* یکی از سناریوهایی که از سوی محافل تندرو بر ضد اصلاح طلبان تبلیغ می شود، این است که در زمان آنها، جنگ سیاسی در کشور حاکم بود. اما ناظران معتقدند در طول چهار سال گذشته که همه قوا در اختیار یک جریان بوده، تنش های سیاسی بروز کرده در تاریخ ایران بی سابقه است. هنوز جوهر نتایجی که اعلام شد خشک نشده که ماجراهایی مانند معاون اولی مشایی، عزل وزرا و بی توجهی به نامه رهبر انقلاب، فضای سیاسی را التهاب آلودتر کرد. بعضاً گفته می شود این اتفاقات «واقعی» نیست. شما چه تحلیلی از آن دارید؟
** اول بگویم که من سلسله حوادث اخیر را مهم می دانم اما نه به اندازه یی که تخلف در انتخابات را فراموش کنیم. اما این دعوای اخیر میان آنها ساختگی نیست و کاملاً جدی است.
* چه استدلالی برای تحلیل خود دارید؟ بعضاً آن را یک «بازی سیاسی» از سوی حاضران در دستگاه اجرایی می دانند.
** نه، این مساله از نظر من یک «بازی» نیست. یک اشتباه استراتژیک در خصوص جریانی که در چهار سال گذشته، دولت را در اختیار داشت رخ داده که می خواهم به آن بپردازم. این اشتباه در میان مجموعه نهادهایی اتفاق افتاد که وظیفه ارائه خدمات مختلف از قبیل تحلیل کلان مدیریتی به مقامات عالی رتبه نظام را نیز بر عهده دارند.
* این اشتباه از نظر شما در کجا رخ داده است؟
** اشتباه راهبردی اینجاست که توازن قوا به سود یک فرد یا یک جمع کوچک و از زوایه یی دیگر به سود یک قوه به هم خورده است. به بیان دیگر زمانی یک نظام می تواند به خوبی اداره شده و هزینه ها حداقل و منافع حداکثر شود که مجلس از هویت مستقل و قدرت لازم برای مهار کردن دولت برخوردار باشد و دولت هم استقلال خود را در مقابل مجلس حفظ کند. زمانی کشور می تواند با مدیریت صحیح به پیش برود و شاهد این باندبازی ها و دعواهای شخصی نباشیم که قوه قضائیه بتواند در مواقع لزوم با ابزارهای قانونی خود نظیر سازمان بازرسی کل کشور، تخلفات دولت را شناسایی و با آن برخورد کند. می گویند در بودجه سال 86 یک میلیارد دلار گم شده و مجلس و قوه قضائیه امکان رسیدگی ندارند. اکثریت قاطع نمایندگان مجلس در مجالس هفتم و هشتم، ابهاماتی را در خصوص کفایت آقای احمدی نژاد برای اداره کشور مطرح کردند و برای طرح سوال، امضا هم جمع آوری کردند اما اراده هایی مانع بررسی این مساله شد. وقتی توازن قوا در میان قوا به سود دولت به هم می خورد، چنین اتفاقاتی طبیعی است چرا که هیچ گونه توجهی به این مساله نشده است که ایجاد مصونیت برای رئیس دولت و همراهان او چه مفاسدی را برای کشور به دنبال دارد. یا در نظام سیاسی وقتی توازن قوا به نفع یک «باند سیاسی» به هم زده می شود، باید هم نظام رقابت سیاسی دچار خدشه شود. حتی در میان اصولگرایان نیز این بی توازنی به چشم می خورد.
* مثالی ارائه می دهید؟
** آقایان قالیباف، لاریجانی و رضایی سه شخصیت شناخته شده اصولگرا هستند اما برای حضور یا عدم حضور در انتخابات قادر به تصمیم گیری نبوده یا با خریدن هزینه های گزافی به جان - مانند آقای رضایی - به عرصه وارد می شوند. به آنها می گویند جناح اصولگرا.
* جناح اصولگرایی که منتقد آقای احمدی نژاد است چرا باید هویت سیاسی خود را به کنار گذاشته و از صحنه فعالیت های مرتبط حذف شود؟ عناصر شاخص آن در خانه بنشینند چون آقای احمدی نژاد بچه نازدانه نظام شده است؟
** اصلاح طلبان هم وقتی به میدان می آیند فقط قرار است نقشی برای آوردن مردم و گرم کردن تنور انتخابات برعهده بگیرند و نباید از حق کاندیداهای خود و مردمی که به اعتبار و وعده آنها به میدان رقابت آمده اند، دفاع کنند. نباید بر سر صندوق ها ناظر داشته باشند، باید انواع و اقسام تهمت ها، حملات و هجمه ها را به جان بخرند. برای اینکه اصلاح طلبان سرکوب شوند نهاد داوری مجبور می شود به سمت یک کاندیدای خاص حرکت کند. در ایران برای بازی شهرآورد استقلال و پرسپولیس، داور خارجی می آورند تا ظن تمایل یک داور به یکی از دو تیم وجود نداشته باشد. آنگاه در انتخابات ریاست جمهوری هفت نفر از 12 نفر عضو شورای نگهبان به طور رسمی و بقیه هم به شکل غیررسمی موظف می شوند از یک کاندیدا حمایت کرده و برای او به سفر انتخاباتی بروند.
* گفته می شود مصلحت نظام در دور بودن اصلاح طلبان از قدرت و یکپارچه بودن امور است. بعضاً دلایل شرعی و عقیدتی نیز مطرح می شود که مورد انتقاد مراجع عظام نیز قرار گرفته است اما مگر شما این موضوع را نمی دانستید؟
** اشکالی ندارد، اگر مصلحت نظام در این است، وقتی به جای اندیشیدن به توازن قوا و نیروهای سیاسی چنین تبعیضی گذاشته می شود و به جای ایجاد بستر رقابت های سالم و مشغول کردن نیروهای سیاسی به یکدیگر و به دست آوردن منافع حداکثری کشور توازن قوا را در عرصه سیاسی به هم می زنند.
* فکر می کنید در معرفی افراد مورد نظر برای رای اعتماد به مجلس نیز چنین شرایطی ادامه یابد؟
** من فکر نمی کنم با برخوردی که با دستور شفاهی رهبر انقلاب و سپس برخورد کتبی با نامه ایشان صورت گرفت و پاسخ یک خطی به دستور ایشان و مستند ساختن آن به اصل 157 قانون اساسی و سپس انتصاب مشایی به عنوان رئیس دفتر آقای احمدی نژاد، جایی برای تردید در برخی مسائل وجود داشته باشد. من که رئیس دفتر رئیس جمهور بودم می دانم اگر رئیس جمهور بخواهد،جایگاه رئیس دفتر می تواند از معاون اول هم در دولت مهم تر باشد. من در اینجا به استراتژی آقای هاشمی یعنی «قانون» بازمی گردم. باید به این فضا خاتمه داده شود که به جای اینکه پاسخ رفتار نادرست رئیس دولت توسط چهره هایی مانند بهزاد نبوی، محمد عطریانفر و محسن امین زاده داده شود، آنها دستگیر و در شرایط سخت نگهداری شوند و مقام های عالی رتبه نظام خود را درگیر خطای بزرگ رئیس دولت کنند. قانون دو وجه دارد: نخست اینکه باید فعالیت آزاد سیاسی احزاب رسمی به رسمیت شناخته شود و در عرصه قوای سه گانه هم دست مجلس و قوه قضائیه برای مهار کردن فردی که امروز مدعی ریاست جمهوری است و به همه بی اعتنایی می کند، باز باشد. او در چنین شرایطی یا باید به مسیر خرد جمعی تن در دهد یا اینکه کنار برود و هیچ اتفاق خاصی نخواهد افتاد.
* به عنوان سخنگوی حزب کارگزاران با توجه به اینکه اکنون روند فعالیت احزاب اصلاح طلب دچار صدمه شده و بسیاری از فعالان شناخته شده اصلاح طلب در شرایط بازداشت به سر می برند، چشم انداز فعالیت سیاسی شما در آینده چیست؟
** من فکر می کنم امروز اهمیت سیاست ورزی بیش از گذشته محرز شده است. برای اینکه خدای نکرده کشور به بن بستی نرسد که مردم ناگزیر شوند هزینه های بالای مالی و انسانی را بپردازند راهی جز حرکت سیاسی پررنگ و قوی نداریم. این تفکر در کارگزاران طرفداران زیادی دارد که امروز زمان توسعه تشکیلات است.
* یعنی فضای فعلی را دارای امکان توسعه سیاسی می دانید؟ در شرایطی که سه عضو شورای مرکزی حزب در بازداشت هستند چگونه می توان به گسترش اعضا اندیشید؟ این اجازه داده خواهد شد؟
** اگر همه اصلاح طلبان هم به زندان بیفتند باید به هر روش ممکن به فعالیت سیاسی ادامه دهیم و مردم را نیز در صحنه نگه داریم. بهتر است نظام دیر یا زود به این جمع بندی برسد که راه حل مشکلات فعلی، آزادی فعالیت سیاسی چهره ها و احزاب است. نمی توان برای همیشه واقعیت ها را تحت لوای یک سیستم بسته پنهان کرد.
* این اعتقاد وجود دارد که مطالبات مردمی که شما به آن اشاره کردید باید در قالبی صحیح ساماندهی شود. جبهه سیاسی که آقای مهندس موسوی مطرح کردند از سوی کارشناسان به همین دلیل مورد استقبال قرار گرفت. فکر می کنید بدانید مطالبات مردم دقیقاً از چه نوعی است؟
** برداشت من این است که اکثریت قاطع افرادی که جنبش سبز را تشکیل می دهند هنوز به اصلاح شرایط و استقرار دولت و مسوولانی که حق مردم را به رسمیت بشناسند، امیدوار هستند.
ممکن است حذف کردن سیاسیون- با زندانی کردن یا خانه نشین کردن آنها- مردم را به جمع بندی دیگری برساند اما هنوز نظام ما فرصت بازسازی دارد و راه آن بازگشت به قوانین فعلی و اجرای دقیق آن است.
* رهبر جبهه فراگیر سیاسی مردم و اصلاح طلبان برای نیل به مطالبات باید واجد چه شرایطی باشد؟
** اولین لازمه رهبری حرکت در این سطح این است که نشان داده شود این فرد در دفاع از حقوق ملت بسیار قاطع بوده و هیچ مماشاتی نخواهد داشت.
* می توانید مصداقی خاص برای این ویژگی معرفی کنید؟
** به نظر من تا اینجای کار، رفتار آقای مهندس موسوی کاملاً این اطمینان را در میان مردم ایجاد کرده که ایشان به دنبال انجام یک معامله به سود خود یا اصلاح طلبان نیست. ایستادگی کلیه احزاب اصلاح طلب- به رغم زندانی بودن اعضای شاخص آنها- نشان می دهد در عین نگرانی در خصوص آنها، به مساله یی مهم تر نگاه می کنیم. مساله اصلی ما اتفاقات اخیری که برای دوستان مان رخ داده، نیست که ما را به آنها اضافه کنند. مساله اصلاح طلبان احقاق حقوق ملت است. قاطعانه می گویم هیچ یک از احزاب اصلاح طلب یا آقای مهندس موسوی مذاکره یی بر سر آزادی آنها نکرده اند تا در قبال آن اعلام کنند ما سطح مطالبات خود و مردم را کاهش می دهیم. خواست عمومی ملت ایران این است که ما تا احقاق حق مردم بایستیم. کسانی هم که می خواهند این نهضت را رهبری کنند باید حق مردم را اصیل بدانند. امام جمله بسیار مهمی دارند که حفظ نظام از حفظ احکام اسلام واجب تر است. مسوولانی که امروز می خواهند به حفظ نظام کمک کنند باید بدانند که راه آن از احقاق حقوق ملت می گذرد.