تاریخ انتشار : ۱۲ شهريور ۱۳۸۸ - ۱۰:۲۷  ، 
کد خبر : ۱۰۴۷۴۲
سفیر ایران در روسیه در گفتگو با مجله «اودناکو»؛

مدیریت سیاسی آمریکا به بلوغ کامل نرسیده است

مقدمه: سفیر جمهوری اسلامی ایران در مسکو تمدن آمریکا را بسیار جوان خواند و گفت: مدیریت سیاسی ایالات متحده آمریکا به بلوغ کامل نرسیده است. به گزارش خبرگزاری فارس، «سید محمودرضا سجادی» سفیر جمهوری اسلامی ایران در فدراسیون روسیه گفتگویی با اولین شماره مجله روسی «اودناکو» انجام داد که مشروح آن را در زیر می‌خوانید.

سطح خردورزی و مدیریت سیاسی آمریکا به بلوغ کامل نرسیده
*سؤال: نظر تهران در مورد پیشنهادات دیپلماتیک هیئت حاکمه جدید آمریکا چیست؟
**سجادی: پیشنهاد رئیس جمهور جدید آمریکا در ایران به طرق مختلف تفسیر می‌شود. خوشبینان اعتقاد دارند که هیئت حاکمه آمریکا از اشتباهات اسلاف خود درس گرفته و واقعاً تصمیم دارد تا تغییراتی را در نظام سیاسی صورت دهد. واقع‌گرایان بر این اعتقادند که اظهارات اوباما، فریب است و نبایستی به آنها اهمیت داد، زیرا همانطوری که می‌گویند، جمهوری خواهان دشمنان خود را با گلوله از بین می‌برند و دموکرات‌ها آنها را در آغوش خود خفه می‌کنند.
به نظر واقع‌گرایان، آمریکا همانند گذشته تلاش می‌کند تا نقش کدخدا را در دهکده جهانی ایفاء کرده و موازین و ارزش‌های خود را در همه جا، از جمله با توسل به نیروهای نظامی، ابقاء کند.
اما خاطر‌نشان می‌کنم که تمدن آمریکا بسیار جوان است و لذا سطح خردورزی و مدیریت سیاسی این کشور به بلوغ کامل و تجربیات تاریخی دست نیافته است. واقعیت امر این است که آمریکا پس از یکسری ناکامی در خاورمیانه هم اکنون تصمیم دارد روابط خود را با ایران به عنوان ابرقدرت منطقه‌ای ترمیم کند، اگرچه در ابتدا با طرح «محور شرارت» ایران را تحت فشار قرار می‌داد. البته وقتی که آمریکایی‌ها به وسیله دو عملیات برق آسای نظامی کابل و بغداد را تسخیر کردند کاملاً مغرور شده و اشتباهات فاحش دیگری را هم مرتکب شدند.
«باربارا اهرنریخ» در کتاب خود «دوران نابخردی» می‌نویسد: قدرت باعث به وجود آمدن غرور و غرور باعث به وجود آمدن حماقت می‌شود.
رفتارهای تلخ و مستکبرانه آمریکا فقط می‌تواند با عقلانیت و اقدامات عملی اصلاح شود.
ایران از تهدیدات خارجی و داخلی وحشتی ندارد
*سؤال: آمریکایی‌ها غالباً در مورد تغییر رژیم در تهران صحبت می‌کنند. نظر ایران در این مورد چیست؟
**سجادی: متاسفانه آمریکا رفتار خصمانه‌ای در گذشته علیه ایران داشته است. آنها پس از پیروزی انقلاب اسلامی تلاش کردند تا در استان‌های مرزی ایران، در جایی که اقلیت‌های قومی سکونت دارند، بحران ایجاد کنند. آنها امیدوار بودند تا با تحریک احساسات ناسیونالیستی، مردم مناطق مرزی کردستان، بلوچستان، ترکمنستان، خوزستان و آذربایجان را علیه حکومت مرکزی تهران تحریک کنند، اما استراتژیست‌های آمریکایی اشتباه کردند، زیرا تمامی نژادها و اقوام ساکن در قلمرو کشور ما سرنوشت خود را با ایران مرتبط می‌دانند.
آنها وقتی که فهمیدند نمی‌توانند متحدانی در داخل ایران برای خود پیدا کنند، صدام حسین را تحریک کرده تا به کشور ما حمله کند. صدام حسین با تکبر اعلام کرد که در عرض هشت روز تهران را تصرف و دولت ایران را سرنگون خواهد کرد!
اما او با حمله غافلگیرانه خود به دلیل مقاومت ملت ایران به اهداف خود دست نیافت و جنگ برای هشت سال به طول انجامید. شما می‌دانید رهبر عراق در آن دوره از حمایت کامل آمریکا برخوردار بود و مدرن‌ترین سلاح‌ها را در اختیارش قرار داد.
در حال حاضر نیز آمریکا از سازمان‌های تروریستی ضد ایران در کردستان عراق و بلوچستان پاکستان حمایت مالی و اطلاعاتی می‌کند.
آمریکا بایستی به این درک رسیده باشد که ایران از تهدیدات خارجی و داخلی وحشتی ندارد. نمونه بارز بی توجهی اقوام مختلف ایران به تبلیغات آمریکا را در مراسم استقبال مردم استان کردستان از حضرت آیت‌الله خامنه‌ای مقام معظم رهبری شاهد بودید.
در مورد جنگ با ایران که آمریکایی‌ها در دوران بوش و یا اخیرا اسرائیلی‌ها به موضوع آن می‌پردازند و حتی بعضاً تاریخ حمله را نیز تعیین کرده‌اند، چنین اقدامی برای متجاوزین پیروزی به همراه نخواهد داشت، زیرا در صورت بروز چنین وضعیتی، ملت ایران تا آخرین نفس در مقابل متجاوزان مقاومت خواهد کرد. ما از این نظر بسیار شبیه به شما روس‌ها هستیم که تا آخرین قطره خون در مقابل اشغالگران مبارزه می‌کنید.
طالبان، وهابیون و القاعده مظهر اراده آمریکا در خاورمیانه
*سؤال: تا چه حد حق با منتقدینی است که ایران را کشور توسعه طلب می‌نامند؟
**سجادی: به دلیل سیاست‌های استعماری کشورهای قدرتمند، ایران در 200 سال گذشته نتوانسته به خوبی توسعه یابد، 200 سال است که نقش یک کشور عقب مانده که قادر نیست از منافع خود دفاع کرده و از ذخایر و موهبت‌های الهی در جهت منافع خود استفاده کند را به ما تحمیل می‌کنند.
150 سال حکومت سلسله قاجار، ایران را نیمه مستعمره کشورهای اروپایی کرد و 50 سال نئوکلونیالیسم آمریکا و رژیم دست نشانده پهلوی ادامه سلطه غرب را به ملت ایران تحمیل کرد.
ما پس از انقلاب اسلامی شروع به ساخت کشور خود کردیم. ما ثابت کردیم که عقب ماندگی به ما از خارج تحمیل شده بود و اینکه کشور بزرگ و غنی، چون ایران می‌تواند سیاست مستقلی را اتخاذ کند. ما قدرت دفاعی کشور خود را با اتکا به دانش و تجربیات بومی افزایش داده و این امر باعث شد تا کشور ما در برابر نفوذ بیگانگان ابرقدرت، قادر به دفاع باشد.
کاملاً طبیعی است که آمریکایی‌ها همواره تلاش دارند ما را تضعیف کنند. خلیجی که همیشه در تاریخ و تمدن بشری نام فارس داشته، تحت نفوذ آمریکایی‌ها با نام مجعول از آن یاد می‌شود. علاوه بر آن، برخی متحدین آمریکا حقوق رسمی و قانونی ما بر برخی جزایر در خلیج فارس که قرن‌هاست به ایران تعلق دارند را با تحریک آمریکا مورد سؤال قرار می‌دهند. وقتی که ما در پاسخ به آنها می‌گوییم ایران از حقوق خود در تمامیت اراضی کشور دفاع خواهد کرد، ما را متهم به توسعه‌طلبی می‌کنند.
تلاش برای توسعه طلبی در واقع مشخصه افراط گرایان است و مسئولیت حضور آنها در منطقه هم بر عهده غرب است. طالبان، وهابیون و القاعده مظهر اراده آمریکا در خاورمیانه هستند. ما در قبال چنین تفکراتی و برای جلوگیری از رشد افکار، ایده‌ها و روش‌های افراط گرایانه مدل جایگزین توسعه را ارائه می‌کنیم.
اشتباه راهبردی آمریکا در منطقه
*سؤال: عملیات نظامی آمریکا در افغانستان و عراق به نفع ایرانی‌ها تمام شد، زیرا در نتیجه این عملیات رقبای اصلی ایران در منطقه «صدام حسین» و «طالبان» از بین رفتند. بسیاری از افراد ادعا می‌کنند که آمریکا با تشکیل دولت طرفدار ایران در عراق و افغانستان زمینه را برای احیاء اتحاد با تهران آماده می‌کند. آیا این ساختارهای ژئوپلیتیک حقیقت دارند؟
**سجادی: فکر نمی‌کنم که منافع ایران و آمریکا حتی در یک چیز شبیه به یکدیگر باشند. آمریکا از اسرائیل حمایت می‌کند، حاکمین عرب را متقاعد می‌کند تا چشمان خود را نسبت به مشکل فلسطین ببندند. (ضمنا برخی از آنها، همانند سادات رئیس جمهور مصر که موافقتنامه کمپ دیوید را منعقد کرد، از حامیان آمریکایی خود پیروی می‌کنند). قبل از انقلاب اسلامی اتحاد غیرطبیعی با اسرائیل نیز به ایران تحمیل می‌شد. شاه پهلوی از صهیونیست‌ها حمایت می‌کرد که تا حدی دلیل سقوط رژیم او شد. فجایع بشری، شکنجه‌ها، زندانیان سیاسی، میلیون‌ها آواره تمامی این مسائل را نمی‌توان نادیده گرفت و حاکمین غربگرا در منطقه هیچ وقت نمی‌توانند مردم را به باور بیگناهی اسرائیل ترغیب کنند.
بدون تردید، در هشت سال گذشته سیاست آمریکا در خاورمیانه باعث تغییرات عظیمی شد که به نفع ایران تمام شد، اما این به مفهوم اشتراک منافع نیست، بلکه به معنای اشتباه راهبردی آمریکا در منطقه است.
یک نفر از همسایه خود متنفر بود و تصمیم گرفت تا جان او را بگیرد. روزی او توانست همسایه خود را اغواء کرده و او را به جنگل ببرد، تفنگ خود را در آورد و به پشت او تیراندازی کرد، اما خوب هدف گیری نکرد و شیر غضبناکی که تصمیم داشت دشمن او را تکه و پاره کند، کشت. همسایه به ناجی خود گفت: «متشکرم انسان مهربان» و با خودش فکر کرد: «خدا را شکر که او تیرانداز بدی است.»
شیعیان عراق و حماس در نوار غزه با حمایت مردم و بر خلاف اراده آمریکایی‌ها به حکومت رسیدند، اما پیروزی آنها کاملاً منطبق بر منافع ایران بود. در نتیجه عملیات آمریکا نیز دولت طرفدار ایران در کابل تشکیل شد. این امر نتیجه دسایس سیاسی نیست، بلکه نتیجه اراده مردمی است.
مردم افغانستان آمریکایی‌ها را به عنوان اشغالگر تلقی می‌کنند و ایران را به عنوان متحد طبیعی و حامی خود می‌دانند. در هنگام جنگ و ویرانی اقتصادی، ما در حدود سه میلیون آواره افغانی را پذیرفتیم (این بیشترین تعداد آواره در تاریخ است که در یک کشور سکنی گزیده‌اند). در میان رهبران افغانی بسیاری از مهاجرین سابق سیاسی هستند که برای خود در تهران سرپناه یافتند و اگر وطن پرست افغانی در حکومت کابل حضور دارد، نه دست نشانده آمریکا، او نمی‌تواند این مطلب را در نظر نگیرد که از هزار نفر افغانی 950 نفر دوستدار جمهوری اسلامی هستند.
البته آمریکایی‌ها به نوبه خود امیدوار بودند سکویی در افغانستان ایجاد کرده تا به آنها امکان دهد بازیگران کلیدی، چون روسیه، چین، هند، پاکستان و ایران را از طریق حضور در این کشور کنترل کرده و در صورت نیاز بحران مصنوعی در مرزهای آنها ایجاد کنند.
آمریکا از مردم ایران عذرخواهی کند
*سؤال: آمریکا چه کاری بایستی انجام دهد تا ایران به دعوت آن کشور برای دیالوگ عکس العمل نشان دهد؟
**سجادی: قبل از هر چیز، آمریکا بایستی به خاطر جنایات خود، سرنگونی دولت وطن پرست مصدق، حمایتی که آنها از شاه کرد و در نتیجه صدها هزار زندانی سیاسی در اثر شکنجه عوامل شاه در زندان‌ها جان خود را از دست دادند، از مردم ایران عذرخواهی کند.
آمریکایی‌ها بایستی اعتراف کنند که صدام حسین را علیه ما تحریک کردند، در 30 سال گذشته تمامی سیاست آنها نسبت به ایران دروغ و تبلیغات سیاسی بود.
در کتاب قطور تاریخ جنایات آمریکا در ایران صفحات ناشناخته بسیاری وجود دارند، برای مثال چه کسی می‌داند که در سال 1963 از 15 هزار نفری که در تظاهرات اعتراض آمیز دستگیری امام خمینی، فقط 10 نفر به خانه بازگشتند.
30 سال است که 20 میلیارد دلار ایران در بانک‌های آمریکا مسدود شده است. آمریکا موظف است تا این مبلغ را با بهره آن به ما بازگرداند. آنها باید قول دهند که دیگر در توطئه علیه جمهوری اسلامی شرکت نخواهند کرد. نمی‌توان این مطلب را نادیده گرفت که دولت آمریکا رسماً بودجه‌ای برای «سرنگونی دولت ایران» در بودجه این کشور منظور کرده و با علم به این موضوع مذاکرات دیپلماتیک انجام داد.
آمریکا دموکراسی سازی خاورمیانه بزرگ را هدف خود اعلام کرده، در حالی که به سختی می‌توان کشور دموکراتیک‌تر از ایران را در منطقه پیدا کرد. ما بارهاست که انتخاباتی را برگزار می‌‌کنیم که نتایج آن کاملاً غیرقابل پیش‌بینی است.
در ایران یک نیروی سیاسی هم نیست که بدون پیش شرط آماده مذاکره با آمریکا باشد، حتی طرفدار مشهور دیالوگ با آمریکا، چون حسینعلی منتظری در زندان‌های شاه بوده و همانند دیگر نخبگان ایران از آمریکایی‌ها تقاضای عذرخواهی رسمی و پرداخت بدهی‌ها را دارد.
نیازی به غرب نداریم
*سؤال: چشم‌اندازهای سازمان همکاری‌های شانگهای در خاورمیانه چیست؟
**سجادی: سازمان همکاری‌های شانگهای دارای چشم اندازهای روشنی است. این سازمان قادر خواهد بود نقش مهمی در توسعه منطقه ایفا کند. فعلاً که کشورهای غربی حضور خود را در اینجا با لزوم تامین امنیت و توسعه اقتصادی خود توجیه می‌کنند، اما به مرور زمان رهبران منطقه‌ای می‌توانند این وظایف را بر عهده گرفته و دیگر هیچ بهانه‌ای برای دخالت در سیاست منطقه خاورمیانه باقی نخواهد ماند.
روزی دو فرد ثروتمند در همسایگی با یکدیگر زندگی می‌کردند. یکی از آنها تصمیم گرفت تا به امور خیریه پرداخته و به پیش همسایه خود رفت. او کیفی را که پر از سکه‌های مسی بود به همسایه خود پیشنهاد کرد. همسایه نیز صندوق گنج را باز کرد و از آنجا شمش طلا را بیرون آورد و گفت: خدا را شکر که به پول نیازی ندارم. وقتی دفعه بعد خواستی کسی را برای انجام امور خیریه پیدا کنی، یک فرد فقیر و بی بضاعت را پیدا کن و این هدیه ناچیز را نیز به او بده.
ما نیازی به غرب نداریم. ما خودمان می‌توانیم امنیت و شکوفایی منطقه خودمان را تامین کنیم. ما انرژی، مواد خام، نیروی انسانی و بازار در حال توسعه و رشد داریم. کمبود ما برنامه راهبردی است، برنامه‌ای همانند برنامه مارشال که باعث بازسازی اروپا در دوران پس از جنگ شد. فکر می‌کنم که رهبران سازمان همکاری‌های شانگهای می‌توانند برنامه جامع منطقه‌ای را تدوین کنند. این برنامه می‌تواند جایگزین وسترن سازی شود.
در راه توسعه روابط دوجانبه هیچ‌گونه مانعی نداریم
*سؤال: اگر این مطلب فقط بستگی به تهران داشت، در آن صورت تهران تا چه حدی می‌توانست در روابط خود با مسکو به پیش رود؟ آیا ایران، برای مثال آماده اتحاد نظامی و سیاسی است؟
**سجادی: ایرانی‌ها روسیه را کشوری متمدن تلقی می‌کنند، کشوری که به سلطه‌گری و تحمیل ارزش‌ها نمی‌پردازد. روسیه به انقلاب مردم ایران و اعتقادات و سنت‌های مسلمانان احترام می‌گذارد. ما از طریق منطقه خزر با یکدیگر همسایه بوده و منافع و تهدید‌های مشترک در افغانستان، آسیای میانه، دریای خزر و منطقه قفقاز داریم. ما مخالف حضور نیروهای مسلح خارجی در منطقه خودمان می‌باشیم... فکر می‌کنم که حتی بر اساس دو بند از این لیست می‌توانستیم دو کشور را متحد سیاسی تلقی کنیم. ما اصولاً در راه توسعه روابط دوجانبه هیچ‌گونه مانعی نداریم.
اما نخبگان ایرانی که در جهت تقریب سیاسی با مسکو تلاش می‌کنند، این مطلب را متوجه نمی‌شوند که چرا روس‌ها به غرب امید بسته‌اند. تجربه تاریخی ثابت کرده، رقبای سابق جنگ سرد تمایل دارند تا روسیه را ضعیف و تجزیه شده ببینند و به نظر برخی تحلیلگران ایرانی، چنین به نظر می‌رسد که مسکو برای اینکه توجه غرب را جلب کند حاضر است روابط خود را با شرکای منطقه‌ای قربانی کند.
برای این نکته هم مثالی به ذهنم رسید، یک نفر دو دوست داشت: یک دوست ثروتمند و دیگری کمی فقیر. او همیشه امیدوار بود از دوست ثروتمند خود دعوتنامه ضیافت دریافت کند، ولی همواره با بی اعتنایی و غرور مواجه بود. به همین خاطر متقاعد شد عواطف متواضعانه دوست فقیر خود که از صمیم قلب ابراز شده بود را پذیرا شود.
روابط تهران و مسکو اصولاً به انتخاب روسیه بستگی خواهد داشت. امام خمینی در سال 1989 در نامه خود به آقای گورباچف خصوصاً همین نحوه انتخاب را مطرح کرد.
رهبر مذهبی ایران به طور شفاف دیدگاه خود را در مورد اوضاع بیان کرد. ایشان اظهار داشت: «کشور شما ضمن دوری از کمونیسم می‌تواند دو راه یا توسعه ماتریالیستم غربی و یا راه معنویت را انتخاب کند. من امیدوارم کشور شما در نهایت راه معنوی را انتخاب کند». هر چه که خواست خداوند متعال باشد...

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات