تاریخ انتشار : ۱۷ مرداد ۱۳۸۸ - ۱۲:۵۷  ، 
کد خبر : ۱۰۳۴۶۵

رئیس‌جمهور آمریکا و توهمات پیش‌رو


مرتضی داوودی
با سلام
جناب بوش! برای شروع بهتر است بگویم بنده یکی از نسل‌های دوم انقلاب شکوهمند اسلامی ایران هستم و در ایران به هیچ گروه یا دسته و یا حزبی وابسته نمی‌باشم و یک ایرانی مثل همه ایرانیان هستم. گاهی اوقات بعضی از سیاستمداران حتی با داشتن گروه مشاورین بلندپایه در امور سیاسی دچار مشکل می‌شوند!
جناب بوش! من به عنوان یک انسان احساس می‌کنم که شما در مقابل مسائل سیاسی دچار مشکل شده‌اید. شاید من به عنوان یک عضو از ایران بزرگ بتوانم بعضی از ابهامات که شما در موردش دچار مشکل هستید بیشتر باز کنم. دنیا شاهد انقلاب شکوهمند اسلامی ایران بود که در فاصله زمانی کمی، یک جنگ 8 ساله را از طریق دولت ضدانسانی عراق بر ما تحمیل کردید که خودت در جریان اقدامات ضد حقوق بشر که از سوی رژیم عراق بر ما وارد آمد، بودی که حتی به شهرهای مسکونی و افراد غیرنظامی هم رحم نکرد و با کمک شما و دیگر کشورهای خارجی به سلاح‌های شیمیایی که حتی هم‌اکنون عوارضش مشاهده می‌شود، دستیابی پیدا کرد. دشمنان ما طی نظریه‌پردازی‌هایشان با تفسیر اینکه جنگ تمام شود و دولت اسلامی هم کنار می‌رود به ما حمله کردند که آینده این چنین مساله‌ای را نشان نداد.
از آن معقوله که بگذریم، راجع به 8 سال دوران جناب آقای خاتمی بگویم که ایشان تحت عنوان شعار اصلاحات سیاسی وارد چرخه امور کشور شدند. اینجا جا دارد که من از جناب آقای خاتمی و تیم دیپلماسی ایشان گله‌ای داشته باشم که، اصلاحات سیاسی برای جامعه خودی قابل درک بود ولی برای بعضی از دولت‌های خارجی و یا حتی بگویم برای بعضی از دشمنان خارجی ما قابل درک نبود.
معنی اصلاحات دولت آقای خاتمی را به منظور براندازی سیستم اسلامی فرض می‌کردند، در صورتی که این درک و فهم در فرهنگ ما به شکلی واضح روشن بود که منظور ایشان از اصلاحات برخی اختلاف‌نظرها بین مسئولین بود نه براندازی. حالا در این شرایط بعضی از کشورها این مفهوم را پی برده‌اند. بعضی‌ها یا از سر دشمنی و یا از سر نادانی فهمیدند به هر حال دولت کار خودش را انجام داد و ملت زیر سایه جمهوری اسلامی زندگی روزمره‌شان را ادامه دادند.
یکی دیگر از اشتباهات دشمنان و یا کوته‌بینان بحث ولایت فقیه ماست آنان متوجه این مساله مهم نشده‌اند که ولایت فقیه در جان ما ملت ایران است، در روحمان و در خونمان است و این یک هدیه بزرگ از طرف خداوند به ما ملت سرافراز می‌باشد. ادامه ولایت فقیه همه چیز ماست مثل گلبول سفید در خون انسان.
بخش دوم باورهای ما مردم نسبت به خودمان است. شاید حتی در ظاهر اختلاف‌نظری باشد و یا حتی به مشاجره هم بکشد ولی این اجازه را به بیگانه نمی‌دهیم که ادامه‌دار مشاجرات ما باشند.
بخش دیگر احساسات پاکمان است. در جامعه ما شاید رسما 9 میلیون بسیجی داشته باشیم ولی در عمل کل ملت ما بسیجی هستند، حتی کودکان چند ماهه‌مان.
بخش دیگر، ظرفیت و تحمل‌پذیری‌مان است. اگر بخواهم ظرفیت انسان‌ها را با مقیاس وزن تشبیه کنم مطمئنا ظرفیت هر ایرانی را با بزرگترین ترازوهای دنیا نمی‌توان وزن کرد. حتی بارها ثابت شده ایرانی‌هایی که سال‌ها در کشورهای غربی زندگی کردند آن غیرت و مسئولیت‌پذیری‌شان را از دست نمی‌دهند و همین زمینه‌ها باعث شده که مردم نسبت به دولتمردان‌شان حس جان‌فشانی داشته باشند. برای ما آقای هاشمی رفسنجانی یک پدیده است یا حتی آقای احمدی‌نژاد یک ستون خیلی قوی و مطلوب و به طور کل تمام مسئولین نظام‌مان این چنین هستند.
این که شما با کشورهایی ارتباط دارید تا از منابع‌شان و یا ظرفیت‌هایشان برای کشور و ملت خودتان استفاده می‌کنید قابل ستایش است ولی بخش دیگر که شما فقط برای خودتان منافع می‌خواهید این یک ضد ارزش است. ولی دولتمردان ما اگر چنین شرایطی را برای ما بخواهند مطمئنا بطور مساوی برای ملت‌های دیگر هم می‌خواهند. جاده خواسته‌ها را دوطرفه می‌بینند. این خودش بزرگترین ارزش‌هاست که زیر چتر اسلام و ولایت زندگی می‌کنیم.
جناب بوش بنده از شما خواهش می‌کنم که عینک دوربینتان را بزنید تا ایران و ایرانیان را بهتر ببینید و بفهمید. همین‌طور که گفتم قدرت باید نزد کسی باشد که ظرفیت آن را داشته باشد و برای مقاصد شوم استفاده نکند. بخش دیگر گفته‌های من برمی‌گردد به مساله فناوری صلح‌آمیز هسته‌ای که این خود یک حق انسانی وجدانی ما ایرانیان است. شما در درونما دچار مشکل شده‌اید چون باید متوجه می‌شدید که ما از فناوری هسته‌ای به طور صلح‌آمیز استفاده می‌کنیم، چون اگر صلاح هسته‌ای بخواهیم با کمی دقت متوجه می‌شوید که ما ایرانیان در مقابل زور و تشویش هر کدام‌مان یک موشک هسته‌ای هستیم.
اگر به جنگ 8 ساله بنگرید متوجه می‌شوید که این مصادیق از نوع برخورد نظامیان ما با طرف مقابل به طور واضح مشخص است. چون ما یک ملت زنجیروار هستیم، بارها برای مردم ثابت شد که در 8 سال جنگ حتی مقام معظم رهبری یا جناب آقای هاشمی رفسنجانی و خیلی از مقام‌های عالی‌رتبه‌مان در خط اول جبهه رویت می‌شدند و با تمام آن موشک‌ها و راکت‌هایی که رژیم صدام بر سر ما فرود می‌آورد حتی یک دفعه نماز جمعه ما، نه در تهران و نه در هیچ نقطه ایران قطع نشد و حتی فرزندان مقامات ما به طور مداوم در خط اول حضور به موقع داشتند. پس یک چنین کشوری سلاحش خیلی قوی‌تر از سلاح اتمی است.
از تمام این معقولات که بگذریم همیشه دشمن راه منزوی کردن ایران را در دستور کار خود قرار داده و در خارج از ایران یک حصار سیاسی کشیده که در داخل آن حصار، ما ایرانیان با مشقت و سختی و بدون آزادی زندگی می‌کنیم. در صورتی که همه می‌دانند زندگی در ایرن به مراتب خیلی راحت‌تر و با نشاط‌تر از خیلی کشورهایی است که چنین دورنمایی ترسیم می‌کنند. ما در ایران با یک قاضی دادگستری به مراتب راحت‌تر از یک سوپر مارکت‌دار برخورد داریم. حتی با پلیس خیلی برخورد راحت‌تر و خارج از استرس داریم. در صورتی که در بعضی از کشورهای خارجی از اسم پلیس به وحشت می‌افتند. تمام اینها از داشتن یک مکتب خوب و داشتن دولت‌های مردمی است. از شما که در قدرت جهان ایستاده‌اید می‌خواهم بیشتر مطالعه بفرمائید.
به امید آن روزی که تمام دنیا از یک رفاه و آسایش و آزادی نسبی برخوردار باشند و خواسته تمام دولتمردان، همان جاده دو طرفه مهر و محبت و رفاه و آسایش باشد. به امید روزهای بهتر. ان‌شاءالله

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات