اینکه آن را مفهوم امت جدا میکنند. ثالثا رویکردی کاملا سکولار نسبت به حکومت دارند و دین را بنیاد و بن مایه حکومت نمیشمارند، بلکه حکومت دموکراتیک را حاکم بر دین میدانند.
نگاه سکولار به انسجام اجتماعی، در آثار جامعهشناسان مهمی مثل دورکیم، قابل مشاهده است. چنین نگاه سکولاری، اشکالات عدیدهای را در تاریخ تفکر، متوجه خود کرده است. از منتقدان رویکرد دورکیمی تا پیتر برگر که در دور جدید تفکر خود، به سکولاریسم زدایی گرویده است، خطر سیر طولانی نقد سکولاریسم را مشاهده میتوان نمود. "جهان در شرایط فعلی، شاهد نوعی سکولاریسم زدایی در غرب است... بنابر اظهارات جان کین، رییس گروه علوم سیاسی دانشگاه وست مینستر لندن، این امر از آنجا ناشی میشود که سکولاریسم، محدودیتهای خاص خود را داشته و اجرای آن بر خلاف امیدها و انتظارات اولیه موجب بروز نوعی تناقص و تضاد در جامعه و نهادهای مدنی میگردد." (2)
شایسته است جریان روشنفکر دینی با توجه به نتایج و آثار عملی سکولاریسم در غرب و اظهارات منتقدین، نگرش جدید، عالمانه و مدبرانه نسبت به مبانی ایدئولوژیک خود داشته باشند و آسیبشناسی دقیق از خود به عمل می آورند.
مضافا اینکه از آنجا که انسان هم وجود و شئونش از خداوند عالم است، باید در همه امور، تابع محض دستورات الهی باشد. یکی از امور و شئون مربوط به انسان، "سیاست و حکومت" است که باید تحت سیطره قوانین الهی قرار گیرد. بنابراین هرگونه رهیافت سکولار به مسأله سیاست، مخالف ادله کلامی و الهیات بالمعنی الاخص است. روشنفکران دینی، راهی طولانی برای اثبات سکولاریسم دارند که از راه پرتلاطم رد و نفی کلام و الهیات میگذرد و البته که این راه مسدود و بنبست است. آنها بهتر است هر چه زودتر از همان راه که آمدهاند بازگردند!