تاریخ انتشار : ۰۵ آذر ۱۳۸۸ - ۰۹:۱۳  ، 
کد خبر : ۱۰۴۶۷۵

قالب مجازی


گروه سیاسی، حنیف غفاری:
در علم جامعه شناسی سیاسی، همواره رابطه مستقیمی میان “دولت” و “امنیت” وجود دارد. به عبارت دیگر میزان کارآمدی دولت در رفع یک بحران امنیتی و یا میزان نقش منفی آن در خلق یک بحران همواره مورد توجه تحلیلگران و کارشناسان علوم اجتماعی و سیاسی بوده است. پس تلفیق “حاکمیت” و “امنیت” و اینکه امنیت مطلوب در گروی حاکمیت مستقل و کارآمد می باشد، قاعده ای شناخته شده در معادلات جوامع و کشورها محسوب می شود. “جلال طالبانی” رئیس جمهور عراق در دیدار اخیر خود با مقام معظم رهبری صراحتا اعلام کرد که “پرونده امنیت عراق در دست دولت عراق نیست.”بنابراین هنگامی که ارتباط میان دولت و امنیت قطع شود دیگر نباید به تحلیل و آنالیز مسائل و بحران های امنیتی در مرز نظریه دولت- ملت و یا بر مبنای رویکردهای جامعه شناسی سیاسی پرداخت. مسبب اصلی نا امنی در عراق کاخ سفید است و شاخه های بعدی زنجیره بحران، در مراتب بعدی با نام جمهوریخواهان پیوندی مستقیم یا غیرمستقیم بر قرار می کنند. در این راستا اطلاعاتی وجود دارد که از جمع آنها می توان به عمق فاجعه ای که در زیر ساخت های اجتماعی عراق پس از صدام رخ داده است واقف شد:
 وجود صد شرکت آمریکایی خصوصی مرتبط با سیا و پنتاگون که بدون نظارت ارتش آمریکا پروژه ایجاد امنیت در برخی مناطق عراق را بر عهده گرفته اند.
 اخراج و تصفیه ارتش از شیعیان پس از سقوط صدام حسین که با نظارت و دخالت مستقیم جمهوریخواهان واشنگتن صورت گرفته است.
 آموزش سلفی ها و اعضای القاعده توسط مقامات آمریکایی که این گروهها بیشتر از عربستان سعودی با کویت و اردن به عراق آمده اند.
 آزادی سریع افرادی که در بمب گذاری های مختلف در عراق شرکت داشته اند.
 انجام گرفتن عمده بمب گذاری ها در مناطق شیعه نشین (مانند شهادت آیت الله حکیم یا انفجار اخیر در شهرک صدر بغداد)
 عملکرد سازمان امنیت عراق در راستای هماهنگی مطلق با مقامات آمریکایی و استقلال این سازمان از دولت آشتی ملی. لازم به ذکر است که بسیاری از اعضای سابق حزب بعث و برخی از اعضای سازمان منافقین در این مجموعه مشغول به کار هستند.
از جمع میان موارد فوق الذکر و مصادیق آنها در بستر عراق امروز می توان نسبت به دخالت کاخ سفید در گسترش بحران امنیت در این کشور مسلمان آگاه شد.
مسلما پس از ایجاد این بحران ها توسط منابع وابسته به کاخ سفید، شیعیان نیز نمی توانند سیاست سکوت را در پیش گرفته و بدون توجه نسبت به آنچه در شهرک صدر و ... می گذرد به حیات روزمره خود ادامه دهند. پاسخ شیعیان به سیاست های کاخ سفید در عراق همان مسئله ای است که واشنگتن را سردرگم و حیران ساخته است. به عبارت دیگر نگرانی بوش و همراهان وی در خصوص عراق، “کلیت بحران امنیت نیست” بلکه آنچه آنها را به شدت می آزارد ترس از واکنش شیعیان نسبت به کنش آمریکا و وابستگان واشنگتن است.در چنین شرایطی جای بسی تعجب است که افرادی مانند “جیمی کارتر”، “برژینسکی” و “مادلین آلبرایت” از جبهه دموکراتها و دیگر مخالفان درون حزبی متعلق به طیف سنتی حزب جمهوریخواه از ابعادی جامعه شناسانه و سیاسی با مسئله بحران امنیت در عراق برخورد می کنند. بحران امنیت واقعی موجود در عراق خود ساخته است ولی بحران امنیتی که در انتقادهای مخالفان بوش در آمریکا مدنظر قرار می گیرد، بحرانی غیرخودساخته و صرفا محصول رفتارهای القاعده و دیگر گروههای افراطی است. در نهایت اینکه قالب “بحران امنیت” در عراق باید تغییر کند. در قالب مجازی کنونی که چارچوب های آن بسیار محدود می باشد، نمی توان نسبت به حل بحران اساسی در عراق امروز امیدوار بود. اظهارات “جلال طالبانی” در تهران فرصت بسیار مناسبی را در جهت این گذار فکری و تحلیلی فراهم ساخته است.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات