تاریخ انتشار : ۱۹ شهريور ۱۳۸۸ - ۰۷:۳۴  ، 
کد خبر : ۱۰۴۳۵۶
حجةالاسلام دکتر روح‌الله شاکری در گفتگو با قدس عنوان کرد

مهدی‌ستیزی تفکر لیبرال دموکراسی جهان غرب

جواد صبوحی اشاره: اندیشه ظهور منجی و اصلاحگر جهانی اعتقادی راسخ در میان ادیان الهی و غیر الهی است. همین اندیشه است که روحیه رکود، نخوت و سر تسلیم برآوردن در برابر جبهه زور را از معتقدان به این اندیشه حذف می کند و باور ظلم ستیزی و پیروزی نهایی بر حاکمان زور بسط می دهد. گفتگوی ما با حجة الاسلام روح الله شاکری زوارهی استاد مرکز تخصصی مهدویت قم به بررسی تفکر منجی در بین ادیان مختلف اختصاص یافته است که از نظر می گذرانید:

* انتظاری که در ادیان مختلف دیده می شود چگونه جایگاهی است وآیا صرفاً ادیان ابراهیمی به این موضوع پرداخته اند؟
** بطور کلی در ادیان مختلف به موضوع انتظار پرداخته شده است و حتی در میان برخی از صاحبان مکاتب نسبت به آینده بشر توجه شده و با بررسی هایی که میان ملل و اقوام مختلف انجام گرفته است می توان امید به آینده مثبت و همراه با تعالی را در این باور دید. البته ادیان ابراهیمی با رویکردی الهی به این مسأله نگاه می کنند که در ادیان غیر ابراهیمی این موضوع دیده نمی شود.
در طول تاریخ بر اثر تعاملات این ادیان با یکدیگر، تأثیراتی نیز از یکدیگر پذیرفته اند؛ مثلاً دین زرتشت تأثیراتی را از دین اسلام پذیرفته است. مسیحیت، یهودیت و ادیان غیر ابراهیمی مثل زرتشت آمدن، هندو و بودا هر یک منجی خاصی را مطرح می کنند. حتی دینی مثل کنفسیوس با اینکه شخص خاصی را مطرح نکرده است، اما وعده می دهد که انسان به اصل فرزانگی باز می گردد. این ایده انتظار و نجات در آرمان شهری که ما متصور آنیم در شکل خاص خود قابل گفتگوست.
* نوع باوری که در این ادیان وجود دارد و این انتظاری که در مفهوم ما وجود دارد، با سایر مفاهیم چه تفاوتهایی دارد؟
** تفاوت عمده ما با ادیان غیر الهی این است که فردی را که ما به عنوان امام و یا منجی معرفی می کنیم، ویژگی های خاصی دارد، او را معصوم می دانیم و معتقدیم که او به ماورای طبیعت و عالم دیگر ارتباط دارد، تعالیم وی از جنس تعالیم بشری و از سنخ علم بشری نیست، بلکه او حجت خدا در روی زمین است. او همانند پیامبر (ص) است اما پیامبر نیست، به این معنا که بر او وحی نمی شود، اما ویژگی های دیگری که پیامبر دارد او نیز داراست.
در روایتها آمده است که اگر حجت خدا در روی زمین نباشد، زمین همچون دریا مواج می شود و امنیت نخواهد داشت. نگاه اسلام در دیگر ادیان نیست. علاوه بر این در ادیان دیگر از شخصی که در حیات باشد و مردم از عنایات او استفاده کنند صحبت به میان نمی آید؛ بلکه تنها به این اشاره شده است که در آینده او خواهد آمد و چنین کاری را انجام خواهد داد.
اگر به متون اناجیل و یا عهد عتیق رجوع کنید، همه از فردی صحبت می کنند که در آینده خواهد آمد.در انجیل آمده است که او روزی بازخواهد گشت و در میان مردم داوری خواهد کرد و جامعه ای الهی بر روی زمین ایجاد می کند. اما به این نکته که او برای بشر امروز چه خواهد کرد اشاره نمی کند.
در صورتی که مهدی موعود (عج) در میان مردم زندگی می کند و حضور دارد، با رنجها و آلام آنها همراه است. با کامیابی های آنها شاد می شود. اگر لغزشی در رفتارشان وجود دارد او نیز مکدر می شود. اگر گناههایی را مرتکب شدند، برای گناهان آنها استغفار می کند و از خداوند می خواهد که آنها بار دیگر بازگشته و توبه کنند.
دین ما می گوید فردی که در آینده حکومتی جهانی را برقرار کند در آن توسعه علمی رخ می دهد و رشد عقلانی و عدالت به معنای واقعی بروز پیدا می کند، برای امروز نیز برنامه خاصی دارد. این منجی همانگونه که در روایات ما نیز آمده است علاوه بر فواید ظاهری، فواید باطنی دارد.
پیامبر (ص) در روایتی می فرمایند، فرزندم مهدی دو غیبت دارد؛ غیبت کوتاه و غیبت طولانی. جابر ابن عبدالله انصاری از ایشان سؤال می کند در زمان غیبت طولانی مردم چگونه به امام دسترسی پیدا می کنند. پیامبر (ص) می فرماید: قسم به خدایی که مرا به پیامبری مبعوث کرد مردم در عصر غیبت او، از شعاع نورانیت و امامیتش برخوردارند همانند خورشید پشت ابر.
به عبارت دیگر آنچه امروز پنهان است شخصیت امام است و نه شخص ایشان. چنانچه در روایات مختلف آمده است که ایشان در میان مردم رفت و آمد می کند و در مجالس آنها حضور می یابد، لذا علاوه بر اینکه امام حجت خداست، به عنوان ولی خدا و انسان الهی در میان مردم مطرح است. مرحوم صدرالمتالهین شیرازی در کتاب ارزشمند اصول کافی و در بخش باب الحجه می گوید: همه عالم و آدم مدیون او هستند. بنابراین ایشان اولاً حجت خداست، دیگر اینکه امام است و علاوه بر این در حال حاضر وجود دارد و حیات ایشان تا آینده ادامه دارد و در آینده شاهد حکومت جهانی ایشان خواهیم بود.
* در تقابل این مفهوم چه مفاهیم دیگری مطرح می شود؟
** در مقوله مهدویت با مبحث آسیب شناسی مواجهیم که متأسفانه در جامعه ما دیده می شود. مثلاً گاهی در موضوع مهدویت موضوعاتی چون ملاقات با امام، برداشت غلط از انتظار و ظهور مشروط به فراگیر شدن ظلم و ستم و یا غضب امام (عج) مطرح می شود، در حالی که در روایات مختلف امام زمان(عج) ضمن آنکه در برابر سردمداران کفر و شرک و فساد نیز می ایستد، مظهر مهر و محبت است. این مسایل موضوعاتی است که توسط برخی از افراد ناآگاه مطرح می شود و به دلیل عدم تسلط برخی از کارشناسان به روایات و منابع آن به آن دامن زده می شود.
در بخش خارجی، اندیشه لیبرال دموکراسی غرب نمی تواند منجی گرایی را با مفهوم صحیح آن تحمل کند.
* موضوع جهانی شدن چقدر با مفاهیم مهدویت هماهنگ است؟
** موضوع جهانی شدن در واقع طرح همان موضوعی است که در روایات ما نیز در قالب مقوله مهدویت و حکومت واحد جهانی اشاره شده است. در انجیل هم به این مسأله اشاره شده است. در الحاقات تورات نیز این مسأله وجود دارد. قطعاً این منجی نمی تواند مقطعی و یا منطقه ای فکر کند، زیرا در غیر این صورت با آرمانهای او همخوانی نخواهد داشت. لیبرال دموکراسی جهان غرب در پی این است تا تنها ایده نجات را، خود معرفی کند.
ما معتقدیم که بشر در حال حرکت به سوی حکومت واحد جهانی است لذا معتقد به جهانی شدن و نه جهانی سازی هستیم. ما قایل به پروسه ایم و نه پروژه و معتقدیم جهان غرب می کوشد این روند را به پروژه ای متناسب با آرمانها و ایده های خود تبدیل کند. این موضوع به خوبی در عرصه های دین، هنر و کتابهای نوشته شده مشاهده می شود.
آنها در پی آنند تا نجات خواهی بشر را که امری فطری است به سویی که خود می خواهند سوق دهند.غرب با همین نیت است که به مهدی ستیزی دست می زند. آنها تلاش کرده اند تا مهدی موعود(عج) را چهره ای خشن معرفی کنند لذا ما باید با آسیب شناسی خود گرفتار این آسیب ها نشویم.
برای اینکه در عرصه مهدویت دچار این مشکل نشویم، باید در برابر نقشه های دشمن با درایت کامل بایستیم. بنابراین اتخاذ سه راه تبیین استراتژی انتظار، آسیب شناسی و بالاخره دشمن شناسی ارکان مهمی در تبلیغ و ترویج مباحث مربوط به مهدویت است.
* پیشرفتهای موجود در مسیر توسعه تکنولوژی چگونه می تواند به حفظ باورهای مهدویت و یا انکار آن دامن بزند؟
** سؤال خوبی است. دو دیدگاه در این مسأله وجود دارد؛ اول اینکه آیا تکنولوژی موجود می تواند انسان موجود را به منجی نزدیک کند یا نه. تکنولوژی های حاضر تا حدی که با دین و آرمانهای ما منافات نداشته باشد و با اندیشه های تجربه گرایی و پوزیتویستی همراه نشده باشد قابل قبول است. حتی اگر این تکنولوژی را بر اساس اندیشه های اومانیستی تفسیر نکنیم، مشکلی را ایجاد نمی کند.
اما اگر تکنولوژی موجود را رهاورد اومانیسم، تجربه گرایی و تفکر عقل گرایی ابزاری که بعد از رنسانس ایجاد شده است بدانیم دین را در برابر تکنولوژی قرار داده ایم و طبیعی است که این اندیشه هیچگاه در خدمت آرمانهای مهدویت نیست و به همان اندازه که ما را به سمت تکنولوژی، مدرنیسم و پست مدرنیسم نزدیک می کند از دین جدا می سازد.
ابزارهای معرفتی اش یک فرد دیندار در کنار حس، تجربه، عقل و وحی با هم رشد می کند اما تجربه گرایان ابزار عقل و وحی را به کناری می گذارند. به تعبیری دیگر عقل ابزاری وحی و یا عقل شهودی جایگاهی ندارد. استاد شهید مطهری در کتاب اصول فلسفه و روش رئالیسم می گوید: ابزارهای معرفتی بشر تنها حس و تجربه نیست، بلکه عقل و وحی نیز در کنار آنها قرار گرفته است، یعنی تکنولوژی نه تنها باعث عقب افتادگی نمی شود و مانعی برای اعتقاد به باور مهدویت نمی شود، بلکه این راه را برای آینده هموار می کند.
کافی است شما به جامعه آرمانی امام زمان(عج) نگاهی بیندازید و فناوری و تکنولوژی عصر ظهور را مرور کنید تا ببینید در زمان ایشان جایگاهی برای فناوری وجود دارد یا نه. شاید این روایت را بارها شنیده باشید که علوم 27 رمز دارد و از این تعداد تنها 2 رمز آن تا زمان ظهور برای بشریت کشف می شود و 25 رمز آن در هنگام ظهور کشف می شود. این روایت اشاره ای نمی کند که این علم علمی دینی است و یا غیر دینی؛ بنابراین می توان دریافت که علاوه بر علم دینی علم غیر دینی نیز توسعه می یابد.
در چنین جامعه آرمانی انسان در اوج فناوری است و در عین حال دیندار نیز می باشد. علاوه بر این در زمان ظهور مردم از نظر عقلانی نیز رشد پیدا می کنند. در چنین جامعه ای تمامی آرمانهای بشر تحقق می یابد، بشر به عدالت می رسد، ظلم از میان می رود و بر اساس آیه 55 سوره مبارک نور در این جامعه، تعبد محض وجود دارد و نا امنی به امنیت تبدیل می شود.
ما باید در زمان خود بین این دو مقوله تفکیک قایل شویم و اجازه ندهیم فناوری موجود در تعریف ما در زیرمجموعه تفکرات اومانیستی و لیبرالیستی قرار بگیرد، در غیر این صورت مانعی در راه ظهور خواهد بود؛ اما اگر این تکنولوژی در راستای تقرب انسان به سوی خدا باشد، این دو نه تنها با یکدیگر منافاتی ندارد، بلکه راه را هموار خواهد کرد. استاد مطهری می فرمود: هیچ پیامبری نیامده است تا مردم را به جهل و نابودی دعوت کند، بلکه همه آنها آمده اند تا انسان را به سوی علم دعوت کنند.
قرآن کریم بارها آدمی را به تدبر فرا می خواند و همین نشان می دهد که علم با اعتقادات مذهبی ما منافاتی ندارد.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات