تاریخ انتشار : ۱۹ شهريور ۱۳۸۸ - ۰۸:۲۴  ، 
کد خبر : ۱۰۴۳۲۷
گفت‌وگوی اعتمادملی با هاشم آقاجری:

انقلاب مخملی در ایران امکان‌پذیر نیست

مقدمه: گروه سیاسی، مطهره شفیعی، دکتر هاشم آقاجری چند سالی است که سکوت کرده بود و سخن نمی گفت. اگرچه در برخی مواقع، مواضعی انتقادی علیه جریان اصلاحی در کشور داشت و حتی در برخی موارد این انتقادات خود، خصوصا در ایام انتخابات گذشته علنی می کرد اما خط ممتد سکوت او همچنان ادامه داشت تا اتفاقات اخیر. هاشم آقاجری این روزها در دانشگاه تربیت مدرس مشغول معلمی است و تاریخ را برای دانشجویان خود روایت و بازخوانی می کند. اما در کنار آن، او حاوی یک دیدگاه تحلیلی است که به همین علت به دیدار او رفتیم تا او که تاریخ را روایت می کند، این حوادث را چگونه می خواند. آقاجری آنچه این روزها به نام انقلاب مخملی یاد شده، رد می کند و وقوع آن را در ایران غیرقابل تحقق می داند. به گفته او یک جنبش تازه ای پس از دوم خرداد شکل گرفته که حاکمیت ایران باید قدر آن را بداند و خود را از این نعمت محروم نکند. این گفت وگو را بخوانید:

* مدت هاست که مصاحبه ای انجام نداده اید، آیا سکوت مدت دار شما دلیل داشت؟
** سکوت من سکوت مطلقی نبود و گاهی در این مدت اظهارات و مصاحبه هایی داشته ام اما در عین حال این سکوت نسبی دلیل داشت. سانسور و بدتر از آن خودسانسوری ای بود که بر رسانه های ما حاکم بوده است. وقتی دیدم سخنان من به گونه ای منعکس می شود که رسانای درست و دقیق مقاصد من نیست و گاه حتی بازتابی متفاوت از هدف من پیدا می کرد، ترجیح می دادم سکوت کنم و سخن نگویم.
* در آستانه انتخابات برخی خبرها و تحلیل ها مبتنی بر این بود که شما در انتخابات شرکت نخواهید کرد. این خبرها صحت داشت؟
** شایعات درست نبود. من در انتخابات شرکت کردم من هم مانند اکثر ایرانیان به رغم اینکه نگران مهندسی انتخابات و اعمال تخلف در آن بودم اما ترجیح دادم که از این فرصت و حق قانونی استفاده کنم و کردم. هر چند که نتایج اعلام شده خلاف آنچه بود که اکثریت تصور می کردند.
* یعنی از شرکت در انتخابات پشیمان هستید؟
** نه، این انتخابات یکی از مهم ترین و سرنوشت سازترین انتخابات در طول 30 سال اخیر بود. نه تنها از شرکت در انتخابات پشیمان نیستم بلکه فکر می کنم اگر شرکت نکرده بودم، از مشارکت در خلق حماسه ملی و تاریخی چه پیش از 22 خرداد و چه پس از آن محروم می شدم.
* برخی معتقدند که دوران جدیدی پس از این انتخابات آغاز شده است، شما هم با آنها هم عقیده هستید؟
** این انتخابات آینه تمام نمای وضع کنونی ما بود. وضعی ژانوسی که دو چهره تناقض آلود را به نمایش گذاشت. 22 خرداد نقطه عطفی در تاریخ ایران بود، به طوری که از این پس می توان جامعه ایران را به دو بخش پیش از 22 خرداد و پس از آن تقسیم کرد.
* برخی پس از انتخابات به نظر می رسید که از آنچه اعلام شد دچار سرخوردگی شدند و تمام ابعاد آن را منفی ارزیابی کردند. این تحلیل را قبول دارید؟
** به نظر من این انتخابات دوچهره داشت. یکی چهره سبز و دیگری چهره سیاه. چهره سبز که اکنون به یک جنبش ملی و دموکراتیک تبدیل شده است و نماد حرکت و گام گذاشتن فراسوی خط قرمز است. به خصوص که این چهره در پیش از 22 خرداد ظهور گسترده ای داشت. در دو هفته قبل از انتخابات جامعه ایران نفس کشید و احساس زنده بودن کرد. روح امید به آینده، در مردم دمیده شد و تجربه ای هر چند محدود و کم دوام از مناسبات دموکراتیک به صحنه آمد. در آن روزها مردم با هم مهربان شده بودند و گفت وگو و تکثر در عین وحدت حاکم بود. مدارا و تحمل برقرار شده بود و به جای رفتار خشن و قهر آمیز، رابطه کلامی حاکم بود. همه فکر و ذکرشان سرنوشت کشور، ملت و مشارکت برای ساختن ایران بهتر بود و منافع تنگ و حقیر شخصی تحت الشعاع مصالح عمومی و منافع ملی قرار گرفت. احتمالااگر به آمار مراجعه کنید درمی یابید که آمار بزهکاری، جرم و جنایت، ناهنجاری روانی و اجتماعی به کمترین میزان رسیده بود. همان فضایی که یک بار در انقلاب 57 تجربه کرده بودیم و بار دیگر در جنبش دوم خرداد.
* پس معتقدید که 22 خرداد به رغم تمام نقدهایی که به آن می شود، حماسه بود؟
** بله، ملت به راستی در 22 خرداد حماسه آفرید و نشان داد که اگر روزنه تنفس و امیدی بر روی آن گشوده شود، شایستگی زندگی در یک جامعه آزاد و دموکراتیک را بیش از همه جوامع امروز خاورمیانه داراست.
* شما از یک چهره تیره نیز نام بردید. منظورتان از آن چه بود؟
** بله همانطور که گفتم متاسفانه این انتخابات چهره سیاهی هم داشت. چهره ای که تاکنون تلفات زیادی داده است. قانون شکنی، بازداشت های غیرقانونی و نقض حقوق انسانی و شهروندی ملت نمونه ای از این چهره سیاه است.
* شما می گویید که جنبش جدیدی شکل گرفته، این جنبش را چگونه ارزیابی می کنید؟
** خب این جنبش فراتر از یک انتخابات ساده است.
* یعنی چی؟
** یعنی این جنبش تصمیم به ایستایی و توقف ندارد و به نظر من در آینده همچنان به صور مختلف ادامه خواهد داشت. البته این جنبش نیازمند تحلیلی همه جانبه و جامعه شناسانه از جامعه کنونی است.
* و این کشمکش که الان بین دو طرف ماجرا به وجود آمده، حاصل ایستایی این جنبش است که از آن نام می برید؟
** ببینید، کشمکشی که امروز در جریان است، خلاف برخی ادعاها کشمکش میان دو یا چند کاندیدا یا چند حزب و گروه سیاسی نیست. به نظر من تکاپوی ملتی است برای کسب آزادی و استیفای ابتدایی ترین حقوق انسانی خویش. به گمانم 22 خرداد پایان فرآیندی به نام انتخابات نبود، بلکه آغاز دوران تازه ای در تاریخ حیات ملت ایران است. دورانی که قطعا تا دستیابی به تغییراتی که در تراز شان کنونی ملت ایران است ادامه می یابد. با وجود اینکه شاید در آغاز برخی فکر می کردند این یک «نقمت» است، اکنون مشاهده می کنیم که یک «نعمت» است.
* برخی مخالفان اصلاحات معتقدند حرکت صورت گرفته به جای آنکه یک اعتراض باشد، در واقع حرکتی برای انقلاب مخملی بود. شما چنین برداشتی داشتید و اساسا انقلاب مخملی چیست؟
** برداشت های مختلفی در این زمینه وجود دارد. انقلاب مخملی در یک معنا به مفهوم انقلاب غیر خشونت آمیز و مدنی علیه یک حاکمیت تمامیت خواه و غیر دموکراتیک است. این اصطلاح عموما از زمانی وارد ادبیات سیاسی شد که در میان کشورهای وابسته به شوروی و رژیم های اقماری و کمونیستی موجود در اردوگاه شرق حرکات مسالمت آمیز مردمی علیه رژیم های بسته و تک حزبی برای دستیابی به نظام سیاسی دموکراتیک به راه افتاد. از آنجا که رژیم های مذکور نیز در قبال جنبش عمومی مردم دست به واکنش خشونت آمیز نزدند، ما شاهد گذارهای مسالمت آمیزی از حکومت های بسته به دموکراسی بودیم. به دلیل اینکه گذار نرم و غیرخشونت آمیز بود، نام انقلاب مخملی یا انقلاب های رنگی به خود گرفت. هر کشوری از رنگی به عنوان نماد خود استفاده می کرد. ضمن آنکه تحلیلگران کمونیست، به این اعتراض مردم، حرکت آمریکایی یا تحرکات آمریکایی لقب می دادند و تلاش می کردند آن را سرکوب کنند و از بین ببرند.
* اکنون برخی تاکید دارند که جنبش اخیر مردم از غربی ها خط می گیرد. شما نظرتان در این باره چیست؟
** بله، آنها می خواهند بگویند و تبلیغ کنند این جنبش درون زا و ملی نیست بلکه پروژه ای است که توسط آمریکا و انگلیس طراحی شده و توسط نهادهای امنیتی، سیاسی و فرهنگی غرب هدایت می شود اما روشن است که چنین اتهامی نوعی برچسب زنی و بهانه توجیهی برای نادیده گرفتن جنبش مردم ایران و مطالبات بحق قشرها و طبقات اجتماعی مختلف مانند زنان، جوانان، کارگران و... است.
* یعنی شما منکر نقش آمریکا و انگلیس در برخی حوادث اخیر می شوید؟ به نظر می رسد که آنها نیز از آب گل آلودی که به وجود آمد، دنبال ماهی خودشان بودند.
** بله و البته نمی توان انکار کرد. آمریکا از تغییر رژیم ها در بلوک شرق سابق خشنود بود و اگر دستش می رسید به آنها کمک می کرد اما ما باید یک نکته را در نظر بگیریم که امروز در ایران با دولتی سر و کار داریم که اخبار مذاکرات پنهانی آن با آمریکا گهگاه به بیرون درز می کند. همچنان که آشکارا از روسیه به عنوان یک متحد حامی بزرگ خود استفاده می کند. روسیه ای که سوابق دخالت هایش در امور داخلی ایران و حتی حملات نظامی آن به اشغال بخش های وسیعی از کشورمان قدمتی چند قرنی دارد. روسیه به همراهی با رژیم استبدادی و سرکوبگر محمدعلی شاه و اعمال جنایات بی شمار علیه آزادیخواهان و مشروطه طلبان نیز پرداخت.
* نگفتید که اساسا می توان در ایران انقلاب مخملی به راه انداخت یا خیر؟
** اساسا مفهوم انقلاب مخملی یک پارادوکس است، زیرا هیچ قدرت خارجی توانایی به راه انداختن انقلاب توسط یک ملت علیه رژیم خود را ندارد. آمریکا و انگلیس اگر چنین توانی داشتند تا سی امین سال جمهوری اسلامی صبر نمی کردند. البته شکل گیری کودتای وابسته امکان پذیر است اما انقلاب وابسته هرگز، زیرا قدرت خارجی امکان دارد که بتواند یک گروه نظامی را برای به راه انداختن کودتا مدیریت و هدایت کند اما یک ملت را هرگز.
* برخی معتقدند که حتی دوم خرداد نوع کمرنگ انقلاب مخملی بود. این سوال الان مطرح است که آیا انقلاب مخملی در تاریخ ایران سابقه داشته است یا خیر؟
** واقعیت این است که انقلاب مخملی به معنای انقلاب درون زا و خودجوش مردمی، مدنی، و مسالمت آمیز که شعارش گل در برابر گلوله است برای نخستین بار توسط ملت ایران در سال 57 و انقلاب اسلامی تجربه شد، همین.
* پس به طور قطع ادعای انقلاب مخملی پس از انتخابات را رد می کنید؟
** بله، زیرا با توجه به اخباری که از برخی نهادهای امنیتی می رسد این اطمینان در بین خود گروه های اقتداگرا نیز حاکم شده است که جنبش کنونی ربطی به پروژه های انقلاب مخملی به معنای وابسته و هدایت شده توسط آمریکا و غرب ندارد. شنیده ایم برخی نهادها با سناریونویسی های راست افراطی و نهادهای موازی صریحا و مستند مخالفت کرده اند. به نظر می رسد مطرح کردن انقلاب مخملی صرفا بهانه ای برای برخورد، قانون شکنی و نقض حقوق زندانیان و آزادی های مردم است و می خواهند اتهام وابستگی به آمریکا را بزنند تا زیر پوشش مبارزه با دشمن خارجی و استکبار جهانی از تحقق مطالبات بحق ملت و حاکمیت آنان بر سرنوشت خود جلوگیری کنند.
* آمریکا همواره دشمن درجه اول ایران بوده و هست اما تلاش کردند، یک سکوت درباره وقایع ایران اتخاذ کنند. شما علت این سکوت را چه می دانید؟
** من فکر نمی کنم که آنها خیلی هم سکوت کرده باشند. آمریکایی ها با درس آموزی از تجربه دوره نئوکان ها و راست افراطی آمریکا و اظهارات سنجیده با ظاهر حمایت از مردم ایران که صرفا عاملی برای توهم آفرینی و بهانه ای برای برخورد داخلی می داد اولویت اول آمریکا، پروژه هسته ای ایران است و می دانیم که سیاست جدید آمریکا، ارتباط مستقیم و گفت وگوی بدون پیش شرط با محوری اسلامی است و اخبار محرمانه حاکی از نامه هایی از سوی مسوولان بلند مرتبه آمریکا به ایران در پیش از برگزاری انتخابات است، اگرچه آمریکایی ها در دور جدید بارها اعلام کرده اند که جنبش کنونی مردم ایران و بحران جاری یک مساله داخلی ایران است و در آن دخالت نمی کنند و حق هم همین است، زیرا دخالت های خارجی همواره مانع بزرگی برای حرکت مردم ایران در داخل بوده است.
* همچنان سوالم را می پرسم که آیا ایران ظرفیت انقلاب مخملی را دارد یا خیر؟
** انقلاب مخملی به معنی انقلاب وابسته هم در درون خود یک اصطلاح پارادوکسیکال است و هم اساسا با روانشناسی و جامعه شناسی تاریخی ملت ایران در تناقض است. بنابراین اساسا انقلاب مخملی به این معنا پوچ و بی معناست.
* پس آنچه که در جریان است، چیست؟
** آنچه که امروز در ایران جریان دارد و تا آنجا که به مردم مربوط می شود یک جنبش مدنی مسالمت آمیز، دموکراتیک و عاری از خشونت است. چنین ویژگی هایی در یک جنبش عمومی زمانی رخ می دهد که با جامعه ای فرهیخته و متمدن روبه رو باشیم. جامعه ای که اصل خشونت و انتقام در آن جای خود را به اصل «بخشش اما فراموش نکن» می دهد. این جنبش یک جنبش سبز است و اگر مخالفان آن دوست دارند به آن عنوان انقلاب مخملی بدهند، آنها مختارند.          ادامه دارد...

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات